تحلیل صورت بندی گفتمانی و کردارهای گفتمان امنیتی- نظامی جمهوری اسلامی ایران و سه گفتمان غرب، اخوانی و سلفی-تکفیری در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
159 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی که «در صورت بندی گفتمانی در منطقه غرب آسیا پس از سقوط نظام سیاسی سوریه در دسامبر 2024 و استقرار دانلد جی. ترامپ در کاخ سفید در ژانویه 2025، موقعیت گفتمان امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی ایران چگونه خواهد بود؟»، این فرضیه را ارائه می دهد که «از ژانویه 2025، میدان گفتمانی در منطقه غرب آسیا شاهد حضور چهار گفتمان امنیتی-نظامی می باشد که هیچ یک دارای منزلت هژمونیک نیستند: 1)گفتمان «مقاومت» که بیان کننده(اداکننده) اصلی آن جمهوری اسلامی ایران می باشد. دگرهای گفتمانی آن اسراییل، ایالات متحده و نیروهای سلفی-تکفیری و زنجیره هم ارزی آن شامل جمهوری اسلامی ایران و گروه های مقاومت در یمن، لبنان، عراق، فلسطین، سوریه و مردم معتقد به اسلام انقلابی و بخشی از مردم متنفر از اسراییل و ایالات متحده در منطقه می باشد؛ 2)گفتمان امنیتی-نظامی «غرب» که بیان کننده اصلی آن ایالات متحده دوران ترامپ می باشد و دارای چندین خرده گفتمان است. دگر یا غیرخودی گفتمانی آن نیروهای مخالف ارزش های غربی و زنجیره هم ارزی آن شامل اسراییل، دولت های موسوم به عرب میانه رو و مردم معتقد به سبک زندگی و ارزش های غربی در منطقه است؛ 3)گفتمان «اخوان المسلمین» که پس از سقوط نظام سیاسی سوریه نوعی قوت گفتمانی پیدا کرده و بیان کننده اصلی آن ترکیه می باشد. دگرهای گفتمانی آن نیروهای مخالف احیای امپراطوری عثمانی و خرده گفتمان کردها و زنجیره هم ارزی آن شامل ترکیه، قطر، سوریه و مردم معتقد به قرائت غیرانقلابی از اسلام(اسلام سکولار اخوانی) می باشد؛ 4)گفتمان «سلفی-تکفیری» که از 21 ژوئن 2017 که محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان سعودی انتخاب گردید بیان کننده اصلی آن از عربستان سعودی به داعش منتقل شده است. دگرهای گفتمانی آن شیعه و نیروهای مخالف اسلام سلفی-تکفیری(از جمله غرب گرایان) و زنجیره هم ارزی آن شامل گروه های سلفی-تکفیری در منطقه و مردم معتقد به اسلام سلفی(نه قرائت انقلابی و نه قرائت اخوانی از اسلام) می باشد.