محمدمهدی گرجیان
| مدرک تحصیلی: دانشیار دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام |
| پست الکترونیکی: mm.gorjian@yahoo.com |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۴۱ تا ۵۶ مورد از کل ۵۶ مورد.
تبیینی از جباریت خداوند و اختیار انسان(مقاله ترویجی حوزه)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان حسام الدین شریفی
حوزههای تخصصی:
انعکاس فلسفه فلوطین درحکمت صدرالمتألهین(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان نرجس رودگر
حوزههای تخصصی:
فلوطین از حکمای یونان باستان است و کتابش اثولوجیا تأثیرات فراوانی بر فلسفهٔ اسلامی نهاده است. در بین حکمای مسلمان، صدرالمتألهین بیشترین استفاده را از آراء و نظریات او کرده است؛ به طوری که بسیاری از نظریاتِ خاصِ حکمت متعالیه، ریشه در آرای فلوطین دارد. برخی از آرای فلوطین عبارتند از: اعتقاد به ذومراتب بودن هستی، قاعدهٔ بسیط الحقیقه کل الاشیاء، قاعدهٔ الواحد، اعتقاد به ذومراتب بودن نفس و حضور مراتب وجودی در نفس آدمی، اعتقاد به حضور تمام موجودات عالم ماده در عوالم برین و... . اما دو فلسفهٔ فلوطینی وصدرایی دارای چه شباهت ها و تفاوت هایی است؟ نوشتار پیش رو درصدد است ضمن معرفی آراء و نظریات اساسی فلسفهٔ فلوطین و صدرالمتألهین، موارد مشابهت و افتراقِ این دو فلسفه را نشان دهد. ازجمله نتایج این تطبیق و مقایسه، کشف و درک میزان تأثیرپذیری حکمت متعالیه از فلسفهٔ فلوطین است.
مبانی نظری هستی شناسی حکمت سیاسی متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان محمدقاسم الیاسی
حوزههای تخصصی:
عقلانیت اشراقى در اندیشه فلسفى ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام، اخلاق و انضباط اجتماعی(مقاله ترویجی حوزه)
نویسنده:
مریم حسنی علیایی محمدمهدی گرجیان
حوزههای تخصصی:
ولایت علمی ائمهاز منظر فریقین(مقاله ترویجی حوزه)
نویسنده:
تهران خلیل اویچ محمدمهدی گرجیان
حوزههای تخصصی:
حوزه و علوم انسانی(مقاله ترویجی حوزه)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان
حوزههای تخصصی:
نگاه حداکثری و صحیح به دین در هر عصر و مصری به اقتضای ذاتی و اولی دین و دیانت، داشتن حکومت بر مبنای آموزه های وحیانی است و این امر محقق نخواهد شد، مگر در سایه روزآمدی و عالِم به زمانه بودن دین و روحانیت آگاه. تحولات عظیم جهانی در عرصه های گوناگون انسانی و بشری و به ویژه در ساحت علوم انسانی، ما حوزویان را بر آن می دارد تا با تکیه بر دین حداکثری که داعیه جهانی دارد، خود را در گذر زمان و مکان ندیده و مدیریت جامعی را در پیش بگیریم و بنیان انسان الهی آن را بنا نهیم تا نه همراه با تحولات علوم دیگر، بلکه مدیریت تحول علوم را به عهده گرفته، به سوی اهداف الهی آفرینش به پیش ببریم.
سه اقلیم بدن؛ بررسی مقایسه ای معاد جسمانی از منظر صدرالمتالهین و آقا علی حکیم (مدرس زنوزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان نرجس رودگر
حوزههای تخصصی:
رابطه انسان با حق تعالی، بر اساس مبانی هستی شناختی عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان محمدعلی میرزایی
حوزههای تخصصی:
وحدت شخصیه وجود از مهم ترین مباحث عرفان نظری است؛ بدین بیان که یک وجود بیش نیست و کثرات عالم، تجلیات اویند، زیرا عدم تناهی اش، جایی برای غیر نمی گذارد. بر این اساس، سخن عارفان در مورد چینش مراتب هستی که پس از ذات، تجلیات علمی و خلقی را دربرمی گیرد، منافاتی با وحدت وجود نداشته بلکه کثرات را شئون حق قلمداد می کنند. ارتباط حق تعالی با این تجلیات و کثرات، از دو راه است، الف. سلسله ترتیب؛ ب. وجه خاص. مراد از سلسله ترتیب، وسایط فیض الهی است و وجه خاص که اولین بار محیی الدین بر آن تصریح نموده، ارتباط بی واسطه با حق است. اساس تحلیل عارفان از این رابطه، وحدت وجود و خاصیت اطلاقش است که به تبع این اطلاق، در تمامی کثرات که مظاهر مقید او هستند، حضور وجودی دارد. بر اساس وجه خاص، حق تعالی با هر شی البته به میزان حصه وجودی اش مرتبط است؛ با این حال، از جهت اکثر افراد به دلیل غلبه احکام امکانی، این باب، مورد غفلت است که با تلاش در جهت افزایش احکام وحدت، آن را می یابند. با وجه خاص، حق از خود انسان به او نزدیک تر بوده و به جهت غلبه احکام وجوبی، انتساب وجود به حق، از انتسابش به انسان، اوکد است. وجه خاص با عین ثابت اشیا که سهم شی را از حصه وجودی حقانی معین می کند، پیوند داشته و در حقیقت، ارتباط هر شی با حق، از جهت عین ثابت اوست. پژوهش حاضر، درصدد بررسی چگونگی رابطه انسان با حق بر اساس مبانی هستی شناختی عرفانی است و سعی شده با نگاهی نسبتا جامع، احکام آن بررسی شود.
نقد و بررسی پلورالیسم حقانیت از نگاه قرآن کریم(مقاله ترویجی حوزه)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان ایلقار اسماعیل زاده
حوزههای تخصصی:
حرکت جوهری معلوم و ثبات معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان مهدی زندیه
حوزههای تخصصی:
بر اساس پذیرش حرکت جوهری که سراسر عالم ماده و طبیعت را یکپارچه حرکت می داند این پرسش پیش می آید که در این صورت آیا می توان به هیچ موجود مادی، معرفت پیدا کرد؟ به این معنا که اگر جوهر اشیاء مادی و به تبع آن، همه اعراض آن، یکپارچه حرکت باشد، به محض اینکه برخوردی میان شیء خارجی با قوا و اندام های شخص مدرِک روی دهد، آن شیء خارجی محو و ناپدید، بلکه نابود می شود و شیء دیگری موجود می گردد. بنابراین، آنچه که در مرتبه دوم با قوا و اندام های مدرِک برخورد می کند، همان چیزی نیست که بار اول با آنها برخورد کرده است و بر این اساس، معرفتی که از اشیاء مادی به ظاهر ثابت و پایدار، از حیوان گرفته تا نبات و جماد حتی صخره و پولاد، به دست می آید، به واقع معرفت به یک واقعیت نیست، بلکه معرفت به واقعیت های فراوان و حتی قسمت ناپذیر است. بنابراین، خود معرفت هم، شناخت واحدی نیست بلکه در حقیقت، معرفتی گسسته و تغییرپذیر و ناپایدار است.
برای پاسخ به این پرسش باید دید که بر اساس نگرش ملاصدرا در خصوص حرکت، حرکت جوهری، حقیقت علم و معرفت، و به طور کلی هستی، پاسخ پرسش های مزبور چیست و در این زمینه چه دیدگاه هایی مطرح شده است، تا بتوان بر اساس آن ثبات معرفت را در عین حرکت جوهری معلوم استنتاج کرد.
گوهر دین و دینداری از منظر عرفان اسلامی (باتأکید بر رابطه آن با مراتب هستی)(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان زهرا شریف
حوزههای تخصصی:
«گوهر دین و دینداری» مسأله ای فلسفی- کلامی است که بستر آن مغرب و زمان رویش آن رنسانس میباشد. دو نظریه «تجربه دینی» و «حکمت خالده» از دیدگاههای مطرح در این زمینه اند. در نگرش اول گوهر دین، تجربه ای است که سبب میشود، فاعل آن تجربه، دیندار تلقی گردد و صدف مجموعه عقاید خواهد بود که با وصول به گوهر از آن استغناء حاصل میشود و در نظریه دوم دینْ دارای دو ساحت ظاهری و باطنی است و سطح باطنی آن توحیدی است که به صورت حکمت خالده در درون انسان تجلی نموده و صدف نیز سنت هایی هستند که رهنمون به سوی گوهرند. در عرفان اسلامی، دین حقیقتی واحد است که دارای تجلیات سه گانه ظاهری، باطنی و بطن الباطنی میباشد؛ لایه باطنی وحدت شخصیه و گوهر دین است و جلوه های ظاهری، اگر چه به عنوان صدف مطرح میشوند، اما رقیقه همان حقیقت باطنی است، پس هیچ گاه قابل زوال نخواهند بود. دینداری نیز حقیقتی سه لایه است که گوهر آن، شهود حق الیقینیِ توحید عرفانی است؛ بنابراین گوهر دین ودینداری بایکدیگر متناظرند.
پژوهشی در فلسفه عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان
حوزههای تخصصی:
حرکت جوهری نفس و ثبات معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان مهدی زندیه
حوزههای تخصصی:
نظریه حرکت جوهری و موضوع اتحاد عاقل و معقول از شاهکارهای شگرف فلسفی ملاصدرا است. این دو موضوع، علی رغم ارتباط وثیقی که با هم دارند، مشکلات متعددی را ایجاد کرده اند که حل آنها کلید حل معماهای فلسفی بسیاری خواهد شد. از جمله اینکه اگر بپذیریم علم که همان معلوم بالذات است، با جوهر نفس متحد و با یک وجود موجود می شوند و با توجه به نظریه حرکت جوهری و اینکه سرشت جهان در حال دگرگونی دایمی است و نفس نیز با کسب معارف جدید دم به دم در حال تغییر است. بر اساس اتحاد عاقل و معقول با عنایت به اصل ضروری سرایت حکم احدالمتحدین به متحد دیگر، چگونه می توانیم معارف ثابتی داشته باشیم؟ بررسی دیدگاه فلاسفه درباره این پرسش، محور بحث این مقاله است.
فطرت و عشق از منظر آیت الله شاه آبادی و امام قدس سره(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان
منبع:
قبسات ۱۳۸۴ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
فطرت از موضوعاتی است که در طول تاریخ مورد توجه ادیان آسمانی، اندیشهوران و معرفتطلبان بوده و هست. فرهیختگان عرصه توحید و دانشوران ساحت انسانشناسی، نقد عمر خویش را صرف این کالای ثمین کرده و همت خویش را در بحر معرفت فطرت به غواصی کشاندهاند تا دُرّ عشق را از صدف فطرت اصطیاد کنند.
موضوع فطرت از یک منظر، بحث فلسفی است؛ چرا که با سه موضوع مهم فلسفه (خدا، جهان، انسان) ارتباط دارد و از منظر دیگر، بحث فطرت و عشق از موضوعات و مسائل عرفانی شمرده میشود (چرا که مهمترین موضوع عرفانی عبارت از توحید و موحد است) و عارفان به نحو تفصیلی با زاویة دید نافذ خود به بحث و مذاکره و سرانجام به چشیدن آن پرداختهاند.
از منظر ثالث، به مباحث روانشناسی و علوم مرتبط به آن نیز مربوط میشود؛ چنانکه با مباحث معرفتشناسی، خداشناسی، انسانشناسی، دینشناسی، معاد، تعلیم و تربیت و مباحث اینگونهای ارتباط دارد، و در رأس همة آنها در منابع و آموزههای دینی (قرآن و سنت) نیز روی مسأله فطرت تکیه فراوانی شده است که در نهایت هر اندیشهوری با رویکرد خاص خود، آیات و روایات وارد در این باب را به تفسیر نشسته که در این میان لطایف عرفانی عارفان متأله حلاوت ویژهای دارد که مباحث را در باب فطرت بةنحو فطری تفسیر کرده، با نگاه ویژه خود با مبدأ فطرت و عشق و گامهای عاشقانه به مقصد معشوق رهسپار شدند، از میان عارفانی که در این عرصه به بحث نشستهاند میتوان به عارف کامل میرزا محمدعلی شاه آبادی و خلف صالحش حضرت امام خمینی اشاره کرد که با استفاده از آموزهها و یافتههای پیشینیان، لطایف ذیقیمتی را نیز به آن افزودهاند.