علم و اخلاق همیشه در نزد بشر منزلت ویژهاى داشته است. غالبا چنین انگاشته مىشود که نقش آفرینان حوزه علم، یعنى دانشمندان، همواره در محدوده کار خود فقط به آنچه هست نظر دارند و نسبت به آنچه باید باشد دغدغهاى ندارند. این دیدگاه قهرا به تز بى طرفى علم نسبت به ارزشها مىانجامد.
نویسنده مقاله حاضر تز دیگرى را پیش مىکشد که بر اساس آن مسائل ارزشى، بویژه مسائل اخلاقى با پژوهش علمى گره خورده است. کسانى که براى آراستن علم، سخن را به پیرایش آن از ارزشها مىکسانند، درباره ماهیت پژوهش علمى به خطا رفتهاند. نمىتوان پژوهش علمى را بدون مواجهه با مسائل ارزشى و اخلاقى به انجام رساند. از این رو باید در فکر چارهاى براى این مسائل بود، نه این که آنها را نادیده گرفت یا به پنهان کردن آنها اقدام کرد. نمونه هایى از این مواجهه در مقاله حاضر گردآورده شده است.
تحقیق درباره چیستى و ماهیت قوانین طبیعى، تحقیقى اساسى و محورى در فلسفه علم است که اهمیت آن به مرزهاى معرفتشناسى و متافیزیک هم نفوذ مىکند. از مباحث جذّاب و فرعى این پژوهش، بحث «قوانین بىمصداق» است. در این مقاله، با ارائه دو دیدگاه مهم درباره چیستى قوانین طبیعى، چگونگى برخورد آنها با مشکل قوانین بىمصداق گزارش و نارساییهاى آنها بررسى مىشود.