مطالب مرتبط با کلیدواژه

فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی


۱.

تاثیر ساختار اقتصادِ رانتی در شکل گیری فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی در عصر پهلوی دوم

کلیدواژه‌ها: پهلوی دوم اقتصاد رانتی درآمدهای نفتی خودکامگی فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف این مقاله، بررسی چگونگی تاثیر ساختار اقتصاد رانتی در شکل گیری فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی(انفعالی) در عصر سلطنت محمدرضاشاه می باشد. به طور کلی هرچند در شکل گیری چنین فرهنگ سیاسی در دوره مورد بحث، عوامل مهمی چون ساختار حکومت استبدادی نقش داشته اند، اما در این مقاله تنها به تاثیر ساختار اقتصاد رانتیِ متکی به نفت بر فرهنگ سیاسی پرداخته می شود. واقعیت های تاریخی عصر پهلوی دوم نشان می دهند که فرهنگ سیاسی تحت تاثیر ساختار اقتصاد رانتی نیز  قرار داشته و این ساختار به شکل گیری فرهنگ سیاسی از نوع غیرمشارکتی آن کمک نموده بود. براین اساس، سئوال اساسی تحقیق این است که ساختار اقتصاد رانتیِ متکی به نفت در دوره محمدرضاشاه، چگونه به شکل گیری فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی کمک کرد؟ فرضیه مقاله این است که «به دلیل برخوردارشدن دولت پهلوی دوم از درآمدهای سرشار نفتی از اواخر دهه 1330 به بعد ، وابستگی دولت به مردم کم تر شده و در نتیجه  با سرکوب و تضعیف نهادها و تشکل های سیاسی و اجتماعی، نقش مداخله گر اصلی را در زندگی سیاسی برعهده می گیرد و زمینه شکل گیری فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی را فراهم می نماید».  در این مقاله از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.
۲.

تاثیر فرهنگ سیاسیِ غیر مشارکتی در فروپاشی حکومت محمدرضا شاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی بحران مشروعیت فروپاشی عصر پهلوی دوم ساختارحکومت استبدادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
هدف این مقاله بررسی چگونگی تاثیر فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی در فروپاشی حکومت محمدرضاشاه می باشد. مقاله حاضر بر این باور است که هرچند فرهنگ سیاسی در دوره پهلوی دوم تحت تاثیر عوامل متعددی شکل گرفته بود، اما واقعیت های تاریخی نشان می دهند که تاثیر ساختار حکومت استبدادی بر آن، مهم تر و اساسی تر از سایر عوامل بوده است. بطور کلی حکومت محمدرضاشاه به عنوان حکومتی استبدادی، با اعطای جایگاهی ممتاز و یگانه به شخص شاه و سپردن همه امور به دست او و... مانعی اساسی در مسیر مشارکت مردم در عرصه سیاست ایجاد کرده بود و از این رو آنان را به انفعال و کناره گیری از سیاست سوق داد. وضعیت فوق، روی هم رفته از شکل گیری فرهنگ سیاسی مشارکتی در کشور جلوگیری کرده و در مقابل، به ایجاد فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی (انفعالی) کمک نمود. در واقع، حکومت پهلوی دوم، همواره جهت تحکیم و تثبیت موقعیت خویش، فرهنگ سیاسی مخصوص به خود یعنی فرهنگ سیاسی غیرمشارکتی را ترویج می کرد، که این مسئله روی هم رفته موجب شیوع مولفه های منفی ای چون: ترس از قدرت شاه(حکومت)، احساس عدم امنیت، بی اعتمادی سیاسی، و ... در نزد جامعه ایران گشت.