بشیر بیگ بابایی

بشیر بیگ بابایی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۳ مورد.
۱.

تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهری با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند (نمونه موردی: شهر سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
شهرهای میانی ایران، با ساختار فضایی خاص و چالش های نهادی زیرساختی، به الگوهای بومی برای تحقق پذیری هوشمند نیاز دارند. این پژوهش با هدف تحلیل هم پیوندی ساختار فضایی شهر سقز با ظرفیت های تحول پذیری هوشمند، به ویژه در حوزه حمل ونقل، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) و مبتنی بر تحلیل پیکربندی فضا و روش دلفی است. تحلیل شبکه معابر با نرم افزار DepthmapX و استخراج ۳۸۶۳ گره و ۴۸۴۸ یال نشان داد ساختار فضایی شهر از ناهمگونی و تمرکز شدید بر گره های مرکزی رنج می برد. شاخص میانگین عمق در هسته مرکزی 0/0232 (نشان دهنده پیوستگی نسبی) است، در حالی که ضریب تغییرات شاخص دسترسی با 68/7 درصد بیانگر نابرابری شدید فضایی در دسترسی به خدمات است. همچنین، شاخص ارتباط با میانگین 0/01705 و انحراف معیار 0/02680، الگوی مرکز پیرامون و وابستگی شبکه به تعداد محدودی از گره های حیاتی را آشکار ساخت. از سوی دیگر، فرایند دلفی دومرحله ای با ۱۵ خبره به بومی سازی و اجماع نهایی روی 40 گویه در پنج شاخص کلیدی منجر شد. ضریب هماهنگی کندال از 0/372 در دور اول به 0/786 در دور دوم رسید که حاکی از اجماع قوی خبرگان بوده است. یافته های تلفیقی نشان داد گره های با مقادیر هم زمان بالا در شاخص های بینابینی و دسترسی (مانند گره های مرکزی محلات 10 و 11)، نقاط کلیدی برای استقرار بهینه زیرساخت های هوشمند هستند. در مقابل، نواحی پیرامونی (محلات 16 و 17) با عمق فضایی بالا و دسترسی پایین، نیازمند مداخلات هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال و عدالت فضایی هستند.
۲.

تبیین تأثیر پیاده راه بر پویایی اجتماعی اقتصادی و پایداری محیطی در چارچوب رشد هوشمند شهری در هسته مرکزی شهر، مطالعه موردی: شهر خوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
رشد هوشمند شهری به عنوان رویکردی نوین در برنامه ریزی شهری، بر ارتقای کارایی فضایی، کاهش وابستگی به خودرو و تقویت فضاهای انسان محور تأکید دارد پژوهش حاضر با هدف تبیین ارتباط میان کیفیت پیاده مداری و تحقق رشد هوشمند شهری در شهر خوی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی تحلیلی است. داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته شامل ۲۴ گویه در قالب هشت شاخص دسترسی و اتصال شبکه، جذابیت کالبدی، ایمنی و راحتی حرکت، سرزندگی شهری، پایداری زیست محیطی، کارایی شهری، کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی گردآوری شد. روایی سازه ابزار با تحلیل عاملی اکتشافی (KMO=0.892؛ Sig=0.000) و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۰/۹۱ تأیید شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون تی تک نمونه ای، همبستگی کندال، آزمون کروسکال والیس و رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد میانگین ارزیابی تمامی شاخص ها بالاتر از حد متوسط (۳/۴۱ تا ۳/۷۴) قرار دارد و میان ابعاد پیاده مداری و مؤلفه های رشد هوشمند شهری روابط مثبت و معناداری (Sig=0.000؛ ۰/۶۳≥τ≥۰/۳۹) مشاهده می شود که قوی ترین آن میان سرزندگی شهری و تعاملات اجتماعی به دست آمد (τ=۰/۶۳). نتایج مدل رگرسیونی نیز نشان داد شاخص های کیفیت پیاده مداری توانسته اند ۶۱/۴ درصد از تغییرات رشد هوشمند شهری را تبیین کنند (Sig=0.000؛ R²=۰/۶۱۴؛ R=۰/۷۸۴) که در این میان سرزندگی شهری با ضریب استاندارد β=۰/۳۵ قوی ترین پیش بین محسوب می شود. بر این اساس، تقویت کیفیت و سرزندگی فضاهای پیاده محور در کنار ارتقای دسترسی، جذابیت محیطی و ایمنی حرکت می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در جهت تحقق رشد هوشمند شهری در شهر خوی عمل کند
۳.

تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی، مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
امروزه فناوری های نوین مانند سیستم های هوشمند مدیریت ترافیک، وسایل نقلیه خودران و الکتریکی، پلتفرم های اشتراک گذاری سفر، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و داده های بزرگ به عنوان راهکارهای مؤثر در بهبود کارایی و پایداری حمل ونقل شناخته شده اند. این پژوهش با هدف تبیین نقش فناوری های نوین در بهبود سیستم های حمل ونقل عمومی در بازه زمانی زمستان ۱۴۰۴ در شهر قزوین انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی است. در فاز کیفی، با ۱۲ نفر از خبرگان جامعه شهری که با روش گلوله برفی شناسایی شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت تا مؤلفه های بومی استخراج گردند. داده های این تحقیق از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با طیفی از متخصصان حوزه های شهرسازی، حکمرانی و توسعه شهری جمع آوری شد. تحلیل این داده ها با استفاده از تکنیک کدگذاری کیفی (باز و محوری) در محیط نرم افزارهای تحلیل داده کیفی (مانند MAXQDA) انجام پذیرفت. تحلیل داده های کیفی نشان داد که عوامل اصلی مؤثر بر بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی، بر اساس مدل ساختاری، ترکیبی از فناوری های نوین (سیستم های نوین حمل ونقل، ناوبری هوشمند) و عوامل نرم افزاری-اجتماعی (مؤلفه های اجتماعی) هستند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که در شهر قزوین، بهبود وضعیت سیستم حمل ونقل عمومی بیشتر مدیون «هوشمندی فرآیند» تا «تغییر ساختار سخت افزاری» بوده است. یعنی، سیستم های موجود با استفاده از ناوبری هوشمند (تاکسی های آنلاین) و سیستم های پرداخت الکترونیکی، کارآمدتر شده اند.
۴.

تحلیل مؤلفه های اثرگذار بر قیمت مسکن در نواحی ساحلی (نمونه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۰۵
بخش مسکن و قیمت آن از عوامل بسیاری تأثیرپذیر است. این عوامل را می توان به دودسته عوامل طرف عرضه و طرف تقاضا تقسیم نمود که هرکدام از این عوامل، شامل بسیاری از متغیرها می باشد. به دلیل همگن نبودن بازار مسکن در تمام استان ها، شواهد نشان می دهد باید به بازار مسکن به صورت منطقه ای نگاه کرد. هدف این مقاله تحلیل مؤلفه های اثرگذار بر قیمت مسکن در شهر ارومیه می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی و تحلیلی می باشد و از انواع روش های کتابخانه ای، بازدید میدانی و مصاحبه استفاده شده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی توسعه ای است زیراکه با هدف شناسایی و ساخت مدل مفهومی با استفاده از معادلات ساختاری (Smart PLS) قیمت مسکن در ارومیه بوده و ماهیت اکتشافی دارد. همچنین از نظر نوع داده ها از نوع پژوهش آمیخته است. جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که چهار مؤلفه اجتماعی، کالبدی، مدیریتی، اقتصادی، قیمت مسکن را 70 درصد تبیین می کنند. به این صورت که ضریب ترکیبی هر مؤلفه، به دیگر مؤلفه ها نیز وابسته است. به عبارت دیگر ضریب ترکیبی نشان می دهد که رشد قیمت مسکن در شهر ارومیه تا چه میزان متأثر از شوکت وارد بر مؤلفه اقتصادی در ارتباط با سایر مؤلفه های تأثیرگذار بوده است. تحلیل ضرایب مسیر مربوط به 4 مؤلفه مورد بررسی نشان می دهد که مؤلفه های اقتصادی (E) مدیریتی (M)، کالبدی (Ph)، و سپس اجتماعی (S) با ارزش 0/169، 0/014، 0/088 و 0/033 بیشترین تأثیر را بر قیمت مسکن در شهر ارومیه داشته اند.
۵.

ارزیابی نقش مدیریت شهری با رویکرد برنامه ریزی راهبردی (مطالعه موردی: مرند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۴۴۴
پژوهش حاضر به بررسی مسائل و مشکلات مدیریت شهری مرند و ارائه راهکارهای لازم برای بهبود وضعیت آن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش در پی جواب به این پرسش است که از نظر مردم و کارشناسان علل مشکلات مدیریت شهری مرند چیست و با چه نقشه راهی می توان چشم انداز مناسب برای مدیریت شهری تعریف و به آن دست یافت. این مقاله از نظر هدف کاربردی و از منظر روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است و از مدل چشم انداز سازی اجتماعی Oregan استفاده شده است. مدل Oregan مدلی است برای طرح ریزی فرآیند چشم انداز سازی راهبردی در جوامع محلی. از جمله مهمترین مزیت های این مدل منطبق سازی در شرایط و محیط متفاوت است. مدل Oregan از چهار گام تشکیل می شود که هر یک از گام ها براساس یک پرسش ساده بنا شده است: اکنون کجا هستیم؟ به کجا می رویم؟ کجا می خواهیم باشیم؟ چگونه آنجا برسیم؟ سپس در فواصل زمانی مختلف می توان پایشی از وضعیت اجرا، احصاء و نواقص لازم را از بین برد. در این پژوهش بعد از تحلیل وضع موجود، با استفاده از برنامه ریزی مشارکتی و ارائه پرسشنامه و دریافت نظر شهروندان و کارشناسان و تحلیل این نظرات از طریق آزمون های فریدمن و t-test یک نمونه مستقل، چشم اندازهای مختلف برای شهر تعریف شده و پیامد آن راهبردهای لازم ارائه شده است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد به منظور رسیدن به چشم انداز مطلوب شهر باید بر روی سه اصل مدیریت مناسب شهری، پرداختن به نظر شهروندان و مشارکت اجتماعی و همچنین توسعه و عمران شهری استوار شد.
۶.

تبیین پیشران های مؤثر بر بازآفرینی سکونتگاه های غیررسمی با رویکرد بهسازی و توانمندسازی (مورد مطالعه: محله شمس آباد شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۹۶
شکل گیری و تداوم حاشیه نشینی در قالب سکونتگاه های غیررسمی را می توان بزرگترین چالش در ساماندهی و مدیریت کالبدی_فضایی شهرهای امروزی به شمار آورد. این نوع سکونتگاه ها با ابعاد مختلف خود، نمایشی کالبدی_فضایی از اجتماع پذیری غیراجتماعی افراد و گروه هاست. بازنمود کالبدی این پدیده های شهری در برچسب های متنوع همواره در فرایندی غیررسمی زاده شده و همواره به مثابه یک چالش پدیده ای ضد شهری نگریسته شده است. در این رابطه، مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال بررسی نقش عوامل و پیشران های تأثیرگذار بر ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی محله شمس آباد شهر تبریز است. گردآوری داده ها با مطالعات کتابخانه ای و میدانی با کمک پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری شامل گروه متخصصین به تعداد 30 نمونه آماری است که با روش دلفی پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. تحلیل داده ها نیز با روش دلفی، آزمون تک نمونه ای T و تحلیل مسیر در قالب DPSIR با کمک نرم افزار SPSS انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد که طبق مدل DPSIR مؤلفه «فشار» با ضریب 254/6 بیشترین امتیاز را دریافت کرده است. همچنین، براساس آزمون تحلیل مسیر شاخص «فشار» با ضریب اثرکل 623/0 بیشترین تأثیر و رابطه علی را با ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی دارد. از طرفی، مؤلفه های «تأثیر» با ضریب اثر کل 591/0 ؛ «پاسخ» با ضریب اثر کل 556/0 ؛ «وضعیت» با ضریب اثر کل 547/0 ؛ و «نیروی محرکه» با ضریب اثر کل 537/0 قرار دارند. لذا به منظور توانمندسازی و بهسازی محله شمس آباد شهر تبریز تقویت سیستم حمل ونقل ؛ جانمایی مناسب کاربری های ناسازگار ؛ استحکام ابنیه های فرسوده؛ حل مشکل سند مالکیت ضروری است.
۷.

باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاه های غیر رسمی در کلان شهرها (مورد مطالعه: شمس آباد تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۱
رواج و گسترش حاشیه نشینی که در 50 دهه گذشته به معضلی برای کلانشهرها ازجمله تبریز تبدیل شده است اکنون دامنه اش از کلانشهرها و شهرها فراتر رفته و دامنه اش از کلانشهر و شهرها فراتر رفته و دامن روستاهای اطراف را نیز گرفته و توسعه این پدیده بر مشکلات ساکنان این روستا نیز افزوده است. هدف از پژوهش حاضر باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی در کلانشهرها کیس مورد مطالعه: شمس آباد تبریز می باشد روش تحقیق حاضر ﺗﺤﻘیﻖ ﺣﺎﺿﺮ از ﻟﺤﺎظ ﻣﺎﻫیﺖ و روش ﺗﻮﺻیﻔﻰ - ﺗﺤﻠیﻠﻰ و از ﺣیﺚ ﻫﺪف کﺎرﺑﺮدى ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻰآیﺪ. در ﻣﺮﺣﻠﻪ اول اﻃﻼﻋﺎت از ﻃﺮیﻖ ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﺘﻮن، ﻣﻨﺎﺑﻊ، اﺳﻨﺎد، ﻣﻨﺎﺑﻊ ایﻨﺘﺮﻧﺘﻰ و کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪاى ﮔﺮدآورى ﺷﺪه اﺳﺖ. جامعه آماری این تحقیق شامل تمام خبرگان صنعت ساخت ساز و توسعه شهری می باشد. یافته ها حاکی از آن است که روش های SWOT و روش AHP روش هایی برای باز آفرینی شهری با تاکید بر بهسازی و توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی است که می توان نتیجه گرفت زیر معیار S1 یعنی دارا بودن نیروی انسانی با وزن ۳۸۸/0 به عنوان مهم ترین مزیت و در بین نقاط ضعف موجود W1 یعنی نامناسب بودن زیرساخت ها از بین تهدیدات پیش روی نیز میتواند T1 یعنی کاهش منابع طبیعی با وزن 0195/0 مهمترین تهدید و در بین فرصت ها O1 یعنی تشکیل همایش های ملی و منطقه ای در جذب سرمایه های دانشی با وزن ۲۷۰/ ۰ به عنوان مهمترین فرصت بهسازی و توانمندسازی منطقه شمس آباد تبریز شناخته شده است
۸.

ارزیابی میزان تحقق پذیری شاخص های شهر هوشمند در تناسب بافت معاصر شهرهای ایران، مطالعه موردی: شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۲۷۳
ارزیابی بافت کالبدی شهر بابل با توجه به ویژگی های محلی و ساختار فضایی شهر و دلایل نیازمندی آن به بازساخت فضایی از منظر رویکرد شهر هوشمند ضروری است، چراکه مدیریت شهری می تواند حوزه های تعریف شده ای برای مناطق شهر در نظر بگیرد که باید همراه با استانداردهای تکنولوژیک و سیاست های متناسب باززنده سازی اقتصادی و اجتماعی روز در قالب توسعه فناورانه به مدد شهر هوشمند باشد. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو بخش خبرگان، که تعداد 20 نفر بر اساس نمونه گیری در دسترس و ساکنان شهر بابل مبتنی بر فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی می باشد. برای داده ها از دو روش سوارا، تعیین میزان اهمیت شاخص ها، و واسپاس، رتبه بندی مناطق شهری بهره گرفته شد. همچنین از آزمون های تی، تحلیل واریانس (ANOVA)، همبستگی، رگرسیون و آزمون تعقیبی شفه در نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری در نرم افزار Amos استفاده شده است. مطابق نتایج، شاخص های اقتصاد هوشمند، دولت هوشمند، زندگی هوشمند، شهروند هوشمند، محیط زیست هوشمند و جابه جایی هوشمند، به ترتیب، در تحقق شهر هوشمند دارای اهمیت هستند. همچنین بر اساس نتایج واسپاس، منطقه یک شهر بابل از وضعیت مطلوب تری برخوردار است. لذا ضروری است تا متولیان امر توجه ویژه و برنامه ای کاربردی برای منطقه 2 و به طورکلی بافت شهر بابل در راستای هوشمند سازی و تحقق توسعه پایدار داشته باشند
۹.

بررسی میزان اثرگذاری و ارتباط شاخصها و زیرساختهای رشد هوشمند شهری با توسعه فضایی و اجتماعی شهرها(نمونه موردی شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۴۷
گسترش افقی شهر، چالشی است که در نیم قرن اخیر در اکثر کشورهای جهان اتفاق افتاده رویکردهای متعددی در راستای مقابله با این چالش مطرح شده است. یکی از مهم ترین آنها رویکرد رشد هوشمند شهری است. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی میزان ارتباط و اثرگذاری شاخص های رشد هوشمند شهری شهر بابل است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان و ساکنان شهر بابل است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل ها و روش های کمی همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چند گانه و ضریب هماهنگی کندال در نرم افزار SPSS استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق، ارتباط و همبستگی شاخص کلی عناصر کارکردی شهر و 12 شاخص مورد ارزیابی آن با رویکرد رشد هوشمند، در سطح اطمینان 99 درصد و سطح خطای کمتر از 001/0 همگی مثبت و مستقیم معنادار تأیید شدند. با توجه به نتایج ارزیابی آزمون همبستگی، قوی ترین رابطه در بین شاخص های مورد بررسی را شاخص اختلاط کاربری (681/0) و سپس سلسله مراتب (677/0)، دسترسی (672/0)، سازگاری (627/0)، تنوع کاربری ها (621/0)، جذابیت بصری (611/0)، چشم انداز مطلوب (597/0) و سازگاری (581/0) به ترتیب با رویکرد رشد هوشمند داشته اند. نتایج ضریب هماهنگی کندال با روش دلفی نشانگر شناسایی 52 عامل مؤثر بر رشد افقی شهر بابل در طی دو پانل بوده میانگین داده های جمع آوری شده به ترتیب36/3 و 50/4 محاسبه شده است. علاوه بر این میزان انحراف معیار عوامل در دور اول 5074/0 و در دور دوم به 2037/0 بوده است.
۱۰.

ارزیابی فضایی و اجتماعی عوامل موثر بر قیمت مسکن، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۶۴
عملکرد بخش مسکن در کشورهای درحال توسعه به صورت حاد و بحرانی درآمده و سهم هزینه مسکن در سبد خانوارهای شهری ۶۰ تا ۷۰ درصد را به خود اختصاص می دهد. قیمت مسکن تحت تأثیر مؤلفه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، کالبدی و.. است همواره بازتولید می شود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، از نوع کاربردی می باشد که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. برای ارزیابی و تحلیل الگوهای فضایی و اجتماعی مؤثر بر قیمت مسکن از طریق الگوریتم رقابت استعماری و برای فضایی سازی شاخص های موردمطالعه از روش Tracking Analyst Tools استفاده شده است. مطابق نتایج، بیش از 50 درصد الگوی توزیع جمعیت در سطح محدوده ای برابر 1585801.6 مترمربع با عملکرد خوشه ای و پهنه ای سکونت داشته اند. در ارتباط با شاخص قیمت پایه مسکن نیز 41.7 از سطوح کاربری های مسکونی در محدوده قیمت بالاتر از متوسط با متری 5 10 میلیون تومان به بالا توزیع شده اند. از بین متغیرهای اجتماعی، شاخص جهت جغرافیایی توزیع جمعیت و خوشه های قومی و فرهنگی بر اساس اکثریت ساکن در محلات به عنوان مهم ترین عوامل اجتماعی مؤثر بر رشد قیمت مسکن شهری شناخته شده اند. شاخص جهت جغرافیایی توزیع جمعیت به عنوان متغیر کنترل، دارای اثر منفی بر رشد قیمت مسکن بوده است و در سطح بالایی معنادار است؛ به این معنی که مناطق با توزیع و رشد جمعیت کمتر، رشد قیمت پایین تری داشته اند.
۱۱.

امکان سنجی طرح های توسعه شهری در میانه اندام (نمونه موردی: شهر مرند)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۵۶
با توجه به نزدیک به نیم قرن سابقه طرح های توسعه شهری و فراز و نشیب هایی که تهیه و اجرای این طرح ها داشته، بازنگری و ارزیابی آن ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بررسی های انجام شده در مورد اجرای طرح ها در برخی از شهرهای کشور حاکی ازآن است که بین واقعیت موجود و تصویری که طرح های جامع از شهرها به دست داده اند، فاصله و تفاوت قابل توجهی وجود دارد. مرور فرایند تهیه، تصویب و اجرای طرح های جامع شهری در ایران نشان دهنده وجود برخوردی متمرکز، آمرانه در تهیه آن هاست. هدف سیاستگذاری طرح های توسعه شهری با تاکید بر مفاهیم مدیریت یکپارچه است. نتایج نشان می دهد برای تحقق راهبردهای در طرح های توسعه شهری، باید الزامات مدیران شهرداری در مشارکت شهروندان در جهت چابک سازی بسترهای قانونی، اجرایی و نهادی با در نظر گرفتن استقلال شهرداری و تشدید ترتیبات نهادی در تحقق سرمایه اجتماعی درون نهادی و میان نهادی مبادرت ورزید تا سازگاری و انسجام لازم در طرح های توسعه شهری را داشته باشیم.
۱۲.

تحلیل عوامل مؤثر بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری در جهت کاهش نابرابری های درون منطقه ای (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۶۴
یکی از سیاست های تعدیلی با هدف کاهش نابرابری و تقویت توان موجودیت مناطق، تأکید بر جریان رقابت پذیری مبتنی بر ویژگی های خاص قانونی، سیاسی، بوم شناختی، اجتماعی و اقتصادی بین کانون های شهری است. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات کاربردی است که با روش تحلیلی و رویکرد کمی انجام گرفته است. به منظور تحلیل الگوی رقابت پذیری در سطح مناطق و شهرها ابتدا به بررسی و تجزیه و تحلیل شاخص های مطالعاتی مطابق آمار و اطلاعات اسنادی شامل منابع سرشماری، طرح ها و اسناد فرادست از جمله گزارش مطالعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذربایجان غربی به تفکیک حوزه در سال های 1389 الی 1399 پرداخته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Matlab 2019a ، SPSS و نرم افزار ArcGis و از طریق روابط موجود در این نرم افزار وضعیت پراکندگی شاخص های رقابت پذیری با استفاده از روش GWR و روش بهینه سازی ازدحام ( PSO ) تحلیل گردید. نتایج بدست آمده از بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی، قانونی، تکنولوژیک، سیاسی، بوم شناختی و محیطی و اقتصادی در روند الگوی رگرسیون در تعیین توزیع پراکنش شاخص های یاد شده در نقاط شهری استان نشان می دهد که خروجی پارامترهای مدل به میزان بالایی، پیش بینی مورد نظر را تأیید می کند. باتوجه به ضریب بالای R 2 می توان گفت ابعاد رقابت پذیری جمعیت به میزان زیادی بر وقوع تمرکز در شاخص های کاهش نابرابری درون منطقه ای داشته است. از میان ابعاد 6گانه رقابت پذیری، شاخص های کیفیت زیرساخت های حمل و نقل (PS4) (0.0277) ، شاخص توسعه کشاورزی  (0.0274) (IL2) ، مهاجرت  (0.0265) (S4)  و مزیت های رقابتی بخش گردشگری  (0.0254) (F15)  به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر بر رشد جریان رقابت پذیری شهری استان آذربایجان غربی شناخته شده اند.
۱۳.

تحلیل رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی در توسعه محله ای (مورد مطالعه: محله دیزج جنوبی شهر بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۹۱
اهمیت بازآفرینی شهری از آنجاست که نمایانگر نگاه برنامه ریزان و شهرسازان به حیات مطلوب شهری و تقابل این شیوه زندگی با شیوه زندگی در برخی بافت ها و نواحی شهر است. در واقع بازآفرینی به معنای بازگرداندن حیات اجتماعی، اقتصادی و محیطی به یک منطقه است. این حرکت مکان ها را دگرگون می کند، تصویر اجتماعی از خودش را تقویت می کند و مکان های زنده و جذاب که سرمایه گذاری درونی پایدار را تشویق می کنند، خلق می کند.  در این راستا تحقیق حاضر با هدف تحلیل رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی با توسعه محله دیزج جنوبی شهر بناب انجام شده است. با توجه به اهداف تحقیق و مؤلفه های مورد بررسی نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری محله دیزج جنوبی شهر بناب می باشد. اطلاعات مورد نیاز برای بررسی رابطه بازآفرینی فرهنگی اجتماعی و توسعه پایدار محله ای که شامل4 شاخص و 19 معرف بازآفرینی فرهنگی اجتماعی به عنوان متغیر مستقل و 6 شاخص توسعه محله ای به عنوان متغیر وابسته است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته است. روش نمونه گیری پژوهش به صورت تصادفی ساده و حجم جامعه آماری آن 366 نفر بود. نتایج نشان می دهد که مولفه های اجتماعی و فرهنگی بیشترین تاثیر را در راستای ارتقای توسعه محله دیزج جنوبی داشته اند، به طوری که یک واحد تغییر در انحراف مولفه های اجتماعی و فرهنگی به ترتیب 409/0 و 578/0 واحد تغییر در توسعه محله دیزج جنوبی ایجاد خواهند کرد. به طور کلی تمامی مولفه های بازآفرینی فرهنگی اجتماعی تاثیر مثبت داشته اند، بدین معنی که با افزایش مقدار بازآفرینی فرهنگی اجتماعی محدوده مورد مطالعه، توسعه آن نیز افزایش پیدا می کند.
۱۴.

سنجش کیفیت زندگی در بعد ذهنی و اثرات آن بر مشارکت اجتماعی پایدار در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۳۰۲
کیفیت زندگی شهری ازجمله معقولاتی است که در علوم مختلف موردتوجه قرارگرفته است. در این میان، دانش جغرافیای شهری کیفیت زندگی را در ارتباط با محیط و تأثیر آن بر نحوه عملکرد شهروندان، موردمطالعه قرار می دهد. امروزه کیفیت زندگی، عالی ترین مرتبه در اهداف برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی و دارای دو بعد ذهنی و عینی می باشد. ابعاد ذهنی، به ادراک شخص از کیفیت زندگی خود و اطرافیانش توجه دارد و مفهومی کیفی و نسبی است که می تواند بر مشارکت اجتماعی افراد در شهرها تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی است. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت زندگی از بعد ذهنی و اثرات آن بر مشارکت اجتماعی و با جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه) انجام پذیرفته است. مقدار آزمون KMO محاسبه شده 7/0 و نتیجه آزمون بارتلت کوچک تر از 01/ بوده و ضریب آلفای کرونباخ 941/0 است که نشان دهنده اعتبار- روایی و اعتماد – پایایی کافی و قابل قبول ابزار پرسشنامه می باشد. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای مستقل به طورکلی 99/0 درصد از تغییرات متغیر مشارکت اجتماعی در شهر تبریز را تبیین می کنند. به طوری که کیفیت محیط شهری به میزان 412/0 درصد، سلامت اجتماعی 301/0 درصد و سلامت جسمانی 296/0 بر مشارکت شهروندان در امور شهری تأثیر مستقیم دارند. درنتیجه بین کیفیت زندگی از بعد ذهنی و مشارکت اجتماعی شهروندان در شهر رابطه معناداری وجود دارد.
۱۵.

ارزیابی کیفیت زندگی ساکنان مناطق دهگانه شهر تبریز از بعد رفاه ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۱ تعداد دانلود : ۳۴۳
بیان مساله: برای رسیدن به توسعه پایدار مناطق شهری یکی از جنبه های کلیدی امکان نظارت بر کیفیت زندگی در تمام ابعاد آن یعنی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است که این مهم نیازمند اجرای ابزارهایی است که قادر به شناسایی ابعاد اصلی رضایت انسان باشند. هدف: هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی رفاه و کیفیت زندگی مردم در شهر تبریز بر اساس مؤلفه های اساسی با ارجاع به نظریه قابلیت های «سن» می باشد. روش ها: بصورت تحلیلی توصیفی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری تحقیق جمعیت شهر تبریز که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 382 نفر بدست آمد. برای تحلیل داده ها از معادلات ساختاری با روش اکتشافی و تحلیل عاملی مرتبه دوم با استفاده از نرم افزار Amos و Spss بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که عوامل تعیین کننده اصلی رفاه ذهنی در زمینه ادراکات فردی، شرایط اقتصادی، امنیت، کیفیت محیطی و فرصت های آموزشی هستند. شرایط رفاه در مناطق بسیار 7، 9 و 6 بسیار پایین است، در حالی که در مقابل، 2 و 1 و 5 بالاترین سطوح رفاه را در بین مناطق تبریز نشان داد. با تمرکز بر منطقه 7، می توان مشاهده کرد. این منطقه به مراتب کم ترین مقادیر را برای سه بعد اصلی از چهار بعد اصلی رفاه نشان می دهد که قابل توجه به نظر می رسد. نتیجه گیری: در نتیجه برای رسیدن ساکنین شهر به سطح رفاه و کیفیت زندگی مطلوب باید توجه مضاعف شود.
۱۶.

ارزیابی پیشران های تأثیرگذار در برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری تاریخی- فرهنگی (مطالعه موردی: شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۷۳
در سال های اخیر گردشگری به عنوان صنعت بدون دود، منبع درآمد سرشار در تجارت جهانی و عنصر مهمی در بهبود و تنظیم موازنه ی بازرگانی و تراز پرداخت های بسیاری از کشورها شده است. در این راستا، برنامه ریزی راهبردی توسعه ی این صنعت در اکثر کشورها کلید خورده است. با توجه به اهمیت این صنعت و نیاز به برنامه ریزی و مدیریت آن، هدف از تحقیق حاضر شناسایی پیشران های تأثیرگذار در برنامه ریزی راهبردی توسعه ی گردشگری شهر تبریز می باشد. از این رو، روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه ی آماری تحقیق نیز شامل مدیران، مسئولان، کارشناسان شهری و نخبگان دانشگاهی شهر تبریز (حدوداً 2000 نفر) بوده که حجم نمونه بر اساس مدل اصلاح شده کوکران 340 نفر برآورد شده است. همچنین برای  تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از مدل حداقل مجذورات جزئی در نرم افزار Warp-PLS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مهمترین پیشران های تأثیرگذار بر توسعه ی گردشگری با تأکید بر گردشگری تاریخی-فرهنگی مربوط به پیشران های قانونی-سیاسی، اقتصاد-بازاریابی و مدیریتی بوده است که به ترتیب ضرایب استخراج شده بر اساس مدل ساختاری تحقیق برای هر کدام 71/0،  65/0 و 53/0 می باشد. همچنین در بین متغیرهای فرعی بیشترین تأثیرگذاری مربوط به متغیرهای اصلاح تصویر منفی و زدودن ایران هراسی برای تقویت انگیزه ی سفر به ایران، ارتقای سطح همکاری های گردشگری بین المللی و رفع موانع از جمله مقررات بروکراتیک و اقامت، اطلاع رسانی مناسب و تبلیغات شایسته در بازارهای هدف، تحقق مدیریت واحد و سیستمی، شکل گیری تعامل و اعتماد نهادی بین ارگان های دولتی و خصوصی، بهره گیری از مشارکت، ایجاد تسهیلات اقامتی مطابق با استانداردهای جهانی و ارائه ی تسهیلات مطابق با ملیت و فرهنگ گردشگران بر مبنای نیازسنجی مناسب ترجیحات گردشگران می باشد.
۱۷.

تببین شاخص های رشد هوشمندشهری با رویکرد آینده نگاری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۶۱
رشد و توسعه شهر و به دنبال آن افزایش جمعیت شهری در چند دهه گذشته مسائل چون استفاده نابجا از زمین، گسترش زاغه و رشد قارچ گونه شهر، پراکنده روی، عدم تخصیص صحیح زمین شهری، از بین رفتن زمین های کشاورزی حومه شهر، ضعف خدمات رسانی در داخل شهر را در پی داشته است. این مسائل باعث توجه جدی به حل مشکلات شهری در داخل شهر به جای جستجوی راهکار در زمین های حومه شهر شد. هدف از این مقاله تبیین شاخص های رشد هوشمند در شهر ارومیه با رویکرد آینده نگاری بوده است. بر این مبنا جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل، 37 شاخص در محیط میک مک رابطه سنجی شده اند و اثرات مستقیم، غیر مستقیم و عملکرد هرکدام مشخص گردیده و در نهایت پیشرانهای کلیدی در این محیط نرم افزار استخراج و برای تحلیل و استخراج سناریو وارد محیط سناریو ویزارد شده اند.نتایج تحقیق نشان دهند دو نوع سناریو ( قوی و محتمل) برای رشد هوشمند شهر ارومیه بوده است. در این میان 12سناریومحتمل بوده اند. که 8 سناریو با وضعیت مطلوب و ارزش کلی 76 تا 63 ، دو سناریو ایستا با ارزش کلی پایین( 19 و 52) و در نهایت دو سناریو بحرانی که دارای ارزش های 17 و 80 بوده اند. در این میان احتمال تحقق سناریو بحرانی 12 بیشتر از دیگر سناریوها بوده است و در مرتبه دوم سناریوهای 1 تا 8 قرار گرفته اند. در نهایت جهت جلوگیری از تحقق سناریو 12 و گرایش به سوی سناریوهای 1-8 پیشنهادهای ارائه شده اند.
۱۸.

ارزیابی عوامل جغرافیایی اثرگذار بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری مبتنی بر برنامه ریزی راهبردی سناریویی (مطالعه موردی: استان آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۲۵۱
شواهد موجود نشان می دهد که نابرابرهای درون منطقه ای نتیجه بخشی نگری برنامه های توسعه و فرآیند سیاست گزاری بالا به پایین است که از تبعات فضایی آن افزایش تمرکزگرایی در کانون های شهری عمده و محدود است. بر این مبنا یکی از سیاست های تعدیلی با هدف کاهش نابرابری و تقویت توان موجودیت شهرها، تأکید بر جریان رقابت پذیری مبتنی بر ویژگی های خاص قانونی، سیاسی، بوم شناختی، اجتماعی و اقتصادی بین کانون های شهری است. هدف این پژوهش ارزیابی عوامل اثرگذار بر جریان رقابت پذیری کانون های شهری استان اذربایجان غربی است. برای انجام این مقاله از رویکردی کیفی کمی بهره گرفته شده است. در بخش نخست پیشران های کلیدی توسط کارشناسان حوزه (دلفی) به وسیله نرم افزار وزن دهی، اوزان استخراج و ابعاد شناسایی و سپس به کمک نرم افزار Meta-SWOT، 15 عامل اثرگذار بر جریان رقابت پذیری توسعه شهری در افق زمانی 1410 تعیین و مجدداً به روش دلفی در اختیار صاحب نظران قرار گرفت. نتایج گویای این واقعیت است که کلانشهر ارومیه با دارا بودن جایگاه نخست رقابت پذیری همچنان کانون جریان های فضایی استان است. این در حالی است که راهبردهای سرمایه گذاری دولتی، توجه سیاست گذاران، برنامه ریزان و مسئولان، علاقه مندی بخش خصوصی به سرمایه گذاری در استان و فقدان زیرساخت های توسعه در مقیاس کلان از مهمترین عوامل تعیین کننده جریان رقابت پذیری توسعه شهری هستند. در بخش نهایی با رتبه بندی و استخراج ماتریس تأثیرگذاری از نرم افزار Micmac استفاده شده و حالت های باورکردنی در رقابت پذیری توسعه شهری استان با رویکرد آینده نگاری مشخص و راهبردهای پیشنهادی معرفی شدند.
۱۹.

ارزیابی وضعیت زیست پذیری بخش مرکزی کلانشهرها از دیدگاه ساکنان (مطالعه موردی: کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۳۴۱
این تحقیق با هدف ارزیابی وضعیت زیست پذیری ۸ محله بخش مرکزی کلانشهر تبریز از دیدگاه شهروندان تدوین شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی می باشد. در این بررسی برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های استنباطی؛ آزمون T تک نمونه ای؛ آزمون تحلیل واریانس ANOVA، آزمون تعقیبی شفه استفاده شده است. بر اساس یافته های آزمون t، شاخص کلی زیست پذیری بافت مرکزی تبریز در محلات ۸گانه با میانگین 29/3 و آماره t 182/3- پایین تر از مد متوسط نظری یا مطلوبیت عددی آزمون (۵/3) قرار دارد. و در مجموع ارزیابی قابل قبولی از دیدگاه ساکنان وجود ندارند. اما در میان وضعیت ابعاد می توان گفت که ابعاد دسترسی (07/4) و زیست محیطی (55/3) دارای وضعیت قابل قبولی بوده اند. همچنین از دید ساکنان ابعاد اقتصادی (66/2)، کالبدی (79/2) و فرهنگی اجتماعی (38/3) دارای ضعیف ترین وضعیت زیست پذیری بوده اند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی شفه نشان می دهد که شرایط زیست پذیری یکسان نبوده و تفاوت معناداری در سطح محلات وجود دارد. در این میان، بعد کالبدی با مقدار F، 25.46 بیشترین مقدار اختلاف و تفاوت را داشته و می توان گفت که در بعد کالبدی، اختلاف زیست پذیری در محلات مورد مطالعه بیش از سایر ابعاد است. از لحاظ شاخص کلی زیست پذیری نیز با توجه به میانگین محله بازار (2.42) با سایر محلات شهناز (2.02)، دانشسرا (1.96)، مقصودیه (1.45)، منصور (1.32)، بالا حمام (0.98)، تپه لی باغ (0.71) و دمشقیه (0.63) این اختلاف به نفع ۴ محله بازار، شهناز، دانشسرا و مقصودیه است و ساکنان این محلات از شرایط زیست پذیری بهتری برخوردار هستند.
۲۰.

بازشناسی تاثیر ارزش های بصری-کالبدی بناهای فرهنگی-تاریخی بر توسعه گردشگری پایدار شهری نمونه موردی: اصالت های کالبدی پیاده گذر تاریخی تربیت (کوچه نوبر) تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۲۸۷
مباحث هم افزایی گردشگری پایدار شهری با حفاظت بافتهای تاریخی شهرها، بعنوان یکی از ابزارهای هدف گردشگری فرهنگی ، چندین دهه است که در ایران سابقه دارد. یکی از اولین موضوعات به اجرا درآمده در این زمینه پیاده گذر فرهنگی-تجاری تربیت تبریز می باشد. این گذر که در دوره قاجار کوچه نوبر بوده است و در دوره پهلوی به خیابان تربیت تغییر ماهیت می دهد، در ذات خود شامل ترکیبی از بناهای باارزش دوره قاجار در کوچه ها و بن بست هایی که عمود بر گذر هستند، می باشد. و خود گذر نیز شامل مجتمع های تجاری-خدماتی دوره پهلوی بوده است که دارای فرم و نظم بسیار همخوان به نسبت عرض گذر می باشند؛ -گذری که فضای معماری آن حاصل ترکیب این واحدهای وابسته به زمان نسبتا مشخصی از دوره معماری می باشد. البته ساخت و سازهای تقریبا بی هویت سالهای اخیر که با تخریب سازه های معماری دوره اصیل در حال انجام می باشد، در حال ارزش زدایی از ارزشهای این گذر هم از لحاظ ارزشهای فرهنگی و هم از لحاظ حذف دستاوردهای گردشگری فرهنگی می باشد. در این مقاله سعی گردید تاثیر ارزشهای بصری بناهای باقی مانده فرهنگی-تاریخی دوره اولیه ساخت بر گردشگری پایدار شهری پیاده گذر تاریخی تربیت(کوچه نوبر) تبریز بازشناسی گردد و آسیبهای تغییرات و ساخت و سازهای جدید در حال انجام در گذر مورد نقد قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان