این کتاب دنبالة اثری است که مؤلف آن را با عنوان از رمان تا ضد رمان منتشر کرده و مبنای هر دو اثر هم مقاله ای که سال ها پیش منتشر کرده بوده است. موضوع اصلی کتاب جدید رمان نو در فرانسه و نیز نویسندگان رمان نو و آثارشان است. تعداد این نویسندگان زیاد نیست، ولیکن ما در ایران آن ها را از طریق ترجمة آثارشان می شناسیم و به همین خاطر موضوع رمان نو هم شناخته شده است. به علاوه، مؤلف در مقدمه گفته که مخاطبان این کتاب متخصصان ادبیات فرانسه اند، اما این مخاطبان چیزی جز مجموعه ای از متون گوناگون نقل قول شده نمی بینند و سوای آن، نحوة تحقیق آن نیز به گونه ای رقم خورده که موجب زایل شدن آن شده است. از این رو، برای نشان دادن موضوع به بررسی و تحلیل مستدل آن از طریق منبع شناسی، که گرایش مهمی در ادبیات تطبیقی فرانسه است، اقدام شده است.
با ترجمه اوستا در نیمه دوم سده هیجدهم میلادی در فرانسه و نیز پیشرفت های شگرف ایران شناسی در این کشور، در سده های بعدی، منجر به شهرت مطالعات فرانسویان در حوزه ایران شناسی در جهان شد، با این حال کشور فرانسه در زمینه تاریخ ادبیات نگاری فارسی دستاوردی قابل توجه نداشته است، آنهم در حالی که تحقیقات ادبی فارسی جایگاه به نسبت خوبی در سده های اخیر کسب کرده است. علل این اهمال متفاوت است. یک امر انکارناپذیر، عدم وجود برنامه مشخص، مستقل و مدون در راستای تدریس زبان و ادبیات فارسی در مراکز ایران شناسی فرانسه است؛ زیرا که در طی این ایام تحقیقات تاریخ ادبیات نگاری فارسی در کشورهای همسایه آن انجام و شایدهم بدینسان جبران مافات می شده است. به همین خاطر، در نظر داریم که در این مقاله به بررسی این فراموشی توجیه نشده در ایران شناسی فرانسه در سده بیستم بپردازیم تا از جایگاه آن در کنار دیگر مکاتب آن آشنا شویم.
در اروپا فیلولوژی از بدو امر جنبه علمی نداشت، مضاف بر این که گرامر عمومی هم دستاورد چندانی به همراه نداشت و تا حدی موجب رخوت علمی شده و بطرف اروپامحوری حرکت کرده بود. از اینرو، فرایند خویشاوندی زبانها از طرف بعضی از اومانیستها و خاورشناسان جدی گرفته شد. پس از تحقق نظریه خویشاوندی زبانهای هند و اروپایی در دوره خاورشناسی لائیک و سپس، ورود فرانتس بوپ آلمانی به صحنه کار و عمل که گرامر تطبیقی را به ارمغان آورد و خاورشناسی جنبه علمی پیدا کرد، زبان شناسی، به عنوان بزرگترین دستاورد این خاورشناسی نوین، وارد صحنه کار و تحقیق شد. از اینرو، لازم دانسته شد که این فرایند چهارقرنی، طبق ترتیب تاریخی مطالعات شرقی در اروپا بطور اعم و در فرانسه بطور اخص، بررسی شده و به موازات آن جایگاه فرهنگ و تمدن ایران نیز مدنظر قرار گرفته و شناسانده شود.
بررسی مبادی تحولات نوع ادبی رمان فرانسه، از قرن دوازدهم میلادی تا ایام ما، موضوع کتابی است که مؤلف در مقدمة آن اعلام داشته که مخاطبان آن دانشجویان و محققان اند. اما بررسی منابع، ارجاعات کتابشناسی، چکیده ها، و نقل قول های ظاهراً غیر مستقیم که بخش عمدة کتاب را شامل می شود، نشان می دهد که مؤلف رعایت نکات لازم را برای تألیف کتاب به عمل نیاورده و در مواردی هم اشتباهات عدیده ای را مرتکب شده است. در این مقاله سعی شده تا تمامی زوایای قابل توجه بررسی شده و به تبع آن نحوة تحقیق و ارائة آن نیز شناسانده شود.
کتاب دستور زبان فرانسه حاصل ترجمه و تدوین محققی است که توانسته اثری در حد یک مرجع آموزشی، برای کسانی که با زبان فرانسه آشنایی دارند، پدید آورد. مترجمِ مؤلف، که وقوف کامل به موضوع دارد، ترتیبِ موزونی از فصول تحقیق خویش را ترسیم و، در طول بررسی هریک از آن ها، جملات فرانسه را با ترجمه های دقیق همراه کرده و اصطلاحات خاص آن ها را نیز به درستی ارائه داده است. در تمامی موارد، سعی بر این بوده که با جملات ساده منظور را بیان کند. از جمله کوشش های او، تأکید بر تلفظ الفبای فرانسه، جنس اسامی، اسامی حرف تعریف، جمع واژگان، افعال بی قاعده و افعال باقاعده، اسم مفعول و مطابقت آن بوده است. در بررسی حاضر، تأکید ما بر این است که نشان دهیم، به رغم منابع محدود این ترجمه و تحقیق، مترجمِ مؤلف توانسته دستوری شکیل و مفید فراهم کند و، در آن، با مثال های امروزی و توضیحات لازم، مباحث گوناگون دستور زبان فرانسه را برای علاقه مندان آن در سطح متوسطه ارائه کند. به همین دلیل هم، در ابتدای این بررسی، مبنا را مقایسة جایگاه فعلی این دستور زبان با دستورهای پیشین قرار داده ایم تا ارزش واقعی آن معلوم گردد.
کى دو مرپاسان از نوول نویان بزرگ فرانسه در قرن نوزدهم بود. نوول هاى او، نسبت به سایر نوول نویس ها، از نظر مضمون، روانى و طرز بیان، نوپردازى در نوول نویسى برد و در نتیجه تحول چشمگیرى را در انواع ادبى به دنبال داشته است. استقبال خوانندگان، به ویژه در ایران، ترجمه هاى متعددى را از آثار او موجب شده است و ظاهرا این ترجمه تحولات جالبى را نیز در ادبیات معاصر ما را به همراه داشته است. این امر و نیز بخصوص سهم مترجمان ما در این مقاله، که به تاثر و تائیر هم مى پردازد، بررسی خواهد شد.