تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهری با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند (نمونه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ شماره ۲
146 - 162
حوزههای تخصصی:
شهرهای میانی ایران، با ساختار فضایی خاص و چالش های نهادی زیرساختی، به الگوهای بومی برای تحقق پذیری هوشمند نیاز دارند. این پژوهش با هدف تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهر سقز با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند، به ویژه در حوزه حمل ونقل، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) و مبتنی بر تحلیل پیکربندی فضا و روش دلفی است. تحلیل شبکه معابر با نرم افزار DepthmapX و استخراج ۳۸۶۳ گره و ۴۸۴۸ یال نشان داد ساختار فضایی شهر از ناهمگونی و تمرکز شدید بر گره های مرکزی رنج می برد. شاخص میانگین عمق در هسته مرکزی 0/0232 (نشان دهنده پیوستگی نسبی) است، در حالی که ضریب تغییرات شاخص دسترسی با 68/7 درصد بیانگر نابرابری شدید فضایی در دسترسی به خدمات است. همچنین، شاخص ارتباط با میانگین 0/01705 و انحراف معیار 0/02680، الگوی مرکز پیرامون و وابستگی شبکه به تعداد محدودی از گره های حیاتی را آشکار ساخت. از سوی دیگر، فرایند دلفی دومرحله ای با ۱۵ خبره به بومی سازی و اجماع نهایی روی 40 گویه در پنج شاخص کلیدی منجر شد. ضریب هماهنگی کندال از 0/372 در دور اول به 0/786 در دور دوم رسید که حاکی از اجماع قوی خبرگان بوده است. یافته های تلفیقی نشان داد گره های با مقادیر هم زمان بالا در شاخص های بینابینی و دسترسی (مانند گره های مرکزی محلات 10 و 11)، نقاط کلیدی برای استقرار بهینه زیرساخت های هوشمند هستند. در مقابل، نواحی پیرامونی (محلات 16 و 17) با عمق فضایی بالا و دسترسی پایین، نیازمند مداخلات هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال و عدالت فضایی هستند.