مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
39 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه است. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران در حال تحصیل در دوره دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن ها 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (در هر گروه 15 نفر) مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات مقیاس بلوغ عاطفی (EMS) یاشویر سینگ و ماهیش بهار گاوا بود. فرآیند اجرای آموزش راهبردهای انگیزشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای و آموزش تنظیم هیجان نیز در 8 جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش از روش کوواریانس چندمتغییره و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر –طرح آمیخته استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ورژن 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان تأثیرات معناداری بر بهبود مولفه های بلوغ عاطفی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه داشت. آموزش راهبردهای انگیزشی بهبود قابل توجهی در ثبات عاطفی و بازگشت عاطفی ایجاد کرد، در حالی که آموزش تنظیم هیجان بیشتر بر کاهش ناسازگاری عاطفی، فروپاشی شخصیت و فقدان استقلال اثرگذار بود. این تغییرات در پیگیری نیز حفظ شده و پایداری اثرات آموزش ها در طول زمان تأیید گردید. در نتیجه آموزش راهبردهای انگیزشی و تنظیم هیجان می تواند به بهبود مولفه های بلوغ عاطفی دانش آموزان کمک کند. پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس بر اساس این راهبردها طراحی شوند تا به ارتقاء سلامت روانی دانش آموزان کمک کنند.