حسین رفیع

حسین رفیع

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

چالش های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روابط با دولت فدرال آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی فرهنگی چالش ایران آلمان قدرت نرم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
درجهان پرتلاطم امروز مدیریت بخش های سیاسی، اقتصادی و نظامی را می توان براساس اراده دولت ها رقم زد ولی مباحث حوزه فرهنگی در ورای اراده انسان ها است. ارزش های پذیرفته شده، دین، جهان بینی، زبان، ادبیات و تعلقات قومی مشترک که سال ها برقلب انسان ها مسلط شده، مسائلی نیستند که طی چند دهه و یا سده هایی چند حاصل آمده باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی چالش های دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در روابط فیمابین با دولت فدرال آلمان می باشد. براین اساس، دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با توجه به تأثیرگذاری معنا و اندیشه انقلاب اسلامی و تأثیرپذیری از آموزه های قرآنی و اسلامی، بر پایه زبان دیپلماتیک پی ریزی شده که با توسعه و عمق بخشیدن به آن به یک گفتمان تمام عیار مبدل شده است. تنش زدایی و بهبود مناسبات با غرب پس از دوران دفاع مقدس باعث تقویت مناسبات ایران و آلمان شد، اما شروع بحث پرونده هسته ای ایران در سال 2003مرحله جدیدی در روابط دو کشور را به وجود آورد.
۲۲.

سیاست های جلوگیری از ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادغام اجتماعی ایران جامعه ایرانی سیاست های مهاجرتی مهاجرین افغانستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
اهداف: پژوهش حاضر به بررسی سیاست های مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن ها بر فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی سیاست هایی است که دولت ایران از طریق آن ها از ادغام اجتماعی این مهاجرین جلوگیری کرده است. روش مطالعه: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحقیقی رویکرد نهادی، سیاست های مهاجرتی ایران را از طریق تحلیل منابع کتاب خانه ای و با بهره گیری از ترکیب نظریه های «سیاست های مهاجرتی» و «ادغام اجتماعی گوردون» مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها: مهاجرت افغانستانی ها به ایران و حضور مداوم آن ها در طی پنج دهه گذشته، با مسائل مختلفی در حوزه اجتماعی-فرهنگی روبه رو بوده است. ادغام اجتماعی به عنوان فرآیندی که در آن مهاجرین با پذیرش ارزش ها، زبان و ساختارهای جامعه میزبان، به عضوی فعال از این جامعه تبدیل می شوند، یکی از مسائل اساسی در سیاست های مهاجرتی محسوب می شود. با این حال، با وجود اشتراکات فرهنگی و تاریخی میان ایران و افغانستان، فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی تحقق نیافته است. بررسی سیاست های جمهوری اسلامی ایران، به ویژه پس از دهه هفتاد شمسی، نشان می دهد که دولت ایران نه تنها تمایلی به ادغام اجتماعی این مهاجرین نداشته، بلکه سیاست های اتخاذشده عمدتاً با رویکردی امنیتی طراحی و اجرا شده اند. این سیاست ها به صورت نظام مند از ادغام اجتماعی جلوگیری کرده و منجر به طرد اجتماعی مهاجرین افغانستانی شده اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که محدودیت های ناشی از سیاست های مهاجرتی ایران، نه تنها مانع از مشارکت فعال و ادغام مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی شده، بلکه پیامدهای منفی امنیتی و اجتماعی  نیز به همراه داشته است. ازاین رو، بازنگری در این سیاست ها و توجه به ابعاد اجتماعی و انسانی مهاجرت می تواند در بهبود وضعیت مهاجرین و کاهش تبعات منفی این رویکرد مؤثر باشد.
۲۳.

رویکردی نظری به سیاست های مهاجرتی دولت های مهاجرپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاست مهاجرتی مهاجرت منافع ملی ارزش های ملی دولت های مهاجرپذیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۰
مهاجرت هرچند پدیده ای جدید نیست و در طول تاریخ همواره وجود داشته است، در دنیای امروز به مسئله ای غامض و پیچیده تبدیل شده است. این مسئله درباره رویکرد دولت ها به مسئله مهاجرت نیز صادق است. تفاوت رویکرد دولت ها در قبال مسئله مهاجرت و چالش هایی که در کشورهای صنعتی به شکل گاه و بی گاه در این زمینه رخ می دهد، نشان دهنده این واقعیت است. از این رو این مقاله به بررسی زمینه های نظری سیاست های مهاجرتی دولت های مهاجرپذیر می پردازد. پرسشی را که به طور خاص دغدغه این پژوهش است، می توان اینگونه مطرح کرد: چرا دولت های مهاجر پذیر در مقابل ورود مهاجران، سیاست های متفاوتی را در پیش می گیرند؟ پاسخ این پرسش را باید در دو مفهوم «منافع ملی» و «ارزش های ملی» متفاوتِ حاکم بر جوامع و دولت های مختلف و وزن متفاوت هر یک از این دو در عرصه سیاست گذاری جست وجو کرد. به عبارتی دیگر به نظر می رسد که هرگونه سیاست گذاری درباره مهاجرانی که وارد خاک یک کشور می شوند، لاجرم بر اساس اتمسفری است که برآمده از این دو مؤلفه است. در این چارچوب، ذیل بحث منافع ملی، به وجوه مختلف اقتصادی، اجتماعی، نظامی- امنیتی و مسائل زیست محیطی اثرگذار و ذیل بحث ارزش های ملی، به رویکردهای اخلاق محور، عرف محور و دین محور سیاست های مهاجرتی توجه خواهد شد. رویکرد این پژوهش، نظری است و با روشی تبیینی و با شیوه گردآوری داده ها به شکل کتابخانه ای به طرح پشتوانه های سیاست های مهاجرتی می پردازد.
۲۴.

ریشه های عدم تعامل نظام سیاست گذاری کلان در ایران با جهانی شدن؛ ارائه راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت جمهوری اسلامی ایران نظام سیاست گذاری کلان جهانی شدن آرمان گرایی واقع گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
سیاست گذاری امری مهم و مرحله ی محوری در فرایند سیاسی برای برآوردن نیازها و تامین اهداف ملی به ویژه دست یابی به توسعه تلقی می شود. این فرایند در سه سطح خرد، فرعی و کلان انجام می شود که از این میان، تمرکز این مقاله بر سطح کلان می باشد. سیاست گذاری در این سطح شامل اجتماع ملی به عنوان یک کل بوده و موجودیت و منافع آن را مدنظر قرار می دهد. اما نکته مهم از منظر مقاله ی حاضر این است که در نظام سیاست گذاری کلانِ جمهوری اسلامی ایران به ویژه در حوزه های سیاسی - اجتماعی شاهد تعارضات اساسی ای هستیم که نقش مهمی در ناکارآمدی آن و درنتیجه، عدم دست یابی کامل به اهداف ملی (توسعه یافتگی) داشته اند؛ یکی از مهم ترین این تقابل ها، دوگانگی بین سیاست گذاری داخلی با تحولات جهانی است که مشخصه اصلی چند دهه ی اخیر آن، پدیده جهانی شدن می باشد. از دیدگاه این مقاله، ریشه ی این دوگانگی در آرمان-گرا/ایدئولوژیک بودن نظام سیاست گذاری جمهوری اسلامی و اعتقاد این دولت مبنی بر غرب/آمریکا محوربودن و سلطه-گربودن نظام جهانی و جهانی شدن و ضرورت مقابله با آنها می باشد. به باور این پژوهش، نظام سیاست گذاری مذکور به همین دلایل تاکنون نتوانسته است از فرصت های جهانی شدن آنچنان که باید در جهت کارآمدسازی خود و درنتیجه، توسعه-ی کشور بهره گیرد. براین اساس مقاله معتقد است که دولت جمهوری اسلامی به منظور کارآمدسازی نظام سیاست گذاری کلان می بایست با دوری از رویکرد آرمان گرایانه و تقابلی، پدیده جهانی شدن را با رویکرد واقع گرایانه مورد توجه قرار دهد و تعاملی فعالانه با آن برقرار نمایند. گفتنی است روش این مقاله، توصیفی-تحلیلی می باشد.
۲۵.

استحاله گفتمان جنبش عدم تعهد از آغاز تا کنون

کلیدواژه‌ها: جنبش عدم تعهد گفتمان موازنه منفی بیطرفی مثبت اجلاس شرم الشیخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
با گذشت بیش از نیم قرن از تاسیس جنبش عدم تعهد همواره این جنبش از لحاظ گفتمان دچار تغییرات چشمگیری بوده است.اما جنبش عدم تعهد در گفتمان غالب خود از بدو تاسیس تا پس از جنگ سرد حالت فعال و موازنه منفی وبیطرفی مثبت را سرلوحه کار خود قرار داده وبه نوعی این گفتمان غالب به دلیل حضور رهبران اقتدارگرای وقت دولتهای موسس جنبش عدم تعهد بوده است که همواره بر سر اصول وآرمان خود می ایستادند ولی پس از جنگ سرد تا اجلاس شرم الشیخ این جنبش حالت منفعلانه ای را به خود گرفته است و بیشتر در پی موازنه مثبت می باشد و این تحول گفتمانی می تواند به دلیل فضای تک قطبی دنیا پس از جنگ سرد بوده باشد و اما از اجلاس شرم ااشیخ تا تهران جنبش به نوعی دچار بازهویتی گشته و تقریبا به حالت فعال خود باز گشته است و می توان یکی از دلایل آنرا حضور مقتدرانه ایران در جنبش قلمداد کرد زیرا در این چند سال ایران به نوعی سخنگوی کشورهای جنوب عضوجنبش در مقابل کشورهای ثروتمند شمال می باشد. مع هذا نگارنده کوشیده است تا در این پژوهش معنای گفتمان را ازنگاه ساختارگرایانی که سلف آنها فردیناند دوسوسور می باشد وهمچنین تحول گفتمانی جنبش عدم تعهد در سه دوره زمانی را به صورت توصیفی- تحلیلی بحث نماید.
۲۶.

تاثیر فرهنگ سیاسیِ غیر مشارکتی در فروپاشی حکومت محمدرضا شاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی بحران مشروعیت فروپاشی عصر پهلوی دوم ساختارحکومت استبدادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
هدف این مقاله بررسی چگونگی تاثیر فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی در فروپاشی حکومت محمدرضاشاه می باشد. مقاله حاضر بر این باور است که هرچند فرهنگ سیاسی در دوره پهلوی دوم تحت تاثیر عوامل متعددی شکل گرفته بود، اما واقعیت های تاریخی نشان می دهند که تاثیر ساختار حکومت استبدادی بر آن، مهم تر و اساسی تر از سایر عوامل بوده است. بطور کلی حکومت محمدرضاشاه به عنوان حکومتی استبدادی، با اعطای جایگاهی ممتاز و یگانه به شخص شاه و سپردن همه امور به دست او و... مانعی اساسی در مسیر مشارکت مردم در عرصه سیاست ایجاد کرده بود و از این رو آنان را به انفعال و کناره گیری از سیاست سوق داد. وضعیت فوق، روی هم رفته از شکل گیری فرهنگ سیاسی مشارکتی در کشور جلوگیری کرده و در مقابل، به ایجاد فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی (انفعالی) کمک نمود. در واقع، حکومت پهلوی دوم، همواره جهت تحکیم و تثبیت موقعیت خویش، فرهنگ سیاسی مخصوص به خود یعنی فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی را ترویج می کرد، که این مسئله روی هم رفته موجب شیوع مولفه های منفی ای چون: ترس از قدرت شاه(حکومت)، احساس عدم امنیت، بی اعتمادی سیاسی، و ... در نزد جامعه ایران گشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان