ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۶۹ مورد.
۴۱.

بلاغت تکرار در غزل سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۲۸
تکرار یا تکریر یکی از ویژگی های کلام است که در سطوح گوناگون معنایی، نحوی، واژگانی و آوایی قابل بررسی است. تکرار گاه اسباب ابتذال سخن است و گاه موجب اعتلای آن؛ لذا صرف وجود تکرار مایه سستی یا قوت کلام نیست و بسته به عوامل گوناگون قابل نقد و سنجش است. در کتب بلاغی قدیم، تکرار بیشتر در علم معانی و کمتر در حوزه بدیع مطمح نظر بوده است. در پژوهش های امروزین به تکرار، به عنوان یک صناعت ویژه، جدا از آرایه هایی چون واج آرایی، جناس یا امثال آن، کمتر پرداخته شده است. درحالی که این ویژگی، یکی از عناصر سبک ساز در آثار برخی شاعران است. سعدی از جمله سخنورانی است که تکرار –به ویژه واژگانی- در سخن او عنصری برجسته است و نقش مهمی در سخن سرایی و بلاغت وی دارد؛ اما به طور بایسته به این وجه از سخن سعدی توجه نشده است. این تحقیق در پی آن است که به رموز هنری تکرار به عنوان یک صناعت ادبی در غزل سعدی بپردازد. بدین منظور، کیفیت تکرار واژه ها در غزل سعدی در قالب دوازده شیوه و شگرد دسته بندی شد. این دسته بندی نشان می دهد که سعدی با کاربرد ترفندهای دوازده گانه موردنظر این پژوهش، در 72 درصد از موارد تکرار بلاغی ساخته است و در 28 درصد موارد نیز تکرار ساده. همچنین عمده تکرارهای او جزو مقوله دستوری اسم است و از آن میان «دل»، «سر» و «دوست» به ترتیب پربسامدترین آنها هستند.
۴۲.

نقد و تحلیل کارکرد مفاهیم و مصطلحات صوفیه در دیوان نزاری قهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۹
سعدالدّین بن شمس الدّین بن محمّد نزاری قهستانی، از شعرای نیمه دوّم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. خانواده نزاری از اسماعیلیانی بودند که از تهاجم مغول جان به دربردند. در دوره ای که او می زیست، حکومت الموتیان به وسیله مغولان ازبین رفته بود و اسماعیلیّه به خاطر عقایدشان در سختی و تنگنا به سرمی بردند و تحتِ تعقیب و آزار قرارمی گرفتند. نزاری شاعر و کارگزار درباری دو حکومت دست نشانده مغول، یعنی آل کُرت و مهربانی بود. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که نزاری الفاظ و مصطلحات صوفیه را به شیوه ای نمادین و با ظاهر صوفیانه و به منظور نشر افکار اسماعیلی به کارگرفته است یا آنکه عمیقاً تحتِ تأثیر افکار صوفیه قرارگرفته و شاعری صوفی محسوب می شود؟ حاصل تحقیق نشان می دهد نزاری به صورتِ تقیّه، برای حفظ جان خویش در زیر پوشش تصوف می زیست و برای آنکه مجال سخن و نشر عقیده داشته باشد به اصطلاحات عرفانی روی آورد، عرفان در آن روزگار، اندیشه رایج و مقبول بود. مراقبت دائمی نزاری در پنهان داشتن هویّت اسماعیلی خویش از حامیانش که ضدِاسماعیلی بودند، ناگزیر به گونه ای در آثارش انعکاس یافته است؛ بدین ترتیب که شاعر عقاید اسماعیلی خویش را به شیوه ای نمادین و یا تلویحی و به ظاهر با مفاهیم صوفیانه بیان کرده است. مقهور و متهم شدن نزاری در پایان کار نیز بیش از آنکه براثرِ حمایت از افراد اسماعیلی باشد به نوعی انعکاس اندیشه های اسماعیلی در اشعار اوست. خطوط فکری شاعر و تطابق آن با منابع اندیشه اسماعیلی آن دوره، همچنین نمایاندن هنر نزاری برای نشر پوشیده و بادوام عقیده، وجوه اشتراک و افتراق اندیشه او را با افکار صوفیانه نشان می دهد.
۴۳.

واسوخت در مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۱۹
قرن های هفتم و هشتم هجری و سبک عراقی به حضور شاعران نامدار معروف است. یکی از این شاعران، امیر حسینی هروی، صاحب چند منظومه عرفانی است. سی نامه یکی از منظومه های مهم عرفانی امیر حسینی هروی به شمار می رود که شامل نامه های ارسالی میان عاشق و معشوق است. نامه دوازدهم این مثنوی در اعراض عاشق از معشوق است که در اصل نامه ای واسوختی محسوب می شود. با این که واسوخت به معنای مصطلح از قرن نهم به بعد در ادبیات فارسی به وجود آمده است، اما در شعر برخی از شاعران دوره های قبل نیز نشانه هایی از این موضوع دیده می شود. نگارنده در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل مایه های واسوختی در نامه مذکور منظومه سی نامه هروی پرداخته است. برایند تحقیق نشان می دهد که نامه دوازدهم مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی در اصل واسوختی خطاب به معشوق است. اعراض و روی گردانی از معشوق، بیان بی وفایی معشوق، تهدید به جدایی و ترک معشوق، ذکر ظلم و جفای محبوب و درنهایت پناه بردن به ساقی به جای معشوق و ترجیح مستی و بی خبری مهم ترین عناصر واسوختی نامه مذکور است. دلیل وجود چنین مایه ای در شعر امیر حسینی هروی را می توان سنت نامه پردازی و نامه نگاری که به صورت ده نامه نویسی و سی نامه نویسی در ادبیات نمود یافته است، دانست.
۴۴.

بازتاب واژگان خراسانی در مثنوی معنوی (دفتر اول و دفتر دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۳۳
مثنوی معنوی که به قرآن عجم معروف است، سرشار از واژگانی است که در زبان گویشوران خراسان بزرگ به صورت زنده به کار می رود. در این پژوهش با ذکر نمونه هایی از گویش های مختلف خراسان شامل سبزواری، قاینی، مشهدی، تاتی، بیرجندی و با آوردن شواهدی از مثنوی ثابت کرده ایم، واژگانی که به نظر متروک و تاریخی می رسند هنوز در گویش های خراسان زنده و پویا هستند و زبان مبدأیی که مولوی با خود از شرق به غرب برد در کنار زبان مقصد که با آن با دیگر مردمان ارتباط برقرار می کرد، منسوخ و کم رنگ نشد، برعکسِ لغات ترکی که در آثار مولانا به ندرت به کار رفته است. به نظر می رسد، مولوی با آوردن این حد از واژگان، به شکلی خودآگاه یا ناخودآگاه می خواسته است، ضمن زنده نگه داشتن زبان مادری خویش، غربت و دوری از وطن و برخی گرایش های نهانی خود را نیز انعکاس دهد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولوی علاقه خویش را به به زبان مادری خود در کاربرد معنادار واژگان بیان می کند. علاوه برآن، با تأمل بیشتر می توان دریافت که بسیاری از این واژگان با گذر زمان، رنگ کهنگی به خود نگرفته اند و در شمار میراث ماندگار و پایدار فرهنگی ما هستند و از مقوله های مناسب الگوسازی در تقویت هویّت ملی و زبان معیار هستند و نقش ب سزایی در ایجاد وحدت و یکپارچگی قومی و ملّی و نشاط فرهنگی دارند که در بافتی هدفمند به کار رفته اند. همچنین می توان با این روش واژگانی را که مخصوص به گویش های خراسانی هستند، مستند کرد و به مفهوم دقیق و درست واژگان و فهم و یادگیری مثنوی معنوی نزدیک تر شد.
۴۵.

تحلیل و بررسی انسجام و هماهنگی انسجامی دو داستانک از مثنوی معنوی بر اساس نظریه انسجام هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
یکی از مسائلی موردتوجه تحلیل گران متن، انسجام متن است. هلیدی از زبان شناسانی است که علاوه بر توجه به معناگرایی و بافت موقعیت و کارکردهای متن، به انسجام متن نیز توجه کرده است. در این مقاله توصیفی-تحلیلی براساس نظریه نقش گرای هلیدی، عوامل انسجام متن، در دو داستانک از مثنوی مورد ارزیابی قرارگرفته است و نگارندگان در این جستار بر آن هستند تا نشان دهند، مثنوی مولوی، قابلیت های زبانی و انسجام دستوری، واژگانی و پیوندی شایسته ای دارد و این نظریه را می توان برای مشخص کردن میزان انسجام و هماهنگی انسجامی در متون نظم روایی به کار گرفت. یافته های داستانک عاشق و معشوق نشان می دهد که بیشتر فرایندها، مادی هستند و حذف و ارجاع در انسجام دستوری و تکرار در انسجام واژگانی و رابطه سببی در انسجام پیوندی این متن غلبه دارند؛ ولی در داستانک بقال و طوطی، غلبه با فرایندهای ذهنی و سپس مادی است و جایگزینی و حذف و ارجاع از عوامل انسجام دستوری، نقش مهمی در فضاسازی و ساخت محور عمودی دارد. باهم آیی و تکرار چندان مشهود نیست، ولی پیوندهای تقابلی و سببی و زمانی با قوت تمام به کار گرفته شده اند. گفتمان برتری عشق و ناتوانی عقل، هر دو متن را منسجم تر کرده اند که با کلیت مثنوی مطابقت دارد.
۴۶.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۸۴
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۴۷.

تحلیل کاربردشناختی کنش های کلامی در شعر خواندن محتسب، مست خراب افتاده را به زندان از مولوی و مست و هشیار از پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۸۱
نوع عملکرد افعال زبانی یا گفتاری در شاخه فلسفه زبان و تحلیلی یکی از مباحث مهمی است که جان راجرز سرل به آن پرداخته است. اساس نظریه کنش های گفتاری سرل مبتنی بر فرایند برقراری ارتباط است و بر این نکته تأکید می کند که گوینده با پاره گفت های مطرح شده که واژه ها و ساختارهای دستوری را در برمی گیرد، به صورت دقیق نمی تواند به بیان منظور خود بپردازد. بررسی این اعمال پنج گانه از دید سرل می تواند در تحلیل متون راهگشا باشد. با تحلیل انواع کنش های گفتاری در متون گفت وگومحور می توان معانی ضمنی جملات متن، نحوه توزیع قدرت میان طرفین ارتباط، تأثیرپذیری طرفین از بافت و ساختار اجتماعی را مشخص کرد. در این پژوهش با روش کمی و کیفی، نوع عملکرد انواع کنش های گفتاری از دیدگاه سرل در دو متن از مولوی و پروین اعتصامی بررسی می شود. این دو شاعر در شعر خود به موضوع و محتوای مشابه گفت وگوی فرد مست و محتسب پرداخته اند. با دقت در پاره گفت های این دو شعر می توان دریافت که عملکرد و بسامد متفاوت هر کنش گفتاری در ارتباط با معانی ضمنی متفاوتی قرار گرفته است. در این دو متن، موضع قدرت دو شخصیت مست و محتسب در ارتباط با یکدیگر و دلایل کاربرد کنش های گفتاری آنها بر اساس جایگاه اجتماعی شان تحلیل و مشخص شده است. از جمله نتایج حاصل از پژوهش این است که در هر دو متن کنش های گفتاری اظهاری و ترغیبی با معانی ضمنی منفی مانند تحقیر و تمسخر، تهدید، اجبار و دستور در بسامد بالا به کار رفته اند. عوامل متعددی مانند مقام و جایگاه اجتماعی محتسب و مست، نحوه توزیع قدرت میان آنها در عملکرد کنش های گفتاری تأثیر مستقیم گذاشته است.
۴۸.

بازخوانی تحلیلی تشبیه کعبه به عروس «هرهفت کرده» در دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۱۵
یکی از موضوعات مهم در دیوان خاقانی کعبه ستایی است که رهاورد سفرهای حج اوست. از زیباترین این توصیف ها، توصیف کعبه به عنوان عروسی «هر هفت کرده» است. اصطلاح «هر هفت کرده» در اشعار شاعران قرن ششم به بعد دیده می شود؛ اما بیشترین کاربرد آن در اشعار خاقانی است. فرهنگ ها این اصطلاح را به معنی «دارای آرایش کامل» و همان که امروز «هفت قلم آرایش کرده» گفته می شود، آورده و آن را شامل حنا، وسمه، سرمه، سرخاب، سفیداب، زرک، و غالیه دانسته اند. شارحان خاقانی نیز در شرح بیت های مذکور، فقط به ذکر همان هفت قلم آرایشِ آمده در فرهنگ ها بسنده کرده و توضیح دیگری در این باره نیاورده اند. ازآنجاکه خاقانی شاعر نکته های دقیق است، می توان پنداشت که وی در توصیف کعبه به عنوان عروسی دارای آرایش کامل، شباهت هایی در نظر داشته است. مسأله مقاله حاضر این است که آوردن این صفت برای کعبه، چه معنا یا توجیهی در ذهن خاقانی داشته است. نتایج حاصل از بررسی این موضوع، گویای آن است که اولاً منظور خاقانی از «هر هفت کرده» درباره عروس یا معشوق، تنها استفاده از مواد آرایشیِ گفته شده نبوده؛ بلکه منظور وی همه لوازم مربوط به عروس بوده است که شامل آراستن گیسو، پوشیدن لباس زیبا و گران بها، استفاده از زیورآلات، استفاده از عطر و در حجله نشستن هم می شده و ثانیاً خاقانی اجزایی از خانه کعبه را با آنچه به آراستگی و زیبایی عروس مربوط می شده، تطبیق داده و آنها را به عنوان هر هفت کردگی کعبه در نظر گرفته است.
۴۹.

تحلیل بوستان سعدی با نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
ماهیت تعلیمی دو اثر سعدی، بوستان و گلستان -به عنوان گنجینه آموزه های اخلاقی- بر همگان آشکار است. در حالی که گلستان لحن ملایم و غیرمستقیم دارد، بوستان با استفاده مکرر از افعال امری و بازدارنده و روش های متقاعدکننده، سبک مقتدرانه تری را به نمایش می گذارد. تمرکز اولیه سعدی بر اصلاح فرد به منظور بهبود جامعه به عنوان یک کل قرار دارد؛ که با رویکرد فردگرایانه برخی نظریه های جامعه شناختی نوین، به ویژه نظریه کنش اجتماعی ماکس وبر، همسو است. در این مقاله ایده های جامعه شناختی ماکس وبر درباره درک معانی ذهنی کنش گران به کنش های خود معرفی می شود. وبر کنش اجتماعی را به چهار نوع کنش عقلانی هدف مدار، کنش عقلانی ارزش محور، کنش عاطفی و کنش سنتی تقسیم می کند. پس از آن روش های آموزشی مختلف سعدی در بوستان مانند تشویق، هشدار و گزاره های مشروط بر اساس نظریه کنش اجتماعی وبر ترسیم می شود . جامعه آماری، بوستان است تا چگونگی رویکردهای آموزشی سعدی با اشکال مختلف کنش اجتماعی وبر روشن و نبوغ سعدی به عنوان یک مصلح اجتماعی در چشم اندازهای جامعه شناختی مدرن آشکار شود. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی، نظریه کنش اجتماعی وبر را در ابیات بوستان، تحلیل و میزان هم پوشانی آن را بررسی می کند. آثار سعدی، همگون با جنبه هایی از نظریه های جامعه شناختی معاصر، مانند نظریه کنش اجتماعی وبر و جایگاه سعدی به عنوان متفکری تلقی می شود که بینش او فراتر از مرزهای زمان و فرهنگ خود است.
۵۰.

بررسی تطبیقی انواع تعارض از دیدگاه عطار و روان شناسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۱۶
مثنوی های عطار آثاری است که در قالب حکایت، مطالب مهم عرفانی را به نمایش می گذارد. عطار به منظور تبیین دیدگاه عرفانی خویش، علاوه بر ارتباط انسان با خدا، به درونیات انسان و همچنین ارتباط میان انسان با دیگر افراد و جامعه نیز می پردازد. در روان شناسی نیز، این ارتباطات، اهمیت والایی دارد؛ تا آنجا که تعارضات فرد در هریک از موارد مطرح شده، از عوامل مهم ایجاد اختلالات روانی و روان نژندی به حساب می آید. روان شناسان با معرفی انواع تعارض، کوشیده اند راهکارهایی برایِ زدودن این گونه تعارضات ارائه دهند تا از این طریق، به کاهش اختلالات روانی در جامعه کمک کنند. یکی از مباحث مهمی که در آثار عطار نیز زیاد به چشم می خورد، انواع تعارض و راه حل های آن است. با توجه به سادگی زبان عطار و استفاده او از حکایات، ضرورت دارد که برای تبیین مباحث روان شناختیِ همسو با مباحث عرفانی، آثار او از این دیدگاه، مورد مطالعه قرار گیرد. نگارندگان در این پژوهش، کوشیده اند تا با روش توصیفی-تحلیلی و طرح انواع تعارضِ میان فردی، فرد با جامعه و درون فردی، دیدگاه عطار را در مثنوی های چهارگانه وی تبیین کنند. به نظر می رسد عطار، شیوه هایی همسو و گاه، متفاوت با روان شناسان برای حل تعارضات ارائه کرده است که می توان از آن ها برای کاهش تعارضات بهره برد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که حل مسئله از طریق گفت وگو، تمثیل و حکایت، لحن محبت آمیز، بازشناسی و تعریف مشکل، تسلیم و سازش، انتقاد از اوضاع جامعه و نقد حاکمان در قالب شعر، طنز و داستان، همچنین مبارزه با هواهای نفسانی از جمله مهم ترین راهکارهای عطار برایِ زدودن یا غلبه بر انواع تعارضات است.
۵۱.

مسئولیت پذیری از دیدگاه مولانا و آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۹۴
مسئولیت پذیری به معنای پذیرش نقش خود در تجربیات، نقش مهمی در نوع برخورد انسان با خود و جامعه دارد. مسئولیت پذیری موضوعی مرتبط با تمامی حوزه های زندگی است و از نظر پژوهشی موضوعی بین رشته ای است که با وجود این که اغلب به نظر می رسد، موضوع مسئولیت پذیری مربوط به حوزه روان شناسی است این موضوع در حوزه های مختلف از جمله علوم دینی، عرفانی، ادبی و اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله موضوع مسئولیت پذیری از دو دیدگاه روان شناسی و ادبی-عرفانی مورد پژوهش قرار گرفته است. در این پژوهش، مسئولیت پذیری از دیدگاه روان شناسی در مکتب آلفرد آدلر و از دیدگاه ادبی- عرفانی در مکتب مولانا بررسی شده است. مولانا و آدلر انسان را در برخورد با مشکلات دارای مسئولیت می دانند و هر دو مخالف تفکّر قربانی بودن انسان هستند. مولانا و آدلر هر دو ریشه مشکلات را در درون انسان جستجو می کنند و مشکلات بیرونی را بازتابی از درون انسان می بینند و بر این باور هستند که انسان برای حل مشکلات بیرونی خویش ابتدا باید به حل مشکلات درونی خود بپردازد. آدلر احساس ناخشنودی را وابسته به عوامل بیرونی و شرایط اجتماعی نمی داند، بلکه آن را عاملی درونی می داند و مولانا بر این باور است که همه عوامل بیرونی به خواست خداوند و مشیّت الهی، مطابق با شایستگی های درونی فرد عمل می کنند و خود انسان در برابر عملکرد آنها مسئول است.
۵۲.

نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
موضوع پژوهش حاضر تبیین و تحلیل نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی، القای معانی و استعاره سازی در قصاید خاقانی است. تبیین یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، ارائه الگویی روشمند و قابل انطباق به سروده های دارای ردیف های فعلی در پیوند با دریافت درست مضامین شعری و تعیین محوری ترین موضوع ابیات این سروده ها هدف پژوهش حاضر است. آشنایی با یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، شناخت نقش ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی از دیگر اهداف این پژوهش محسوب می شود و در این راستا می کوشد به پرسش های زیر پاسخ دهد: جایگاه دستوری ردیف، چه نقشی در استعاره سازی، القای مفاهیم و مضمون آفرینی دارد؟ چگونه می توان از راه شناخت نقش دستوری ردیف، محوری ترین موضوع مطرح در ابیات را تشخیص داد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری تمامی قصاید مردّف خاقانی را در بر می گیرد و حجم نمونه، قصاید دارای ردیف های فعلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و سندکاوی گردآوری و نتایج با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد شناخت میزان توانمندی شاعر در آفرینش تصاویر شعری، مضمون آفرینی و تعیین محوری ترین موضوع هر بیت و گرانیگاه آن و شناخت میزان توان استعاره سازی شاعر با این الگو به آسانی امکان پذیر است. همچنین نتیجه بیانگر توانمندی خاقانی در استفاده از این ظرفیت زبانی است که در متن این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شده است.
۵۳.

گفتمان، حقیقت و قدرت در باب اول مرزبان نامه بر مبنای آرای میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۴
در باب اول مرزبانامه گفتمانی تنش زا میان ملک زاده و دستور با هدف کشف حقیقت و به پشتوانه نوعی قدرت با ماهیت متفاوت صورت می گیرد. هر یک از آن دو، در صدد است که با فشار بر دیگری او را از میدان به درکند و با تحت تأثیر قراردادن ملک، جایگاه خود را تثبیت کند. دستور از موضع قدرت سیاسی، با بیانی صریح و سوفسطایی وار، با بهره بردن از سخنوری و معطوف به قدرت، وارد گفتمان شده، به دفاع از وضع موجود می پردازد. ملک زاده، با اتکا به پشتیبانی یک طبقه اجتماعی خاص با زبانی کنایی و بهره گیری از تمثیل، مشکلات و تنگناهای موجود را که سبب بحران در جامعه شده، مطرح می کند و سعی در برانگیزاندن ملک نسبت به تغییر آن ها دارد. در نتیجه دو گفتمان در این باب شکل می گیرد که هر یک سویه ای از حقیقت و قدرت را در خود بازتاب می دهند. این باب به شیوه سندکاوی و کتابخانه ای با بهره بردن از رویکرد میشل فوکو که در آثار مختلف خود پیوندی محکم و منسجم بین گفتمان، حقیقت و قدرت برقرار ساخته، توصیف و تحلیل شده است. سبک سخن پردازی، نوع استدلال و موضع گفتمانی هر یک از طرفین به گونه ای است که مخاطب را تحت تأثیر قرارداده، عواطف او را برمی انگیزاند و نظر او را نسبت به موضع آن ها جلب می کند. استراتژی ملک زاده در شیوه سخن گفتن و موضع گفتمانی او سبب می شود که مخاطب نسبت به او متمایل شود و او را در سویه حقیقت و در نتیجه صاحب قدرت حقیقی ببیند.
۵۴.

نقد لکانی شخصیت های «زاهد»، «رند» و «محتسب» در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۳۰۵
زاهد، رند و محتسب از مهم ترین شخصیت هایی هستند که در غزلیات حافظ به آن ها توجه شده است و هر کدام از این شخصیت ها به لحاظ روانکاوانه، نماینده سیمپتوم های مشخصی از ناخودآگاه هستند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و بر مبنای آرای روانکاوانه لکان، این سه شخصیت در غزلیات حافظ تحلیل و تبیین شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که زاهد در ساحت ناخودآگاه دال میل حقیقی خود را اخته و دال میل دیگری بزرگ را برآورده می کند و در پی احراز فالوس است و گمان می کند که می تواند به آن برسد؛ اما همواره ناکام می ماند. رند همانند سوژه هیستریک به جای احراز فالوس، قصد دارد از رانه های فاقد ابژه لذت ببرد. او به میانجی دال هایی مانند شراب خواری، عدم توجه به مصلحت اندیشی و میل به عافیت سوزی، ژوئیسانس را به نفع خود تصرف و دیگری بزرگ را از آن محروم می سازد. محتسب در مقام سوژه منحرف سادیستی است که از دال میل دیگری بزرگ محافظت و در مقام نگاه خیره او عمل می نماید و از قانون به هیچ وجه تخطی نمی کند. توجه به این نکته ضروری است که شرابخواری محتسب در خفا و درعین حال محروم ساختن زاهد و رند از دال شراب، در حقیقت برآوردن ژوئیسانس دیگری بزرگ است.
۵۵.

تصویر واقعیت های اجتماعی در آثار عبید زاکانی (اخلاق الاشراف، تعریفات، صد پند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
۵۶.

کنکاشی در ریشه یابی ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز به باد می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
یکی از مضامینی که شاعران و گویندگان بسیاری به آن پرداخته اند، خطر زبان و مذمت دهانی است که بیهوده و بی موقع گشوده شود. این مضمون، موضوعی عمومی است که در بین همه ملل دنیا کاربرد دارد و با شیوه های مختلف بیانی از جمله تشبیه، استعاره، کنایه، تناسب و تضاد و با تعابیر متفاوت به صورت ضرب المثل و شعر دیده می شود تا موضوع خطر زبان را بیان کند به گونه ای که دهخدا در امثال و حکم این مضمون را با بیش از 30 ضرب المثل و بیت عربی و 80 ضرب المثل و بیت فارسی نقل کرده است.
۵۷.

نگاهی دوباره به «مزمار» و «نی» در شعر خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
خاقانی شاعر توصیف های دقیق، نکته های دیریاب و تصایر زیبا است. دادن شرح دقیقی از ابیات او به دلیل درهم آمیختن شعرش با انواع علوم قدیمی مانند طب، نجوم، قرآن، حدیث، فنون بلاغت و... دشوار می نماید. با وجود تلاش ارزشمند شارحان، دشواری بعضی از ابیات او هنوز پا برجاست؛ زیرا لطائف شعر او مشحون به استعارات نو و کنایات بعید است که گره آن ها به آسانی باز نمی شود. موسیقی به عنوان یکی از علوم قدیمی، مورد توجه ویژه خاقانی بوده و شعر او پر از اصطلاحات و تعبیرات موسیقی است. بررسی دقیق تر موسیقی و متعلقات آن در شعر او می تواند راهگشای شرح برخی از ابیات باشد. ازآنجاکه موسیقی مورد استفاده در گذشته، موسیقی زنده بوده و شنوندگان، نوازندگان و سازهایشان را هم می دیده اند؛ طبیعتاً توجه به خصوصیات این سازها بیشتر از امروز بوده و شاعران می توانسته اند، بسیاری از مضامین شعرشان را با استفاده از خصوصیات همین سازها بسازند. مزمار» و «نی» از جمله سازهایی هستند که در شعر خاقانی مورد استفاده قرار گرفته اند و شارحان، به دلیل عدم آشنایی جدی با موسیقی، این سازها را یکی گرفته اند و تفاوتی میان آن ها قائل نشده اند. مزمار با توجه به جغرافیای ایران و نیز قرائنی که در شعر خاقانی هست، معنای دیگری هم دارد که می توان با بررسی بیشتر به آن پی برد. بر این اساس در این مقاله، با نگاهی دوباره به نی و مزمار و با استفاده از عوامل درون متنی و برون متنی،  به دو نکته در شعر خاقانی پرداخته خواهد شد و معنایی دقیق برای ابیات موردنظر ارائه خواهد شد.
۵۸.

تحلیل گفتمان فرائد السلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
شمس سُجاسی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم فرائد السلوک را با نثری فنی در شرح مفاهیم اخلاقی نوشته است. فرائد السلوک در میان متون مختلف اخلاق نویسی، شیوه تفسیری متفاوتی از مفاهیم اخلاقی ارائه می دهد. شرح عامدانه این متن همچون روایتی هدفمند از اخلاق جهت تأثیر بر آگاهی مخاطب، نقد و تحلیل کارکرد گفتمانی آن را ضروری می سازد. نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه به سبب تأکید بر بافت اجتماعی- سیاسی اثر و مؤلفه های فراجمله ای، همچنین اعتقاد به متن به عنوانِ برساختی از واقعیت نهفته، شیوه مناسبی در بررسی این کتاب است. نتیجه تحقیق نشان می دهد فرائد السلوک از یک سو به حکومتی که ارزش های اخلاقی را به عنوانِ اصول حکومتی، مبنای قانون و آیین خود قرار داده باشد مشروعیّت می بخشد و از سوی دیگر از حکومت غلام زادگان به سب تهی شدن از مکارم اخلاق مشروعیّت زدایی می کند. دال مرکزی شاه- اولی الأمر به عنوانِ «گرهگاه» گفتمان دینی و تیپ سازی های صوفی و فتی، دال پنهان نومسلمانی ریایی، غلام زادگی و عدمِ اصالت نژاد ایرانی شاه عصر را علناً نشان می دهد و کاستی و کاهلی شاه را در قبال مسئولیت دینی و اجتماعی اش یادآور می شود. نویسنده از قدرت تصوّف جهت مقابله با ستمگران استفاده می نماید و با گفتمان فتوّت در میان مردم نفوذمی کند. هدف از تلفیق دین، تصوّف و فتوّت جهت سوژه سازی شاه و اطرافیان او بوده است تا با گوشزدکردنِ مسئولیت هایشان، دنیایی آرام و جامعه ای سالم ساخته شود.
۵۹.

بررسی روان شناختی حجاب های کمال انسان از دید مولوی(با تکیه بر دفترسوم مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
آدمی ذاتاً موجودی کمال جو است و خواسته یا ناخواسته همواره در مسیر ترقی گام برمی دارد و از طرفی موانع مختلفی دست به دست هم می دهند تا طی این طریق را ناممکن سازند یا او را از دستیابی به کمال بازدارند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مفهوم حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی و تطبیق آن با آرا و گفتار روان شناسان، به روش توصیفی – تحلیلی است. واقعیت آن است که شناخت حجاب های کمال انسان و خودسازی مهم تر از حقیقت جویی است برای این که اگر شخص این توانایی را داشته باشد که حجاب های کمال انسان و موانع خودسازی را بشناسد و درصدد رفع آن برآید فاصله چندانی با حقیقت خود نخواهد داشت. طبق بررسی های انجام شده در این پژوهش می توان گفت به نظر مولانا و روان شناسان شناختن حجاب های کمال انسان لازم است؛ باید پس از شناخت این حجاب ها، برای رفع آن ها سخت کوشید. طبق نتایج پژوهش، می توان گفت تقلید، نفس اماره، دنیاطلبی و شهوت از پرکاربردترین حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی هستند. می توان گفت مشابهت های بسیاری میان نظریه های روان شناسان و اندیشه های مولانا در دفتر سوم مثنوی وجود دارد.
۶۰.

تحلیل داستان شیخ صنعان بر اساس الگوی کریستوفر ووگلر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
بسیاری از عارفان کوشیده اند تا مقصود و منظور خود را در قالب داستان و حکایت بیان کنند و نکته های دشوار و دقیقه های عرفانی را در محتوایی ساده و قابل فهم ارائه دهند. در این میان، داستان شیخ صنعان، سروده عطار نیشابوری به جهت احتوا بر مفاهیم عمیق عرفانی در قالب داستانی غنایی، درخور توجه و تدقیق است که در آن سفرهای آفاقی و انفسی با هم درآمیخته و منظومه ای شگرف پدید آورده است. چون انتظار می رود بازخوانی متون کهن بر اساس نظریه های ادبی معاصر، خواننده را در کشف زوایای تاریک و خاموش متن یاری دهد و افق تازه ای را فراروی فهم او از متن بگشاید، در این جستار، با روش توصیفی تحلیلی، داستان شیخ صنعان با الگوی سفر نویسنده کریستوفر ووگلر که طرح کلی سفر قهرمان را در سه پرده و دوازده زیرگونه تبیین داشته، سنجیده شده است تا ضمن آن که توانمندی داستان سرایان سنتی و قابلیت آثارشان در مواجه با نظریه ای معاصر پدیدار گردد، میزان شمول و دقت این الگوی جهانی نیز بررسیده آید. نتایج پژوهش، نشان می دهد که خطوط اصلی داستان شیخ صنعان با الگوی سفر نویسنده منطبق است و تنها در مرحله رد دعوت با آن ناساز است. همچنین تفاوت جزئی در زیرگونه های دنیای عادی و ملاقات با استاد، با توجه به انعطاف پذیری الگوی ووگلر قابل توجیه است؛ اگرچه علت این ناهمسانی را می توان در مبحث تفاوت، میان قهرمان عرفانی با قهرمان اسطوره ای، بازجست و بررسی کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان