دلالت های سیاسی نظریه سعادت در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: نظریه پردازان سیاسی، معمولا صحت آراء خود درباره سیاست را به برداشتی از ماهیت انسان مستند می کنند. به این ترتیب، نظریه پردازی سیاسی ارتباط وثیقی با برداشت متفکران سیاسی از چیستی کمال نهایی و خیر اعلای انسان داشته است. نوشتار حاضر با این مبنای نظری به تبیین نظریه سعادت انسان از منظر قرآن کریم و سپس بررسی دلالت های آن برای نظریه سیاسی خواهد پرداخت. قرآن کریم به عنوان مهمترین مبنای معرفتی برای همه دانش های دینی، اساس سیاستگذاری و تنظیم روابط فردی و اجتماعی در یک جامعه اسلامی را تشکیل می دهد. در این میان سعادت فردی و اجتماعی مهمترین هدف برای نظریه هایی محسوب می شود که رویکردی الهی و دینی را در نظریه پردازی سیاسی اتخاذ کرده اند. بر این اساس، نوشتار حاضر با هدف تبیین امتداد سیاسی و اجتماعی نظریه سعادت به عنوان یکی از مهمترین مباحث انسان شناسی انجام شده است. روش: در پژوهش حاضر با تکیه بر روش تفسیر موضوعی قرآن کریم تلاش می شود برداشتی منسجم از نظریه سعادت و کمال غایی و نهایی انسان از منظر قرآن کریم ارائه شود. سپس دلالت و نتایج این موضوع برای نظریه سیاسی تبیین خواهد شد. یافته ها: نظریه سعادت انسان از منظر قرآن کریم، در آیات مختلفی مورد تاکید قرار گرفته است. دریافت رحمت الهی، آزمایش انسان، و عبودیت و قرب الهی مهمترین اهدافی هستند که در قرآن مورد تاکید قرار گرفته است. آنچه در آیه 56 سوره ذاریات مورد تاکید قرار گرفته است بیان کننده نظریه ای جامع درباره سعادت انسان است که همان عبودیت خداوند است. این هدف غایی، نتایج و دلالت های مشخصی برای نظریه سیاسی دارد. هر نظریه سیاسی، متضمن برداشتی از سعادت انسان است و یک شکل خاص از حیات انسان و سعادت او را مورد حمایت و حفاظت قرار می دهد. به این معنا، نظریه عبودیت محور سعادت انسان در قرآن کریم، دلالت های خاصی برای نظریه سیاسی مورد تایید قرآن دارد. اولین استلزام آن است که تعیین کننده غایت دولت است. غایت یا غایات دولت مهمترین مولفه هر برداشتی از دولت است. مشروعیت دولت، کیستی حاکمان و نحو اجرای اقتدار سیاسی به عنوان مولفه های اصلی هر نظریه دولت، همه بر اساس ارتباطی که با غایت دولت پیدا می کنند تعیین می شوند. دولت باید بر اساس ویژگی ها و خصوصیاتی که سعادت انسان مشخص می کند، قواعد حیات اجتماعی را تعیین و اجرا کند. دلالت دیگر نظریه سعادت مورد نظر قرآن برای نظریه سیاسی، نفی سکولاریسم است به این معنا که تمایز میان عرصه دین و عرصه سیاست، در تضاد با ماهیت انسان و غیرموجه است. ضرورت رهبری سیاسی امام معصوم (ع) در جامعه سیاسی دینی از دیگر نتایج برداشت عبودیت محور از سعادت است. رهبری سیاسی معصومان، به این معناست که اقتدار سیاسی باید با رهبری امام معصوم (ع) که در بالاترین مرتبه عبودیت و قرب الهی قرار دارد محقق شود. نتیجه گیری: نظریه سعادت عبودیت محور هم توجیه کننده دولت و مشروعیت آن است و هم غایت اصلی دولت به عنوان مهمترین مولفه آن را تعیین می کند. تمایز میان عرصه دین و عرصه سیاست که مبنای نظری سکولاریسم محسوب می شود، با توجه به نظریه سعادتی که از عبودیت خداوند و تبعیت از احکام الهی به دست می آید، تمایزی غیرموجه و در تضاد با ماهیت انسان است. همچنین رهبری مسیر حرکت به سوی تقرب الهی و عبودیت خداوند، باید به وسیله امام معصوم(ع) صورت گیرد. رهبری سیاسی معصومان، به این معناست که اقتدار سیاسی باید در اختیار کسانی باشد که در بالاترین مرتبه عبودیت و قرب الهی قرار دارند.