در این مقاله نویسنده با تکیه بر بیت «نه هر کس حق تواند گفت گستاخ/ سخن ملکیست سعدی را مسلم» ذهن و افکارسعدی ، تاریخ زندگی، تحصیل در نظامیه، آرمانخواهی و واقعگرایی او، توجه به ایران باستان و... را بر پایه آثارش بررسی میکند.
«سعدی در خندق طرابلس»، موضوع یکی از حکایتهای گلستان سعدی است که در باب دوم در اخلاق درویشان آمده است. نویسنده در این مقاله به بررسی این حکایت و طرابلس میپردازد که بنا به گفته سعدی وی در چنگ صلیبیان این ناحیه اسیر شده. البته نویسنده در نتیجهگیری، این داستان را مجازی و نمادین میپندارد که بر اساس آن ، اسارت به دست فرنگیان، گِل کشی در خندق و کارکردن همراه یهودیان را با زجر زندگی با زن بد ، برابر و حتی بهتر از آن شمرده است.
تلقی دوگانه جلال الدین مولوی از شعر و ماهیت و کارکردهای آن در القا و افشای معانی و معارف، یا اخفا و پوشاندن آن ، موجب شده است که او گاه درباره شعر (و شاعران)، نقد و نظرهای تازهای ابراز کند که شناخت آن برای خوانندگان امروز شعر و اندیشهاش مغتنم و مفید باشد. در گفتار حاضر، آرا و اندیشههای مولوی درباره شعر، از لابلای آثارش کشف، و تحت چهار عنوان دستهبندی و تبیین شده است. در بخش اول، با عنوان شعر و بیخودی از دیدگاه مولانا، به نقش بیخودی و بیاختیاری در آفرینش شعر ناب و نمکین، و ویژگیهای شعر بیخودانه پرداخته شده است، در بخش دوم که به انتقادهای مولانا از شعر و شاعران اختصاص دارد، انتقادات بالقوه و بالفعل او به شعر (مثل بیگانگی و ناتوانی شعر در بیان معانی و معارف، و شکایتهایش از مضایق و لوازم شاعری) و شاعران(ظاهرگرایی شاعران) بحث میشود. بخش سوم مقاله به نقش و شرایط مخاطب در فهم و خوانش و آفرینش شعر میپردازد. آخرین بخش مقاله نیز آرای مولانا درباره شعر خود تبیین و به اجمال تحلیل میشود. نسبتها و روابط بین شعر با خون و جنون و تازگی و ماندگاری، از مباحث و مطالب این بخش است. نگارنده کوشش کرده برخی از آرا و اندیشههای مولانا درباره شعر و ویژگیهای بیان شاعرانه را با نگاه و نظریات تازه درباره شعر و کارکردهای آن، تطبیق و مقایسه کند تا شعرشناسی و نواندیشی او بیش از پیش آشکار گردد و زمینه آشنایی و استفاده بیشتر از آثارش فراهم آید.
اکنون چهار سال از مرگ پروفسور آنه ماری شیمل (1922-2003) می گذرد. بسیاری از آثار این بانوی بزرگ شرق شناس به زبان های گوناگون و از آن جمله فارسی ترجمه شده است و پیوسته بر تعداد علاقه مندان به اندیشه و شیوه ی نگرش او در غرب و شرق افزوده می شود. از این رو در مقاله ی حاضر تلاش خواهد شد تا ابتدا به سنت شرق شناسی و پیشینه ی آن در کشورهای آلمانی زبان اشاره شود و مشخص گردد بانو شیمل کدام شیوه شرق شناسی را به کار بسته است.بخش دوم سیری در آثار بانو شیمل در زمینه ی ادبیات شرق و به ویژه پژوهش های او در مورد مولانا است و به اختصار می کوشیم تا با برخی از این آثار و دیدگاه های مطرح شده در آن ها آشنا شویم.موضوع سوم و پایانی، بررسی دلایل این علاقه مندی و زمینه های این نگرش و در نهایت هدف بانو شیمل از نگارش آثاری برای معرفی ادبیات فارسی و دلایل محبوبیت این آثار است.
"زندگی، سیرت و صورت حضرت رسول اکرم (ص) همچون خورشیدی درخشان برای بشریت محسوب می گردد و شعاع آن در جان و ذهن و زبان مسلمانان جلوه خاصی دارد. در این مقاله تلاش شده است سیمای حضرت رسول اکرم (ص) در دیوان خاقانی بررسی و تحلیل شود. ابتدا با استفاده از منابع و مراجع اشاره ای مختصر به حوادث تاریخی و خصایل فردی و اجتماعی آن حضرت و زندگی مبارک ایشان شده و سپس شواهد شعری مناسب از دیوان خاقانی ذکر گردیده است. همچنین به مواردی از جلوه های سخنان و احادیث آن حضرت در شعر خاقانی توجه شده و با توجه به نمونه های متعدد و متنوع شعری در این خصوص در دیوان خاقانی، می توان توجه و ارادت خاقانی را به دین و حضرت رسول (ص) دریافت و گفت که خاقانی با استفاده از زندگی و سخنان حضرت رسول (ص) غنایی خاص به شعر خود بخشیده و آن را متبرک ساخته است.
"