فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعیین حدود مناطق جغرافیایی در ادوار مختلف تاریخی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرزبندی های سیاسی – جغرافیایی گاه بر اتفاقات تاریخی اثر گذارده است. از این رو تعیین حدود یک ایالت یا منطقه، رسالتی بر تاریخ نگاران و مورخان است. مغستان از جمله نواحی خاص جغرافیایی است که حدود آن در منابع به طور دقیق مشخص نگشته است. غالب منابع و تحقیقات جدید، مغستان را تنها حاشیه ساحلی می دانند. این مقاله در صدد است تا ضمن بررسی وجه تسمیه مغستان، حدود و موقعیت دقیق جغرافیایی این ناحیه را تبیین کرده، پاره ای از وقایع سیاسی – اجتماعی ناحیت را بررسی کند.
رویارویی اعیان خراسان و ماوراءالنهر با سیاست های مالی سامانیان و غزنویان با تاکید بر سیاست های مالی ایشان در نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های مالی در بخش عمده ای از دوره سامانی و نیز سراسر عهد غزنوی ظالمانه بود و در این دوره، ستم بسیاری بر رعایا و به ویژه اعیان زمیندار می رفت. خراج سنگین و دیگر تعدی ها و مطالبات مالی در این دو دوره که حدود یک سده در خراسان به طول انجامید، اموال و زمین های بسیاری از طبقات مختلف مردم به ویژه اشراف را دستخوش چپاول و مصادره ساخت.
بررسی سیاست های مالی در این دوره نشان می دهد؛ از زمانی در دوره سامانی که عواید خراج و برخی قوانین مالیاتی نو به سپهسالار و سپاهیان بخشیده شد، تعدی های مالی و خراج سنگین و مصادره املاک در خراسان ـ که از روزگاری کهن وجود داشت ـ شدت گرفت. این وضع در دوره غزنوی به اوج خود رسید. این سیاست های مالی، بیشتر اعیان یا اشراف ثروتمند را در معرض آسیب قرار داد.
نیشابور در دوره سامانی و غزنوی مرکز گردآوری خراج (به معنای عام آن: درآمدهای حکومت) در خراسان به شمار می رفت؛ از همین رو، مصادیق این ستم های مالیاتی بر اشراف و عامه نیشابور بیش از دیگر شهرهای قلمرو سامانی و غزنوی در منابع نمود یافته است. در اثر این ستم های مالی، اعیان خراسان و ماوراءالنهر از جمله نیشابور برای سرنگونی این دو حکومت به تکاپو پرداختند.
خاندان بنوالیاس در کرمانو مناسبات آنها با سامانیان و آل بویه (357-317ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوعلی محمد، فرزند الیاس (و از نوادگان احمدبناسدبن سامان)از جمله فرماندهان امیر نصردوم سامانی بود که توانست در اوایل قرن چهارم هجری قمری با استفاده از خلاء قدرتی که در نواحی جنوب شرقی ایران ایجاد شده بود، علم طغیان برافرازد. وی به سال (317ق) وارد کرمان شد و حکومتی بهنام آلالیاس یا بنوالیاس تأسیس کرد. حکومتی که تا سال (357ق)تداوم یافت. در این زمان بهدلیل حضور دو قدرت آلبویه و سامانیان، بنیالیاس در طول مدت فرمانرواییشان با این دو حکومت درگیر بودند تا اینکه سرانجام کرمان ضمیمه حکومت آل بویه گردید. نوشتار حاضر بر آن است تا در حد توان دو مسئله اساسی را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد: نخست بررسی زمینههای قدرتگیری خاندان بنیالیاس در ایالت کرمان و سپس بیان چگونگی روابط این حکومت محلی با دو حکومت قدرت مند آل بویه و سامانیان.
حرفه، همزیستی و پیوندهای محلی: عوامل ریشه دواندن سلسله ی تمّامی در شیراز دوره ی قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنّوع منابع و تکثّر اخبار سبب شده است تا گروهی از محققان قاجارپژوه با استناد به کتب تاریخی و سفرنامه ها عنوان شیخ الاسلامی را استمرار منصبی قدیمی در دیوان سالاری ایران اسلامی تلقی نمایند، که تا دوره ی قاجاریه ساز وکار دیوانی مشخص خود را حفظ کرده است؛ و برخی دیگر، بر پایه ی مطالعات موردی و خُرد چنین نتیجه گیری کنند که، در منطقه ای مشخص، شیخ الاسلامی صرفاً لقبی بازمانده از منصبی در دوران پیش از قاجاریه بوده است. این تحقیق در صدد برآمده است، با تکیه بر منابع دست اول محلی آشکار سازد، آیا اشخاصی که شیخ الاسلام شیراز در طول دوره ی قاجاریه بوده اند، صرفاً لقب شیخ الاسلامی داشته اند، یا در این شهر سازوکار معینی را دنبال می نموده اند؟ این بررسی نشان می دهد که خاندان تمّامی، نه تنها لقب شیخ الاسلامی شیراز و توابع آن را رسماً در اختیار داشته اند، بلکه در سایه ی رسیدگی به امور شرعی، همزیستی و اقامت در کانون مذهبی و اقتصادی این شهر، و پیوندهای محلی ای که با خاندان ها و خانواده های معتبر ساکن مرکز سیاسی - اقتصادی ولایت فارس برقرارکردند، توفیق یافتند تا سال به سال پایگاه اجتماعی و اقتصادی خویش را ارتقاء بخشند. خصوصاً، که بین سال های 1220 تا 1323 ه .ق، تولیت و نظارت بر برخی از موقوفات شیراز و مرودشت را به دست آورند؛ موفقیتی که برای کم تر مجتهدی در طول این دوره دست داد. به هرحال، روندی که می رفت بر اثر آن روز به روز این خاندان فربه تر شود، سرانجام، در پی وقوع مشروطیت و تأسیس نظام دیوان سالاری متجددانه متوقف شد.
دارالفنون رضوی ایده ای برای مقابله با فعالیت های هیئت تبشیری پرس بی تریان در مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسیونرهای آمریکایی از اواخر دوره قاجار در مشهد به فعالیت پرداختند و هیئت تبشیری پرس بی تریان در مشهد ابتدا مریضخانه ای ایجاد و از سال 1301 ش/1342 ق/1923 م با خرید زمینی وسیع در محله پاچنار طرح بزرگی را برای ساخت مدرسه و کلیسا پی ریزی کرد. این اقدام مسیونرهای آمریکایی واکنش های مختلفی از سوی علما، تجار و سایر مردم داشت که خواستار توقف فعالیت آنان شدند.
یکی از واکنش ها از سوی دکتر امیر اعلم رئیس حفظ الصّحه خراسان بود که برای مقابله با تبلیغات مذهبی و فرهنگی مسیونرهای آمریکایی پیشنهاد تأسیس دارالفنون رضوی را مطرح کرد. وی در این زمینه مکاتباتی با روحانیون، نمایندگان مجلس، رئیس الوزراء و نیابت تولیت آستان قدس داشت و توانست همکاری آنان را جلب کند. در این مقاله تلاش می شود علل و زمینه شکل گیری ایده دارالفنون رضوی، افکار و اندیشه های دکتر امیر اعلم درباره آن، ابعاد، ویژگی ها و اثرات این دارالفنون و سرانجام، علل ناکامی این ایده مورد بررسی قرار گیرد.
ناکامی اصلاحات امان الله خان و شکل گیری حکومت بچه سقّا (سقّو) در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت امان الله خان (1919 1929م) از نقاط عطف تاریخ کشور افغانستان به شمار می رود، زیرا موجب دگرگونی در ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی در این کشور گردید. از مهم ترین اقدامات بلندمدت وی، به دست آوردن استقلال کامل کشور افغانستان و حفظ سرحدات آن، پس از جنگ جهانی دوم، با موافقت دولت های انگلستان و شوروی بود. به دنبال گسترش مناسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و باز شدن دروازه های افغانستان بر روی فرهنگ، تمدن، اندیشه ها و افکار جدید، امان الله خان پس از استقلال در راستای حفظ پادشاهی خود، به ایجاد اصلاحاتی در ساختار حکومت افغانستان اقدام نمود. هم زمانی وی با حکومت رضاشاه در ایران و آتاتورک در ترکیه، که دست به اقدامات مشابهی زدند، وی را برای عملی کردن اصلاحات مورد نظرش ترغیب نمود. این مقاله با روی کردی جامعه شناسانه و با بهره گیری از نظریات چالمرز جانسون، به بررسی پی آمدهای این اصلاحات و تأثیر آن بر حکومت امان الله خان می پردازد. به نظر می رسد این اصلاحات در میان اقشار مختلف جامعه ی افغان آن روز پی آمد معکوس داشت و در نهایت، ناکامی اصلاحات امان الله خان و حاکمیت ارزش ها و هنجارهای جدید اجتماعی، به سقوط وی و دست یابی فردی از پایگاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار پایین تر به حکومت انجامید.
اوضـاع سیاسی خراسان از ورود اسلام تا پایان خلافت امویان
حوزههای تخصصی:
اعراب که ابتدا به دنبال فتوحات به ایران حمله کردند، خیلی زود به دنبال منافع اقتصادی برآمدند و با کشاندن اختلافات قبیله ای خود به خراسان، به قدرت دست یافتند. اما حرکت و قیام استقلال طلبانه علیه سلطه حاکمیت اموی و سپس علیه حاکمان عباسی، از سوی مردم مسلمان خراسان در مقاطع مختلف زمانی، به وقوع پیوست. شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی سرزمین های حاکمیت امویان به سمتی پیش رفته بود که یک تغییر بنیانی را اقتضا می کرد. شاید بتوان مهم ترین دلیل سرعت واژگونی بنی امیه را در خراسان، آشفتگی اوضاع اداری خراسان دانست. سقوط خراسان در نتیجه تغییراتی بود که در جامعه عربی خراسان به وجود آمده بود که بنیان اجتماعی خراسان را دگرگون ساخته بود. خراسان جدای از آن که از مرکز خلافت به دور بود، به عنوان منطقه بسیار مهمی در شرق، دچار آشفتگی های قبیله ای بود و در کنار آن بی توجهی و سرسری گرفتن تعلیمات احکام اسلامی موجب منفور شدن و در پی آن پیروزی عباسیان گردید.
تاریخ طبرستان و رویان و مازندران؛ تاریخ نگاری محلی در پارادایم سنتی
حوزههای تخصصی:
بحث در مورد تاریخ نگاری و به تبع آن تاریخ نگاری محلی از جمله موضوعات مهمی است که پیش روی مورخان قرار دارد. تاریخ نگاری محلی همانگونه که از نامش پیداست دارای جنبه های محلی بوده و با نگاه دقیق تر و جزئی تر به بررسی اوضاع منطقه موردنظر می پردازد. مازندران از جمله مناطقی است که در ایران به نوشتن تاریخ های محلی شهرت دارد. در طی تاریخ این منطقه تواریخ مختلفی به رشته تحریر در آمده است که تاریخ طبرستان و رویان و مازندران سید ظهیرالدین مرعشی یکی از مهم ترین آن هاست. این کتاب در اواخر قرن نهم هجری همزمان عصر تیموری به تالیف در آمده و مختصات تاریخ نگاری این دوره را داراست. مرعشی در این کتاب اوضاع مازندران را از دوران ساسانیان تا زمان خویش با تاکید بر حوادث سیاسی-نظامی مورد بررسی قرار می دهد. مهم ترین قسمت کتاب وی نیمه دوم آن یعنی دوره حکومت مرعشیان و خاندان های معاصر ایشان از جمله چلاویان، جلالیان و پادوسپانان است. او این بخش کتاب را با تکیه بر اسناد و مدارک و دیده ها و شنیده های خویش به رشته تحریر در آورده است. مرعشی در سه چارچوب فکری عمده به تشریح و تبیین موضوعات موردنظر خویش می پردازد. این عناصر به قرار زیر است: 1) رهیافت دینی و شیعی2) تقدیرگرایی3) اخلاقی نگری.
بررسی روابط تجاری ایران و چین در قرون چهارم تا هفتم هجری با تأکید بر شاهراه تجاری بلخ
حوزههای تخصصی:
مصدق در فارس «1299-1300»
حوزههای تخصصی:
مصدق از جانب مشیرالدوله به عنوان وزیر عدلیه معرفی شد و از اروپ ا وارد بوشهر شد، ولی هنگام عزیمت به تهران، به پیشنهاد مردم فارس به والیگری فارس منصوب گردید. مص دق در طول 6 ماهی که والیگری فارس را در اختیار داشت با آگاهی از وضعیت نابسامان فارس دست به اصلاحات اساسی در این ناحیه زد. مصدق به علت مخالفت با کودتا و ریاست وزرایی سیدضیاء الدین طباطبایی استعفا کرد و برای محفوظ ماندن از تعرض عوامل دولتی به بختیاری رفت. این مقاله به وضعیت فارس قبل از ورود مصدق به فارس و اقداماتی که وی برای امنیت و آبادانی فارس انجام داد، می پردازد.
رحله های محدثان نیشابور در سده های 3-6 ق و پیوند آن با معیشت ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیشابور در سده های 3ـ 6 ق رشد علمی چشمگیری یافت که با فراز و فرودهایی همراه بود. این پیشرفت علمی با شرایط مطلوب اقتصادی پیوند داشت. یکی از مصادیق وضع اقتصادی مطلوب در نیشابور در معیشت عالمان نمودار می شد و از این رو، پیشرفت علمی عالمان تا حدودی به معیشت آنان وابسته بود. در میان عالمان نیشابور، رشد محدثان بیش از دیگر عالمان به سطح معیشت آنان وابسته بود؛ زیرا این پیشرفت تا حدود بسیاری از طریق رحله به دست می آمد و رحله به ویژه رحله گسترده و اقامت طولانی برای تحصیل و سماع حدیث در شهرهای دیگر هزینه نسبتاً گزافی برای دانشجویان حدیث در بر داشت. بیش تر محدثان برجسته نیشابور در طول این سده ها از معیشت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند و به طبقه ثروتمند یا نسبتاً برخوردار تعلق داشتند.
تحلیل انتقادی روایت های فتح خوارزم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت تجاری، ثروت سرشار و وضعیت جغرافیایی برترخوارزم، موجب شد فاتحان مسلمان از همان سال های اولیه ی یورش به خراسان، به خوارزم توجه کنند.
حمله های شش گانه ی اعراب به خوارزم، در منابع تاریخی به صورت پراکنده و متفاوت روایت شده است. از سه لشکرکشی اول، داده های بسیار ناقصی دردست است که به دلیل محدود و یکتا بودن روایت، نقدپذیر نیستند. تنها ازسه حمله ی واپسین، روایت هایی با داده های متعدد و گاه متعارض در منابع نقل شده است، که یک حمله توسط یزید بن مهلب، و دو لشکرکشی دیگر به وسیله ی قتیبة بن مسلم انجام گرفت. این روایت ها با منشأهای متفاوت در چهار منبع مهم، یعنی آثار بلاذری، طبری، ابن اعثم و بیرونی، آمده است. روایت بیرونی، به دلیل منشأ آن، با روایت های سه گانه ی دیگر جهت گیری متفاوتی دارد. روایت های مورخان سه گانه ی نخست نیز، با وجود تفاوت درحجم داده ها، به دلیل تشابه درمنشأهای روایت، رویکردی طرفدارانه از حمله ی اعراب به دست می دهند. این مقاله درصدد است با بهره گیری از نقد روایت، به تحلیل انتقادی روایت های فتح خوارزم بپردازد.
براساس بررسی های انجام شده، به نظر می رسد مورخان سه گانه ی نخست، باوجود ارائه ی داده های متفاوت، به دلیل منشأ واحد خبر، نتوانسته اند روایت منصفانه ای از دو جناح قدرت ارائه کنند. آنان با موضع گیری طرفدارانه ی خویش درصدد مشروعیت بخشی به حملات قتیبه هستند. منابع، با خلط دو حمله ی قتیبه، از آن روایتی ارائه کرده اند که به علت بهره گیری ازروایت های متعدد، دارای ساختاری ناپیوسته و از نظر محتوا نامنسجم هستند.