اکرم دهقانی

اکرم دهقانی

سمت: دستیار آموزش پیام نور گلپایگان
مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی بالینی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، اصفهان،ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۷ مورد از کل ۲۷ مورد.
۲۱.

بررسی و مقایسه نیمرخ بالینی و نیمرخ مسیرشغلی افراد جویای کارِ به کارگمارده و درحال انتظارِ مراکز کاریابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: افراد جویای کار افراد به کارگمارده افراد در حال انتظار نیمرخ بالینی نیمرخ مسیر شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
چالش های زندگی نوین و فطرت انسانی لزوم درآمد زایی و حرکت به سمت مادی گرایی را تشویق می کند، در این مسیر شغل مهمترین وسیله برای دستیابی به این منظور است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه نیمرخ بالینی(پرخاشگری. اضطراب. وسواس. حساسیت فردی. شکایات جسمانی، روانپریشی، تصورات پارانوئیدی، افسردگی، ترس مرضی) و مقایسه نیمرخ مسیر شغلی (رفتار، خودکارآمدی، باورکاریابی و انطباق پذیری) افراد بکارگمارده و افراد جویای کارِ در حال انتظار بود. روش پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. بدین منظور کلیه افراد جویای کار ثبت نام شده در مراکز کاریابی های شهرستان نجف آباد در سال1397 به عنوان جامعه در نظر گرفته شدند. از این بین 110 نفر که 52 نفر افراد جویای کار بکار گمارده و 58 نفر افراد جویای کاردرحال انتظار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه بکارگمارده و جویای کار تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی( ساویکاس و پورفیلی، 2012)، آزمون 20 سوالی رفتار کاریابی(صالحی، 1384)؛ آزمون 10 سؤالی رفتار کاریابی(صالحی، 1384)؛ آزمون باورهای کاریابی (صالحی، 1384)، آزمون SCL-90 (دارگوئیس و همکاران، 1973) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-22 انجام شد. یافته ها نشان داد که در بین ابعاد مسیر شغلی در خصیصه رفتاریابی و در بعد باور ، اختلاف معناداری در بین دو گروه وجود داشت (P<0/05) و در مورد ابعاد خودکارآمدی و انطباق پذیری تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت(05/0 <P ). همچنین در نیمرخ بالینی تنها در ابعاد حساسیت فردی ، افسردگی، پرخاشگری، پارانویا و روانپریشی اختلاف معناداری بین دو گروه وجود داشت(P<0/05). لذا با توجه به اینکه افراد جویای کار در حال انتظار به دلیل ناتوانی در کاریابی در معرض برخوداری از آسیب ها و اختلال های روانی هستند پیشنهاد می شود دوره های آموزش مهارت های کاریابی و راهبردهای جستجوی شغلی در مراکز کاریابی برگزارگردد.
۲۲.

اثربخشی بسته بازی درمانی مبتنی بر نظریه خود-تنظیمی زمانی هال و فونگ بر رفتارهای خوردن کودکان دارای چاقی مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی چاقی مزمن رفتارهای خوردن نظریه خود-تنظیمی زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۸
زمینه و هدف: کودکان دارای چاقی مزمن از رفتارهای خوردن نامتعادل تری رنج می برند. به همین دلیل هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بسته بازی درمانی مبتنی بر نظریه خود-تنظیمی زمانی هال و فونگ، بر رفتارهای خوردن ایشان بود. مواد و روش ها: این پژوهش کمّی و از نوع نیمه- آزمایشی بود و در قالب یک طرح پیش-آزمون، پس-آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری 2 ماهه اجرا شد. همچنین جامعه آماری آن کلیه زوج والد-کودکان مراجعه کننده به مراکز سلامت ایرانیان-شهر اصفهان بودند که از بین آن ها 45 زوج به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (22 زوجی)، و کنترل (23 زوجی)، گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رفتار خوردن کودکان استفاده شد و به موازات ارائه 11 جلسه 45 دقیقه ای آموزش بسته بازی درمانی به گروه آزمایش، گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت نکرد. در پایان، تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS-29 و به شیوه های آماری مجذور کای و تحلیل کوواریانس در سطح معناداری انجام شد. یافته ها: با توجه به نتایج آزمون مجذور-کای، تفاوت معناداری بین 2 گروه از لحاظ سن و تحصیلات والدین؛ و سن، جنسیّت، رتبه تولد، تعداد هم نیاها و تحصیلات کودکان، مشاهده نشد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که تغییرات معناداری در رفتارهای خوردن کودکان گروه آزمایش نسبت به کودکان گروه گواه به وجود آمده است. نتیجه گیری: یافته ها حکایت از تأثیر مثبت بسته بازی درمانی بکار رفته در پژوهش بر تعدیل رفتارهای خوردن کودکان دارای چاقی مزمن داشت. بنابراین می شد از آن در کمک به درمان کودکان دارای چاقی مزمن استفاده نمود.
۲۳.

اثر بسته بازی درمانی مبتنی بر نظریه خودتنظیمی زمانی بر شاخص توده بدنی کودکان چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی شاخص توده بدنی کودکان چاق نظریه خودتنظیمی زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه: کاهش وزن و نگهداشت آن با توجه به نارسایی های درمان های کنونی یکی از مهم ترین اهداف درمانگران حوزه درمان بیماری مزمن چاقی کودکان بود. بنابراین پژوهشگران این پژوهش تصمیم گرفتند تا اثر بسته بازی درمانی شان بر پایه نظریه خودتنظیمی زمانی هال و فونگ را در این مورد به آزمون گذارند.روش: با اجرای یک طرح پژوهش نیمه آزمایشی با پیش-آزمون، پس-آزمون و پیگیری در فواصل 2 ماهه بر نمونه ای در دسترس از جامعه مراجعه کنندگان به مراکز سلامت ایرانیان-شهر اصفهان، شامل 45 زوج والد-کودک چاق گمارش شده به گونه تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه، همزمان با انجام مداخله رفتاری خانواده-محور بر هر دو گروه، اعضای گروه آزمایشی از آموزش بسته بازی درمانی نیز برخوردار شدند.یافته ها: با تحلیل داده های شاخص توده بدنی کودکان (سنجیده شده توسط تقسیم وزن اندازه گیری شده به کیلوگرم با ترازو به مربع قد اندازه گیری شده به متر با قامت سنج) به روش کوواریانس یک-طرفه، تفاوت معناداری میان دو گروه در هر دو مقطع پس-آزمون )98/0=ŋ2 و 001/0>P و 34/2188=(1و42)F) و پیگیری )96/0=ŋ2 و 001/0>P و 61/1036=(1و42)F) مشاهده شد که با توجه به اندازه اثر می شد گفت میزان اثربخشی درمان قابل توجه بود.نتیجه گیری: تفسیر نتایج حاکی از موثر بودن افزودن آموزش بسته بازی درمانی به شیوه رفتاری خانواده-محور در کاهش وزن و نگهداشت آن بود که با توجه به محدودیت های پژوهش بازآزمایی و کاربست آن به دیگر پژوهشگران علاقمند پیشنهاد شد.
۲۴.

نقش تعدیل کننده سبک فرزندپروری مقتدرانه در پیش بینی رفتارهای پر خطر بر اساس سه گانه تاریک شخصیت با میانجیگری تحمل پریشانی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای پرخطر سه گانه تاریک شخصیت تحمل پریشانی سبک فرزندپروری مقتدرانه نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
زمینه: در دوران نوجوانی، تمایل برای کسب تجارب جدید و آزمودن رفتارهای پرخطری که پیامدهای سوء برای نوجوان، خانواده و جامعه در بر دارد، زیاد است. به نظر می رسد رفتارهای نوجوانان روابط معناداری با ویژگی های شخصیتی و سبک های فرزندپروری دارد و این منجر به کاهش تحمل پریشانی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان می شود. در مورد بررسی پیشایندهای تأثیرگذار بر رفتارهای پرخطر نوجوانان با میانجی گری متغیر تحمل پریشانی، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، آزمون مدل علی گرایش به رفتارهای پرخطر نوجوانی بر اساس ابعاد تاریک شخصیت با توجه به نقش میانجی تحمل پریشانی و نقش تعدیل کنندگی سبک فرزندپروری مقتدرانه بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی نوجوانان 16 تا 20 ساله شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بر حسب تعداد متغیرها و نظر کلاین (2023)، تعداد 476 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها، پرسش نامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی ( زاده محمدی و همکاران، 1387)، پرسش نامه سه گانه تاریک شخصیت (جانسون و وبستر،2010)، پرسش نامه اقتدار والدینی (بوری، 1991) و پرسش نامه تحمل پریشانی (سیمون و قاهر، 2005) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون معادلات ساختاری برای سنجش برازش مدل و بررسی روابط مستقیم استفاده شد. هم چنین برای میانجی گری از روش بوت استرپ در برنامه مایکرو و هیز (2008) جهت سنجش روابط تعدیل گر با کمک نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل با داده ها از برازش خوبی برخوردار است (077/0 = RMSE، 923/0 =IFI و مقدار مجذور کای نسبی= 704/3) و تمام روابط مستقیم با رفتارهای پرخطر تأیید شد. یافته ها نقش میانجی گری تحمل پریشانی را در رابطه بین ابعاد تاریک شخصیت و رفتارهای پرخطر تأیید کردند (05/0 p<، 293/0- r=). هم چنین، نتایج حاکی از نقش تعدیل کنندگی سبک فرزندپروری مقتدرانه در رابطه بین ابعاد تاریک شخصیت با رفتارهای پرخطر نوجوانان بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، می توان از متغیر های سه گانه تاریک، تحمل پریشانی و سبک فرزندپروری مقتدرانه، برای پیش بینی رفتارهای پرخطر نوجوانان استفاده کرد. هم چنین نتایج این پژوهش، جهت پیشگیری و آموزش مهارت های تحمل پریشانی و سبک های فرزندپروری در کلینیک های مشاوره و روان درمانی کاربرد دارد.
۲۵.

Examining the Effectiveness of Reflective Parenting Training on Emotion Regulation and Parent-Child Relationship in Mothers with Children Under 6 Years(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Reflective Parenting Emotion regulation Parent-Child Relationship

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
Objective: This study aims to examine the effectiveness of reflective parenting training on emotion regulation and the parent-child relationship in mothers with children under 6 years of age. Method: This is a quantitative study with a pre-test, post-test, and follow-up design involving an experimental group and a control group. The statistical population includes all mothers with children under 6 years old in Isfahan. For sampling, a purposive sampling method was used by visiting kindergartens in Isfahan, and 30 participants were selected based on the cut-off point of the questionnaires and inclusion and exclusion criteria. They were randomly assigned to two groups: an experimental group (15 people) and a control group (15 people). Subsequently, reflective parenting training sessions based on the Bateman and Fonagy (2001) protocol were conducted for the experimental group, while the control group received no intervention. The research instruments included the Parent-Child Relationship Scale (Pianta, 1992) and the Emotion Regulation Inventory (Shield & Cicchetti, 1995). The collected data were analyzed using appropriate statistical tests (repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc test) and SPSS software. Findings: Given that the calculated F-value for between-group effects (group membership effect), within-group effects (time effect), and the interactive effect of group and time was significant at the 99% confidence level (P < 0.01), these results indicate a significant difference between the two groups. Furthermore, it suggests that this significant difference exists at least at one time point during the intervention among the research groups. The Bonferroni post hoc test results showed differences in adaptive emotion regulation, instability/negativity, and the parent-child relationship scores during the research stages between the experimental groups (P < 0.01). In other words, the reflective parenting intervention had a significant impact on improving the research variables. Conclusions: Therefore, it can be concluded that this intervention was effective on the research variables and confirms that this approach can be used as an effective strategy in improving parental abilities and reducing psychological challenges in mothers during the parenting period.
۲۶.

اثر بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر فعالیت بدنی کودکان چاق

کلیدواژه‌ها: بازی چاق فعالیت بدنی کارکردهای اجرایی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: فعالیت بدنی یکی از مولفه های مهم در درمان کودکان چاق محسوب می شود و بنابراین ارتقاء آن اهمیت بسیاری دارد. هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثر بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر فعالیت بدنی کودکان چاق انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش-آزمون، پس-آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه پژوهش کلیه مراجعه کنندگان به مراکز سلامت ایرانیان-شهر اصفهان در فاصله نیمه دوّم سال 1400 تا نیمه نخست سال 1401 بودند. 45 زوج والد-کودک چاق به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده به 2 گروه آزمایش (22 زوج) و گواه (23 زوج)، گمارده شدند. کلیه والدین مونث و میانگین سن آنها 64/34 سال بود. متوسط سن کودکان از هر 2 جنسیّت 41/9 سال بود. همزمان با سنجش های هفتگی قد و وزن 2 گروه، گروه آزمایش 11 جلسه 45 دقیقه ای آموزش بسته بازی درمانی را دریافت نمودند ولی گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت ننمودند. ابزار سنجش مقیاس لذت از فعالیت بدنی (مور و همکاران، 2009)، بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 29 و روش های آماری مجذور کای و تحلیل واریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 0۵/0 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند میان 2 گروه تفاوت معناداری از لحاظ داده های جمعیت شناختی وجود ندارد. همچنین مشخص شد بسته بازی درمانی بر ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق تاثیر معناداری (05/0>P)، دارد. نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، آموزش بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی تاثیر معناداری بر ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق دارد و بنابراین می توان از آن در ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق استفاده نمود.
۲۷.

بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سبک های حل تعارض احساس تنهایی ذهنیت های طرحواره خشم سرکوب شده حساسیت بین فردی زنان تک والد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: ازدواج یکی از مهم ترین رویدادهایی است که می تواند موجب رشد و شکوفایی زوجین شود که نشان دهنده سبک های حل تعارضات آنها است. البته این سبک ها تحت تاثیر عوامل مختلفی می باشد که نیاز به بررسی دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان تک والد شهر تهران در نیمه ی دوم (شش ماه دوم) سال 1402 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 359 نفر انتخاب و به پرسشنامه های سبک حل تعارض توماس-کیلمن (1974)، حساسیت بین فردی بویسی و پارکر (1989)، احساس تنهایی مقیمی و همکاران (1402)، ذهنیت های طرحواره لوبستال و همکاران (2010) و خشم اسپیلبرگر (1999) پاسخ دادند. جهت محاسبه شاخص های توصیفی و همبستگی از نرم افزار SPSS27 و برای مدل یابی معادلات ساختاری نیز، از نرم افزار AMOS26 استفاده شد. یافته ها: مبتنی بر نتایج در نگاره مدل پژوهش، تمامی مسیرهای مستقیم مفروضه، به غیر از مسیر ذهنیت های طرحواره ای و احساس تنهایی با سبک های حل تعارض، دارای اثر مستقیم و منفی معنی داری هستند (05/0>P). همچنین نقش میانجی حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده، در ارتباط بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره در سطح معنی داری (01/0=P) قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، ذهنیت های طرحواره می توانند سبک های حل تعارض را در زنان تک والد را برمبنای حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد پیش بینی کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان