اوته ارهارت در کتاب «زنان خوب به بهشت میروند و زنان بد به همه جا» قصد دارد با این باور که تفاوتهای جنسیتی صرفاً حاصل تربیت، سنتهای اجتماعی و فشارهای محیطی است و با استفاده از تکنیکهای روانشناختی، زنان را از افسردگی و ستمهای جنسی و جنسیتی رها سازد و کمک کند تا زنان به تساوی حقوق خود با مردان برسند؛ لیکن از یک سو، بسیاری از مدعای وی با یافتههای روانشناختی، فیزیولوژیک و زیستشناختی همخوانی ندارد. این ناهمخوانی موجب تحلیل نادرست نگارنده از علت فروتری زنان و به دنبال آن ناکارآمدی راهکارهای روانشناختی او شده است. از سوی دیگر، ارهارت برخلاف نظرات رایج علمی و آماری، در برخی از گزارههای کلی و جزیی خویش دچار اشتباه شده و بالتبع نتیجه درستی از این مقدمات به دست نیاورده است. نوشتار حاضر به نقد مبنایی و روشی نظرات ارهارت پرداخته و سرانجام به پیامدهای مدعای وی اشاره مینماید.
در این پژوهش، رابطه هدف مندی در زندگی ـ با تکیه بر اسلام ـ با عوامل جمعیت شناختی گروه نمونه دانشگاهی و حوزوی، جنس، وضعیت تاهل بررسی می شود. محقق بر آن است تا با آزمون هدف در زندگی، با تکیه بر اسلام، به بررسی عوامل جمعیت شناختی بپردازد.
جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دوره لیسانس دانشگاه پیام نور قم، دانش پژوهان دوره لیسانس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، و حوزه علمیه خواهران قم هستند که در سال 87ـ1388 مشغول تحصیل بوده اند. حجم گروه نمونه، به روش نمونه برداری تصادفی طبقه ای و به تعداد 404 نفر انتخاب شد (207 نفر دانشگاهی و 197 نفر حوزوی).
نتایج پژوهش نشان می دهد که بین میانگین نمرات گروه دانشگاهی و حوزوی تفاوت معناداری وجود دارد، ولی واریانس و انحراف استاندارد دانشگاه بیشتر است. بین میانگین نمرات مجردها و متاهلان و زنان و مردان، تفاوت معناداری وجود نداشت.