ابراهیم باغشنی

ابراهیم باغشنی

مدرک تحصیلی: سطح چهار حوزه علمیه قم
پست الکترونیکی: ebrahim.baghshani@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

تجرد نفس و فاعلیت ذهنی در معرفت شناسی علامه طباطبایی و چالش ادراک در هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
این مقاله به بررسی انتقادی امکان ادراک در هوش مصنوعی از منظر مبانی معرفت شناسی فلسفه اسلامی، با تمرکز بر دیدگاه علامه طباطبایی، می پردازد. در این چارچوب، مفاهیمی چون تجرد نفس، فاعلیت ذهنی، علم حضوری و نظریه اتحاد عالم و معلوم، به عنوان ارکان بنیادین فرآیند شناخت حقیقی در انسان معرفی می شوند. بر اساس این مبانی، ادراک، امری حضوری و وجودی است که در آن، نفسِ مدرِک با معلوم وحدت می یابد و علم، نوعی حضور عینی متعلق در نفس است، نه صرف پردازش داده یا بازنمایی نمادین. از سوی دیگر، ساختار شناختی هوش مصنوعی، متکی بر الگوهای محاسباتی، پردازش نمادین و یادگیری آماری است که فاقد هرگونه ادراک حضوری یا اتحاد وجودی با متعلق شناخت می باشد. مقاله نشان می دهد که با غیاب تجرد، فاعلیت ذهنی و یگانگی وجودی با متعلق، آنچه در هوش مصنوعی به عنوان «ادراک» نامیده می شود، از سنخ علم حقیقی نیست و بیشتر به شبیه سازی بیرونی رفتارهای شناختی محدود می گردد. در نتیجه، از منظر فلسفه علامه طباطبایی، علم و ادراک در معنای حقیقی آن، امری منحصر به موجود مجرد و دارای نفس است و نمی توان آن را در سامانه های فاقد وجود مجرد و شعور حضوری تحقق یافته تلقی کرد. این تحلیل، افقی نو در نقد مبنای معرفتی هوش مصنوعی و تبیین مرزهای انسان و ماشین ارائه می دهد.
۲.

بررسی توانایی های ادراکی ماشین ها در درک احساسات انسان بر اساس نظریه ی صورت های نوعیه در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
این مقاله به بررسی امکان درک حقیقی احساسات انسانی توسط ماشین ها از منظر فلسفه ی صدرایی و نظریه ی صورت های نوعیه می پردازد. با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه های پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین و یادگیری عمیق، هنوز این پرسش مطرح است که آیا ماشین ها صرفاً داده ها را پردازش و شبیه سازی می کنند یا به ادراک واقعی از احساسات دست می یابند؟ بر اساس مبانی حکمت متعالیه، ادراک احساسات امری فراتر از بازتاب های عصبی است و به نحوی از علم حضوری و تحول درونی نفس مرتبط است. در مقابل، ساختار هوش مصنوعی فاقد جوهر مجرد و قوه ی ادراکی است که بتواند به واسطه ی آن به تجربه ی درونی و حضوری دست یابد. مقاله ی حاضر، با تحلیل تفاوت ماهوی میان پردازش داده و ادراک حقیقی، به محدودیت های ذاتی هوش مصنوعی در این حوزه می پردازد و پیشنهادهایی برای طراحی سامانه هایی با ساختار شبه ادراکی ارائه می دهد. نتیجه آنکه درک حقیقی احساسات امری انسانی و وجودی است که در افق هستی شناسی ماشین نمی گنجد.
۳.

تحلیل نظریه «زبان مشترک» به عنوان زبان نزول قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۴
برخی از پژوهندگان زبان عربی و قرآن پژوهان، در باب چیستی زبانی که قرآن کریم بر بستر آن نازل شده است به پدیده ای به نام «زبان مشترک»، و در واقع نوعی دوگانگی زبانی- مشترک و عامیانه– در زندگی اعراب عصر نزول قائل شده اند. پس مراد از «بلسانٍ عربیٍّ مبینٍ» در آیات قران را همین زبان مشترک دانسته اند. از این میان مقاله محققانه استاد آذرنوش و همکارش با عنوان « زبان قرآن» با پژوهشی مفصل در باب چیستی زبان نزول قرآن و پس از بررسی و نقد فراوان قول به « زبان مشترک» را به عنوان زبان نزول قرآن، صحیح معرفی کرده و سایر نظرات را نقد می نماید. مقاله حاضر با توجه به تحقیقات انجام شده به ویژه مقاله مذکور سعی کرده است تا مبانی استنباطی و ادله قول به زبان مشترک برای نزول قرآن را بررسی و نقد کرده و در نهایت اعلام کند که قرآن به زبان عربیِ مشترک میان قبایل عرب با رنگ بیشتر لهجه قریش که انحراف کمتری از آن اصل عربیِ مشترک داشته اند نازل شده، نه زبان مشترکی که از اجتماع خصوصیات لهجه های مختلف عربی پدید آمده باشد. اما رویکرد این نوشتار بررسی یا نقد جزء جزء مقاله مذکور نیست بلکه، در عرض آن تلاش نموده تا مطلوب خود را که تبیین نزول قرآن به زبان قریش یعنی همان زبان عربی فصیح مشترکی که انحراف کمتری نسبت به سایر لهجه ها در آن دیده می شده، تبیین نماید.
۴.

نقد قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) بر اساس نظریه اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۳۹
مسئله قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) یکی از چالش های بنیادین در تقاطع فلسفه ذهن و فنّاوری شناختی نوین است. این مقاله در پی نقد مبنای علم در سامانه های هوش مصنوعی بر پایه نظریه اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-مقایسه ای و با تکیه بر مبانی فلسفه اسلامی، به بررسی مفهومی و انتقادی ماهیت علم در هوش مصنوعی و مقایسه آن با معرفت حضوری در حکمت صدرایی می پردازد. در نظریه اتحاد عالم و معلوم، علم نحوی از وجود است که مستلزم فاعلیت، تجرد نفس و حضور معلوم نزد عالم است، درحالی که هوش مصنوعی فقط داده ها را بدون آگاهی یا ادراک حضوری پردازش می کند. این تمایز نه تنها علم در AI را فاقد بنیاد وجودی و به منزله شبه ادراک نشان می دهد، بلکه پیامدهایی معرفت شناختی و اخلاقی دارد. با توجه به تحلیل ارائه شده، سامانه های هوشمند ماشینی به دلیل نداشتن علم حضوری، فاقد ویژگی هایی چون نیت، قصد، و مسئولیت پذیری اخلاقی اند. بنابراین، مفاهیمی فقهی چون قصد و تعمد نیز که مبتنی بر فاعلیت آگاهانه اند، در مورد AI مصداق ندارند و نمی توان احکام انسانی را بر آن ها بار کرد.
۵.

مقایسه مؤلفه های هرمنوتیک فلسفی گادامر و مؤلفه های روش فهم در اصول فقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۴ تعداد دانلود : ۴۰۱
هرمنوتیک به مثابه دانش فرایند فهم متن، گرایش ها و شاخه های مختلفی دارد که شاخص ترین آنها، هرمنوتیک کلاسیک، هرمنوتیک فلسفی و هرمنوتیک مدرن است. در این میان، هرمنوتیک فلسفی که توسط فیلسوفان نامداری همچون فردریش نیچه، مارتین هایدگر، هانس گئورگ گادامر و پل ریکور مطرح شد، به جای تلاش برای روشمندسازی شیوه فهم، ماهیت فهم را کانون بحث قرار می دهد. از رهگذر این جستار، مشخص می شود که هرمنوتیک فلسفی بر پایه امتزاج افق مؤلف و مفسر، تأثیرگذاری پیش داوری ها در فهم، تاریخمندی فهم، دور هرمنوتیکی و پایان ناپذیری فرایند فهم شکل گرفته و این مؤلفه ها با مؤلفه های روش فهم در اصول فقه ناسازگار است؛ چنان که از دیگر سو، امکان ناپذیری فهم ناب از متن، کثرت گرایی فهم و مطلوبیت تفسیر به رأی از لوازم هرمنوتیک فلسفی است که با مؤلفه های روش فهم در اصول فقه ناسازگار است.
۶.

بررسی مبانی خداشناختی هرمنوتیک قرآنی در اندیشة علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۵۴۹
هرمنوتیک به مثابه دانشی که به فرایند فهم یک اثر می پردازد، دارای سه مکتب مهم است: 1. هرمنوتیک کلاسیک، 2. هرمنوتیک فلسفی، 3. هرمنوتیک مدرن. در این میان، هرمنوتیک قرآنی به مثابه دانشی که به واکاوی فرایند فهم قرآن کریم می پردازد، از یک سلسله مبانی خداشناختی، انسان شناختی و قرآن شناختی برخوردار است و اصول آن با مبانی هرمنوتیک فلسفی تقابل آشکار دارد. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی به واکاوی مبانی خداشناختی هرمنوتیک قرآنی در اندیشه علامه طباطبائی می پردازد. از رهگذر این جستار، مشخص می شود که سه آموزه «حکمت الهی»، «علم الهی» و «تکلم الهی»، مبانی خداشناسانه هرمنوتیک قرآنی را تشکیل داده، هرکدام آنها بیانگر اصولی از مبانی هرمنوتیک قرآنی بوده و تأثیر مستقیمی در فرایند فهم قرآن کریم دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان