برساخت روایت های جمعی سوم شخصی مبتنی بر موضع گزینی راوی (نمونه داستانی: ترس ولرز نوشته غلام حسین ساعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
193-210
حوزههای تخصصی:
زمینه: در یکی از گونه های روایت جمعی، راوی با وجود بهره گیری از زاویه دید سوم شخص، بازتاب دهنده صدای جمعی است. داستان ترس و لرز نوشته غلام حسین ساعدی نمونه ای شاخص از این الگوست؛ در حالی که کانون روایی در این اثر برون داستانی است، راوی با موضع گزینی خاص خود، در بافت تعاملات اجتماعی و فرهنگی گروه ادغام می شود و نوعی هم سویی با آن ها را بروز می دهد. اهمیّت این مطالعه در تحلیل سازوکارهایی است که بدون به کارگیری ضمیر اوّل شخص جمع، امکان برساخت جمع محور روایت را فراهم می آورند و هم زمان هویت های گروهی را بازنمایی می کنند. در چارچوب نظری پژوهش، عناصر روایی در پیوند با مفاهیم جامعه شناختی چون دیگری و جامعه بسته بررسی می شوند. روش: روش کار توصیفی–تحلیلی است و با تمرکز بر کنشگری و هم داستانی راوی، نام گذاری های سوگیرانه، درون مایه سازی فضا، بازنمایی حافظه جمعی و بازتاب باورپذیر شایعات، نشان می دهد که صدای روایت با حفظ بی طرفی ظاهری، در بازتولید گفتمان های جمعی مسلط نقش ایفا می کند. یافته ها: جمع بودگی در یک روایت را می توان به دو صورت فهمید: از طریق راوی جمعی یا از طریق داستانی که درباره یک گروه است. ۱. داستان «ترس و لرز» در دسته دوم قرار می گیرد. ۲. اگرچه داستان به شکل سوم شخص روایت می شود، راوی با شخصیت ها هم راستا است و دیدگاه و حافظه جمعی آن ها را به اشتراک می گذارد. ۳. صدای روایی از طریق نام گذاری های سوگیرانه، درون مایه سازی فضایی و هم راستایی با دیدگاه شخصیت ها، همبستگی گروه را بازنمایی می کند.۴. با تسهیل غیرمستقیم اعتبار شایعات و اجتناب از قضاوت آشکار، راوی گفتمان جمعی گروه را تقویت می کند. ۵. بنابراین، راوی سوم شخص روایت جمع محوری ایجاد می کند که به طور غیرمستقیم از مواضع جمعی شخصیت ها حمایت می نماید. بدین ترتیب یافته ها نشان می دهند این شکل از روایت جمعی سوم شخصی می تواند افق های تازه ای برای کاربست نظریه های روایت جمعی و تحلیل گفتمان های گروه بنیان در ادبیات معاصر فارسی بگشاید.