علیرضا واعظ

علیرضا واعظ

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بررسی وضعیت تجارت سنگ های قیمتی در دوره ایلخانی و تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
سنگ های قیمتی در مناسبات تجاری دوره ایلخانی و تیموری جایگاه قابل توجهی داشته است. در برخی از مناطق بازار هایی پیرامون سنگ های گران بها پدید آمده بود. رواج استفاده از سنگ های قیمتی در میان مردم، به ویژه طبقات اشراف، همراه با امنیت و ثبات نسبی در این دوره ها، موجب شکل گیری تجارت آن ها شد. پژوهش پیشِ رو بر آن است تا با استفاده از منابع تاریخی به بررسی وضعیت تجارت سنگ های قیمتی در دوره ایلخانی و تیموری بپردازد. روش پژوهش تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی بوده و داده ها براساس روش کتابخانه ای گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد عواملی چون کیفیت و تنوع سنگ ها، تقاضای بالا در بازارهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی ایران در مسیرهای تجاری، و نقش تاجران متخصص در قیمت گذاری، از مهم ترین علل رونق این تجارت بوده اند.  با وجود فقدان برخی معادن سنگ های قیمتی، ایران از منابع غنی فیروزه و مروارید برخوردار بود که افزون بر تأمین نیاز داخلی، بخشی از آن صادر می شد. تجارت سنگ های قیمتی در دوره ایلخانی بیشتر در نواحی غربی کشور و در دوره تیموری در نواحی شرقی از رونق زیادی برخوردار بوده است. در دوره ایلخانی بخش اعظم مروارید صیدشده در شهر بغداد جهت صادرات درجه بندی و آماده سازی می شد. تجارت سنگ های قیمتی در دوره تیموری نیز در شهرهایی چون تبریز، سلطانیه، سمرقند و هرات انجام می شد. در این میان سمرقند و هرات اهمیت بیشتری داشتند. در این دوره واردات سنگ های قیمتی در سمرقند صورت می گرفت و هنرمندان مرتبط با این حوزه در شهر هرات مشغول به فعالیت بودند
۲.

مطالعه تطبیقی پرتره های شاهان متقدم و متأخر قاجار منقوش بر سکه ها و مدال ها از منظر نشانه شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۷۸
به عنوان یک امر تاریخی، با در نظر گرفتن میزان تأثیر سواد مخاطبین متون در کیفیت تفسیر، همواره خوانش و تحلیل یک متن تصویری به کمک رمزگان ها و نشانه های نهفته در آن، امکان پذیر گشته است. در این میان، سکه ها و مدال های منقوش به نقش شاهان قاجار، به مثابه متون تصویری نشاندار در فرآیند نشانه شناسی، می توانند به عنوان رسانه های گفتمانی مطرح گردند که در آنها شاهان در مقام فرستنده، پیام هایی را به مخاطبان انتقال می دهند. سکه ها جدایی از نقش اقتصادی، همواره حامل پیام های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و بیانگر قدرت طبقه حاکم بوده اند؛ از این رو وجه نمادین سکه ها همیشه بر وجوه دیگر غالب بوده است. این پژوهش با هدف به کارگیری دو روش نشانه شناسی (بارت و گریمس) در جهت تحلیل و تطبیق پرتره های شاهان منقوش بر سکه های قاجار، و تفسیر نشانه های موجود، در تلاش است تا با استفاده از روش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، به این پرسش ها پاسخ دهد که 1. تصاویر، بیانگر چه مضامین فکری و هژمونیک در دو دوره متقدم و متأخر در عصر قاجار هستند؟ و 2. چه گفتمان هایی از طریق این تصاویر برساخته می شوند؟ از این رو پژوهش حاضر در پاسخ به پرسش های فوق به این نتیجه رسید که در این عصر، شاهان قاجار با قرار دادن تصویر خود بر روی سکه ها به عنوان روشی در جهت اقتدارگرایی سیاسی، در پی جاودانه ساختن خود، مشروعیت بخشیدن به حاکمیت خویش، متجلی ساختن شوکت شاهانه و هژمونی سلطان، در سطح ملی و فراملی بوده اند. نتایج حاکی از آن است که در دوره متقدم، ضمن پایبندی حاکمان به حفظ هویت بومی و اصالت ملی، گفتمان های فرهی، قدرت بی بدیل، و شکوه و ثروت، حاکم بوده است. در ابتدای دوره متأخر، ضمن گرایش به سوی مدرنیته، با کمی نرمش، گفتمان های همدلی، مشارکت و تجدد، و در ادامه این دوره نیز گفتمان ارعاب و تهدید و همچنین انفعال، به گفتمان های قبلی افزوده می گردد.
۳.

برساخت های گفتمانی نقاشی ندیمه ها (ولاسکز) و عکس عبدالخالق خان (ظل السلطان) در چارچوب تحلیل گفتمان ژیلین رُز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۶۷
آنچه در دنیای رسانه های بصری معاصر به واقعیتی بدل شده، این است که برخی از تصاویر و متون بصری، توجه مخاطبان و پژوهشگران را به شباهت های خود با دیگر تصاویر- به شکل واقعی یا خیالی- جلب نموده و هر لحظه آنها را برای کشف و بررسی کی رابطه و تعاملِ درون متنی ترغیب می نمایند. از ای نرو، مقاله حاضر با گرایش درون رشته ای و کاربست روش تطبیقی و توصیفی- تحلیلی با رویکرد یکفیِ تحلیل گفتمانِ پساساخت گرایانه ژیلین رُز، ضمن مطابقت دو اثر تجسمی )نقاشی ندیمه ها و عکس عبدالخالق خان(، به واکاوی تعامل های میان فرهنگی و گفتمان های برساخته شده در تصاویر پرداخته و تأثیر یا عدم دخالت آپاراتوس های قدرت در شکل گیری این گفتمان ها را بررسی می نماید. پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش ها که در بررسی این دو اثر هنری، چه گفتمان هایی و چگونه برساخته می شوند و از این نظر چه تشابهی میان آنها وجود دارد، دریافت که ولاسکز و عبدالخالق خان هم در نقش هنرمند و هم سوژه اثر، بدون تأثیرپذیری از دستگاه های نهادی و با به حاشیه راندن صاحبان قدرت، از خود بدنی متفاوت و غالب برساخته اند. در هر دو تصویر، گفتمان هنر و گفتمان سیاست در تقابل با هم قرار گرفته و هر دو هنرمند از طریق شکل یکسانِ بازنمایی و به طور ضمنی، به غلبه هنر بر سیاست اشاره و تأ یکد می نمایند. چنین به نظر می رسد که در این تعامل بینافرهنگی میان شرق و غرب در بطن تاریخ، عبدالخالق خان ب هعنوان هنرمند، در تولید این عکس از بینش و رویکرد انتقادی ولاسکز در تابلوی ندیمه ها متأثر شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان