خلیل غلامی

خلیل غلامی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم تربیتی ، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.
۴۲.

تطور مفهومی تأمل معلمان: مرور نظا مند و تحلیل مضمون بر پایه پارادایم های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۶
تأمل، به عنوان پیوند دهنده نظریه و عمل، در مطالعات معلمان با رویکردها و دیدگاه های مختلف بررسی شده است. هدف پژوهش حاضر، تطور مفهومی تأمل از طریق شناسایی پارادایم های نظری-فلسفی، استخراج مضامین تجربی تأمل و تحلیل روابط میان آن ها است . این مطالعه کیفی با راهبرد مرور نظام مند و روش تحلیل مضمون محور به شیوه قیاسی- استقرایی، 91 منبع (شامل: 32 منبع نظری و 59 منبع تجربی) منتشر شده بین سالهای 1983 تا 2025 را بررسی کرده است. یافته ها نشان دادند: که شش پارادایم بنیادین شامل: "پراگماتیسم"، "پدیدارشناسی" (توصیفی و تفسیری)، "سازنده گرایی" (شناختی، اجتماعی و انتقادی)، "نظریه انتقادی-اجتماعی"، "پسا ساختارگرایی"، و "رویکردهای نوین مابعد آن" (مانند: نظریه پیچیدگی، رئالیسم انتقادی و پساانسان گرایی)، هر یک بُعد خاصی از تأمل را برجسته کرده اند. تحلیل مطالعات تجربی نیز منجر به شناسایی طیفی گسترده ای از مضامین تأملی پرتکرار (22 مضمون) از تأمل فنی، عملی، انتقادی تا تأمل پراش، علّی و چندبعدی شد. نتایج نشان داد: که میان پارادایم های نظری و مضامین تأملی معلمان در مطالعات تجربی، رابطه ای معنادار و جهت دار وجود دارد. این پژوهش با ارائه تصویری یکپارچه از مبانی نظری و عملی تأمل، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و ارتقای تربیت معلم در سطوح نظری، آموزشی و سیاستی ارائه کرده است. در حالی که مفهوم تأمل در گذشته عمدتاً به صورت ابزار بازنگری در عمل تعریف می شد، یافته های این مطالعه تأکید می کنند، که تأمل باید به مثابه فرایندی وجودی، انتقادی، اجتماعی و فناورانه بازتعریف شود . تأمل معلمی، آن گونه که در این پژوهش تحلیل شد، نه فقط برای معلم بودن، بلکه برای «انسان تربیتی بودن» در دنیای معاصر ضرورت دارد .
۴۳.

اعتبارسنجی مدل چهاربعدی قدرت برای برنامه ریزی استقلال دانشگاهی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: تحلیل دقیق سازوکارهای حکمرانی در آموزش عالی، مستلزم فراتر رفتن از نگاه های تک ساحتی و توجه به ابعاد چندگانه و اغلب پنهان قدرت است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی، پیکربندی و اعتبارسنجی تجربی یک مدل چهاربعدی از قدرت (شامل ابعاد ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) در میدان دانشگاهی ایران، با تمرکز بر مطالعه موردی دانشگاه کردستان، انجام پذیرفته است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (ترکیبی همزمان) انجام شد. داده های کمی از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته (پایایی ۰.۹۴) با مشارکت ۱۶۳ نفر از کنشگران دانشگاهی (نمونه گیری هدفمند و در دسترس) گردآوری و با تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون های استنباطی تحلیل شد. یافته های کیفی حاصل از پرسش های باز نیز به روش تحلیل تماتیک واکاوی گردید. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، منجر به شناسایی چهار سازه اصلی قدرت (ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) گردید که در مجموع، ۷۰.۵۵ درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین می کنند. در میان این ابعاد، دو سازه ساختاری (با سهم ۴۰.۷۵٪) و شبکه ای (با سهم ۱۴.۲۵٪) به عنوان مسلط ترین ابعاد قدرت در میدان دانشگاهی ادراک شده اند. افزون بر این، نتایج تحلیل واریانس  نشان داد که ادراک اعضای هیئت علمی از تأثیر این دو بعد، به نحوی معنادار، قوی تر از دانشجویان است. نتیجه گیری و پیشنهادها :  نتایج نشان می دهد که در پی انسداد بوروکراتیک و ضعف عاملیت در دانشگاه، کنشگران به شبکه های روابط غیررسمی روی آورده اند. برای برون رفت از این دوگانگی، شفاف سازی فرآیندهای تصمیم گیری و تمرکززدایی عملی از ساختار اداری ضرورت دارد. نوآوری و اصالت :  نوآوری اصلی این پژوهش، در اثبات تجربی تمایز مفهومی و عملکردی قدرت شبکه ای از قدرت ساختاری، در بافت سازمانی ایران نهفته است. این یافته تبیین می کند که شبکه های غیررسمی نه امتداد ساختار رسمی، بلکه سازوکاری جبرانی در مواجهه با تصلب و ناکارآمدی بوروکراتیک هستند.
۴۴.

روایت پژوهی در تجارب زیسته معلمان تازه کار: گره های تأملی در پارادوکس های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۶
فراهم کردن زمینه توسعه حرفه ای معلمان تازه کار به دلیل شکل گیری هویت آنها در سال های نخستین خدمت مورد توافق بسیاری از محققان است. پژوهش حاضر به شناسایی پارادوکس های حرفه ای در تجارب زیسته معلمان تازه کار و تحلیل نحوه عمل تأملی آنان در این موقعیت ها می پردازد. در چارچوب رویکرد کیفی-تفسیری با راهبرد روایت پژوهی بر رویدادهای بحرانی و تحلیل مضمون-محور، ۳۶ روایت تأملی از ۳۲ معلم بررسی شد. یافته ها منجر به شناسایی 6 موقعیت پارادوکس حرفه ای (شامل؛ قطعیت- ابهام موقعیتی؛ عاملیت- محدودیت نهادی؛ نظریه- تجربه؛ تحول- تداوم هویتی؛ خود- دیگری؛ وظیفه- عاطفه انسانی) در چهار سطح تنش "شناختی"، "هویتی"، "عاملیتی" و "ارزشی-هنجاری" شد. بررسی دقیق تر نشان داد: مواجهه عمل تأمل معلمان در چرخه ای غیرخطی و بازگشت پذیر از گره های تأملی شامل: "پذیرش-مقاومت"، "بازاندیشی چندوجهی-تاییدی"، "تعلیق-تثبیت معنا"، و "اقدام متوازن-کلیشه" ، صورت می پذیرد. این فرایند دوگانه مسیرهای گشودگی یا انسداد تأمل معلمان را مشخص می کنند. یافته ها به درک عمیق تری از ماهیت پیچیده تأمل در سال های آغازین خدمت کمک می کند و می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و هدایت تأملی مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان