این مقاله اثر شیوه آموزش ارزشهای دینی مبتنی بر دیدگاه منش پروری توماس لیکنا را در تربیت منش عفاف بررسی می کند. شیوه های آموزشی، روش تدریس و محتوی آموزسی مبتنی بر این دیدگاه برای گروه آزمایش و روش تدریس رایج برای گروه کنترل به کار رفته است. جامعه مورد مطالعه 100 نفر از دانش آموزان پسر مقطع دبیرستان غیر انتفاعی جاویدان شهر قم بودند که نمونه آن 28 نفر در دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از طریق ترسیم جدولهای توزیع فراوانی، نمودار درصدی (آمار توصیفی) و آزمون تی (آمار استنباطی) با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس به روش تحلیل واریانس یکراهه و همبستگی پیرسون انجام شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد میان برنامة درسی آموزش ارزشهای دینی مبتنی بر دیدگاه منش پروری و پرروش منش عفاف در دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد که نشان از تغییر نگرش و طرز تلقی دانش آموزان نسبت به این ارزش در ابعاد اهمیت عفاف، عفت گفتاری، پوششی، دیداری، شنیداری و جنسی است.
این نوشته، افزایش اثر بخشی آموزه های دینی را در چارچوب پاسخ گویی به مفاهیم زیباشناسی، نمادهای هنری، تربیت هنری و ارتباط آن ها با تربیت دینی بررسی نموده است. این مطالعه با روش علمی- مروری و با استفاده از مبانی دینی، ادبیات، هنر و زیباشناسی به شکل پژوهش تلفیقی به تجزیه و تحلیل سؤالات پژوهش و نهایتا استنتاج یافته های تحقیق پرداخته است.
این تحقیق نشان داد که 1. اوج مفهوم زیبا شناسی به زیبایی مطلق یعنی خداوند بر می گردد و گرایش به زیبایی ریشه فطری داشته و بر این اساس هنرو خلق آثار هنری جلوه بارز زیبایی است.2.یکی از مولفه های مرتبط با تربیت هنری و زیباشناسی، مفهوم نمادها است. نمادها به شکل بیان نمادین و در قالب رنگ، شکل، صدا و به اشکال عینی – تمثیلی و ذهنی در آیات قرآن در معنایی غیر ظاهری مثل ایمان، صبر و گذشت به کار رفته اند. 3. استفاده از هنرهای بصری مثل رنگ، گل و زیبایی های طبیعت، در تلفیق با هنرهای دیگر می تواند در تربیت دینی موثر باشد.
رویداد کربلا و عاشورا محصور به تاریخ و جغرافیا نیست و از جهات مختلف فرا تاریخی و فرا جغرافیایی قابل بررسی است . یکی از وجوه برجسته این رویداد راه های گوناگونی است که در برابر شخصیت ها و گروه های اجتماعی قرار گرفته و انتخاب هایی است که این شخصیت ها و گروه ها کرده اند . انسان موجودی انتخابگر است و پیوسته در برابر راه های گوناگون قرار می گیرد و دست به انتخاب می زند . این انتخاب ها سرنوشت انسان را در چارچوب مشیت الهی و قوانین حاکم بر هستی و نظامات عالم رقم می زند . اننخاب های انسان محصول چهار گروه عامل است : ادراکات ، تعلقات ، تمنیات و تربیت . از برجسته ترین انتخاب ها در ماجرای کربلا و عاشورا ، اننخاب مسلم بن عقیل در بحرانی ترین شرایط است ، انتخابی سرنوشت ساز . او در شرایطی که می توانست عبید الله بن زیاد را در خانه هانی بن عروه ترور کند ، به دلیل ممنوعیت ترور در آموزهای نبوی ، از چنین اقدامی امتناع ورزید و مسیر تاریخ با این عمل او به گونه دیگری رقم خورد . انتخاب شگفت مسلم بن عقیل که بر درکی عمیق از دین ، تعلق خاطر به ارزش های دینی ، جهت گیری و خواست حق طلبنانه و عدالت خواهانه ، و تربیت نبوی و علوی و آموزه های مدرسه حسینی استوار بود . مقاله حاضر به تبیین انتخابگری انسان و این نمونه برجسته انتخابگری در تاریخ بشر پرداخته و با رویکرد تحلیل تاریخی – روایی به بررسی این امر پرداخته است .