ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۹۸۷ مورد از کل ۹۸۷ مورد.
۹۸۱.

نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار با تأکید بر متاورس و مدل سازی معادلات ساختاری؛ نمونه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
رشد پرشتاب فناوری های نوین و ظهور متاورس به عنوان بستری نو برای تعاملات انسانی، افق های تازه ای در عرصه طراحی و برنامه ریزی شهری گشوده است. این محیط های مجازی تعاملی می توانند ضمن گسترش فضاهای اجتماعی دیجیتال، در ارتقای ابعاد اجتماعی پایداری شهری نیز مؤثر واقع شوند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار کلان شهر تبریز با تأکید بر شهر متاورس انجام گرفته است. از منظر هدف، پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، کمی و پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه و از میان جامعه ای متشکل از خبرگان حوزه شهرسازی و فناوری جمع آوری شد و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعامل متاورسی تأثیری مثبت و معنادار بر ابعاد مختلف پایداری اجتماعی دارد و بیشترین نقش آن در تقویت احساس امنیت ادراک شده و اعتمادنهادی مشاهده شد. همچنین ابعاد مشارکت شهروندی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و تعلق مکانی به عنوان مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی شناسایی شدند که در چهارچوب طراحی شهری مبتنی بر متاورس، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های متاورس می تواند رویکردی نو در جهت تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش عدالت فضایی و ارتقای پایداری اجتماعی در کلان شهرهای آینده، به ویژه تبریز فراهم آورد.
۹۸۲.

بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.
۹۸۳.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۷
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۹۸۴.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.
۹۸۵.

ارزیابی اثرگذاری نقاشی دیواری در فرایند طراحی مبلمان شهری و نقش آن در ارتقاء کیفیت منظر شهری؛ مطالعه موردی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله: هر رشت، مرکز استان گیلان، با دارا بودن سرمایه های غنی فرهنگی و طبیعی، ظرفیت تبدیل شدن به الگویی پیشرو در منظر شهری انسان محور را دارد. نقاشی های دیواری به عنوان عناصر پویای مبلمان شهری، می توانند با ایجاد پیوند میان حافظه جمعی و فضای معاصر، نقش کاتالیزوری در تقویت هویت مکانی ایفا کنند. هدف: سنجش تأثیر نقاشی های دیواری بر فرایند طراحی مبلمان شهری و ارتقای کیفیت منظر شهری رشت با محوریت چارچوب رلف (1976) و توان (1977) و تحلیل سه محور: هویت و حس تعلق، یکپارچگی بصری و ارائه راهکارهای طراحی مبتنی بر فرهنگ محلی و شرایط محیطی. روش: پژوهش توصیفی-تحلیلی و ترکیبی (کتابخانه ای و میدانی) است. ۲۸۳ پرسشنامه چهارگزینه ای میان ۶۴ شهروند در ۶ گروه سنی-اجتماعی توزیع شد. داده ها بر شاخص های هماهنگی فرهنگی، انطباق محیطی، کارکردهای هویتی، رسانه ای و زیبایی شناختی، و تعامل با مخاطب و محیط تحلیل شدند. یافته ها: آثار هم خوان با فرهنگ محلی (مانند نقاشی زنان برنجکار و میرزا کوچک خان) حس مکان و اصالت را تقویت کردند، اما آثار انتزاعی به دلیل گسست از زمینه تاریخی-فرهنگی توسط ۸۲٪ مخاطبان بی ارتباط ارزیابی شدند. نتیجه گیری: دیوارنگاره ها تنها با بازتاب زیست جهان محلی، انطباق محیطی و پاسخگویی به سلیقه مخاطبان می توانند نقش راهبردی در طراحی مبلمان و ارتقای منظر ایفا کنند. پیشنهاد اصلی، تبدیل آن ها به «کانون های تعامل اجتماعی» از طریق دستورالعمل مدیریتی مشارکتی است.
۹۸۶.

از اسطوره فرهنگ فقر تا واقعیت نظام های فقرزا: خوانشی انتقادی از زیست فرودستان در دولت آباد و کولی آباد کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: این پژوهش با رویکرد اتنوگرافی انتقادی، تجربه زیسته گروه های فرودست شهری در دو سکونتگاه خودانگیخته ی شهری دولت آباد و آقاجان کرمانشاه را واکاوی می کند. نقطه ی عزیمت این مطالعه، نقد گفتمان فرهنگ فقر به عنوان روایتی ایدئولوژیک است که فقر را محصول باورها و الگوهای رفتاری فقرا، نه نتیجه ی ساختارهای نابرابر اقتصادی–سیاسی، معرفی می کند. این گفتمان، در سیاست گذاری شهری ایران نیز، به ویژه از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به شکل های آشکار و پنهان بازتولید شده است. هدف: این نوشتار به بازخوانی روایت های ساکنان برای آشکارسازی پیوند میان تجربه فردی، ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت و الگوهای بازتولید فقر و نقد نگاه فرهنگ گرایانه به فقر می پردازد. روش: مطالعه حاضر با بهره گیری از مشاهده ی مشارکتی عمیق، مصاحبه های نیمه ساخت یافته (۴۸ مصاحبه در دولت آباد و ۳۹ مصاحبه در آقاجان) و یادداشت برداری میدانی، به بازخوانی روایت های ساکنان پرداخته است. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA و بر اساس چهار شاخص اصلی ذهنیت حاشیه نشین، بازتولید نسلی فقر، برچسب زنی و انگ اجتماعی و مقاومت فرهنگی و سازگاری انجام شد تا پیوند میان تجربه فردی و ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت، و الگوهای بازتولید فقر آشکار گردد یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو محله در بستر محرومیت ساختاری و طرد فضایی شکل گرفته اند، اما مسیرهای زیست و مقاومت در آن ها تفاوت های معناداری دارد. دولت آباد با معابر عریض تر، بازارچه های محلی و شبکه های اجتماعی متنوع، فضایی برای کنش اقتصادی خرد و بازتعریف هویت مکانی ایجاد کرده است. در مقابل، آقاجان با زیرساخت های محدود، انسداد دسترسی و کمبود فرصت شغلی پایدار، بازتولید نسلی فقر را تشدید و ظرفیت سازگاری را کاهش می دهد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد فقر نه «فرهنگیِ گریزناپذیر»، که «فرآیندی فقرزا»ست که در پیوندِ ساختار–فضا–قدرت شکل می گیرد. هر جا ساختِ فرصت به سود تهیدستان تغییر کند، فرهنگ نیز تغییر می کند؛ و این همان درس مرکزی قوم نگاری انتقادی برای برنامه ریزی شهری است: تغییر فضا، سیاستِ مؤثرِ تغییر فرهنگ است.
۹۸۷.

شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، مورد مطالعه: شهرک طرق مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه: با پیدایش مسائل جدید شهری و ناکامی طرح های توسعه شهری در قرن بیستم، مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی شهری اهمیت یافت و مشارکت عمومی به یکی از عناصر مهم آن بدل گشت. این مشارکت نه تنها به بهبود کیفیت تصمیم گیری ها کمک می کند، بلکه حس تعلق شهروندان به محیط زندگی شان را نیز تقویت می نماید. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در برنامه های توسعه شهری، به بررسی دلایل تمایل و انگیزه ساکنان شهرک طرق مشهد به مشارکت در برنامه های توسعه محله خود پرداخته و می کوشد با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای ارتقای سطح مشارکت و بهبود فرآیندهای برنامه ریزی شهری ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش با استفاده از ترکیب شیوه های توصیفی-تحلیلی و موردی انجام شده است. شاخص های مشارکت شهروندان با استفاده از مرور ادبیات نظری استخراج و روایی محتوایی و صوری آن ها توسط پنج نفر کارشناس خبره تأیید گردید. به منظور گردآوری داده ها پرسشنامه ای با 25 گویه در دو مرحله و به صورت تصادفی بین ساکنان شهرک طرق توزیع گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن، تحلیل عامل اکتشافی و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. یافته ها و بحث: اگرچه تمایل ساکنان شهرک طرق به مشارکت در سطح پایینی است؛ اما تمایل به اظهارنظر در مورد طرح ها و برنامه های محله خود دارند. عوامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان در شهرک طرق در قالب چهار عامل شناسایی و دسته بندی شده است. این عوامل به ترتیب اولویت در جهت افزایش میزان مشارکت شهروندان عبارت اند از: 1- رضایت و اعتماد به مسئولین، 2- فرهنگ سازی به معنای آموزش فرهنگ مشارکت، 3- اطلاع رسانی و شفافیت به معنی قرار گرفتن شهروندان در جریان امور محلی و 4- آگاهی از وضعیت محلی. نتیجه گیری: اعتمادسازی، فرهنگ سازی، اطلاع رسانی شفاف و ارتقای آگاهی عمومی محورهای کلیدی در ارتقای مشارکت شهروندان به شمار می روند. توجه به این عوامل می تواند زمینه ساز گذار از مشارکت تشریفاتی به مشارکت واقعی و تقویت دموکراسی شهری شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان