تصویرگری روشی است که گوینده، با استفاده از آن، مفاهیم ذهنی مورد نظر خود را به شنونده منتقل و مانند تابلویی آنها را دربرابر او مجسم می کند. این روش در کلام حضرت، با انواع مختلف و به وفور به کار رفته و مفاهیم مختلف را برای مخاطبان خود ترسیم کرده است. تصاویر استفاده شده در کلام حضرت را می توان به انواع مختلف دسته بندی کرد. این تصاویر باتوجه به صور بلاغی به کاررفته در کلام حضرت و نیز شیوه های به کارگیری و عناصر سازنده این صور و ساختار و کارکرد و مضمون و محتوای این تصاویر به انواع مختلفی مثل تصویر زبانی، مجازی، جزئی، مفرد، بافتی، ساکن، متحرک، اثباتی، اتفاقی، تصویرسطح، اعماق و... تقسیم بندی می شوند. در این تصاویر، حقایق محض ترسیم شده است و این از ویژگی های کلام حضرت علی (ع) است که تصویر در خدمت واقعیت است.
صحیفه سجادیه یکی از متون دعایی مهم و زیبای اسلام است که علاوه بر مناجات پیشوای چهارم شیعیان، مطالب و مفاهیم بلند عرفانی نیز دارد. در بررسی و تطبیق مناجات صحیفه سجادیه با مناجات منثور فارسی، مشاهده می شود که پاره ای از مضامین این مناجات منثور، متأثر از صحیفه سجادیه است. در مقاله پیش رو، نتایج جستجوی نویسندگان در مناجات نامه های فارسی، با نظرداشت مضامین دعاهای صحیفه سجادیه، با سامانی نو عرضه شده است. در این پژوهش، با ارائه نمونه هایی بر مبنای روش توصیفی تحلیلی، نشان داده شده است که عارفان ایران زمین چگونه و چقدر، از نیایش های امام سجاد علیه السلام متأثر بوده اند.
کتب اربعه در میان کتب حدیثى شیعه به جهت قدمت، شمول روایات و اعتبار مؤلّفان جایگاه ویژه اى دارند و در این میان کتاب کافى از اعتبار خاصّى برخوردار است و محدّثان و فقیهان در موضوع میزان اعتبار روایات کافى در ضمن آثار خود بحثهایى مطرح و یا به صورت مستقل، کتابهایى را در این موضوع تألیف کرده اند.
علّامه نمازى شاهرودى کتاب الأعلام الهادیة الرفیعة فى اعتبار کتب الأربعة را در اثبات موثوق الصدور بودن تمام روایات کتب اربعه و صحت روایات آنها تألیف کرد. علّامه نمازى شاهرودى دلایل اعتبار روایات کافى را چنین مى شمارد: برگرفته شدن از اصول اربعمأة ـ موجود بودن تمام اصول حدیثى در زمان کلینى ـ شهادت مؤلّف بر صحت احادیث در خطبه کتاب ـ دستور امامان به پذیرش روایات ثقات ـ ستایش کافى از سوى عالمان شیعه.
کشف روش های مطالعاتی خاورشناسان در میراث حدیثی شیعه و رویکردی که آنان در هر کدام از ابزارهای روشیِ پژوهشِ خویش برگزیده اند، مقدمه رسیدن به مسائل دیگری؛ همچون: اندیشه ها و عرصه ها و سپس ارزیابی، تحلیل و نقد آنان است. مطالعات خاورشناسی در این حوزه به سه روش عمده تاریخی، تطبیقی و توصیفی تقسیم می شوند، که در هر کدام، رویکردهای خاصی را شاهد هستیم : در مطالعات تاریخی، دو رویکرد تحلیلی و تحلیل درون متنی، در مطالعات تطبیقی، دو رویکرد تاریخی تحلیلی و تحلیل درون متنی و در مطالعات توصیفی، چهار رویکرد تاریخی تحلیلی، تحلیل درون متنی، پدیدارشناسی، و ساختارشناسی. افزون بر این، در برخی موارد، شاهد تلفیقی از چند روش هستیم. مطالعه پیش رو، با تحلیل مجموعه فعالیت های خاورشناسان در میراث حدیثی امامیه، از ابتدا تا کنون و انواع گونه های پژوهشی ایشان در این حوزه، روش ها و رویکردهای روشی ایشان را استخراج، بررسی و تحلیل کرده، به ارزیابی این روش ها می پردازد .