قضایای نظریه حمل گریز در اندیشه سید صدرالدین دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
319-341
حوزههای تخصصی:
نظریه حمل عهده دار تبیین قضایای حملی است. بسته به عناصری که یک نظریه حمل می پذیرد، ممکن است در تبیین برخی حمل ها با چالش مواجه گردد. دشتکی دو نظریه حمل در سنت فلسفی را بازشناسی کرده و معتقد است این نظریات حمل قادر به تبیین برخی قضایا نیستند. معتقدم می توان این قضایا را که من قضایای نظریه حمل گریز می نامم در ده رده کلی جای داد. به عقیده دشتکی نظریات حمل پیش از وی سعی داشتند ویژگی های موضوع یا محمول را در نظریه حمل خویش دخالت دهند و همین امر قدرت تبیین کنندگی این نظریات را از میان می برد. دشتکی به نظریه حمل جدیدی می اندیشد و عناصری را در آن می گنجاند تا از عهده تبیین این قضایا برآید؛ انکار نسبت، نظریه مجمل بودن مشتق و قاعده فرعیه به قرائتی خاص همسو با نظریه حمل این امکان را به او می دهند. قضایایی مانند «الإنسان موجود» جزو چالشی ترین این قضایاست. پذیرش نسبت در نظریه حمل لزوم دوییت انسان و وجود در خارج را در پی می آورد؛ نظریه متعارف مشتق، انتزاع موجود را متوقف بر ثبوت بالفعل مبدأ وجود برای انسان می داند و قاعده فرعیه، وجود پیشینی انسان را لازم می شمرد. در این مقاله ضمن ارائه تفسیر خود از نظریه حمل دشتکی و عناصر آن، نشان می دهم که این نظریه چگونه قرار است قضایایی چالشی مانند «الإنسان موجود» را تبیین کند.