تحلیل تطبیقی کهن الگوهای اسطوره ای در سنگ اقبال مجید قیصری و کیمیاگر پائولو کوئیلو؛ با رویکرد روانشناسی یونگ و اسطوره شناسی کمپبل
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
31-53
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها، به عنوان بازتاب های کهن الگویی روان جمعی، نقشی محوری در بازنمایی پرسش های وجودی و فرهنگی انسان مدرن در ادبیات معاصر ایفا می کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای اسطوره ای، به بررسی عمیق و نظام مند نمودهای اسطوره ای در رمانهای سنگ اقبال اثر مجید قیصری و کیمیاگر، نوشته پائولو کوئیلو می پردازد تا چگونگی بازآفرینی ساختارها و کهن الگوهای اسطوره ای را در تبیین مسائل هویتی و معنوی تحلیل کند. روش تحقیق این مطالعه شامل تحلیل محتوای کیفی متون اصلی رمانها، با استفاده از چارچوب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ و اسطوره شناسی تطبیقی جوزف کمپبل، و استخراج مضامین مرتبط با کهن الگوهای «قربانی» و «سفر قهرمان» است که با منابع اسطوره شناسی ایرانی و جهانی تکمیل شده اند. این پژوهش نشان می دهد که سنگ اقبال از اسطوره های بومی ایرانی، به ویژه باورهای مرتبط با آب و کهن الگوی قربانی، برای نقد خرافه پرستی و تحلیل بحران هویت جمعی در جامعه خیالی «چهاردیوار» بهره می برد، که نمایانگر جامعه ای گرفتار در سنتهای بازدارنده است. در مقابل، کیمیاگر با تکیه بر الگوی تک اسطوره ای سفر قهرمان، مسیر خودشناسی و وحدت با «روح جهان» را از طریق سفر سانتیاگو به سوی «افسانه شخصی» ترسیم می کند. تحلیل تطبیقی این دو اثر، تفاوت های ریشه دار در کاربرد اسطوره ها را در بسترهای فرهنگی ایرانی و جهانی آشکار می سازد و همزمان پیوندهای عمیق آنها را با نیازهای جهانی انسان مدرن برجسته می کند.