هنر مجسمه سازی در دوره پهلوی اول و کارکردهای سیاسی اجتماعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای تاریخی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
107 - 159
حوزههای تخصصی:
با آغاز دوره پهلوی، تحول عمده ای در توجه به هنر مجسمه سازی شکل گرفت؛ به طوری که به نظر می رسد ساخت این میزان از مجسمه در طول دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده است. در این دوره هنر مجسمه سازی تبدیل به ابزاری نمادین برای تجلی سیاست های حاکمان این دوره بر مبنای سه اصل ملی گرایی، باستان گرایی و تجددگرایی بود. بر این مبنا در این دوره هنر مجسمه سازی به شکل ویژه تری کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یافت. دولت پهلوی قصد داشت با نمایش مجسمه ها در مراکز اصلی شهر، بر افکار عمومی غلبه کند و جامعه سنتی و مذهبی ایران را با تحولات جدیدی همسو کند که مدنظر روشنفکران و طبقه نخبگان پهلوی بود. به عبارت دیگر، حاکمیت به دنبال آن بود تا از ظرفیت های تبلیغاتی هنر مجسمه سازی در راستای سیاست های خود استفاده کند و اذهان را برای پذیرش این سیاست ها آماده کند. بنابراین پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی است: مجسمه های ساخته شده در دوره پهلوی اول، چه کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشتند و چگونه بازتاب دهنده سیاست های حاکمیت در سطح جامعه بودند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، در پی آن است تا با بررسی و مطالعه منابع کتابخانه ای و به ویژه اسناد تاریخی و روزنامه ها، کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مجسمه ها را در بستر تحولات دوره پهلوی اول تحلیل کند و از طریق روش نشانه شناسی مشخص کند که نمادهای به کاررفته در مجسمه های پهلوی اول چگونه بر فضای فکری جامعه نقش داشته و اثرگذار بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مجسمه سازی در این دوره کارکردی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته و مجسمه ها تحت تأثیر سیاست های دربار و دیدگاه های طبقه نخبگان و روشنفکران عصر پهلوی با اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساخته می شد و در معرض نمایش عموم قرار می گرفت. بااین همه مجسمه ها با توجه به موضوع اثر و تحت تأثیر شرایط و تحولات سیاسی با واکنش های متفاوتی از سوی مردم مواجه می شد.