آیدا فیروزیان پوراصفهانی

آیدا فیروزیان پوراصفهانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
۱.

تقابل انسان، ماشین ترجمه و هوش مصنوعی در ترجمه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترجمه قرآن یوسف علی گوگل ترنسلیت هوش مصنوعی کلاد شبکه عصبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
ترجمه متون مقدس، به ویژه قرآن، همواره با چالش های معنایی، فرهنگی و بلاغی ویژه ای روبه رو بوده که بر دقت و کیفیت ترجمه آن تأثیرگذار هستند. در سال های اخیر، پیشرفت های چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی و سیستم های ترجمه ماشینی موجب گسترش کاربرد این فناوری ها در ترجمه متون مذهبی شده است. این پژوهش به مقایسه ترجمه انسانی یوسف علی، ترجمه ماشینی گوگل ترنسلیت و ترجمه هوش مصنوعی کلاد از چهل آیه نخست سوره یوسف می پردازد. در تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی، چهار معیار اصلی برای ارزیابی ترجمه ها شناسایی شد: انتخاب واژگان، انتقال استعارات، درک بافت متن و بازتاب تأکیدات بلاغی. نتایج پژوهش نشان داد که در مقایسه با ماشین ترجمه گوگل، هوش مصنوعی کلاد با بهره گیری از فناوری های نوین، به طور نسبی توانسته است تا حد زیادی به کیفیت ترجمه انسانی نزدیک شود، اما همچنان در انتقال مفاهیم پیچیده و عمیق قرآن با محدودیت هایی هرچند جزئی مواجه است. از سوی دیگر، ترجمه گوگل ترنسلیت در برخی جنبه های معنایی و فرهنگی با چالش هایی روبه رو بود که می تواند بر دقت و اعتبار ترجمه های ماشینی تأثیر بگذارد. با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه هوش مصنوعی و سیستم های ترجمه ماشینی، این چالش ها کم و بیش ادامه دارند و نشان می دهند که بهبود کیفیت ترجمه های متون دینی نیازمند توجه بیشتر به جنبه های معنایی، فرهنگی و بلاغی است. همچنین، نتایج این پژوهش بر لزوم همکاری بیشتر میان مترجمان انسانی و فناوری های نوین تأکید دارد، چرا که ترکیب این دو می تواند به افزایش دقت و کارایی ترجمه ها کمک کند.
۲.

سنجش نگرش متخصصان آموزش زبان انگلیسی به بهره گیری از «هویت اسلامی- ایرانی» در برنامه آموزش زبان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت اسلامی - ایرانی آموزش زبان انگلیسی نگرش کتاب درسی

تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۰
آموزش زبان انگلیسی در ایرانِ بعد از انقلاب اسلامی، با فراز و نشیب هایی چند همراه بوده است. از جمله تحولات اخیر و البته مهم می توان به طرح آموزش این زبان در دو سند مهم بالادستیِ توسعه ای و آموزشی کشور، یعنی «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» و «سند برنامه درسی ملی»، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، اشاره کرد. به استناد این اسناد، به کارگیری مهارتهای زبان خارجی منوط به رعایت اصل تثبیت و تقویت هویت اسلامی- ایرانی برشمرده شده؛ موضوعی که با بحث ها و نقدهایی در محافل آموزشی و پژوهشی همراه بوده است. اساساً به دنبال اجرای این اسناد بود که شاهد انتشار کتابهای نونگاشت زبان انگلیسی در نظام آموزش رسمی بوده ایم که توجه به اصل مذکور به اشکال مختلف در آنها نمود یافته است. با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله، نگرش شماری از متخصصان حوزه آموزش زبان انگلیسی درخصوص منطق و امکان بهره گیری از این اصل، به نحوی کیفی بررسی شده است. یافته ها بیانگر وجود دو نگاه متعارض در این باره است. نگاه اول که هرگونه آموزش ایدئولوژیکی زبان انگلیسی را غیرعلمی می داند و نگاه دوم که نه تنها بهره گیری از این رویکرد را منطقی، بلکه لازم برمی شمارد. بی تردید توجه به این دیدگاه ها می تواند در روند سیاست گذاری و برنامه ریزی در حوزه آموزش زبان انگلیسی در ایران و نیز آسیب شناسی و ارزیابی آن سودمند باشد.
۳.

مقایسه و بررسی ریشه شناختی واژه های زبان هورامی با ریشه اوستایی، فارسی باستان و میانه از منظر واج شناسی تاریخی- تطبیقی (مطالعه موردی: گویش عبدالملکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واج شناسی زبان هورامی گویش عبدالملکی فارسی باستان فارسی میانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۵ تعداد دانلود : ۴۷۳
زبان های هورامی و فارسی که هر دو از خانواده زبان های ایرانی غربی اند؛ متأثر از زبان اوستایی نیز بوده و تا دوره میانه در بسیاری از شکل های تلفظ، همسان بوده اند. از این رو، زبان هورامی به دلیل نزدیک بودن به ریشه های کهن زبان فارسی، منبع خوبی برای احیای صورت های مهجور در این زبان است. از آن جاکه هورامی در تأثیرپذیری از فارسی جدید تا حد زیادی محتاط بوده است؛ شماری از گویش های آن، از جمله گویش عبدالملکی، برخی از ویژگی های آوایی زبان های قدیمی تر ایرانی را در خود حفظ کرده اند. با توجه به این موضوع، جستار حاضر با بررسی 76 واژه در گویش عبدالملکی، به کشف ریشه های اوستایی، فارسی باستان و میانه در آنها پرداخته است. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است. داده ها در بخش هورامی، از طریق مصاحبه با گویشورانِ عبدالملکی و با ضبط گفتار آنها، و در بخش فارسی باستان و میانه، با مراجعه به کتاب های «تاریخ زبان فارسی» و «فرهنگ کوچک زبان پهلوی»، به ترتیب از خانلری و مکنزی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد واج های /v/، /č/، /h/، /ž/، /k/، و /n/ در گویش عبدالملکی، همچنان شکل کهن خود را حفظ کرده و از نظر تحول، به دوره های باستان و میانه نزدیک ترند. خوشه همخوانی /sp/ در این گویش، بازمانده از زبان مادی می باشد. همخوان /y/ آغازی فارسی باستان که در فارسی میانه و جدید، بدل به /j/ شده؛ در گویش عبدالملکی همچنان باقی مانده است. واکه /i/ باستانی که در تحول تا فارسی جدید، به /a/ تبدیل شده اند؛ در این گویش به همان شکل اوستایی و فارسی میانه حفظ شده است. واژه هایی که در گویش عبدالملکی مختوم به /a/ هستند از صورت /-ag/ فارسی میانه مشتق شده اند. به طورکلی گویش مطالعه شده در این جستار، از لحاظ تحولات تاریخی واج ها نسبت به زبان فارسی جدید محافظه کارتر است و ساختار واجیِ آن شباهت زیادی به فارسی باستان و پهلوی دارد.
۴.

فرهنگ مبدأ در برابر فرهنگ مقصد: سنجش نگرش معلمان زبان انگلیسی به محتوای فرهنگی کتاب های نونگاشت در برنامه جدید آموزش زبان انگلیسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان انگلیسی فرهنگ مبدأ فرهنگ مقصد نگرش معلم کتاب درسی رویکرد انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۴۳۴
متأثر از تدوین و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سال 1392 به بعد شاهد نوعی بازنگری و جهت گیری متفاوت نسبت به آموزش زبان انگلیسی در نظام آموزش رسمی بوده ایم. در جریان این تحول، شاهد تهیه و تدوین کتاب های متفاوت زبان انگلیسی از حیث محتوا، ساختار و رویکرد هستیم؛ کتاب هایی که مبتنی بر اسناد بالادستی توجهی خاص به فرهنگ ایرانی اسلامی داشته اند. این جهت گیری جدید سبب شده تا شاهد طرح بحث هایی در خصوص بار فرهنگی این کتاب ها باشیم که در این بین کمتر از منظر برداشت و نگرش معلمان به این موضوع مهم پرداخته شده است. در پژوهش حاضر با لحاظ نمودن دو دیدگاه مطرح و در تقابل با یکدیگر رویکرد موسوم به لیبرالی که به لزوم اکتفا به فرهنگ مقصد یا همان فرهنگ جوامع انگلیسی زبان در کتاب های آموزش زبان انگلیسی باور دارد، در برابر رویکرد انتقادی که بر فرهنگ جامعه مبدأ یا جامعه زبان آموزان در آموزش زبان انگلیسی تأکید دارد به شیوه ای کیفی برداشت معلمان زبان انگلیسی درباره محتوای فرهنگی و مفاهیم مرتبط با آن در کتاب های نونگاشت این زبان بررسی شده است. یافته ها مبین آن است که برداشت آنها، عمدتاً در راستای اولویت بخشی به فرهنگ مقصد یا همان جهت گیری رویکرد لیبرالی بوده است؛ موضوعی که سبب مواجهه انتقادآمیز آنها با کتاب های نونگاشت زبان انگلیسی در نظام آموزش رسمی شده است و بی تردید تداوم غلبه این نگاه و عدم چاره اندیشی برای آن، که بی تردید عدم همراهی مناسب معلمان را به دنبال خواهد داشت، تحقق اهداف برنامه درسی جدید را با چالش هایی جدی روبرو خواهد ساخت.
۵.

بهره گیری از الگوی هَیجامَد در تهیه و تدوین فرهنگ های لغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بسامد حواس فرهنگ نویسی هَیجامَد هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۹۸
در گذشته، فرهنگ های لغت صرفاً به عنوان ابزارهایی تکنیکی در یافتن معانی واژگان به یاری خوانندگان و نویسندگان می شتافتند، اما امروزه علاوه بر اینکه حاوی حجم بیشتر و دقیق تری از اطلاعات واژگانی هستند، ضرورت دارد در زمینه های اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی نیز ایفای نقش نمایند. این فرهنگ ها به مثابه آینه ای تمام نما، باید بتوانند تمامی رفتارهای زبانی، اجتماعی و هیجانی گویشوران یک زبان را به تصویر کشند. به بیان دیگر، تا چندی پیش، مطالعات فرهنگ نویسی بدون توجه به ماهیت اجتماعی زبان و بار احساسی واژگان صورت می گرفت، اما در سال های اخیر، فرهنگ نویسی در ایران جان تازه ای یافته است. امروزه، تقریباً همه متخصصان معترف اند که تهیه و تدوین فرهنگ های لغت بدون توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی واژگان غیرممکن به نظر می رسد. فرهنگ نویسی به عنوان یک دانش میان رشته ای، ضرورت دارد علاوه بر دستاوردهای حوزه زبانشناسی، از دستاوردهای سایر حوزه های مرتبط چون جامعه شناسی و روانشناسی نیز بهره گیرد. بر این اساس، جستار کنونی بر آن بوده است تا در پرتوی الگوی هَیجامَد (هیجان+ بسامد حواس) و با بهره گیری از مفهوم نوظهور وزن فرهنگی، پیشنهاداتی برای تألیف و تهیه فرهنگ های لغت فارسی ارائه دهد که به نظر می رسد تاکنون مورد کم توجهی یا بی توجهی مؤلفان این فرهنگ ها واقع شده اند. به بیان دقیق تر، در این جستار سعی بر آن بود تا با تأکید بر ضرورت درج اطلاعات روانشناختی فرهنگیِ مداخل واژگانی در فرهنگ های لغت، لزوم ثبت مؤلفه هایی نظیر «بسامد»، «هیجان»، «حس» و در نهایت «هَیجامَد» برای واحدهای واژگانی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
۶.

حاکمیت زباهنگ شرم محوری یا گناه محوری در جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ کاوی زبان زباهنگ مدل SPEAKING هایمز شرم گناه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۴۹۴
هیجانات شرم و گناه که در زمره هیجانات همگانی و خودآگاه بشر قرار می گیرند، در زندگی روزمره افراد بسیار فراگیر بوده و ضمن برخورداری از نقش اساسی در فرایند اجتماعی شدگی انسان، به عنوان مکانیسم های کنترل اجتماعی، ایفای نقش می نمایند. این دو نوع هیجان، در پاسخ به ارزیابی منفی فرد از خود، بر پایه هنجارهای اجتماعی ایجاد می شوند. از آنجایی که دو هیجان «شرم» و «گناه» دارای ماهیت فرهنگ وابسته است، منطقی است اگر ادعا کنیم که بررسی نمودها و مصادیق زبانی مرتبط با این دو نوع هیجان در یک زبان مشخص می تواند در آشکارسازی فرهنگ حاکم بر جامعه موردنظر یاری رسان باشد. بنابراین، نظر به ماهیت فرهنگ وابسته هیجانات و رابطه تنگاتنگ میان زبان و فرهنگ، پژوهش کیفی حاضر بر آن است تا از رهگذر بررسی نمودهای زبانی مرتبط با این دو نوع هیجان در زبان فارسی، به فرهنگ کاوی این زبان همت گمارد. به منظور نیل به هدف موردنظر، پس از جمع آوری تعداد 756 نمونه از موارد مختلف کاربرد عبارات زبانی وابسته به مفاهیم «شرم» (نظیر شرمساری، روسیاهی، خجلت، ننگ، بی آبرویی، خجالت، خجول، حیا، آبرو، کم رو و ...) و «گناه» (همچون تقصیر، مقصر، گناه کار و ...) در موقعیت های مختلف طبیعی، نمونه های مذکور در بستر الگوی هایمز (1967) مورد تدقیق و واکاوی قرار خواهند گرفت. یافته های مقالهٔ حاضر ضمن صحه گذاردن بر حاکمیت قوی تر و قدرتمندتر فرهنگ شرم محور نسبت به فرهنگ گناه محور در فرهنگ ایران، برای ویژگی جمع گرایی ایرانیان نیز مهر تأییدی به شمار می روند.
۷.

معرفی زباهنگ مرگ محوری و شادی گریزی از طریق تفحص در گفتمان شناسی «مرگ» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ کاوی کالبد شکافی زبان زباهنگ مدل SPEAKING هایمز مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۳ تعداد دانلود : ۶۷۳
نظر به اهمیت زبان و واژگان در منعکس نمودن باورهای فرهنگی حاکم بر جوامع و در نهایت، شناخت بهتر و کامل تر این باورها، جستار حاضر که در زمره پژوهش های جامعه شناسی زبان قرار دارد، بر آن شده است تا در پرتوی الگوی هایمز (1967)، به بررسی کارکردهای مختلف قطعه زبانی «مرگ» و عبارات مرتبط با آن، در پیکره ای نمونه از زبان فارسی بپردازد. «مرگ» و عبارات وابسته به آن از جمله مضامینی هستند که از زوایای مختلف فرهنگی، اجتماعی و نیز زبانی قابل تفحص و بررسی بوده و به خوبی می توانند باورهای فرهنگی جوامع را به تصویر کشند. به منظور نیل به هدف مورد نظر، نخست تعداد 673 بافت طبیعی که در آنها گفتمان مرتبط با «مرگ» بکار رفته بود، ضبط شد و پس از بررسی داده های گردآوری شده براساس بخش های هشتگانه مدل هایمز (1967)، موارد کاربرد این قطعه زبانی از منظر اجتماعی و زباهنگ های مرتبطِ حاکم در جامعه فارسی زبان استخراج گردید. یافته های حاصل از پژوهش، حاکی از آن بود که دلیل نهفته در پس کاربرد گسترده قطعه زبانی مذکور در میان فارسی زبانان، حاکمیت زباهنگ های مرگ اندیش و مرگ طلب بودن، مرده پرستی، غم ستایی و شادی گریزی در جامعه ایرانی است.
۹.

الگوی روان شناسانه هَیجامَد به عنوان ابزاری کارآمد در خدمت ترجمه دیداری شنیداری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترجمه دیداری شنیداری دریافت هَیجامَد نظریه بارشناختی مخاطب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۵ تعداد دانلود : ۵۱۱
در حوزه ترجمه دیداری شنیداری، شناخت ویژگی های روان شناختی و نحوه عملکرد ذهن مخاطب در روند درک و دریافت محصولات این حوزه، کمک می نماید تا دست اندرکاران آن، با در نظر گرفتن مجموعه ای ملاحظات روان شناختی، به تهیه محصولات ترجمه دیداری شنیداری باکیفیت تر، همت گمارند. در این میان، توجه به نقش هیجانات و حواس مخاطب از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ توضیح آن ، واژگان هر زبان هیجانات حسی را تحریک می کنند که به آن «هَیجامَد» می گویند. این مفهوم به تأثیر هیجانات ناشی از استفاده حواس در درک مفاهیم واژه ها اشاره می کند. مقاله پیشِ رو بر آن است تا برای کیفیت بخشی به محصولات ترجمه دیداری شنیداری، با در نظر گرفتن مفهوم هیجامد و مؤلفه های سه گانه آن و با توجه به تأثیر هیجانات حسی بر دریافت محصولات دیداری شنیداری و در نهایت پذیرش و مقبولیت این محصولات، به معرفی الگوی «هَیجامَد» به عنوان معیاری کارآمد برای کیفیت بخشی هر چه بیشتر به محصولات تولیدی این حوزه، بپردازد. به بیان دیگر، پژوهش حاضر با استناد به مباحث روان شناسی زبان، نشان خواهد داد از آنجایی که سطح هیجامد واژه های به کاررفته در محصولات ترجمه دیداری شنیداری نقش مهمی در افزایش سطح دریافت این محصولات توسط مخاطب دارند، هر چه هیجامد واژه های به کاررفته در این محصولات در سطح بالاتری قرار داشته باشد، سرعت درک و دریافت آن محصول و در نهایت شانس پذیرش آن توسط مخاطب بیشتر خواهد بود.
۱۰.

مقایسه کیفی و کمی نوازه های دریافتی مدرسان زبان انگلیسی از سوی زبان آموزان براساس عامل جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوازش نوازه نوازه شونده نوازه گر جنسیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۵۱۴
پژوهش حاضر بر آن hست تا به شیوه ای کیفی و کمی، نوازه های دریافتی مدرسان زبان انگلیسی از سوی زبان آموزان زبان انگلیسی را با درنظرگرفتن عامل جنسیتِ مدرس مورد کنکاش قرار دهد. در مرحله کیفی، شرکت کنندگان متشکل از 28 مدرس انتخاب گردید. انواع نوازه های دریافتی مدرسان به واسطه مصاحبه های نیمه ساختاریافته با آن ها، مورد بررسی قرار گرفت و پرسشنامه ای طراحی شد. پس از تأیید روایی و پایایی آن، پرسشنامه در اختیار 181 مدرس قرار داده شد و تفاوت نوازه های دریافتی مدرسان به لحاظ کمی مورد تحلیل واقع شد. یافته-های کیفی نشان داد که مدرسان زن در مقایسه با مدرسان مرد، نسبت به دریافت نوازه های غیرکلامی مثبت، کلامی غیرشرطی منفی و کلامی شرطی منفی حساس تر بودند. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که میان بهره نوازه ای مدرسان زن و مرد از نظر حسی که در نتیجه دریافت انواع نوازه های غیرکلامی مثبت، عدم دریافت نوازه و کلامی شرطی منفی ایجاد می شود، تفاوت معناردار وجود دارد.
۱۱.

معرفی «هیَجامَد» به عنوان ابزاری مؤثر در پذیرش نوواژه-های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگستان زبان و ادب فارسی هَیجامَد جایگزینی هَیجامَد هَیجامَدکاهی هَیجامَدافزایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۹ تعداد دانلود : ۵۴۲
بی گمان، برابریابی برای واژه های بیگانه موجود در زبان فارسی، تلاشی سنجیده، آگاهانه و قابل تقدیر است و این امر از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی تحقق یافته است. نوواژه ها درواقع، نوآوری هایی هستند که برنامه ریزان واژگانی، آن ها را به جای معادل قرضی ایجاد می کنند و بهترین پیامد ممکن برای این واژه ها این خواهد بود که کاربران زبان آن ها را پذیرش می کنند و به زبان عموم راه می یابند. شواهد موجود از مصارف واژگانی کاربران زبان فارسی بیانگر آن است که گاهی کاربران این زبان، تمایل بیشتری برای استعمال واژگان بیگانه نسبت به واژگان مصوب از خود نشان می دهند. دلایل احتمالی این تمایل را می توان با در نظر گرفتن مفهوم «هَیجامَد» بررسی کرد.  هَیجامَد که از ترکیب دو واژه «هیجان» و «بسامد» حاصل شده است، به هیجانات ناشی از حواسی اشاره می کند که تحت تأثیر بسامد واژگان قرار دارند. نوشته حاضر می کوشد تا با در نظر گرفتن این مفهوم نوظهور و مؤلفه های سه گانه آن (هیجان، حواس و بسامد) در حوزه واژه گزینی و معادل یابی، راهکارهایی را در جهت افزایش پذیرش واژگان مصوب و کاهش استعمال واژگان بیگانه ارائه دهد.
۱۲.

واکاوی عبارت «ناز کردن» و ترکیب های حاصل از آن در زبان فارسی در پرتوی الگوی هَیجامَد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ مدل SPEAKING هایمز هَیجامَد زباهنگ ناز کردن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۴ تعداد دانلود : ۷۷۶
پژوهش پیش رو سعی بر آن دارد تا در پرتوی مفهوم هَیجامَد (هیجان+ بسامد) و با بهره گیری از مدل هایمز (1967)، به بررسی موشکافانه قطعه زبانی «ناز کردن» در زبان فارسی بپردازد. یافته های این پژوهش نمایانگر آن است که قطعه زبانی «ناز کردن» و ترکیب های حاصل از آن، همواره در فرهنگ سنتی و جمع گرای ایرانی جاری و ساری است و واژگان مرتبط با آن، چه بسا دربارة گذشته، دارای گستردگی بیشتری می باشد. تعدد کاربرد این زباهنگ (زبان+ فرهنگ) بر پایه رویکردهای مبتنی بر هیجانات، حاکی از آن است که مردم ایران نسبت به این مفهوم دارای درجه بالایی از حس عاطفی بوده و در نتیجه، سطح هَیجامَد آنان از این زباهنگ در سطح بالایی (هَیجامَد درونی و هَیجامَد کلی) قرار دارد. برخورداری از هَیجامَد بالا به این زباهنگ، منجر به درک کامل و عمیق آن توسط ایرانی ها و در نتیجه افزایش شمار واژگان مرتبط با این مفهوم در زبان فارسی شده است. علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی دقیق این قطعه زبانی با در نظر گرفتن الگوی هایمز (1967)، حاکی از آن است که این زباهنگ اغلب در موقعیت های غیررسمی در گفتار، توسط شرکت کنندگانی که رابطه میانشان ممکن است از نوع هم تراز یا غیرهم تراز باشد، عمدتاً با هدف حفظ معیارهای ادب با لحن های مختلفی نظیر لحن های ملتمسانه، تحسین آمیز، توهین آمیز، کنایه آمیز و ... در مکالمات شفاهی مورد کاربرد قرار می گیرد.
۱۳.

تأملی جامعه شناختی پیرامون کاربردهای گفتمانی «نمی دانم» در زبان فارسی در پرتو الگوی هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادب وجهه مدل هایمز نمی دانم

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی ادبیات
تعداد بازدید : ۱۰۲۶ تعداد دانلود : ۷۰۹
پژوهش پیش رو بر آن است تا در بستر الگوی هایمز (1967)، به کنکاش و شناسایی کاربردهای گفتمانی «نمی دانم» در زبان فارسی بپردازد. در این تحقیق از نوع کیفی بوده و جمع آوری داده های مورد نیاز بر مبنای مشاهده در محیط طبیعی و به شکل هدفمند صورت گرفته است؛ به این صورت که تعداد 450 بافت طبیعی که افراد در تعاملات روزمره خود مورد استفاده قرار می دادند و در آنها قطعه زبانی «نمی دانم» بکار رفته بود ضبط گردید و براساس الگوی هایمز تحلیل و بررسی موشکافانه قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش، حاکی از آن است که انگیزه نهفته در کاربرد «نمی دانم» در شرایطی که گوینده دارای اطلاعات مورد نیاز برای ارائه به مخاطب می باشد، در اغلب موارد تلاش برای ملاحظه منزلت اجتماعی، پایبندی به اصول ادب و حفظ وجهه مخاطب است. بر این اساس، می توان پنج کاربرد اصلی «حفظ وجهه»، «اجتناب از بروز تناقض و اختلاف نظر»، «نشانه غیرمستقیم گویی»، «نشانه عدم اطمینان» و «اجتناب از تعهد و کاهش بار مسئولیت» را برای این قطعه زبانی در زبان فارسی برشمرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان