۱.
باتوجه به اهمیت و جایگاه مساجد و مدارس جامع درطول دوره اسلامی، موقوفات ارزشمندی برای حمایت از طلاب و آبادانی این مساجد درنظر گرفته می شد و غالباً یکی از علمای برجسته، سرپرستی و رسیدگی به این موقوفات را برعهده می گرفت. با احداث مسجد جامع زنجان در دوره قاجار، نظارت بر موقوفات این مسجد به عبدالله دارا و تولیت به سیدمحمد مجتهد حسینی (امام جمعه زنجان) سپرده شد؛ ولی پس از درگذشت نخستین متصدیان، بازماندگان بر سر تصاحب تولیت به ستیز با یکدیگر پرداختند که تا عصر حاضر هم ادامه داشته است. خاندان دارا به عنوان مدعی با پشتیبانی عناصر و گروه های دیگر سعی داشته اند تولیت موقوفات ارزشمند مسجد جامع زنجان را کسب کنند و خاندان حسینی زنجانی (امام جمعه) هم درجایگاه مدافع سعی داشته اند تا تولیت را در دست خود حفظ کنند. هدف مقاله ضمن پرداختن به منازعات گروه های مدعی و بررسی اختلاف ها و بحران ها، به این پرسش اساسی می پردازد که: تولیت موقوفات ارزشمند مسجد جامع زنجان به درستی برعهده کدام خاندان و افراد بوده است؟ روش/ رویکرد پژوهش روش مقاله، پژوهشِ تاریخی است که با رویکرد کتاب خانه ای و بهره گیری از اسناد سازمان های دولتی، خصوصی، شخصی، و خاندان های زنجانی، به شیوه توصیفی-تبیینی موضوع را بررسی کرده است. یافته ها و نتیجه گیری پس از وفات دومین متولی مسجد جامع زنجان -میرزاعبدالواسع حسینی زنجانی- در 1291ق و درادامه وفات دومین ناظر -محسن میرزا میرآخور- در ۱۲۹2ق، جدال بازماندگان این دو بر سر تولیت موقوفات آغاز شد. موانعی نظیر بیماری، تحصیل، و کم توجهی میرزاابوالفضائل امام جمعه و فرزندش میرزامحمود حسینی زنجانی (متولیان وقت) در رسیدگی به وضعیت مسجد، مهم ترین عوامل تلاش های ناظران وقت برای رد تولیت از خاندان حسینی زنجانی بودند. آن چه به نظر می رسد، با عنایت به برخی سوءاستفاده ها که خاندان دارا به امامان جمعه نظیر میرزاعبدالواسع حسینی نسبت می دادند و ازسوی دیگر باتوجه به ارزش مادی موقوفات مسجد جامع که در شهر کوچکی نظیر زنجان بسیار قابل توجه بود، هریک از عناصر و گروه ها با آگاهی از این ارزش و جایگاه، با استناد و اتکا به اسناد موجود سعی داشتند اهداف خود را پیش ببرند و تولیت موقوفات را به دست بیاورند تا بخشی از نیازهایشان را رفع کنند. با عنایت به بررسی محتوای مجموع اسناد خاندان های مدعیِ تولیت مسجد جامع، سواد وقف نامه خاندان دارا -که در نزد بازماندگانِ یکی از مباشران بانام دامادی قرار دارد- نادرست است و درمقابل، برخی از سواد وقف نامه های خاندان حسینی زنجانی (امام جمعه) به عنوان متولیان مسجد جامع، صحیح به نظر می رسد. براساس یافته ها، سه بار آرای صادره ازسوی اداره تحقیق اوقاف و شعبه بررسی اسناد موقوفه مسجد جامع در دوره پهلوی (رضاشاه، محمدرضاشاه) و اوایل انقلاب اسلامی، تولیتِ نسل به نسلِ خاندان حسینی زنجانی بر موقوفات مسجد جامع را تأیید کرده است.
۲.
هدف: این پژوهش می کوشد تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که برگزاری نمایشگاه های جهانی هنر و صنایع ایران در لندن(1309ش/1931م) و لنین گراد(1314ش/1935م)، چه نقشی در معرفی هنر و تمدن ایرانی و ارتقای جایگاه ایران شناسی در عرصه جهانی داشته اند. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا تأثیر این نمایشگاه ها بر بهبود جایگاه فرهنگی و بین المللی ایران تحلیل و ارزیابی شود. این نمایشگاه ها فرصتی فراهم آوردند تا آثار تاریخی و نفیس ایرانی از مهم ترین مجموعه های ایران نظیر کاخ گلستان، آستان قدس رضوی، حرم حضرت معصومه (س)، مجموعه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی و موزه معارف برای نخستین بار در معرض دید دانشمندان، هنرمندان و مخاطبان جهانی قرار گیرند. این اشیا به صورت موقت از ایران خارج و پس از پایان نمایشگاه ها به کشور بازگردانده شدند. روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر اسناد تاریخی و مدارک آرشیوی انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که دولت ایران در دوره پهلوی همسو با طبقه نخبگان و روشنفکران، به منظور معرفی ایرانی نوین، تلاش می کرده تا وجهه هویتی و بین المللی خود را ارتقا دهد. برگزاری نمایشگاه ها و حضور در آن می توانست ضمن تقویت تعاملات فرهنگی، منجر به افزایش و بهبود روابط سیاسی شود. ایران نیز از این فرصت تاریخی بهره برد و حجم وسیعی از آثار تاریخی و نفیس هنری خود را در معرض نمایش جهانیان قرار داد. مستندات تاریخی حاکی از آن است که این نمایشگاه ها در جهت ایجاد نگرشی مثبت نسبت به فرهنگ و تمدن ایران در سطح بین المللی نقشی مؤثر داشته اند. بررسی بازخوردهای این رویدادها نشان می دهد که جامعه علمی و فرهنگی جهان به اصالت و ارزشمندی هنر ایران اذعان و بر ارزش و اهمیت آن تأکید کرده است.
۳.
برپایه ماده دوازدهم قرارداد دارسی، کارگران شاغل در شرکت نفت انگلیس و ایران باید تبعه ایران می بودند. به تدریج طی سال های بعداز جنگ جهانی اول برپایه همین ماده از قرارداد، شرکت نفت انگلیس و ایران به بزرگ ترین کارفرمای اقتصاد ایران تبدیل شد. کارگران این شرکت عموماً از نواحی ایلی و مناطقی بودند که در آن روابط ارباب-رعیتی حاکم بود. آن ها باید خود را با شرایط کار در محیط صنعتی مدرن وفق می دادند. نبود قوانین و مقرراتی که از آن ها دربرابر حوادث ناشی از کار محافظت کند، شدت و کثرت این نوع از حوادث را افزایش داده بود. بااین حال، به تدریج طی دهه 1300ش در قالب سازوکار صندوق های احتیاط مقرراتی در این زمینه وضع شد. هدف : یافتن زمینه های تشکیل صندوق های احتیاط در شرکت نفت انگلیس و ایران. روش/رویکرد : روش پژوهش حاضر تاریخی است و برای جمع آوری اطلاعات از اسناد آرشیویِ شرکت نفت انگلیس و ایران استفاده شده است. برای تحلیل مسئله پژوهش نیز از رویکرد بسیج طبقاتی در تبیین سیاست گذاری های اجتماعی استفاده شده است. یافته ها و نتایج : درخواست کارگران برای تأمین خدمات درمانی و اجتماعی از شرکت نفت به عنوان کارفرما ازیک سو و فراهم شدن امکان همراهی نسبی دیوان سالاری دولت ایران با اعتراضات کارگران باتوجه به فضای بین دو جنگ جهانی و منتظم ترشدن امور دولت ایران در دهه 1300 ازسوی دیگر، زمینه را برای تدوین و تصویب چنین مقرراتی مهیا کرد. تدوین و تصویب نظام نامه استخدام کارکنان شرکت نفت ایران و انگلیس در سال های ابتدایی دهه 1300ش نتیجه چنین شرایط و درخواست هایی بود. بااین حال شرکت نفت با تصویب نظام نامه ای تبعیض آمیز، خواسته کارگران ایرانی را به خدماتی حداقلی در قالب نوعی صندوق احتیاط محدود کرد که بسیاری از خواسته های کارگران را برآورده نمی کرد.
۴.
هدف : بررسی و شناخت ابعاد تاریخی و اجتماعی مهاجرت های ناشی از بی آبی و خشک سالی در منطقه سیستان در دوره پهلوی دوم با تمرکز بر اسناد سازمان اسناد و کتاب خانه ملی ایران. روش/رویکرد پژوهش : پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و برپایه اسناد سازمان اسناد و کتاب خانه ملی ایران به دنبال پاسخ به پرسش های زیر است: بحران بی آبی در سیستان در دوره پهلوی دوم، چگونه از مسئله ای طبیعی به معضلی اجتماعی و مهاجرت جمعی بدل شد؟ در این فرایند چه نقش و کارکردی را برای سیاست های دولتی، نهادهای محلی و کنش های مردمی می توان قائل شد؟ چه سازوکارهایی در ناکارآمدی مدیریت این بحران نقش داشته اند؟ یافته ها و نتیجه گیری : منطقه سیستان در دوره پهلوی دوم با بحران بی آبیِ ناشی از قطع آب رود هیرمند ازسوی افغانستان و ناکارآمدی سیاست های دولت مواجه شد. ساکنان سیستان وضعیت بی آبی خود را از دولت پیگیر بودند؛ زیرا ازنظر آنان قطع آب در سیستان نتیجه ضعف و بی عملی دولت بود. شرایط بدِ اقلیمی، عمل حشر یا بیگاری، ازدست رفتن فصل کشت و وقفه های طولانی مدت (چندین ساله) در کشت محصول براثر بی آبی، تنگی معیشت ناشی از خشک سالی و نداشتن کارِ جایگزین کشاورزی، اختلافات مقامات دولتی در سطح ملی و محلی، کمبود اعتبارات و اجرانشدن طرح های توسعه ای برای بهبود وضعیت زیرساخت های آبیاری در سیستان، و اختلاف اهالی سیستان با یکدیگر موجب کم اثرشدن اقدامات عمرانی در سیستان شد و از عوامل مؤثر در مهاجرت از سیستان بود.
۵.
هدف: نظر به اینکه تاریخ شفاهی به عنوان یکی از شاخه های علم تاریخ، امروزه در سازمان ها ازجمله سازمان فراجا جایگاه مشخصی یافته است، این مقاله به دنبال آن است که از منظری آسیب شناسانه مهم ترین آسیب های تاریخ شفاهی دفاع مقدس در سازمان فراجا را بررسی و تحلیل کند. روش : مقاله حاضر با روش تحلیل محتوای آثار انتخاب شده به بررسی و احصای مهم ترین آسیب های این آثار برآمده است. هم چنین قسمت دیگری از داده ها حاصل تجارب زیسته سازمانی و بررسی میدانی موضوع است. یافته ها: برهه زمانی دفاع مقدس در سازمان نیروی انتظامی، مقطع بسیار مهمی بود که مدیران، فرماندهان و کارکنان این سازمان در جبهه های جنگ و یا در داخل کشور در حوزه امنیت و انتظام به خدمت مشغول بودند. از این نظر تدوین خاطرات آن ها در قالب های گوناگون برای امروز و آینده سازمان بسی مهم است. با بررسی شواهد و مستندات، دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که ازنظر ساختاری، روشی و محتوایی و عوامل انسانی دخیل در تدوین تاریخ شفاهیِ دفاع مقدس، آسیب هایی وجود دارد. نتایج: باوجود ارزشمندبودن آثار منتشرشده، به علت نبود مورخ سازمانی برای تاریخ شفاهی و رعایت نشدن سازوکارهای فنی، عموماً آثاری تولید شده است که از استانداردهای پذیرفته شده در تاریخ شفاهی فاصله دارد. عموم آثاری تولید شده به نخبه گرایی و تاریخ مذکر میل زیادی دارد. ملاحظات سازمانی و ارائه روایت رسمی از رویدادها و تلاش برای الگوسازی از افراد، تاحدودی بین روایت و واقعیت فاصله ایجاد کرده است.
۶.
یاقوت مستعصمی، خوش نویس عهد صفوی از نام مُرکّب طاوس در متون کهن استفاده کرده است. اطلاعات متفاوتی درزمینه مواد تشکیل دهنده این مُرکّب وجود دارد. هدف : یافتن مؤلفه های ارزشی درزمینه کاربرد گیاهان به عنوان راهکارهای حفاظتی. روش/ رویکرد پژوهش : اطلاعات به روش کتاب خانه ای و به طریق پژوهش تحلیلی-توصیفی حاصل شده است. پرسش : آیا مواد به کاررفته در ساخت مُرکّب طاوس، در حفاظت، دوام و ثبات این مُرکّب و تاثیر آن بر روی کاغذ تأثیرگذار بوده است؟ در آثار متعددی به اهمیت مُرکّب طاوس اشاره شده است؛ مانند: « رساله عُمّدهالکُتّاب » اثر «ابن بادیس صُنهاجی»؛ « اصول و قواعد خطوط ستّه » اثر «فتح الله سبزواری»؛ « حلیهالکُتّاب »؛ « مدادالخطوط » اثر «میرعلی هروی»؛ « آداب المشق » اثر «باباشاه اصفهانی»؛ « رسم الخط » اثر «رفیقی هروی»؛ « فوائدالخطوط» اثر «محمدبن دوست محمد بخاری»؛ « مُرکّب سازی و جلدسازی » اثر «علی حسینی». نتایج خوانش نشان می دهد که مقادیر مشخص از هریک از گیاهان به کاررفته در مرکب طاوس ازجمله زعفران، حنا، صبر، صمغ عربی، مازو، مورْدْ و... در حفاظت از مُرکّب و کاغذ نقشی به سزا دارد که به این موضوع در برخی از منابع کهن اشاره شده است.