محمدمهدی برقی اسکویی

محمدمهدی برقی اسکویی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۷ مورد از کل ۴۷ مورد.
۴۱.

بررسی اثرات غیرخطی ظرفیت جذب و عقب ماندگی نسبی بر سرریزهای تحقیق و توسعه بین المللی در کشورهای در حال توسعه (رویکرد رگرسیون انتقال ملایم پنل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۲۴
معرفی: نظریه های اخیر در رابطه با رشد اقتصادی، نشان دهنده این است که فعالیت های تحقیق و توسعه از عوامل اصلی در فرایند تولید علم به شمار می روند و نقش مهمی را در بهبود سطح بهره وری کل عوامل تولید ایفا می کنند. بر همین اساس، کشورهای توسعه یافته با سرمایه گذاری و اختصاص بودجه های تحقیقاتی بالا توجه خاصی به این گونه فعالیت ها دارند. اما در کشورهای در حال توسعه با توجه به پایین بودن بودجه های تحقیق و توسعه و محدودیت منابع سرمایه ای که برای بنگاه های تولیدی وجود دارد، این کشورها می توانند از سرریز فعالیت های تحقیق و توسعه بین المللی بهره ببرند و بهره وری کل عوامل تولید خود را بهبود ببخشند. اما آن چه که اهمیت دارد این است که برخی عوامل داخلی و یا خارجی مانند ظرفیت جذب کشورها یا درجه عقب ماندگی نسبی آن ها می تواند مکانیسم اثرگذاری سرریزها بر بهره وری را تحت تاثیر قرار دهد و منجر به برخی اثرات غیرخطی احتمالی گردد. برای بررسی این اثرات غیرخطی احتمالی نیاز به روش های انعطاف پذیر تری هست تا بتواند به خوبی رفتار این عوامل را بر مکانیسم اثرگذاری سرریزهای تحقیق و توسعه بین المللی شناسایی و  مورد بررسی قرار دهد. برهمین اساس، در این مطالعه  به دنبال پاسخگویی به این سوال هستیم که اثرات آستانه ای ظرفیت جذب و عقب ماندگی نسبی بر سرریزهای تحقیق و توسعه بین المللی در کشورهای در حال توسعه به چه صورت است؟ برای بررسی این موضوع از رویکرد غیرخطی رگرسیون انتقال ملایم داده های تابلویی (PSTR) استفاده شده است و دوره زمانی این مطالعه 1995- 2015 در نظر گرفته شده است. برای این منظور، از کانال اثرگذاری سرریزهای تحقیق و توسعه بین المللی  بر بهره وری کل عوامل تولید استفاده شده است و در دو برآورد جداگانه نحوه اثرگذاری دو متغیر انتقال ظرفیت جذب و غقب ماندگی نبسی بر عملکرد سرریز های تحقیق و توسعه بین المللی و به تبع آن بهره وری کل عوامل تولید مورد بررسی قرار گرفته است.   متدولوژی: با توجه به اینکه در مدل های رگرسیونی مبتنی بر داده های پانلی، اثرات زمانی و مقطعی ناهمگن در داده ها به وسیله ی مدل تاثیرات ثابت و تصادفی تعیین می شود و در چنین مدل هایی کشش ها (ضرایب متغیرها) در بین کشورها و در طی زمان ثابت هستند، یک معادله خطی نمی تواند اجازه بدهدکه تغییرات بهره وری کل عوامل تولید نسبت به سرریز تحقیق و توسعه خارجی همه اثرات غیر خطی احتمالی را منعکس کند. در این مطالعه نیز به منظور بررسی و آزمون رابطه میان متغیرها، در الگوی در نظر گرفته شده از تکنیک اقتصاد سنجی رگرسیون انتقال ملایم پانلی استفاده شده است. برای این منظور به پیروی از مطالعه گونزالز و همکاران (2005) و کولیتاز و هارولین (2006)  ابتدا یک مدل PSTR  دو رژیمی با یک تابع انتقال به صورت زیر تصریح می شود: (1)                                                                                                در رابطه (1) i=1,…,N و t=1,…,T،  به ترتیب نشان دهنده مقاطع و ابعاد زمانی داده های پانلی می باشند.  متغیر وابسته و نشانگر بهره وری کل عوامل تولید، و  و  متغیرهای مستقل و به ترتیب نشان دهنده، سرریز تحقیق و توسعه داخلی، سرمایه انسانی و سرریز تحقیق و توسعه بین المللی هستند.  اثرات ثابت مقاطع و  جمله خطای مدل است که بصورت در نظر گرفته شده است.  نیز بیانگر یک تابع انتقال پیوسته و کراندار بین صفر و یک است. با توجه به مبانی نظری و تجربی موجود در زمینه موضوع مورد مطالعه، در این تحقیق متغیرهای ظرفیت جذب و عقب ماندگی نسبی ( درجه توسعه یافتگی) به عنوان متغیر انتقال انتخاب شده اند.   یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، با در نظر گرفتن اثرات آستانه ای ظرفیت جذب و عقب ماندگی نسبی، ضریب اثرگذاری سرریزهای تحقیق و توسعه بین المللی بر بهره وری کل عوامل تولید افزایش می یابد. به عبارت بهتر، نتایج تحقیق گویای این است که متغیر ظرفیت جذب که معادل میانگین سال های آموزش نیروی انسانی در نظر گرفته شده است، تاثیر مثبت و معنی داری بر اثرگذاری سرریزهای تحقیق و توسعه بین الملی روی بهره وری کل عوامل تولید در کشورهای در حال توسعه دارد. یعنی با افزایش حد آستانه ای ظرفیت جذب میزان اثرگذاری سرریزها بر بهره وری نیز افزایش یافته است. بنابراین، کشورهای در حال توسعه برای بهره  بردن از اثرات سرریز بین المللی روی بهره وری کل عوامل تولید به حد مشخصی از آموزش نیروی انسانی نیاز دارند.  همچنین، شاخص عقب ماندگی نسبی نیز بصورت مستقیم عمل نموده و با افزایش شکاف تکنولوژیکی کشورهای در حال توسعه از کشور رهبر ( در این مطالعه آمریکا در نظر گرفته شده است) میزان اثرگذاری سرریز های بین المللی بر بهره وری کل عوامل تولید این کشورها افزایش داشته است. اما این افزایش تا حد مشخصی از عقب ماندگی وجود خواهد داشت. البته، لازم به ذکر است که مطابق نتایج به دست آمده، این رابطه مستقیم تا سطح آستانه ای مشخصی از ظرفیت جذب و عقب ماندگی نسبی در کشورهای در حال توسعه  برقرار است و در کشورهایی که از ظرفیت جذب بسیار بالایی برخوردارند  و یا بسیار عقب مانده هستند رژیم خطی تعیین کننده رفتار متغیرها بوده و  ضریب اثرگذاری سرریزها بر بهره وری کل عوامل تولید در این کشورها ضعیف تر گزارش شده است.   نتیجه: بنابراین، توصیه می شود کشورهای در حال توسعه برای آنکه بتوانند از مزایای سرریزهای تحقیق و بین المللی در جهت بهبود بهره وری خود برخودار شوند، بایستی پتانسیل های خود را در زمینه تجارت بین الملل شناسایی نموده و کشورهایی را که در زمینه سرریزهای تحقیق و توسعه بیشترین نفع را به آن ها می رسانند، مد نظر قرار دهند. علاوه براین، با تربیت و آموزش کارآمد  نیروی انسانی متخصص و تقویت ظرفیت جذب داخلی امکان جذب و بومی سازی فناوری های جدید را ایجاد نموده و زمینه را برای جذب هر چه بیشتر سرریزها فراهم کنند. همچنین، این کشورها می توانند با سیاست-گذاری صحیح در استفاده از منابع داخلی، اختصاص بودجه های مناسب برای فعالیت های تحقیق و توسعه داخلی و  نظارت جدی بر آن ها با تقویت تولید داخلی به درجات منابی از توسعه یا فتگی دست پیدا کرده و شکاف تکنولوژیکی خود را از کشورهای پیشرو کاهش دهند تا بتوانند بیشترین بهره را از تجارت بین الملل خود داشته باشند و با جذب بیشتر فناوری های خارجی، در عرصه جهانی به رقابت موثر پرداخته و از منافع سرریزهای بین المللی در جهت بهبود سطح بهره وری خود استفاده نمایند.  
۴۲.

بررسی اثرهای تورم بر بازده بازار سهام اوراق بهادار تهران:رویکرد پارامتر متغیر زمانی و تغییر رژیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: از مهم ترین مباحث در اقتصاد، اثرگذاری بازار سهام بر رشد و توسعه اقتصادی است. بازار سهام با فراهم ساختن بستر لازم برای تأمین نقدینگی شرکت ها، امکان سرمایه گذاری در پروژه های بلندمدت را فراهم می آورد و توسعه اقتصادی را سبب می شود. در کنار نقش بازار سهام کارآمد در پیشرفت و توسعه اقتصادی، وجود ثبات اقتصادی و داشتن تورم اندک نیز، عامل بسیار مهمی برای توسعه اقتصادی قلمداد می شود. این دو عامل با وجود اثرگذاری بر توسعه اقتصادی، از یکدیگر نیز اثر می پذیرند. با وجود اینکه تورم سبب مختل شدن سرمایه گذاری و رشد اقتصادی می شود، می تواند به تحریک بازار سهام و افزایش بازده این بازار در راستای پوشش تورمی منجر شود. از سوی دیگر، تورم می تواند با تقویت سایر بازار دارایی مانند ارز، مسکن و طلا، بازار سهام را تضعیف کند. بنابراین، بررسی اثرهای تورم بر بازار سهام، بسیار حائز اهمیت است و نقش بازار سهام در اقتصاد ایران را آشکار می کند. در این راستا، هدف اصلی پژوهش، بررسی اثرهای تورم بر بازار سهام و مشخص کردن این بحث است که بازار سهام تحت کدام رژیم تورمی، بیشترین بازده را دارد. روش: این مطالعه در راستای بررسی اثرهای تورم بر بازده بازار سهام اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ و در قالب داده های ماهانه، از دو روش مارکوف سوییچنگ خودبرداری و پارامتر متغیر زمانی خودبرداری استفاده کرده است. مزیت اصلی هر دو روش یاد شده، غیرخطی بودن آن هاست. مقایسه نتایج دو روش می تواند مسئولان اقتصادی را در سیاست گذاری صحیح راهنمایی کند. یافته ها: نتایج مارکوف سوییچنیگ برداری نشان می دهد که تورم های به شدت بالا، ابتدا سبب افزایش شدید در بازده بازار سهام می شود؛ ولی وقفه های آن، به شدت بازده را تضعیف می کند. همچنین تورم های اندک با وجود ضریب اثرگذاری پایین نسبت به رژیم های تورمی بالا، در مجموع به تقویت بازار سهام منجر می شود. مطالعه حاضر در راستای بررسی استحکام نتایج، از روش پارامتر متغیر زمانی استفاده کرده است. نتایج این روش نشان می دهد که در بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ که میزان تورم اندک و با ثبات بوده است، بازده بازار سهام واکنش مثبت بالایی نسبت به سایر دوره ها داشته است. نتیجه گیری: در مجموع، مقاله حاضر با استفاده از این دو روش نشان می دهد که تورم های اندک با ثبات، در تقویت بازده بازار سهام تأثیر بسیار زیادی دارد. بنابراین، می توان دلیل مهم پایین بودن بازدهی بازر سهام اقتصاد ایران را معلول تورم های شدید ذکر کرد. همان گونه که تورم سبب بی ثباتی اقتصادی شده است، از طریق مختل کردن سرمایه گذاری، رشد اقتصادی را کُند و زمینه را برای رشد سفته بازی فراهم کرده است و همچنین، بازار سهام را به بازار غیر مولد که در صدد به دست آوردن سودهای کوتاه مدت است، تبدیل کرده است؛ از این رو، کنترل تورم برای اصلاح و منطقی کردن بازدهی بازار ضروری است.
۴۳.

ارائه الگوی تحلیلی ارتباط کارآفرینی صادراتی با عملکرد صادراتی محصولات جدید در کسب و کارهای کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
این مطالعه به بررسی ارتباط بین کارآفرینی صادراتی، صادرات، و تولید محصولات نوآورانه و جدید می پردازد، که یکی از مسائل مهم در حوزه اقتصاد کلان است. کارآفرینی صادراتی، به عنوان یک رویکرد استراتژیک در کسب و کارهای صادراتی، به ارتقای روند صادرات و توسعه بازارهای جدید کمک می کند. همچنین، تولید محصولات نوآورانه و جدید، به عنوان یکی از عوامل اصلی توسعه و رشد اقتصادی، از اهمیت بالایی برخوردار است. متدولوژی این تحقیق شامل استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر آزمون فرضیه است که به دلیل ماهیت موضوع و اهداف پژوهش، به روش توصیفی-پیمایشی متمرکز شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل صادرکنندگان، مدیران و کارشناسان فعال در حوزه بازرگانی در استان آذربایجان شرقی است. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل عاملی تاییدی و معادلات بهره گرفته شده است، نتایج به دست آمده از تخمین مدل نشان می دهد که کارآفرینی صادراتی تأثیر مثبتی بر عملکرد صادراتی محصولات جدید بنگاه دارند. این نتایج نقش مهمی را در توسعه کسب و کارهای صادراتی و ایجاد ارزش افزوده از طریق نوآوری و تحول در محصولات و خدمات دارند. در نهایت، این مطالعه می تواند به سیاست گذاران و صاحبان کسب و کارها در ارتقای استراتژی های صادراتی و نوآوری کمک کند و درک بهتری از ارتباط بین عوامل مختلف در راستای توسعه اقتصادی فراهم آورد.
۴۴.

بررسی سرریز شاخص نااطمینانی جهانی شرکای تجاری بر تولید ناخالص داخلی ایران: رویکرد GVAR(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۴
هدف از این تحقیق بررسی سرریز شاخص نااطمینانی جهانی شرکای تجاری (چین، هند، سوئیس، آلمان، امارات متحده عربی، روسیه، ترکیه، کره جنوبی و ایتالیا) بر تولید ناخالص داخلی ایران است. این مقاله در دوره زمانی 2020 – 2000 و با استفاده از رویکرد رگرسیونی GVAR انجام شده است. نتایج نشان می دهد شوک های نااطمینانی عمده شرکای تجاری به عنوان یک عامل منفی و کاهنده تولید ناخالص داخلی ایران محسوب می شود. در بین شرکای تجاری به غیر از امارات متحده عربی که شوک نااطمینانی آن تولید ناخالص داخلی ایران را به اندازه 1/5درصد کاهش می دهد، اندازه تاثیرگذاری شوک نااطمینانی سایر شرکای تجاری بر تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از 0/5 درصد است. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود سیاست گذاران در جهت کمک به رشد و توسعه اقتصاد با اعمال سیاست هایی در جهت ثبات بخش اقتصاد و کاهش نااطمینانی داخلی گام بردارند. از سوی دیگر هنگام طراحی سیاست های تجاری، تفاوت ها و اثرات شوک های کشورهای شریک را مد نظر قرار داده و با تنوع بخشیدن به شرکای تجاری از ریسک نااطمینانی شرکای تجاری در امان ماند.
۴۵.

شناسایی عوامل مؤثر بر فرآیند بین المللی سازی استارتاپ های دیجیتال در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۵
زمینه و هدف: در دهه های اخیر، تحولات دیجیتال و جهانی شدن، فرصت های نوینی برای استارتاپ های دیجیتال فراهم کرده تا فراتر از مرزهای ملی فعالیت کنند. در ایران، با وجود رشد چشمگیر اکوسیستم استارتاپی و منابع انسانی جوان، فرآیند بین المللی سازی این شرکت ها با چالش های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیرساختی نظیر تحریم ها، محدودیت های مالی و ضعف شبکه های بین المللی مواجه است. این موانع، موفقیت استارتاپ ها را در بازارهای جهانی تهدید می کند و نیاز به تحلیل سیستمی عوامل مؤثر را برجسته می سازد. هدف این پژوهش، شناسایی و مدل سازی عوامل کلیدی مؤثر بر فرآیند بین المللی سازی استارتاپ های دیجیتال ایرانی، با تمرکز بر موانع، فرصت ها و روابط میان آن ها، به منظور ارائه چارچوب مفهومی کاربردی برای ذی نفعان مانند سیاست گذاران، سرمایه گذاران و کارآفرینان است. روش شناسی/رهیافت: این مطالعه از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می گیرد. در مرحله کیفی، با مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ خبره اکوسیستم استارتاپی ایران (به روش نمونه گیری گلوله برفی تا اشباع)، عوامل مؤثر شناسایی و با تحلیل مضمون (با نرم افزار MaxQDA) به ۶ بعد و ۴۱ مولفه دسته بندی شدند. در مرحله کمی، روابط میان ابعاد با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و ماتریس خودتعاملی تحلیل شد و پایداری مدل با تحلیل MICMAC بررسی گردید. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها شش بعد اصلی را نشان داد: استراتژیک و مدل کسب وکار، بازاریابی و تعامل با مشتری، فرهنگی و بین المللی، زیرساختی و حقوقی، منابع انسانی و تیم، و حمایتی و مالی. عوامل بازاریابی و فرهنگی در سطح اول (پیوندی و حیاتی)، زیرساختی و انسانی در سطح دوم (خودمختار)، و مالی در سطح سوم (مستقل) قرار گرفتند. مدل ISM تأکید می کند که موفقیت بین المللی سازی مستلزم تمرکز بر تطبیق فرهنگی و استراتژی های بازاریابی است، در حالی که حمایت های مالی و زیرساختی نقش تسهیل کننده دارند. نتایج، سیاست گذاران را به تقویت شبکه های بین المللی و توانمندسازی فرهنگی دعوت می کند و پیشنهادهایی برای پژوهشات آتی مانند تحلیل تطبیقی و نقش فناوری های نوین ارائه می دهد. این مدل، چارچوبی عملی برای تسریع بین المللی سازی استارتاپ های ایرانی فراهم می آورد.
۴۶.

بررسی عوامل مؤثر بر شاخص قیمت سهام درایران: رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
در این مطالعه، عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر شاخص قیمت سهام ایران در طی سال های 1990 الی 2020 بررسی می شود. در این راستا از سه متد یادگیری ماشین جنگل تصادفی، رگرسیون خطی منظم و اطلاعات متقابل، استفاده شده است. این مدل ها به مدل های انتخاب ویژگی معروف اند. مضافاً از رویکرد جوینتنس نیز برای مطالعه ارتباط میان متغیرهای توضیحی با یکدیگر استفاده شده است. نتایج دو مدل جنگل تصادفی و رگرسیون خطی منظم، یکدیگر را تأیید کردند و نشان دادند که از میان متغیرهای مورد مطالعه، متغیرهای نرخ ارز، توسعه مالی، تورم، رشد، بازبودن تجاری و نااطمینانی جهانی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.  همچنین نااطمینانی، تأثیر منفی و سایر متغیرهای اثرگذار، تأثیر مثبت بر شاخص قیمت سهام ایران داشته است. در این مطالعه، از روش اطلاعات متقابل برای بررسی تأثیرگذاری این متغیرها در دهه های مختلف استفاده شد. نتایج نشان داد که در سه دهه مورد بررسی، متغیرهای نرخ ارز، توسعه مالی و بیکاری، بسیار مهم و تأثیرگذار بوده اند؛ درحالی که سایر متغیرها همچون نرخ بهره، ممکن است در دو دهه مهم بوده باشد، ولی در یکی از دهه ها، تأثیر به مراتب کمتری را داشته، و یا فقط در یک دهه خاص مهم بوده است. این یافته ها بر اهمیت ثبات کلان مالی در تقویت توسعه بازار سهام ایران تأکید دارند. مدیریت کارآمد نرخ ارز، تعمیق بازارهای مالی و کاهش نرخ بیکاری به عنوان اولویت های اصلی سیاست گذاری مطرح می شوند. علاوه بر این، نقش بی ثبات کننده عدم اطمینان جهانی ضرورت تقویت سازوکارهای تاب آوری را برای کاهش آسیب پذیری بازار سهام در برابر شوک های خارجی و ریسک های سیستمیک برجسته می سازد.
۴۷.

بررسی رابطه علیّتی غیر خطی بین درآمدها و هزینه های دولت در ایران: روش علیّتی غیر خطی مارکوف سوییچینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف : بررسی ارتباط هزینه و درآمدهای دولت در راستای رشد و توسعه اقتصادی بسیار مهم است. درک ارتباط علیّتی بین درآمد و هزینه های دولت می تواند به تدوین یک برنامه بودجه ای مهم برای رسیدن به رفاه اقتصادی در یک کشور کمک شایانی نماید. رابطه میان درآمد و هزینه های دولت می تواند نشان دهنده میزان سرمایه گذاری دولت در بخش های کلیدی اقتصاد (مانند آموزش، بهداشت و زیرساخت ها) باشد. افزایش سرمایه گذاری در این بخش ها به رشد اقتصادی بلندمدت منجر می شود. روش شناسی: با توجه به اهمیت بررسی ارتباط هزینه و درآمد دولت، این مطالعه به بررسی این ارتباط و مشخص نمودن رابطه علت و معلولی با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ پرداخته است. مطالعه حاضر با استفاده از روش علیّتی مارکوف سوییچینگ در بازه زمانی 1352-1401 پرداخته است. نتایج و یافته ها: نتایج نشان از آن دارد که در وضعیتی که درآمدهای دولت و هزینه های دولت بالا است، علیّت از سمت درآمدهای دولت ( هم سایر درآمدهاو هم درآمد نفتی) به هزینه های عمرانی و جاری است. این در حالی است که در وضعیت درآمدی و هزینه ای پایین، درآمد نفتی تنها منجر به تغییر هزینه عمرانی شده و سایر درآمدها نیز منجر به تغییر هزینه جاری می شود. بررسی نتایج از سمت هزینه به درآمدهای دولت به تفکیک دو رژیم بررسی شده بدین صورت است که در دوران رژیم صفر که درآمدها و هزینه ها بالا است، هیچ علیّتی از سمت هزینه های عمرانی و جاری به سمت درآمد مشاهده نمی شود. در مقابل، زمانی که وضعیت درآمدی و هزینه ها پایین است، تنها هزینه عمرانی می تواند منجر به تغییر سایر درآمدها شود و از سمت هزینه جاری هیچ علیّتی به سمت درآمد دولت مشاهده نمی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان