مجتبی یمانی

مجتبی یمانی

مدرک تحصیلی: استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۲۰۳ مورد.
۱۶۱.

تحلیل عوامل تأثیرگذار بر سکانس های پادگانه ای رودخانه جاجرود طی کواترنری پسین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پادگانه تداخل سنجی راداری حوضه جاجرود کواترنری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۴۴
پادگانه های رودخانه ای میراثی از چینه شناسی برای درک تأثیرات متقابل تکتونیک، فرسایش و تغییرات آب و هوایی به شمار می روند. در این پژوهش، تحولات اقلیمی و نو زمین ساختی حوضه جاجرود و تأثیرات آن بر سکانس های پادگانه ای موردبررسی قرارگرفته است. نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، عکس های هوایی، تصاویر ماهواره ای و GPS ابزارهای اساسی پژوهش را تشکیل داده اند. ابتدا محدوده به سه بازه تقسیم شد. سپس برای بررسی تأثیرات تکتونیکی روش تداخل سنجی راداری به کار گرفته شده است. میزان جابجایی عمودی توسط روش سری زمانی SBAS تعیین و اثرات تکتونیک بر تشکیل و تحول پادگانه ها تحلیل گردید. توالی تغییرات اقلیمی و دینامیک جریان رودخانه متأثر از آن نیز بر اساس شواهد رسوب شناسی پادگانه ها بازسازی شده است. سرانجام داده ها بعد از ورود به نرم افزارهای ArcGIS، GMT مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته ها نشان می دهند که منطقه مطالعاتی بین 103+ تا 28- میلی متر جابجایی داشته است (۰۶/۰۱/۲۰۱۶ تا ۲۱/۱۲/۲۰۱۸). مقدار بر خاستگی تحت تأثیر زمین ساخت فعال به سوی بالادست افزایش نشان می دهد. این اختلاف در مقدار بر خاستگی، در ارتفاع و توالی پادگانه ها به خوبی انعکاس یافته است. همچنین ورود جریان های یخ رفتی دیرینه در تلاقی انشعابات اصلی جاجرود و نیز وقوع لغزش های قدیمی و ایجاد دریاچه سدی در تغییرات مقطعی سطوح ارتفاعی پادگانه ها و بی نظمی آن ها تأثیرگذار بوده اند.
۱۶۲.

تحلیل پایداری آبراهه رود گادر از طریق مورفومتری و مقایسه مکانی بازه های رودخانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رودخانه گادر پایداری آبراهه مدل نانسون و نایتون تغییرات بستر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۳۰۰
این مدل رودخانه های آنابرنچ را بر اساس پارامترهای توان جریان، میزان و اندازه بار بستر، اندازه ذرات کرانه ها، میزان جا به جایی جانبی، نسبت طول جزایر به پهنای مجرا در شش طبقه تقسیم بندی می کند که نتایج نشان داد رودخانه گادر در محدوده نوع شماره پنج و شاخص میزان به هم پیوستگی و افزایش عمودی جزایر و سینوسیتی مجرا در محدوده نوع یک قرار دارد. جزایر در بازه های شریانی و مستقیم به دلیل پهنای بیش تر از بازه های دیگر رشد بیش تری داشته اند و در بازه مئاندری واقع در بین ارتفاعات کیله شین تا روستای بیمضرته رشد کمتری است. در بازه سوم که جنس رسوبات بستر و کناره رودخانه و دره ای که رودخانه در آن جریان دارد از نوع فرسایش پذیری است و عرض بستر رودخانه زیاد بوده ولی در بازه اول که جنس رسوبات بستر و کناره رودخانه از نوع سازندهای مقاوم به فرسایش می-باشد تغییرات رودخانه ای کم تر یا تغییرات بسیار کم بوده است. رودخانه گادر با هر شش نوع رودخانه شاخه شاخه از منظرهایی دارای شباهت است و در حالت کلی این مجرا با طرح نانسون و نایتون انسجام و مطابقت کامل را ندارند.
۱۶۳.

تحلیل تغییرات خط ساحلی کرانۀ غربی دریای خزر در قالب سلول های ساحلی (تالش تا انزلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری ساحلی سلول ساحلی کرانه غربی خزر DSAS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۱۳
پژوهش های دیرینه شناسی مؤید افت وخیز تراز آبی دریای خزر در قالب ارقام متفاوت تا چندده متر است. سواحل دریای خزر دارای توپوگرافی و کاربری اراضی متفاوت از جمله اراضی پست مرتبط با مصب رودخانه ها، خورها، یا پیشرفتگی های آب دریا در خشکی و سواحل نسبتاً بلندتر ماسه ای و شنی است. عموماً شیب پس کرانه بسیار اندک است. این عوامل شرایط مساعدی را برای غرقاب شدن زمین ها در زمان افزایش سطح تراز آب دریا یا بالا آمدن سطح پیزومتری آبخوان های ساحلی فراهم می کند. در این پژوهش با استفاده از تحلیل زمانی مکانی به بررسی تغییرات خطوط ساحلی تالش تا انزلی در طول 45 سال در قالب سلول های ساحلی پرداخته شده است. برای این منظور با استفاده از نرم افزارهای Arc GIS خطوط ساحلی سال های 1975 و 1997 و 2020 و سپس با استفاده از نرم افزار DSAS میزان تغییرات خط ساحلی استخراج شدند. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که تغییرات خط ساحلی در محدوده تحت بررسی کاملاً تحت تأثیر تغییرات سطح آب دریای خزر قرار داشته است؛ طوری که 77 درصد از خط ساحلی دچار پَس روی بیش از 30 متر شده است. در این میان فعالیت های انسانی نیز تا حدودی مانعِ ناپایداری خط ساحلی در اثر تغییرات سطح آب دریای خزر شده است.
۱۶۴.

بررسی تغییرات مورفولوژیکی رودخانه اترک در یک بازه زمانی 20 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفولوژی رودخانه رودخانه های مرزی رودخانه اترک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۵۲
مرزهای رودخانه ای، یکی از انواع مرز های بین المللی هستند که به خاطر تغییرات موفولوژیکی بستر و انحرافات کانال آنها، همواره مشکلات و تنش هایی را در تعیین حدود مرز کشورهای فیمابین بوجود می آورند. در این پژوهش مورفولوژی رودخانه مرزی اترک در بازه ای به طول تقریبی 150 کیلومتر از محل اتصال شاخه سومبار تا دریای خزر مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از تصاویر ماهواره ای TM وETM سال های 1994، 1999 و 2013 بستر رودخانه اترک در 3 بازه زمانی با استفاده از تحلیل های سنجش از دوری نرم افزار ENVI استخراج گردید. سپس پارامترهای هندسی مانند طول رودخانه، طول موج، ضریب خمیدگی، زاویه مرکزی برای بررسی تغییرات با روش برازش دایره های مماس بر قوس رودخانه در محیط نرم افزاری Auto Cad انجام و مقایسه تغییرات مورد مطالعه قرار گرفت. مقایسه پارامترهای هندسی قوس های پیچانرودی و میل و جهت آنها، از تغییرات در بعضی قوس ها و در نتیجه تغییر مورفولوژی و ناپایداری کانال رودخانه حکایت می کند. در اطراف روستاهای ترشکلی و داشلی برون مسیر رودخانه در هر 3 دوره تغییر کرده به طوری که در اطراف روستای ترشکلی تغییرات به نفع ترکمنستان و در روستای داشلی برون به نفع ایران بوده است. این تغییرات به دلیل وجود سازندهای فرسایش پذیر بستر و کناره های رودخانه بوده است. در نتیجه مشخص می گردد که بستر و کانال رودخانه اترک در حال تغییر بوده و عوامل این تغییرات با نوع سازندهای زمین شناسی، فرسایش پذیر بودن سازندهای کنار بستر رودخانه، افزایش بار رسوبی بستر، تغییرات دبی جریان آب، عوامل انسانی و در نهایت فرسایش کناری رودخانه ارتباط دارد.
۱۶۵.

شناسایی اثرات برداشت شن و ماسه بر تغییرات دانه بندی رسوبات بستر رودخانه (مطالعه موردی: رودخانه زرین گل استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برداشت شن و ماسه دانه بندی رسوبات رودخانه زرین گل استان گلستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱
رودخانه به صورت یک سیستم عمل می کند که دخالت جامعه انسانی همچون برداشت شن و ماسه از بستر آن، تغییراتی را در این سیستم به دنبال دارد. پیشرفت تمدن بشری در امر احداث سازه نیاز بشر به شن و ماسه را افزایش داده است به طوریکه برداشت بدون برنامه ریزی مصالح رودخانه ای، اثرات مخربی بر پیکره مورفولوژی و محیط زیست رودخانه خواهد داشت. هدف اصلی این تحقیق شناسایی اثرات برداشت شن و ماسه بر تغییرات دانه بندی رسوبات رودخانه زرین گل و شناسایی تغییرات مورفولوژیکی روی داده در بستر رودخانه در اثر این برداشت ها بوده است. رودخانه زرین گل در غرب شهر گرگان و بین علی آباد و زرین گل قرار دارد و یکی از سرشاخه های مهم گرگان رود محسوب می-گردد. به منظور انجام این تحقیق از داده ها و ابزار مختلفی چون نمونه های رسوب، نقشه، جی پی اس، دوربین، دستگاه غربال و نرم افزارهای Google Earth, Arc GIS, GRADISTAT, Excel استفاده شده است. به منظور دستیابی به هدف تحقیق طی بازدیدهای میدانی صورت گرفته اقدام به نمونه-برداری از رسوبات بستر رودخانه شد و نتایج حاصل از آنالیز نمونه ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد اندازه رسوبات بستر رودخانه در محل های برداشت نسبت به نمونه های بالادست و پایین دست تغییرات چشمگیری داشته است. میانگین قطر رسوبات در محل های برداشت نسبت به نمونه های بالادست و پایین دست کاهش یافته است این درحالی است که درصد ذرات سیلت و رس و ذرات ماسه، در محل های برداشت افزایش قابل توجهی نسبت به بالادست و پایین دست داشته که دلیل آن تعلیق مواد و رسوبات ریز در پی عملیات برداشت مصالح رودخانه ای می باشد. همچنین برداشت های صورت گرفته باعث تغییرات شدیدی در مورفولوژی آبراهه زرین گل شده است که مهمترین آنها تعمیق بستر رودخانه به ویژه در بالادست محل های برداشت، ایجاد پادگانه در کناره های بستر و تشکیل گودال های وسیع در محل های برداشت می باشد.
۱۶۶.

بررسی تکتونیک فعال در حوضه سمنان (جنوب سمنان) با استفاده از شاخص های ژئومورفیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص های مورفوتکتونیک شواهد ژئومورفولوژیکی تکتونیک حوضه سمنان شبکه زهکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۴۹
شاخص های ژئومورفولوژیکی از روش های بسیار مفید در ارزیابی و شناسایی آثار فعالیت های تکتونیکی (کند و سریع) به شمار می آیند و می توان با استفاده از این شاخص ها به طور معقول و واقعی لندفرم های مختلف را با هم مقایسه کرد. این تحقیق به شناخت نحوه عملکرد و میزان اثرگذاری حرکات تکتونیکی در حوضه سمنان با استفاده از شاخص های ژئومورفیک مانند گرادیان طولی رودخانه، انتگرال هیپسومتریک، نسبت پهنای کف دره به ارتفاع دره، تقارن توپوگرافی معکوس، عدم تقارن حوضه زهکشی ، پیچ وخم رودخانه اصلی، پیچ وخم پیشانی کوهستان، تراکم سطحی آبراهه ها، انشعاب پذیری و شاخص شکل حوضه به عنوان تکنیک های مدلی و مفهومی می پردازد. ابزارهای فیزیکی مورد استفاده در تحقیق حاضر شامل تصاویر ماهواره ای IRS، نقشه های توپوگرافی و همچنین نقشه زمین شناسی و سیستم اطلاعات جغرافیایی است. به این منظور یک مدل رقومی ارتفاع از داده های توپوگرافی SRTM10M برای محدوده مورد مطالعه تهیه شد. سپس در محیط نرم افزار ARCMAP ترسیم آبراهه ها، اندازه گیری شاخص ها و تجزیه و تحلیل های آماری مربوط به شاخص های ذکر شده صورت گرفته و نتایج در قالب نقشه استخراج شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با استناد به شاخص های ژئومورفولوژیکی و با استفاده از ابزارهای فیزیکی ذکر شده نشان می دهد که فعالیت های تکتونیکی در حوضه سمنان فعالیت متوسطی داشته، محاسبه 10 شاخص ژئومورفیک درحوضه مورد مطالعه بیانگر وجود حرکات نئوتکتونیکی نسبتاً فعال در حوضه سمنان است. بر اساس طبقه بندی شاخص IAT، حوضه سمنان از نظر فعالیت های تکتونیکی در کلاس 3 قرار می گیرد. وجود دره های v شکل و عمیق در قسمت های شمالی منطقه می تواند دال بر وجود همین فعالیت های تکتونیکی درحوضه باشد.
۱۶۷.

پتانسیل سنجی توسعه ژئوتوریسم در مناطق پیرامونی شهرهای مناطق خشک (مطالعه موردی: شهر جدید ایوانکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوتوریسم شهر جدید ایوانکی مدل بومی مدل کامنسکو مدل کوبالیکوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۱۴
ژئوتوریسم یکی از ارکان گردشگری است که بر چشم اندازها، فرم ها، و فرایندهای به وجودآورنده آن ها تأکید دارد. بدیهی است هر منطقه ای با توجه به محیط جغرافیایی خود از استعدادها و جذابیت های متفاوتی برخوردار است. شهر جدید ایوانکی در غرب استان سمنان جزو مناطقی است که از یک سو در حاشیه منطقه خشک ایران و از سوی دیگر در پای کوه های البرز قرار گرفته و به نظر می رسد پتانسیل زیادی برای توسعه صنعت ژئوتوریسم داشته باشد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف از انجام این پژوهش پتانسیل سنجی ژئوسایت های پیرامون شهر جدید ایوانکی است. برای دستیابی به این هدف، داده های اصلی پژوهش را اطلاعات اسنادی، مصاحبه، و مشاهدات میدانی تشکیل داده اند. همچنین، برای تحلیل داده ها نرم افزار های ARCGIS و SPSS ابزارهای اصلی پژوهش را تشکیل داده اند. در این راستا، ضمن انجام بررسی های کتابخانه ای و مصاحبه، ژئوسایت های منطقه شناسایی شده است. سپس، با به کارگیری روش های کامنسکو، کوبالیکوا، و روش بومی به عنوان ابزارهای مفهومی، به ارزیابی ژئوسایت های مورد اشاره در پیرامون منطقه مورد بررسی پرداخته شده است. هدف از به کارگیری سه روش یادشده آزمون سنجی و ارزیابی این مدل ها و انتخاب بهترین مدل سازگار با شرایط منطقه بوده است. بنابراین، به منظور تعیین ارزش نهایی ژئوسایت ها، امتیاز نهایی هر ژئوسایت در هر روش به صورت درصد از مجموع به دست آمده است و درنهایت با به دست آوردن میانگین درصد هر سه روش، ارزش نهایی هر ژئوسایت محاسبه شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، در بین ژئوسایت های منطقه، ژئوسایت تنگه واشی با میانگین ۶ / ۷۹ امتیاز دارای بالاترین امتیاز است و بعد از این ژئوسایت نیز ژئوسایت های تونل نمکی و معادن نمکی به ترتیب با ۱ / ۷۸ و ۶ / ۷۲ امتیاز دارای بالاترین میانگین امتیازند. مجموع نتایج به دست آمده بیانگر این است که قرارگیری شهر جدید ایوانکی در حدفاصل ژئوسایت های مناطق کوهستانی و کویری سبب شده است تا این شهر پتانسیل بالایی به عنوان یکی از مراکز گردشگری داشته باشد.
۱۶۸.

ارزیابی میزان جابجایی سطح زمین در دشت کرمانشاه و تاثیر زلزله ازگله بر روند جابجایی با استفاده از روش SBAS(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشت کرمانشاه تداخل سنجی راداری نوزمینساخت زلزله ازگله SBAS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۱۳
امروزه مخاطرات ناشی از جابجایی زمین نقش اساسی در مدیریت محیط طبیعی و جوامع انسانی دارد. تحقیق حاضر با استفاده از روش تداخل سنجی راداری به ارزیابی میزان جابجایی عمودی زمین در یکی از مهم ترین دشت های ایران (کرمانشاه) و تاثیر زلزله بزرگ 21/08/1396 ازگله پرداخته است. در این راستا از تصاویر سنتینل-1 مربوط به سه بازه زمانی ۲۴/1۱/201۶ تا 0۷/۱۱/2017 (قبل از زلزله) و ۰۷/۱۱/2017 تا ۱۹/11/2017 (قبل و بعد از زلزله) و همچنین ۲۴/1۱/201۶ تا ۱۹/11/2017 (بعد از زلزله) استفاده شده اند. در این تحقیق ابتدا میزان جابجایی بازه زمانی اول با استفاده از روش سری زمانی SBAS (۱۳ تصویر) محاسبه شده است. سپس با استفاده از ۲ تصویر قبل و بعد از زلزله، میزان تغییرات ناشی از زلزله ارزیابی شده است و در نهایت با استفاده از روش سری زمانی SBAS (۱۴ تصویر) میزان تغییرات بازه زمانی سوم محاسبه شده است. نتایج ارزیابی ها بیانگر است که محدوده مطالعاتی در بازه زمانی اول بین ۱۰۷+ تا ۴۰- میلی متر، در بازه زمانی دوم (قبل و بعد از زلزله) بین ۲۲+ تا ۴۶- میلی متر و در بازه زمانی سوم بین ۱۰۲+ تا ۳۳- جابجایی داشته است. با توجه به میزان بالاآمدگی قابل توجه محدوده مطالعاتی در طی دوره زمانی مورد مطالعه، پیشنهاد می گردد که در بررسی میزان جابجایی عمودی هر منطقه باید نقش عوامل تکتونیکی، از جمله زلزله ها را مورد توجه قرار دارد.
۱۶۹.

تعیین حریم توسعه نوار ساحلی خزر با استفاده از داده های ژئومورفولوژیک و تغییرات تراز سطح آب دریا. مطالعه موردی: خط ساحلی بابل رود تا تالار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حریم ساحلی ژئومورفولوژی دریای خزر بابل رود رود تالار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۳۰۲
حریم خط ساحلی دریای خزر با توجه به قانون اراضی مستحدث و ساحلی60 متر در نظر گرفته شده است که با توجه به رویدادهای سال های اخیر مشخص شده است که استاندارد نیست و برای بهره برداری از محدوده نوار ساحلی مشکلاتی را به همراه خواهد داشت. زیرا این حریم صرفاً بر مبنای آخرین نقطه پیش آمدگی آب دریا در سال1343در نظر گرفته شده است. درصورتی که سطح دریای خزر از نظر زمانی و دامنه تراز به طور نامشخصی در حال پیشروی و پس روی است. علاوه بر تغییرات سطح آب دریا، شیب و ارتفاع نوار خط ساحلی نیز متغیر بوده و باعث تفاوت در میزان پیشروی دریا در مناطق مختلف ساحلی می گردد. این عوامل در تعیین حریم مورد اشاره به طور کامل نادیده انگاشته شده است. در این پژوهش خط ساحلی دریای خزر از بابل رود تا رود تالار به عنوان نمونه، مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف، تعیین حریم توسعه فعالیت های انسانی با استفاده از پارامتر های شیب و ارتفاع و همچنین تغییرات سطح دریا در یک دوره 82 ساله و لزوم بازنگری در تعیین حریم در این منطقه بوده است. برای تعیین حریم از روش پرسشگری شرطی در نرم افزارArcGIS9.3 استفاده شده است. داده ها با توجه به ارتفاع خط ساحلی که از مدل ارتفاعی رقومی منطقه بدست آمده است و همچنین تراز سطح دریای خزر در روش مذکور تجزیه و تحلیل شده و حریم ساحلی بر روی نقشه به دست آمده است. در نهایت با تعیین دوره بازگشت های 30 ، 50 و 82 ساله برای داده های ارتفاعی سطح آب دریا، حریم مناطق در معرض مخاطره نیز برای خط ساحلی تعیین شده است. در این پژوهش نشان داده شده است که به طور قطع نمی توان دوره یک ساله را مبنای حد تغییرات و حداکثر پیش روی دریا قرار داد. از این رو داده ها ژئومورفولوژیکی که تاثیر گذار بر تعیین حریم می باشند در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند که نتایج قابل قبول و به واقعیت نزدیکتری به دست داده اند. این شیوه همچنین، مشکلات پیشین را در اهداف مدیریت خط ساحلی بر طرف خواهد نمود
۱۷۰.

ارزیابی مقایسه ای ژئومورفوسایت های کویری و بیابانی شهرستان شاهرود در راستای توسعه پایدار گردشگری

کلیدواژه‌ها: ژئومورفوسایت روش پریرا روش فاسیلوس شهرستان شاهرود کویر طرود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۵۳
در مطالعات گردشگری، توسعه پایدار گردشگری می بایست هسته مرکزی این گونه مطالعات قرار گیرد تا بهره برداری نادرست از این جاذبه ها، مشکلات آینده در زمینه برنامه ریزی محیطی را افزایش ندهد. در شهرستان شاهرود علی رغم وجود ژئومورفوسایت های متنوع کویری و بیابانی و پتانسیل بالای شهرستان شاهرود در زمینه گردشگری بیابانی، در رابطه با ارزیابی قابلیت این ژئومورفوسایت ها در راستای معرفی این ژئومورفوسایت ها و جاذبه های آنها تحقیقات نظام مندی صورت نگرفته است. این پژوهش سعی دارد تا به ارزیابی این ژئومورفوسایت ها با استفاده از روش های ژئومورفوتوریستی پریرا و فاسیلوس بپردازد. بدین منظور ابتدا با استفاده از عکس های هوایی و عملیات میدانی، ژئومورفوسایت های مورد نظر مشخص گردید و در گام دوم با استفاده از روش های ارزیابی مدل های مربوطه به ارزیابی ژئومورفوسایت ها پرداخته شد. نتایج نشان داد که این دو روش در عیارسنجی خود متغیرهای متعدد و متفاوتی را مدنظر قرار می دهند و مدل های کارآمدی در ارزیابی ژئومورفوسایت ها هستند. یافته ها نشان می دهد که کویر طرود با کسب بالاترین امتیاز در هر دو روش ، در روش پریرا با کسب ۱۵ امتیاز و در روش فاسیلوس با کسب ۳۷/۴۵ امتیاز به عنوان مناسب ترین سایت برای توسعه گردشگری می باشد. در کل، نتایج نشان می دهد که مناطق کویری و بیابانی شهرستان شاهرود پتانسیل های بالایی در توسعه ژئوتوریسم در استان دارند، ولی متاسفانه تاکنون از سوی برنامه ریزان و تصمیم گیران استانی توجهی به آنها نشده و هیچ گونه تاسیسات زیر بنایی برای جذب گردشگر در منطقه ایجاد نگردیده است.
۱۷۱.

ژئومورفوتوریسم و مقایسه ی روش های ارزیابی ژئومورفوسایت ها در توسعه ی گردشگری (مطالعه ی موردی: استان هرمزگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئومورفوتوریسم ژئومورفوسایت روش های پرالونگ و پریرا توان های گردشگری استان هرمزگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۵
     ژئومورفوسایت ها از جمله مفاهیم جدید با ارزشهای علمی، اکولوژیکی، فرهنگی، زیبایی و اقتصادی هستند که بر شناخت مکان های ویژه ی گردشگری تاکید می کنند، در این مقاله با استفاده از مقایسه ی دو روش ژئومورفوتوریستی پرالونگ و پریرا[1]، قابلیت های گردشگری برخی ژئومورفوسایت های استان هرمزگان مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج  نشان داد که هر دو روش ابعاد متنوعی از توانمندی های ژئومورفوسایت ها را مورد سنجش قرار می دهد. در روش پریرا عیار ژئومورفولوژیکی و مدیریتی، و در روش پرالونگ عیارگردشگری و بهره وری مورد ارزیابی قرار گرفته است. مطابق با مطالعات میدانی بر اساس هر دو روش، از میان سایت های چهارگانه؛ سواحل بالاآمده بالاترین امتیاز و گل فشان ها کمترین امتیاز را بدست آوردند. براین اساس هر دو روش دیدگاه جامعی در راستای برنامه ریزی توسعه ی گردشگری ارائه نمودند. زیرا علاوه بر خصوصیات طبیعی و انسانی، نحوه ی استفاده و پایداری اکوسیستم ها را مد نظردارند.   
۱۷۲.

تعیین حدود گستره دریاچه پلویال پلایای دامغان براساس پادگانه های دریاچه ای در کواترنری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پلایا پادگانه دریاچه ای دریاچه دیرینه کواترنری چاله دامغان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۳۱۶
بازسازی شرایط آب وهوایی، تغییرات اقلیمی هولوسن و مکانیسم ردیابی آن در شواهد رسوب شناسی و ژئومورفولوژیکی دریاچه های عرض های جغرافیایی مختلف از جمله موضوعات موردتوجه پژوهشگران است. شواهد اقلیمی به جای مانده از این دوره ها کلیدی برای حل ابهامات تحولات آب وهوایی، فرم ها و فرآیندهای ژئومرفیک مناطق مختلف است. این پژوهش بر اساس اهداف آن به بررسی شرایط اقلیمی و تأثیرگذاری آن بر گستره دریاچه ها بر اساس شواهد مرفولوژیکی (پادگانه ها) پرداخته است. این پژوهش در پلایای دامغان واقع در استان سمنان در جنوب شرقی شهر دامغان واقع در نیمه شمالی کشور انجام شده است. در این راستا از داده ها و منابع نوشتاری، آماری، سنجش ازدور، رسوبی و شواهد مرفولوژیکی با استفاده از ابزارها و روش های گوناگون علمی و تخصصی استفاده شده است و در نهایت با جامع نگری موضوع را تحلیل شده است. پس از بررسی منطقه برای اولین بار پادگانه های دریاچه ای در منطقه شناسایی گردید، در مرحله بعد نمونه های برداشت شده از این سطوح مورد آنالیز آزمایشگاهی قرار گرفت و دریاچه ای بودن آن ها تأیید شد سپس با استفاده از تکنیک های سنجش ازدور و نقشه کشی بر اساس ارتفاع پادگانه های دریاچه ای ثبت شده سطوح گستره دریاچه تعیین و نهایتاً حدود این سطوح با توجه به سایر عوامل طبیعی مانند شیب، جهت شیب، شبکه زهکشی و بررسی های زمین شناسی تصحیح گردید. نتایج حاکی از آن است در پلایای دامغان 2 سطح پادگانه ای وجود دارد که در محدوده جنوب شرقی چاله، تراس دریاچه ای ازنظر ارتفاعی با تراس هایی در دامنه جنوب پلایا همخوانی دارند و بازسازی حد آن ها حد دریاچه یکسانی را مشخص می کند که نشان دهنده اولین سطح دریاچه با عمق حدود 22-24 متر است. همچنین تراس های دریاچه ای در دامنه جنوب غربی پلایا نیز دریاچه ای با عمق حدود 14-15 متر را در کواترنری نشان می دهند.
۱۷۳.

تحلیل استعداد رخداد جریان های واریزه ای و لغزش های کم عمق با استفاده از مدل تریگرز (TRIGRS) (مطالعه موردی: حوضه آبخیز بابل رود مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمین لغزش کم عمق فشار آب منفذی زمین لغزش ناشی از بارندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۵۱
در این مطالعه، به بررسی پتانسیل وقوع زمین لغزش های کم عمق ناشی از بارندگی در حوضه آبریز سجادرود پرداخته شده است. در این حوضه به دلیل توپوگرافی کوهستانی (شیب تند دامنه ها) و وجود خاک های حاوی مواد آلی به صورت طبیعی پتانسیل رخداد اینگونه زمین لغزش های ناشی از بارندگی زیاد است و سالانه زمین لغزش هایی با ابعاد مختلف بعد از وقوع بارندگی های شدید و طولانی مدت در آن رخ می دهد. این زمین لغزش ها که با مکانیسم لغزش در بخش های بالایی پوشش خاک آغاز می شوند، بلافاصله تبدیل به جریان های گلی-واریزه ای شده و از به هم پیوستن آنها ممکن است جریان های واریزه ای-گلی بزرگ در پایین دست حوضه شکل بگیرد که پدیده ای مخرب محسوب می شود. در این پژوهش، برای بررسی تأثیر بارندگی بر وقوع زمین لغزش های کم عمق و جریان های واریزه ای-گِلی از برنامه تریگرز (TRIGRS) که برنامه ای نسبتاً جامع و مبتنی بر شبکه برای تحلیل پایداری شیب به روش شیب بی نهایت (در مقیاس ناحیه ای) است، استفاده شده است. در این برنامه اثر نفوذ آب باران در خاک و رواناب ناشی از بارندگی که پارامترهایی مهم در ایجاد زمین لغزش های کم عمق و متعاقب آن جریان های واریزه ای-گلی هستند نیز به طور کامل در نظر گرفته می شود و این پدیده طبیعی به طور کامل شبیه سازی می گردد. داده های ورودی مورد نیاز برای این پژوهش شامل داده های توپوگرافی حوضه، ویژگی های زمین شناسی، زمین شناسی مهندسی و هیدروژئولوژیکی واحدهای خاکی (زون های زمین شناسی) و داده های مربوط به بارش در منطقه است که از منابع مختلف تهیه و در قالب فایل های متنی و نقشه های GIS مناسب مرتب سازی شده و مورد استفاده قرار گرفته اند. خروجی برنامه تریگرز شامل نقشه های توزیع مکانی حداقل ضریب ایمنی پایداری، عمق وقوع لغزش و فشار آب منفذی در عمق وقوع لغزش هستند که در قالب فایل های متنی تهیه و بعد از ترسیم در نرم افزارهای مبتنی بر GIS قابل تفسیر هستند. نتایج این مطالعه نشان داد که در بخش های مرتفع و پرشیب حوضه هرجا که خاک هایی با سنگ بستر از جنس سنگ های غنی از کانی های رسی (مثل گلسنگ، مارن و شیل) گسترش بیشتری دارند، پتانسیل رخداد لغزش های کم عمق ناشی از بارندگی بالاست و با وقوع بارندگی های با شدت بالا و مدت طولانی، این نوع زمین لغزش ها رخ خواهند داد که در صورت نزدیکی به سکونتگاه ها و جاده ها می توانند ریسک بالایی برای آنها داشته باشند. در بررسی های صحرایی صورت گرفته، همخوانی خوبی میان نتایج این مطالعه با تجربیات حاصل از مشاهدات صحرایی زمین لغزش های ناشی از بارندگی در منطقه از نظر توزیع مکانی و زمان وقوع آنها به دست آمد.
۱۷۴.

مقایسه تحلیلی وضعیت مورفوتکتونیکی حوضه های سوبسیدانسی با استفاده از نظریه هندسه فرکتالی (مطالعه موردی: پلایای دامغان و جازموریان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفوتکتونیک هندسه فرکتال پلایا دامغان جازموریان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۲
امروزه تئوری مجموعه های فرکتال و اندازه گیری های بعد فرکتالی به طور گسترده ای برای توصیف بسیاری از فرآیندهای تکتونیکی به کار می رود. این پژوهش با هدف تحلیل وضعیت مورفوتکتونیکی پلایاهای دامغان و جازموریان به عنوان دو حوضه سوبسیدانی به بررسی نتایج بعد فرکتالی گسل و شبکه زهکشی که بیان کننده سکون یا فعالیت تکتونیکی است می پردازد. براین اساس محدوده هایی را در همه جهات پلایاها تعیین و به روش شمارش جعبه ای که از پرکاربردترین روش آنالیز در تحلیل بعد فرکتالی است اعداد هر دو پارامتر را بدست آورده و مناطق را مقایسه و تحلیل می نماید. داده-های مورد استفاده در این پژوهش سیستم گسلی حوضه های مورد مطالعه در مقیاس نقشه های 250000/1 زمین شناسی و برای الگوی شبکه زهکشی در مقیاس250000/1 از نرم افزار Arc Hydro است. نتایج بیان می کنند که در منطقه جازموریان قسمت جنوبی چاله بالاترین بعد فرکتالی گسل و پایین ترین بعد فرکتالی شبکه زهکشی را دارا می باشد که نشان از فعالیت بیشتر تکتونیک این محدوده است. پس از آن محدوده های غربی و شرقی با ارقام گسلی نزدیک به هم قرار دارند و از آنجا که ابعاد فرکتالی گسل این دو محدوده نزدیک است محدوده ای که بعد فرکتالی آبراهه آن کمتر باشد محدوده فعال تر در نظر گرفته می شود (محدوده غربی)، سپس محدوده شرقی قرار دارد که دارای بیشترین رقم گسلی است و در نهایت محدوده شمالی جازموریان نسبت به سایر قسمت ها سکون تکتونیکی بیشتری را تجربه می کند. در منطقه دامغان نیز قسمت غربی با بالاترین بعد فرکتالی گسل (1.4034) و پایین ترین بعد فرکتالی شبکه زهکشی (1.3739) مؤید منطقه فعال تر تکتونیکی است. پس از آن محدوده های شرقی با توجه به ارقام بعد فرکتالی گسل و شبکه زهکشی محدوده فعال است. سپس محدوده شمالی حوضه فعالیت تکتونیکی را نشان می دهد که در این محدوده نیز تعداد زیاد زلزله موید این مطلب است و در نهایت محدوده جنوبی نسبت به سایر قسمت ها سکون تکتونیکی بیشتری را تجربه می کند.
۱۷۵.

تحلیل خطر زمین لغزش برای شناسایی محدودیت های توسعه کالبدی سکونتگاه های روستایی؛ مطالعه موردی: منطقه سوادکوه مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خطر زمین لغزش مدل مارکوس سکونتگاه های روستایی طرح هادی روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۵۰
زمین لغزش بعد از سیل و زلزله یکی از مهم ترین مخاطره های طبیعی در جهان است که سالانه باعث خسارات جانی و مالی قابل توجهی می شود. منطقه سوادکوه در دامنه های شمالی البرز متأثر از عوامل اقلیمی، ژئومورفولوژیکی، زمین شناسی، هیدرولوژیکی و انسانی - بیولوژیکی مستعد بروز زمین لغزش بوده است. هدف از این تحقیق، تحلیل خطر زمین لغزش برای شناسایی محدودیت های توسعه کالبدی سکونتگاه های روستایی در منطقه سوادکوه مازندران است. به این منظور، ابتدا بر اساس سوابق، مشاهدات میدانی، تصاویر ماهواره ای و...، بالغ بر 319 زمین لغزش تدقیق و شناسایی شد. با بررسی و تحلیل عوامل طبیعی و انسانی مؤثر بر زمین لغزش شد بارش در وقوع بیش از 180 زمین لغزش نقش کلیدی و محوری درمنطقه داشته است. دراین پژوهش، برای پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه از مدل مارکوس (MARCOS) بعنوان یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره استفاده شد، که با استفاده از نرم افزار GIS با تلفیق لایه های شیب، جهت شیب، سنگ شناسی، کاربری اراضی، فاصله از جاده، رودخانه و گسل، بارش و زلزله نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش منطقه در پنج کلاس خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تهیه شد. خروجی مدل نشان می دهد که بیش از 63 درصد سطح منطقه و 146 روستا در پهنه های با خطر زمین لغزش متوسط تا خیلی زیاد قرارگرفته اند که عمدتاً در ارتفاع کمتر از 2000 متر، شیبهای 20 تا 30 درجه، بستر سنگ های غنی از کانی های رسی (سازند شمشک، سازند سری قاره ای، رسوبات آبرفتی کواترنرو...) و در فاصله 100 متری جاده ها و رودخانه ها گسترش دارند. اعتبارسنجی مدل مذکور به روش نسبت تراکمی نشان داد که میزان دقت مدل مارکوس 1/89 درصد است که بیانگر دقت خیلی خوب روش مذکور است که وقوع 283 زمین لغزش در پهنه های با خطر متوسط تا خیلی زیاد و وقوع 38 زمین لغزش در بافت کالبدی روستاها و 137 زمین لغزش به فاصله 300 متری بافت روستاها در پهنه های مذکور، نشان از همخوانی بسیار خوب نتایج این مطالعه با تجربیات حاصل از مشاهدات میدانی و مطالعات ژئوتکنیک و ژئوفیزیک انجام گرفته در منطقه است. از نتایج حاصل می توان در تهیه طرح های توسعه و عمران(جامع) ناحیه ای، طرح های پیشرفت و آبادانی منظومه های روستایی و طرح های هادی روستایی برای شناسایی سکونتگاه های روستایی در معرض زمین لغزش و همچنین شناسایی قابلیتها و محدودیت های توسعه کالبدی سکونتگاه های روستایی استفاده کرد.  
۱۷۶.

بررسی جاذبه های مورفودینامیک و ویژگی های آسایش اقلیمی اکوسیستم های بیابانی جهت توسعه ی اکوتوریسم مطالعه ی موردی: حاشیه ی غربی دشت لوت (شهداد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اکوتوریسم لوت شهداد آسایش اقلیمی مرفودینامیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۲۶
یکی از عوامل موثر بر آسایش انسان، شرایط جوی و اقلیمی است. انسان از ابتدابه طور مستقیم و غیر مستقیم متأثر از این شرایط بوده است. امروزه مطالعه ی تاثیر وضعیت جوی و اقلیمی بر روی زندگی و آسایش و رفتار انسان در قالب یکی از شاخه های علمی به نام زیست اقلیم شناسی انسانی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. رابطه ی بین هوا، اقلیم و توریسم به اشکال گوناگونی وجود دارد، از یک سو با شرایط آب و هوایی سروکار داریم که از مکانی به مکان دیگر و در مقاطع زمانی، بسیار متغیر است و از سوی دیگر توریسم نیز پدیده ای چند جانبه است. اثرهای متقابل این دو بسیار پیچیده است. علت اصلی فصلی بودن پدیده توریسم آب و هواست. این پژوهش سعی دارد که به بررسی جاذبه های مورفودینامیک و ویژگیهای اقلیم آسایش در غرب دشت لوت، به عنوان یکی از مناطق بیابانی ایران که پتانسیل بسیار بالائی جهت توسعه اکوتوریسم را دارا می باشد، بپردازد. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روشهای آماری، میدانی و مدل سازی می باشد، بدین صورت که با استفاده از مدل های آسایش اقلیمی ماهانی، گیونی و اوانز، به بررسی اقلیم آسایش در منطقه مورد مطالعه پرداخته شد و سپس با توجه به ماه های دارای آسایش اقلیمی و جاذبه های اکوتوریستی منطقه، پیشنهاداتی در راستای مناسب ترین ماه، جهت فعالیتهای اکوتوریستی در منطقه ارایه گردید. نتایج نشان می دهد که ماه های آبان، آذر و اسفند در محدوده آسایش اقلیمی قرار داشته که این ماه ها پتانسیل بسیار بالائی را در راستای توسعه اکوتوریسم در منطقه دارند و بررسی های میدانی نیز نشان می دهد که بیشترین تعداد اکوتوریسم نیز در این ماه ها به این منطقه سفر می کنند. علاوه بر این، منطقه مورد مطالعه با داشتن جاذبه های اکوتوریستی منحصر به فرد در ایران و حتی در دنیا، از قبیل کلوت های بسیار زیبای لوت، تپه های ماسه ای متنوع، نبکاهای بسیار زیبا و غیره، پتانسیل بسیار بالائی را جهت توسعه اکوتوریسم دارا می باشد.
۱۷۷.

ارزیابی خطر لرزه ای منطقه بدخشان (شمال شرق افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هندوکش مورفوتکتونیک بدخشان افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۴
منطقه بدخشان، در شمال شرق افغانستان دارای زمین شناسی پیچیده ای است. با استفاده از داده های کاتالوگ لرزه خیزی آسیای میانه با بروز رسانی (سال های 2011-1909) از سایت سازمان زمین شناسی آمریکا از سال 2011-2021 کاتالوگی تهیه گردید. با در نظر گرفتن آخرین زلزله با بزرگای 7.2 در سال 2015 ضرایب b به بیشترین مقدار 1.0 و a به مقدار 7.9 در سطح و عمق محاسبه گردید. افزایش مقادیر عددی a,b در نیمه مرکزی به طور کامل مشهود بوده است. نتایج حاکی از آن است روند حاضر، برخلاف راستای گسل اصلی شمال بدخشان (جهت شمالی- جنوبی) است. بیشترین فراوانی زلزله های ≥4 در عمق 70-150 کیلومتر، زلزله های ≥5 در عمق 300-150 کیلومتر و درنهایت زلزله های ≥6 در عمق 300-150 کیلومتر در راستای شرقی غربی رخ می دهد. این منطقه دقیقاً برخورد صفحه دالان پامیر به مرکز بدخشان می باشد. این مهم نشان می دهد در منتهی الیه دالان پامیر از شرق به غرب گسیختگی هایی در عمق های 0-150 کیلومتر در حال ایجاد شدن هستند. دو روند شرقی-غربی و شرقی- جنوبی مشهود است. در خصوص زمین لرزه های کم عمق مربوط به 50 کیلومتر بالایی پوسته، سازوکار غالب از نوع نرمال است که حکایت از کشش پوسته در این بخش دارد. جهت نیروی کششی با توجه به سازوکار ژرفی زمین لرزه ها، در امتداد شرقی-غربی است. همین مسئله، موضوع برخورد قاره ای و سپس فرورانش به سمت جنوب بدخشان را بیشتر تأیید می کند. نوآوری این پژوهش شناسایی روندهای لرزه ای است که در منطقه موردمطالعه به ندرت تحقیق شده است و کاربرد آن برای شناسایی نواحی پرخطر جهت ساخت وسازها می باشد.
۱۷۸.

ارزیابی روش های برآورد زمان پیمایش جریان روزمینی و آبراهه ای در مدل PGIUHبه منظور شبیه سازی هیدروگراف سیل (مطالعه موردی: حوضه آبریز امامه، استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل PGIUH زمان پیمایش جریان روزمینی جریان آبراهه ای هیدروگراف سیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۷۱
ساختار مدل هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژیکی احتمالاتی( (PGIUH متشکل از سیستم رده بندی آبراهه ای استراهلر و قوانین هورتن و نیز زمانهای پیمایش جریان آب بر روی سطوح(جریان روزمینی) و آبراهه های رده های مختلف حوضه جهت پیش بینی هیدروگراف خروجی حوضه است. روابط تجربی گوناگونی جهت تخمین زمان پیمایش جریان های روزمینی و آبراهه ای در دنیا ارائه شده است. در این نوشتار پس از استخراج داده های مورد نیاز ، صحت محاسباتی تعدادی از روابط زمان پیمایش از طریق مقایسه آماری هیدروگراف های پیش بینی شده با تعداد 10 واقعه بارش- رواناب در حوضه امامه مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که زمان پیمایش سطوح تاثیر قابل ملاحظه ای بر تخمین هیدروگراف حوضه نداشته است ولی تاثیر زمان پیمایش آبراهه ها و به خصوص آبراهه اصلی تعیین کننده بوده است. همچنین هیچ یک از روابط زمان پیمایش آبراهه ای قادر نبوده است تمامی وقایع را به خوبی شبیه سازی کند. برخی از روابط وقایع معمول و پرتکرارتر حوضه و تعدادی دیگر از روابط وقایع شدیدتر و با دبی اوج بالاتر را بهتر تخمین زده اند. همچنین نوع پارامترهای بکار رفته در روابط در نتایج به دست آمده تاثیرگذار بوده اند. بکارگیری پارامتر وسعت حوضه آبگیر(A) در یکی از روابط، میانگین نتایج جاصل از شبیه سازی 10 واقعه را بهبود بخشیده است و نیز پارامتر شدت بارش موثر(i_e ) در یکی دیگر از روابط باعث شده تا برخلاف سایر روابط، هم برخی از وقایع کم شدت و پرتکرار و هم تعدادی از وقایع پرشدت و دارای دبی اوج بالاتر در بین بهترین نتایج آن قرار گیرد.
۱۷۹.

تحلیل تاثیرات زمین ساخت فعال و تغییر اقلیم بر مورفولوژی و شبکه هیدروگرافی حوضه کردان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکتونیک فعال تغییرات اقلیمی حوضه کردان الگوی زهکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۶
IntroductionGeomorphological indicators are useful tools in evaluating and identifying the effects of relatively sudden or gradual tectonic activities. The behavior of the drainage network is one of the parameters that is very sensitive to tectonic activities and shows the effects of duration and intensity of these factors. Among the geomorphological evidences of active tectonics of drainage networks and their related features such as drainage pattern, drainage density, drainage anomalies, connection method (connecting angle of networks) and direction of networks play an important role in identifying active tectonics and their spatial differences. Many studies have been carried out in the fields of the effect of tectonic factors on the ratio of branches, drainage density, hypsometric integral of river networks, response of drainage networks, and characteristic of hierarchical anomaly, branching index, to investigate the tectonic impact in four drainage basins and related fields. In addition to these parameters, by using the research results of other researchers and the reconstruction of the paleoclimate, it has been tried to analyze the effects of the Quaternary changes by using the mentioned factors as modeling and conceptual techniques.Also, the obtained results indicate that new land construction activity has played a role through successive slope changes on the waterways of Kordan Basin.
۱۸۰.

تحلیل اثر پذیری تغییرات خط ساحلی خزر در ارتباط با تغییرات کاربری اراضی، موردمطالعه: خط ساحلی بابل رود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خط ساحلی دریای خزر کاربری اراضی DSAS بابلرود بابلسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۹۵
مناطق ساحلی به دلیل کاربردهای متعدد برای انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. تغییرات در خط ساحلی با وجود انسان و اثراتش نظیر تغییرات کاربری اراضی، اجتناب ناپذیر است و به همین دلیل مطالعه میزان ارتباط بین تغییرات خط ساحلی و تغییرات کاربری اراضی ضرورت دارد. خط ساحلی بابل رود با طول حدود 9 کیلومتر در اکثر محدوده خود با شهر بابلسر تلاقی دارد که این موجب تاثیرگذاری فعالیت های انسانی بر روی تغییرات خط ساحلی در این محدوده می گردد. رفتار نوسانی دریای خزر و میزان پسروی و پیشروی خط ساحلی در این محدوده می تواند متأثر از فعالیت های انسانی و ایجاد تغییرات در کاربری اراضی ساحلی باشد. داده های استفاده شده در این پژوهش شامل تراز سطح دریای خزر و تصاویر لندست در سنجنده های TM و OLI می باشد. طول دوره موردمطالعه 42 ساله از سال 1976 میلادی تا 2018 میلادی مشخص شده است که با روند آستانه تغییرات تراز دریای خزر هماهنگی دارد. روش پژوهش تحلیلی - مقایسه ای بین داده های و اطلاعات تراز دریا و تغییرات خط ساحلی و نقشه های کاربری اراضی است که برای محاسبه تغییرات خط ساحلی از سامانه (DSAS) در نرم افزار ArcGIS10.7 و برای محاسبه تغییرات کاربری اراضی از نرم افزار ENVI5.3.1 استفاده شده است. بعد از محاسبه تغییرات خط ساحلی و محاسبه آماره NSM، نمودار تغییرات خط ساحلی استخراج و با تغییرات مساحت کاربری های اراضی مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که فعالیت های انسانی بیش از تراز دریا، در تغییرات خط ساحلی تأثیرگذار بوده اند که مهم ترین این فعالیت ها، توسعه ساخت وسازها و سازه های ساحلی فراتر از خط ساحلی طبیعی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان