ورود اندیشه تجدد گرایانه غربی تاثیرات مهمی در ساختارهای جامعه ایران گذاشت. یکی از عرصه هایی که به دنبال ورود اندیشه جدید غرب متحول شد، پزشکی بود. می توان ورود این اندیشه ها را معیاری برای تقسیم بندی طب به دو دوره طب سنتی و طب مدرن قلمداد کرد.حضور اطبای فرنگی مسیونرهای پزشکی در دربار قاجاریان، اعزام محصل به اروپا برای تحصیل طب جدید، ایجاد مدرسه طب دارالفنون و تشکیل کمیسیون پزشکی آن، ایجاد مجلس حفظ الصحه، تالیف کتب طبی، تصویب قوانین طبابت از سوی مجلس دوماز جمله عوامل رونق طب جدید در دوره قاجار شد. البته در این دوره نیز طب سنتی در کنار طب جدید به حیات خود ادامه داد.با تقویت جریان تجددگرایی، روند تحول طب سنتی به طب نوین نیز تشدید شد و نمودهای عینی این تحول با تقویت جریان تجددگرایی را می توان در تاسیس بیمارستان های عمومی و تخصصی دوره قاجار به روشنی مشاهده کرد.با توجه به تحولات و دگرگونی های اساسی در مسیر طب و طبابت در دوره قاجار این مقاله درصدد پاسخگویی به پرسش های زیر است:1- طبابت سنتی چه ویژگی هایی داشت و چرا نتوانست نیازهای درمانی جامعه قاجار را برآورده سازد؟2- چه عواملی در تاسیس بیمارستان ها به شیوه های جدید در تهران دوره قاجار موثر بودند؟3- نقش اطبا خارجی یا اطبا ایرانی در اداره بیمارستان ها چه بوده است؟پاسخ واقع بینانه به پرسش های مطرح شده در این پژوهش کمک می کند تا به تاریخچه تحول طب سنتی و عبور پرفراز و نشیب آن تا رسیدن به طب نوین پی برده و زمینه هایی که برای شکل گیری یک نظام درمانی مناسب با نیاز و شرایط اجتماعی و فرهنگی شده بود را بازسازی کنیم.بدین منظور نخست به دستاوردها و پیشرفت های علمی که علت عمده روی آوری به تمدن نوین بود، پرداخته و سپس در همین رابطه به اوضاع اجتماعی ایران روزگار قاجار می پردازیم.
حضور جدی علمای دینی در عرصه های اجتماعی و ارتباط بازار با ایشان از یک سو و استقلال نهادی و اقتصادی آنان از سوی دیگر سبب گردیده اند نقش علمای دینی در تحولات ایران معاصر، بسیار عمیق و گسترده گردد، به نحوی که در سطح «رهبری» جریانات استبدادستیزی و استعمارستیزی ظاهر شوند. درک ضرورت تغییرات و اصلاح ساختار حکومتی موجود در ذهنیت علمای دینی همواره با لحاظ فرهنگ ایرانی ــ اسلامی این مرز و بوم همراه بوده است و لذا تفسیر و تحلیل تحولات کشور و جهت بخشی بدانها نزد ایشان، به صورتی خاص و متناسب با شرایط هر مقطع زمانی تغییر کرده است. جنبش مشروطه به عنوان جنبشی فراگیر نمی توانست بدون مساعدت علمای دینی و ارتباطات و پایگاههای اجتماعی و اقتصادی آنان به منصه ظهور برسد. مطالعه موردی این روند در مراکز تاثیرگذار در جنبش مشروطه، واقعیت پیش گفته را آشکار می سازد. در این مقاله، نقش آیت الله آقانورالدین عراقی در مشروطه خواهی اراک بررسی شده است.
تلاش برای اتحاد دنیای اسلام سابقه ای طولانی دارد. فعالیتهای سیدجمال الدین اسدآبادی در این راستا، برگی درخشان در تاریخ تحولات اتحاد جهان اسلام محسوب می شود. این مقاله، پیوست حکومتها به او و نیز گسست آنها را از وی، در مسیر غایت مذکور مرور کرده است.