الهه پنجه باشی

الهه پنجه باشی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنر دانشگاه الزهرا، تهران،

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۴ مورد از کل ۸۴ مورد.
۸۱.

واکاوی تصویر زن در دوره زند از طریق خوانش بینامتنی نقاشی «شیخ صنعان و دختر ترسا» در تکیه هفت تنان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۶
تصویر زن از بی شمار تصاویری است که می توان از دل آثار فرهنگی، ادبی و اجتماع هر عصر به دست آورد و این کار نیازمند کنکاش در میان متون گوناگون ازجمله متون هنری است. نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا از آثار دوره زند است که در مرکز تالار تکیه هفت تنان شیراز، در نمای بیرونی ساختمان قرار دارد. با توجه به شکل گیری نقاشی مذکور براساس متن ادبی شیخ صنعان و دختر ترسا، سرشت بینامتنی این نقاشی غیرقابل انکار بوده و خوانش آن نیز از رهگذر همین رویکرد قابل انجام است. هدف از پژوهش پیش رو دست یابی به تصویر زن در دوره زند به وسیله مطالعه نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا در جایگاه یک «متن» در ارتباط با متون متعددی ازجمله متن تاریخ، اجتماع، فرهنگ و ادبیات است. اساسی ترین پرسش مطرح شده در راستای رسیدن به هدف حاضر این است که علت انتخاب داستان شیخ صنعان و دختر ترسا برای تصویرسازی در تکیه هفت تنان چیست. رویکرد پژوهش در بررسی مسئله بنیادی بوده و نگارندگان روش توصیفی تحلیلی و تاریخی را در کندوکاو اطلاعات برگزیده اند. شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است و در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش متشکل از نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا در تکیه هفت تنان شیراز بوده که انتخابی است و حجم نمونه برابر است با کل جامعه آماری. کمبود منابع در ارتباط با زنان دوره زند ضرورتی است برای شکل گیری تحقیق با همین موضوع. حاصل نهایی پژوهش نشان داد پایان مثنوی شیخ صنعان برخلاف ابتدای آن، که غلبه موقعیت زن را نسبت به مرد نشان می دهد، بر غلبه موقعیت مرد و تسلط او بر ابعاد گوناگون شخصیت زن تأکید دارد؛ بنابراین می توان اظهار داشت که برگزیدن داستان شیخ صنعان و دختر ترسا به علت روایت خاص موجود در آن و پایانی کاملاً متفاوت با آغاز مثنوی است که برخلاف ظاهر، نشان از جامعه ای مردسالار دارد و تصویر کردن چنین موضوعی در یک مکان عمومی در اجتماع دوره زند اشاره ای است به اساس مردسالار این اجتماع.
۸۲.

مطالعه تحلیل نمادین نقش مایه دهان اژدری در سنگ مقبره هفت قلم شاهزاده قریب میرزا (902ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۸
سنگ مقبره هفت قلم متعلق به شاهزاده قریب میرزا است که در سال 902ق. حکاکی این اثر به مدت هفت سال در هفت مرحله اجرا شده است. ابتدا استاد شمس الدین آن را به شکل صندوق و سپس آن را به روش صافکاری اصلاح کرد و در مرحله سوم داخل محفظه را خالی و در سه قلم دیگر سنگ را به نقوش گیاهی و اسلیمی تزئین کرد. در مرحله آخر آن را تحریر، صاف و سمباده کاری کرد. هدف پژوهش شناخت نمادین نقش مایه های گیاهی و دهان اژدری در این سنگ قبر نفیس متعلق به دوره هرات است که براساس مستندات، اثر هنرمندان شمس الدین هروی و کمال الدین بهزاد بوده است. در این پژوهش سعی شده است جنبه نمادین و ارتباط با مرگ زودهنگام شاهزاده قریب میرزا مورد بررسی قرار گیرد. سؤال پژوهش این است که نقش مایه گیاهی و دهان اژدری در سنگ هفت قلم در مزار شاهزاده قریب میرزا دارای چه وجه نمادینی بوده و چه ویژگی هایی دارد؟ روش تحقیق از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری پژوهش سنگ مقبره شاهزاده قریب میرزا است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که نقش مایه های متعدد دهان اژدری و گلبرگ های آن به صورت نمادین بوده و فضای پرکار و گلبرگ های متعدد به صاحب مقبره و مرگ او در زمان جوانی اشاره دارد. با توجه به موارد گفته شده، مشخص می شود که این نقش مایه به صورت کاملاً نمادین برای شاهزاده قریب میرزا -صاحب سنگ قبر- طراحی شده است.
۸۳.

مطالعه تطبیقی استحاله صور فلکی با شمایل انسان از رساله صورالکواکب عبدالرحمان صوفی در عجایب المخلوقات قزوینی (مطالعه موردی نسخه 144 کتابخانه بادلیان آکسفورد و نسخه 464 کتابخانه مونیخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۷
قدیمی ترین نسخه کتاب صورالکواکب الثابته نوشته عبدالرحمان صوفی رازی مربوط به سال 400 ه.ق است که اکنون در کتابخانه بادلیان آکسفورد نگهداری می شود. نسخه های دیگری از صورالکواکب صوفی وجود دارد که مربوط به قرن نهم ه.ق می باشند و شباهت های بسیاری از نظر طراحی و اجرای شمایل انسانی با نسخه کهن خود دارند. در سال 678 ه.ق قزوینی در کتاب خود با عنوان عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات ، مقالاتی در باب کیهان شناسی نوشته است که شمایل انسانی صور فلکی ثابته در آن از نظر حالت های بدنی و نقش مایه های قراردادی همانند صورالکواکب صوفی هستند، اما از نظر سبک و تکنیک، متفاوت با کتاب صوفی اجرا شده اند. هدف از این پژوهش شناخت و تبیین عوامل ثابت و متغیر در طراحی صور فلکی با شمایل انسان از کتاب صورالکواکب صوفی در عجایب المخلوقات قزوینی است. پرسش های پژوهش بدین شرح مطرح می شود: کدام یک از صورت های فلکی با شمایل انسان در کتاب قزوینی با صوفی مشابه هستند؟ چه تغییرات بصری با رعایت ضوابط نجومی و موقعیت ستارگان در نقوش انسانی کتاب قزوینی ایجاد شده است؟ این پژوهش بنیادی و از نظر ماهیت توصیفی _ تحلیلی با مطالعه تطبیقی صورت گرفته است. داده ها با جست وجو در منابع کتابخانه ای _ اسنادی و از طریق مشاهده نسخه های موجود، به دست آمده اند. نتایج پژوهش گویای آن است که صورت های فلکی با شمایل انسان، قیفاووس، عوا، جاثی، ذات الکرسی، برساوش، ممسک الاعنه، حوا، امرأه المسلسله و قنطورس (نیم انسان، نیم حیوان) در کتاب قزوینی با صوفی مشابه هستند. صور فلکی در کتاب قزوینی برخلاف کتاب صوفی، به صورت رنگی و با چهره های ساده و بدون پرداخت به جزئیات و با بدن های کم تحرک و ایستا ترسیم شده اند؛ همچنین از نظر نوع پوشش به صورت کاملاً عربی _ اسلامی اجرا گردیده اند. با توجه به بررسی های انجام شده، به نظر می رسد چهره و پوشش شمایل های انسان در کتاب قزوینی الهام گرفته از کتاب مقامات حریری اثر یحیی بن محمود واسطی است.
۸۴.

تحلیل نقاشی معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با تاکید بر دیدگاه حسین نصر به هنر دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۰
آثار اسلامی معراج نه صرفاً روایت یک واقعه تاریخی بلکه تمثیلی بصری از سلوک به سوی حق تلقی می شوند. این نوشتار به تحلیل نگاره ای از معراج پیامبر اسلام (ص) متعلق به دوره زند و قاجار می پردازد. در این نگاره براق، مرکب پیامبر(ص) به شکلی نمادین و اسطوره ای به تصویر کشیده شده و این تصویر، بستری برای تبلور مفاهیم قدسی در هنر سنتی است. این پژوهش با هدف، بررسی ویژگی های ساختاری اثر معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با توجه به دیدگاه حسین نصر به هنر دینی، به مطالعه بخش های گوناگون این اثر پرداخته است. سوال این پژوهش عبارت است از: نقش مایه براق در نقاشی معراج متعلق به دوره زند و قاجار را چگونه می توان بر مبنای آرای حسین نصر به هنر دینی، مورد تحلیل و توصیف قرار داد؟ گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، به وسیله تحلیل اثر در بستر نگاه حسین نصر صورت گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که اثر نامبرده، مصداقی از هنر اسلامی در خدمت تعالی معنوی و سلوک باطنی است؛ هنری که در آن براق، نه صرفاً مرکب پیامبر بلکه نمادی از اتصال آسمان و زمین است. این نقاشی متعلق به اوایل دوره قاجار هم یک تصویر تاریخی و هم تمرینی بصری برای تأمل، شهود و اتصال دوباره به حقیقت مطلق است. بدین ترتیب، هنر نقاشی در دوره قاجار و به ویژه آثار تصویری مذهبی مانند معراج را می توان مصداقی از هنر به مثابه ذکر دانست؛ هنری که به جای سرگرمی، به یادآوری می انجامد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان