جنگ شناختی کنار جنگ تقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ به عنوان یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی، همواره با ایدئولوژی و قدرت در هم تنیده بوده است. در این میان، زبان به عنوان ابزاری قدرتمند، نقش محوری در شکل دهی به درک عمومی از جنگ، توجیه اقدامات نظامی و تثبیت یا تغییر روابط قدرت ایفا می کند. تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان چارچوبی تحلیلی، به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه گفتمان های سیاسی و رسانه ای، ایدئولوژی ها را می سازند، بازتولید می کنند یا به چالش می کشند. رویکرد شناختی در این تحلیل، بر مکانیسم های ذهنی مانند قالب بندی، استعاره ها و فعال سازی طرح واره ها تأکید می کند که از طریق آن ها زبان بر تفکر و ادراک ما از جنگ تأثیر می گذارد. همچنین، رویکرد نقشی به بررسی کارکردهای اجتماعی گفتمان، از جمله مشروع سازی خشونت، غیرانسانی سازی دشمن و بسیج افکار عمومی می پردازد. این مطالعه با تمرکز بر گفتمان های جنگی نشان می دهد که چگونه قدرت از طریق زبان اعمال می شود و چگونه ایدئولوژی ها در خدمت توجیه جنگ و حفظ نظم موجود قرار می گیرند. زبان موتورمحرک ایدئولوژی جنگ است. ویژگی های ایدئولوژی جنگ —از جمله فراگیری آن، قدرت آن، نامرئی بودن و طبیعی بودن آن، و روش های تداوم و تغییر آن—همگی از وابستگی آن به زبان نشأت می گیرند. در عین حال، این تحلیل به پیامدهای اخلاقی گفتمان جنگ توجه کرده و ضرورت آگاهی انتقادی از نقش زبان در شکل دهی به درک عمومی و رفتارهای اجتماعی را برجسته می سازد. در نهایت، این پژوهش برای درک عمیق تر از رابطه بین جنگ، ایدئولوژی و قدرت کارآمدی هر دو رویکرد را در بازنمایی فدرت های سلطه در ایجاد و توجیه جنگ مقایسه می کند.