مطالعات زیست بوم اقتصاد نوآوری
مطالعات زیست بوم اقتصاد نوآوری دوره 5 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اقتصاد دیجیتال بر بهره وری کل عوامل تولید (TFP) در استان های ایران، از رهیافت خودرگرسیون برداری کوانتایلی (QVAR) بر اساس چارچوب دیبولد و ییلماز (۲۰۱۲) استفاده کرده است. داده های پنل سالانه برای ۳۱ استان در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ جمع آوری شده و متغیرهایی مانند شاخص بهره وری، تعداد کاربران تلفن ثابت و موبایل (phnsub و mobsub)، تراکنش های مالی، پرداخت الکترونیک، تحریم، شاخص اقتصاد دیجیتال (DIGECO) و بانکداری الکترونیک (EBANK) تحلیل شده اند. تحلیل در کوانتیل های ۲۵، ۵۰ و ۷۵ درصد انجام گرفته و اثرات سرریز نوسانات در شرایط عادی، پایین و بحرانی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، شاخص کل اتصال در کوانتیل ۵۰ درصد (69/71) بیشترین مقدار را دارد، که بیانگر پایداری بیشتر در شرایط متوسط است. متغیرهای DIGECO و EBANK اغلب نقش انتقال دهنده نوسانات را ایفا می کنند، در حالی که phnsub و mobsub دریافت کننده هستند. تحت شوک فن آوری (۱۳۹۵)، وابستگی بهره وری به زیرساخت های دیجیتال افزایش یافته و نابرابری های استانی تشدید می شود. تحلیل ها نشان داد که اقتصاد دیجیتال بهره وری را از طریق سرریز دانش تا ۱۵ درصد افزایش می دهد، به ویژه در مناطق با زیرساخت دیجیتال قوی تر. همچنین، تحریم ها به عنوان عامل خارجی، تأثیر منفی بر اتصال متغیرها در کوانتیل های بالا دارند. این یافته ها با مطالعات پیشین مانند برینجولفسون (۲۰۱۷) و ژانگ (۲۰۲۲) همخوانی دارد و بر تأثیر مثبت اقتصاد دیجیتال بر TFP تأکید می کند، هرچند چالش هایی مانند پارادوکس بهره وری و تحریم ها وجود دارد. در نتیجه، سیاست گذاران باید بر سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال، کاهش شکاف دیجیتال و آموزش نیروی کار تمرکز کنند تا بهره وری پایدار افزایش یابد.
تأثیر آموزش های کارآفرینی بر رفتارکارآفرینانه با نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه: مطالعه ای در بین دانشجویان آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی مدل علّی روابط میان آموزش های رسمی و غیررسمی کارآفرینی با رفتار کارآفرینانه با تأکید بر نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه در میان دانشجویان نظام آموزش عالی ایران بود. این مطالعه درصدد است تا به فهم بهتری از چگونگی تأثیر انواع آموزش های کارآفرینی بر رفتارهای کارآفرینانه نسل جوان کشور دست یابد. این پژوهش به روش توصیفی - همبستگی و با رویکرد کمی انجام گرفت. در این راستا، رابطه ساختاری میان آموزش های رسمی و غیررسمی کارآفرینی و رفتار کارآفرینانه از طریق تدوین و آزمون یک مدل علّی مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان نظام آموزش عالی ایران بود که ۵۰۶ نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس (به صورت آنلاین) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه استانداردی برای سنجش ویژگی های فردی، میزان برخورداری از آموزش های رسمی و غیررسمی کارآفرینی، سطح هوشیاری کارآفرینانه و رفتارهای کارآفرینانه بود. روایی و پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای SPSS (نسخه ۲۶) و SmartPLS (نسخه ۴) و با بهره گیری از روش مدل سازی معادلات ساختاری صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش های رسمی و غیررسمی اثر مثبت و معناداری بر رفتار کارآفرینانه دارند، اما آموزش رسمی تأثیر قوی تری نسبت به آموزش غیررسمی داشت. همچنین، نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه در این ارتباط به طور معناداری تأیید شد. براساس یافته ها، می توان نتیجه گرفت که آموزش های رسمی و غیررسمی با پرورش ذهنیت کارآفرینانه و ارتقای مهارت های ضروری، بستر لازم برای تقویت رفتارهای کارآفرینانه در دانشجویان را فراهم می کنند.
توسعه شرکت های دانش بنیان با رویکرد بازارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر توسعه شرکت های دانش بنیان در کشور و شناسایی عوامل موثر بر بازارگرایی در این نوع شرکت ها می باشد. در این پژوهش که از نوع کاربردی است، داده ها به شیوه توصیفی- پیمایشی گردآوری شده اند. رویکرد این پژوهش از نوع آمیخته است که در بخش کیفی پس از بررسی های کتابخانه ای اولیه، عوامل مؤثر بر بازارگرایی در شرکت های دانش بنیان با استفاده از روش دلفی و پرسشنامه محقق ساخته به تأیید خبرگان رسید. جامعه مورد مطالعه در این بخش از پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای آشنا با موضوع است که به صورت غیراحتمالی و قضاوتی انتخاب شدند. در ادامه، در بخش کمّی پژوهش جهت سنجش روایی مدل از تحلیل عاملی تأییدی توسط نرم افزار Smart PLS 3 استفاده گردید. جامعه مورد مطالعه در این بخش نیز 365 نفر از مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان فعال در استان خراسان بزرگ و استان سیستان و بلوچستان بودند که به روش تصادفی خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. درنهایت، نتایج پژوهش نشان داد که پنج دسته عوامل رقابت گرایی، مزیت گرایی، مشتری گرایی، نوآوری گرایی و فناوری گرایی بر بازارگرایی شرکت های دانش بنیان در کشور مؤثر می باشند.
بازاریابی نوآورانه انسان به انسان در زیست بوم اقتصاد خدمت محور گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره وری و توسعه گردشگری سلامت در اقتصاد خدمت محور نیازمند هماهنگی و تعالی فعالیت های بازاریابی تمامی بازیگران این صنعت در قالب ساختاری کارآمد و مبتنی بر نوآوری های علمی است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی جامع بازاریابی گردشگری سلامت و نگاشت نهادی آن با استفاده از پارادایم نوین انسان به انسان است. در این راستا ضمن بررسی وضعیت موجود نهادی، خلاءهای آن شناسایی و پیشنهادهایی برای بهبود شرایط ارائه گردید. این پژوهش در دو بخش نظری و توصیفی انجام شده و از روش های کیفی برای گردآوری و تحلیل داده ها استفاده کرده است. در بخش اول الگوی بازاریابی انسان به انسان ارائه شده توسط کاتلر و همکاران (2021) تحلیل محتوای کیفی شده و چارچوبی اولیه برای طراحی پروتکل مصاحبه به منظور جمع آوری داده های تجربی حاصل گردید. در مرحله میدانی، اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 تن از خبرگان و متخصصان حوزه های بازرگانی، گردشگری و خدمات مرتبط با گردشگری سلامت جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت نظری و با روش گلوله برفی انجام گرفت و حجم نمونه بر مبنای منطق اشباع نظری تعیین شد. داده ها با استفاده از روش داده بنیاد ظاهرشونده (گلیزری) تجزیه و تحلیل شد و الگوی تجربی بازاریابی انسان به انسان در صنعت گردشگری سلامت حاصل گردید. در مرحله نگاشت نهادی نیز داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی (توسط پرسشنامه) جمع آوری شد. پژوهشگران با تحلیل محتوای منابع و پرسشنامه های توزیع شده میان 8 خبره، بازیگران متناسب با کارکردهای الگوی جامع را شناسایی و نگاشت نهادی وضع موجود را گزارش نمودند. پژوهشگران ضمن ارائه الگوی جامع بازاریابی انسان به انسان در گردشگری سلامت، بازیگران متناسب با کارکردهای نظام جامع را شناسایی و خلاءهای نهادی را یافته و گزارش نمودند. نتایج نشان دهنده خلاءهای نهادی در حوزه هایی مانند هماهنگی و یکپارچه سازی، داوری اختلافات، قوانین عدالت توزیعی، سند توسعه پایدار، آینده پژوهی، نوآوری، و طراحی نظام جامع بازاریابی این صنعت را شامل می شود. پژوهشگران با ارائه چارچوبی یکپارچه و نوآورانه، به شناسایی این خلاءها و رفع آن ها از طریق پیشنهادات کاربردی پرداخته اند.
تحلیل کیفی چالش ها و انتظارات کاربران در بازیابی آیین نامه ها و مقررات شرکت های دانش بنیان: مطالعه موردی استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل کیفی چالش ها و انتظارات کاربران در فرایند بازیابی قوانین و آیین نامه های شرکت های فناور و دانش بنیان در پارک علم فناوری خراسان رضوی انجام شد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که دسترسی سریع، دقیق به آیین نامه ها، زمینه ساز تصمیم گیری بهینه و ارتقای عملکرد این شرکت ها است. روش پژوهش کیفی و از نوع مطالعه موردی بود. داده ها از طریق جلسات تمرکز گروهی در سه گروه شرکت های رشد مقدماتی، رشد و رشد یافته و با حضور کارشناس شرکت های فناور و دانش بنیان جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA انجام شد. پس از استخراج مقوله ها از مصاحبه های شرکت کنندگان، به منظور تعیین اولویت ها، مقوله ها در قالب پرسشنامه به شرکت کنندگان ارسال شد تا اولویت مقوله ها را تعیین کنند. نتایج نشان داد که کاربران عمدتاً با مشکلاتی از جمله عدم دسترسی به نسخه های به روز آیین نامه ها، پراکندگی منابع، پیچیدگی فرایندهای جستجو، و نبود مشاوره تخصصی مواجه هستند. همچنین، نیاز به دسترسی متمرکز و آسان، وجود راهنمایی های کاربردی، آموزش و مشاوره، و توسعه ابزارهای دیجیتال برای تسهیل فرایند بازیابی آیین نامه ها به شدت احساس شد. این مطالعه نشان داد که بهبود زیرساخت های دیجیتال، طراحی سیستم های یکپارچه بازیابی اطلاعات، و ارائه خدمات پشتیبانی آموزشی و مشاوره ای می تواند نقش بسزایی در افزایش رضایت کاربران و بهره وری شرکت های دانش بنیان داشته باشد.
بررسی نقش تعدیلگری قابلیت نوآوری در تأثیر ارتباطات سیاسی بر سرمایه گذاری زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مشکلاتی که امروزه جوامع بشری بواسطه صنعتی شدن با آن روبرو هستند، مشکلات زیست محیطی است. رویکردهای توسعه پایدار به عنوان یک راهکار مهم برای ذینفعان محسوب شده و اکثر شرکت ها در راستای دستیابی به توسعه پایدار اقدام به فعالیت های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی می نمایند که این امر تضمینی بر تداوم فعالیت آنها در بازارهای رقابتی می باشد. شرکت ها برای ایفای مسئولیت اجتماعی خود، باید بخشی از منابع خود را برای کاهش مشکلات زیست محیطی سرمایه گذاری نمایند. سرمایه گذاری زیست محیطی در شرکت ها معلول عوامل مختلفی مانند الزامات قانونی، کسب شهرت، مسئولیت پذیری و عملکرد رقبا می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر قابلیت نوآوری در تأثیر ارتباطات سیاسی بر سرمایه گذاری زیست محیطی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. اطلاعات گردآوری شده از 170 شرکت بورسی در دوره زمانی 1394 تا 1401 با بهره گیری از روش رگرسیون لاجیت باینری مورد آزمون قرار گرفته است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پس رویدادی است و از روش های توصیفی- همبستگی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها حاکی از این است که ارتباطات سیاسی بر سرمایه گذاری زیست محیطی تأثیر مثبت و معناداری دارد و نیز قابلیت نوآوری شرکت باعث تضعیف تأثیر مثبت ارتباطات سیاسی بر سرمایه گذاری زیست محیطی شرکت های نمونه شده است. با توجه به یافته های پژوهش باید گفت ارتباطات سیاسی باعث افزایش انگیزه فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی و زیست محیطی می گردد. همچنین ایجاد و بهبود قابلیت نوآوری در بستر سرمایه گذاری های شرکت به عنوان یک ابزار پیشگیری عمل نموده و باعث کاهش هزینه های زیست محیطی و بهبود رقابت پذیری شرکت ها می شود.