پژوهش های تاریخی ایران و اسلام

پژوهش های تاریخی ایران و اسلام

پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان 1404 شماره 37 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

رهیافت تاریخی به شکل گیری و تاسیس مدارس ویژه اقلیت های دینی دریزد از 1175 -1357(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۱
اقلیت های مذهبی دریزد (زرتشتی، مسیحی، کلیمی) درزمینه توسعه ورشد تعلیم وتربیت وونظام آموزش وپرورش، پس از انقلاب مشروطه، از عوامل تحولات متعدد ومهم درجامعه یزد شدند وخود نیز دراین مسیرتغیرات مهمی پذیرفتند. لزوم تغیرات درسیستم آموزشی وتعلیم وتربیت احساس، و به سرعت انجام شد و یزد ازاولین شهر ها ومناطق مورد تغیر و تحول بود و ازاولین گروه هاکه مؤثردراین تغیر وتحولات که نقش پررنگی داشتند اقلیت ها بودند که ازقدیم الایام ازساکنان قدیمی دراین شهربودند. ازاولین گروه ها که نقش زیادی ایفا نمودند زرتشتیان یزدی بودند. انجمن اکابر زرتشیان یزدی ساکن درهند که کاملا عرق و وابستگی به سرزمین مادری احساس می کردند وخاطرات آثارخوش وعالی همزیستی با مسلمانان درمیان آنها دست به دست می شد، دراین تغیرو رشد بسیار مؤثربود. گسترش صنعت چاپ و روزنامه ومدارس پسرانه ودخترانه زرتشتی ومسیحی وکلیمی هم به این جریان سرعت بخشید. سؤالی که مطرح می شود این است که انگیزه ها ،دلایل، زمینه ها ونقش اقلیت های مذهبی در تشکیل ،رشد وتوسعه مدارس وآموزش وپرورش دریزد چه بوده است؟ تبیین فرضیات مطرح توصیفی-تحلیلی مبتنی برآثاراسنادی وکتابخانه ای ومصاحبه بود.
۲.

تحلیل نقاشی معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با تاکید بر دیدگاه حسین نصر به هنر دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
آثار اسلامی معراج نه صرفاً روایت یک واقعه تاریخی بلکه تمثیلی بصری از سلوک به سوی حق تلقی می شوند. این نوشتار به تحلیل نگاره ای از معراج پیامبر اسلام (ص) متعلق به دوره زند و قاجار می پردازد. در این نگاره براق، مرکب پیامبر(ص) به شکلی نمادین و اسطوره ای به تصویر کشیده شده و این تصویر، بستری برای تبلور مفاهیم قدسی در هنر سنتی است. این پژوهش با هدف، بررسی ویژگی های ساختاری اثر معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با توجه به دیدگاه حسین نصر به هنر دینی، به مطالعه بخش های گوناگون این اثر پرداخته است. سوال این پژوهش عبارت است از: نقش مایه براق در نقاشی معراج متعلق به دوره زند و قاجار را چگونه می توان بر مبنای آرای حسین نصر به هنر دینی، مورد تحلیل و توصیف قرار داد؟ گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، به وسیله تحلیل اثر در بستر نگاه حسین نصر صورت گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که اثر نامبرده، مصداقی از هنر اسلامی در خدمت تعالی معنوی و سلوک باطنی است؛ هنری که در آن براق، نه صرفاً مرکب پیامبر بلکه نمادی از اتصال آسمان و زمین است. این نقاشی متعلق به اوایل دوره قاجار هم یک تصویر تاریخی و هم تمرینی بصری برای تأمل، شهود و اتصال دوباره به حقیقت مطلق است. بدین ترتیب، هنر نقاشی در دوره قاجار و به ویژه آثار تصویری مذهبی مانند معراج را می توان مصداقی از هنر به مثابه ذکر دانست؛ هنری که به جای سرگرمی، به یادآوری می انجامد.
۳.

تحول نهاد امامت جمعه در ایران معاصر؛ مطالعه موردی تبارشناسی و تحلیل اقتدار مذهبی خاندان امام جمعه زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳۴
در جامعه زنجان، خاندان های متعددی در کسوت های سپاهی(قشون نظامی)، علمی، دیوانی و مذهبی نقش آفرینی کرده اند؛ برخی حذف شده اند و تعدادی با عبور از فرازوفرودهای تاریخی، به حیات اجتماعی و سیاسی ادامه داده اند. خاندان حسینی زنجانی، در جایگاه امامت جمعه و تولیت موقوفات مسجد جامع، از اواخر دوره قاجار تاکنون، یکی از نهادهای خاندانی مؤثر در ساختار قدرت محلی بوده است. پیوند این خاندان با منابع مشروعیت مذهبی (فقاهت، نسب، مناسک) و سازوکارهای قدرت سیاسی (روابط با دولت، نهادهای امنیتی، ساختارهای انقلابی)، زمینه ساز استمرار اقتدار مذهبی سیاسی آنان در بستر تحولات محلی و ملی شده است. پرسش اصلی مقاله آن است که نهاد امامت جمعه در زنجان چگونه در قالبی خاندانی، از دوره قاجار تا جمهوری اسلامی، شکل گرفت، تثبیت شد و در مواجهه با تحولات سیاسی اجتماعی، بازآرایی نهادی یافت؟ براساس مدعای پژوهش، این خاندان با بهره گیری هم زمان از سرمایه نمادین مذهبی و پیوند با ساختار قدرت، توانسته است اقتدار خود را در طول بیش از یک قرن بازتولید و تثبیت کند. این استمرار، علی رغم مواجهه با بحران های مشروعیت، فرسایش سرمایه نمادین، و چالش های اقتصادی سیاسی، از راه سیاست های احیاگرانه نسل های بعدی و بازآرایی نهادی در بستر تحولات محلی و ملی، امکان پذیر شده است. مقاله حاضر با تکیه بر اسناد خاندانی و سازمانی، منابع کتابخانه ای و مطبوعاتی، به شیوه توصیفی تبیینی، به بررسی تاریخی و نهادی این استمرار و تحول پرداخته است.
۴.

نقش عوامل خارجی در شکل گیری و تقویت گروه طالبان در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
ظهور جریان طالبان در افغانستان و تسلط آنان بر این کشور، در میان احزاب و گروه های سیاسی مختلف، در دو مقطع زمانی 1996 تا 2001 و 2021 تاکنون، نمی تواند بدون توجه به مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی تحلیل شود. مسئله اصلی این مقاله، یافت این پرسش اساسی است که عوامل موثر خارجی بر ظهور طالبان و تسلط آنان بر افغانستان چیست؟ فرضیه اصلی این تحقیق بر این مبنا استوار است که دخالت کشورهای خارجی، از جمله ایالات متحده، عربستان سعودی و به ویژه پاکستان، نقش تعیین کننده ای در ظهور و تسلط این گروه بر کشور افغانستان ایفاکرده است.به دلیل ماهیت تاریخی این مقاله ، رویکرد غالب آن،کیفی و تحلیلی است که با به کارگیری روش گردآوری اسناد و منابع به صورت کتابخانه ای و استفاده از داده های معتبر موجود در پایگاه های اطلاعاتی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل خارجی، شامل متغیرهایی نظیر حضور ارتش سرخ در خاک افغانستان و رویارویی کمونیست ها با باورهای دینی مردم افغانستان، همچنین دخالت ایالات متحده و پشتیبانی عربستان سعودی و پاکستان، از جمله عواملی هستند که موجب ظهور و تسلط گروه طالبان بر افغانستان شده اند. مقاله حاضر ضمن تحلیل ابعاد مختلف این موضوع، تلاش دارد تا روشن گر نقش کلیدی عوامل خارجی در تحولات افغانستان باشد و به درک بهتر زمینه های تاریخی و سیاسی این پدیده کمک کند .
۵.

راهبردهای سیاسی و نظامی باد بن دوستک در برابر عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی با تاکید بر الگوی تاریخی ابن خلدون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۴
جستار حاضر به بررسی و تحلیل راهبردهای سیاسی و نظامی «باد بن دوستک» بنیان گذار حکومت بنی مروان در دیاربکر در مواجهه با عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی پرداخته و این کنش ها را در چارچوب الگوی تاریخی ابن خلدون تحلیل کرده است. این پژوهش بر آن است تا با بهره گیری از منابع تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، نشان دهد که شکل گیری قدرت باد در بستر انحطاط و فروپاشی تدریجی حکومت مرکزی آل بویه و با اتکا به نارضایتی اجتماعی و موقعیت جغرافیایی ویژه ثغور و نیز فرصت به دست آمده از خلا قدرت و اختلافات داخلی پس از درگذشت عضدالدوله رخ داد. باد با بهره گیری از سیاست های واقع بینانه، از جمله اتحاد با امپراتوری روم، و اجرای جنگ های نامنظم در مناطق صعب العبور، توانست به رغم مخالفت دستگاه خلافت عباسی، مشروعیت و نیروی مردمی لازم را برای تأسیس حکومتی محلی فراهم آورد. در مقابل، عضدالدوله و صمصام الدوله دیلمی با رویکرد نظامی متداول و متمرکز به مقابله برخاستند؛ اما به دلیل محدودیت نفوذ در ثغور مطابق با الگوی تاریخی ابن خلدون و نیز به سبب مواجهه با بحران های داخلی پس از مرگ عضدالدوله، نتوانستند موفقیتی پایدار به دست آورند. این مقاله ضمن تحلیل تطبیقی این دو راهبرد، نشان می دهد که چگونگی بهره گیری از ضعف ساختارهای مرکزی، توان مردمی، و اعمال قدرت در ثغور ، می تواند زمینه ساز ظهور دولت های محلی شود؛ همان گونه که ابن خلدون آن را در نظریه ی انتقال قدرت با بهره مندی از موقعیت نواحی مرزی تبیین کرده است.
۶.

بازپیکربندی هویت ایرانی در ایالت جبال پس از فتح اسلامی تا تثبیت قدرت های محلی؛ (تحلیلی جامعه شناسی تاریخی از دین، قدرت و مقاومت فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳
این پژوهش با رویکرد جامعه شناسی تاریخی، فرایند بازپیکربندی هویت ایرانی در ایالت جبال را از زمان فتح اسلامی تا تثبیت قدرت های محلی مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش با عبور از روایت های خطی تاریخ نگارانه، تلاش کرده است تا پویایی های دین، قدرت و فرهنگ را در بستر گذار از ساختارهای پیشااسلامی به نظم خلافت اسلامی تحلیل کند و نشان دهد این گذار چگونه به بازآرایی تدریجی عناصر هویتی ایرانی انجامیده است.روش تحقیق در این پژوهش، مبتنی بر تحلیل تاریخی انتقادی و مطالعه منابع متقدم تاریخی، جغرافیایی و ادبی است و داده ها با تمرکز بر مناسبات قدرت و نقش کنشگران اجتماعی بازخوانی شده اند.یافته ها نشان می دهد که تحول دینی در جبال صرفاً جایگزینی آیینی نبود، بلکه عرصه ای برای رقابت بر سر معنا و مشروعیت اجتماعی بوده است.نخبگان ایرانی با اتکا به میراث فرهنگی و تاریخی خود و در چارچوب نظم جدید سیاسی، به بازتعریف هویت ایرانی و کسب موقعیتی تازه در ساختار قدرت دست یافتند. تثبیت قدرت خاندان های محلی، به ویژه آل بویه و آل زیار، نیز به شکل گیری موازنه ای میان اقتدار خلافت و سنت های ایرانی انجامید.نتایج پژوهش نشان می دهد که بازپیکربندی هویت ایرانی در جبال فرایندی تدریجی و چندبعدی بود که از تعامل دین، قدرت و منابع نمادین در بستر تاریخی شکل گرفت.
۷.

امکان سنجی جعل و بازسازی هماهنگ تاریخ اسلام در دوره عباسیان؛ نقد نظریه های تجدیدنظرطلبانه با تکیه بر منابع غیراسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۶
دیدگاه های تجدیدنظرطلبانه بر آن اند که اسلام یک جنبش یهودی-مسیحی بود که در مناطق شمالی تر شکل گرفت و بعدها توسط عباسیان به عنوان دینی با مرکزیت مکه بازنویسی شد؛ لذا تکیه بر منابع اسلامی برای بررسی هویت و تاریخ این آیین نیز با چالش جدی مواجه است. این پرسش پژوهش در صدد آن است که وقوع چنین جعل گسترده ای را توسط حکومت عباسی امکان سنجی نماید. پرسش اصلی این است که آیا اساساً عباسیان از زیرساخت های مورد نیاز برای چنین اقدام عمده و مهمی برخوردار بودند تا حدی که بتوانند روایات سنتی اسلام را بازنویسی یا آیین جدیدی تحمیل کنند؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیل منابع غیراسلامی هم عصر عباسیان و متأخر از آنان و گزارش هایی درباره برخی شواهد مادی است. یافته ها نشان می دهند که ناپایداری سیاسی ناشی از تفرقه های داخلی، رقابت های خانوادگی و شورش های منطقه ای، انسجام خلافت را تضعیف کرده بود. گستردگی جغرافیایی امپراتوری نیز، همراه با تنوع فرهنگی و سیاسی جوامع غیرعرب یکسان سازی روایی را غیرممکن می ساخت. از سوی دیگر تنوع مذهبی و قومی در میان اعراب، موجب ایجاد شبکه های روایی مستقل شده بود. همچنین تعاملات سیاسی، تجاری و فرهنگی با بیزانس، پارسیان و ارمنیان، آگاهی گسترده از روایت سنتی اسلام را تقویت می کرد. شواهد مادی، از جمله نسخه های کهن قرآن های کشف شده و کتیبه های اموی نیز تثبیت زودهنگام هویت اسلامی و وجود این موانع را تأیید می کنند. نتیجه کلی این است که موانع ساختاری و شواهد مادی، امکان جعل یا بازنویسی تاریخ اسلام را توسط عباسیان به شدت محدود و نامحتمل می سازند.  
۸.

بررسی امکان تشکیل حکومت اسلامی از دیدگاه فدائیان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
جمعیت فدائیان اسلام به رهبری طلبه جوانی به نام نواب صفوی در دهه 20 شمسی با آرمان ایجاد حکومت اسلامی، مبارزه ده ساله ای را علیه رژیم پهلوی پیگیری نمود. وی تأثیرات مهمی در تحولات آن دهه از خود بر جای نهاد. این مقاله در پی بررسی ابعاد حکومت اسلامی در اندیشه فدائیان اسلام است تا به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا براساس اندیشه و آراء جمعیت فدائیان اسلام، ایجاد حکومت اسلامی در ایران امکان پذیر بوده است؟ مقاله حاضر برای دستیابی به پاسخ مستدل این پرسش با بهره گیری از روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از روش گردآوی اطلاعات تاریخی کتابخانه ای از منابع مرتبط و به جا مانده از فدائیان اسلام بهره برده است. با تحلیل اطلاعات و ساماندهی آن ها ذیل 5 مؤلفه 1- امکان تولید نظریه حکومت اسلامی 2- توانایی تولید نظریه حکومت اسلامی 3- منابع ایجاد حکومت اسلامی 4- راهبردهای ایجاد حکومت اسلامی و 5- راهکارهای ایجاد حکومت اسلامی در اندیشه آن جمعیت، چنین به نظر رسید که فدائیان در تمامی مؤلفه ها دچار نواقص عدیده ای بوده اند و ایجاد حکومت اسلامی براساس اندیشه و آراء آنان امکان پذیر نبوده است.
۹.

تاریخ نگاری نیشابور و آسیب شناسی پژوهش در دوره معاصر با تکیه بر نگارش پایان نامه های دانشگاهی (1357-1404ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۵۱
نیشابور به واسطه برخورداری از پیشینه تمدنی (از دوره باستان تا معاصر)، از ظرفیت ممتازی جهت پژوهش در گرایش های گوناگون تاریخ برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی تحلیلی تولیدات دانشگاهی در حوزه تاریخ پژوهی نیشابور در بازه زمانی ۱۳۵۷–۱۴۰۴ش، با اتکا به روش شناسی ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و کمیِ ۳۴ پایان نامه) است. پرسش کانونی این پژوهش بر شناسایی الگوهای تکرارشونده، کاستی های روش شناختی و گسست های معرفتیِ کارنامه تاریخ پژوهی نیشابور با تکیه بر پایان نامه ها متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که ۸۵٪ پژوهش ها در انحصار زمانی خاص بوده (قرون ۳–۷ق) و ادوار پیشااسلامی و تحولات معاصر (از دوره صفوی تا انقلاب اسلامی) کمتر مورد بررسی قرار گرفته اند. از سوی دیگر، سلطه گفتمان سیاسی-مذهبی (۷۰٪ عناوین) نیشابور را صرفاً به صحنه کنش نخبگان محدود ساخته و از توجه به دیگر طبقات خودداری شده است. بحران روش شناختی نیز در اتکای ۹۴٪ پژوهش ها به متون کلاسیک، فارغ از توجه به رهیافت های باستان شناسی شهری، منابع آرشیوی و یا تحلیل گفتمان به تولید روایت های توصیفی انجامیده است. همچنین، ناترازی مقاطع (۹۱.۲٪ کارشناسی ارشد در مقابل ۸.۸٪ دکتری) و پراکندگی جغرافیایی شکننده (تمرکز ۶۲.۵٪ تولیدات در تهران و مشهد ۱۵.۶٪ در نیشابور)، دیگر آسیب مشهود است می شود. درمجموع، هرچند تاریخ پژوهی نیشابور در عرصه پایان نامه ها طی یک دهه اخیر با رشد کمی همراه گردیده، اما فاقد پیوستار تمدنی، تنوع موضوعی و عمق روش شناختی لازم برای بازخوانیِ چندلایه تاریخ نیشابور است. راهکارهای پیشنهادی برای توقف و اصلاح این چرخه معیوب، اتخاذ رویکردهای میان رشته ای، توسعه زیرساخت های پژوهشی و بازتعریف نقش دانشگاه نیشابور به عنوان کانون پژوهش های بومی است.
۱۰.

نقش بحران های سیاسی و مذهبی خلافت فاطمی در صور ت بندی انگاره ی امامت اسماعیلیه، مطالعه موردی اثبات الامامه از احمد بن ابراهیم نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۹
نظریه ی امامت شیعیان برخلاف اهل سنت پیشینی است. با این وجود الزامات حکومت داری در مصر، تغییراتی در تفسیر خلافت فاطمی از مسأله ی امامت ایجاد کرد. خلافت الحاکم بامرالله بزنگاهی است که سازمان دعوت اسماعیلی را به این گذار از نظریه پردازی پیشینی به تأمل پسینی در واقعیت های سیاسی سوق داد. با عطف نظر به اهمیتی که این گذار در تاریخ تفکر شیعی دارد، مقاله درصدد پاسخ بدین پرسش برآمد که بحران های سیاسی و مذهبی خلافت الحاکم چه نقشی در صورت بندی انگاره یِ امامت اسماعیلیه ایفا کرد؟ رهیافت نگارندگان جهت پاسخ بدین پرسش مطالعه ی موردی «اثبات الامامه» نیشابوری از چشم انداز بصیرت های تاریخ انگاره است. کاربست این رهیافت ما را بدین نتیجه رهنمون می نماید که تغییرات افراطی سیاست های الحاکم، تردیدهایی که القادر بالله عباسی در نسب علوی فاطمیان ایجاد نمود و تضعیف مشروعیت فاطمیان تحت تأثیر باورهای غالیانه به اولوهیت الحاکم، بحران هایی بود که نیشابوری را به بازپرداختی پسینی از انگاره ی امامت اسماعیلیه واداشت. بدین ترتیب، نیشابوری نه تنها از بایستگی امامت منصوص به معنای شیعی اش دفاع کرد، بلکه بر آن شد تا حامیان دولت فاطمی که تحت تأثیر رویه ی حکومت داری الحاکم دچار تردید شده بودند را اقناع سازد. لذا سعی کرد تا مردم را در پرتو مفاهیمی همچون ضرورت اطاعت از امام خیرخواه به دامان خلافت فاطمی بازگرداند. به همین ترتیب تلون مزاج سیاسی خلیفه را با استناد به الزامات حاکمیت بر مردمی که واجد روحیات متغیر و متفاوتی هستند توجیه نمود.
۱۱.

نقش موقوفات خاندان محسنی در تداوم ساختار قدرت محلی اراک (۱۲۶۴–۱۳۲۰ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
حاج آقا محسن عراقی یکی از مالکان و واقفان صاحب نفوذ استان مرکزی در دوره قاجار است که در تحولات سیاسی و اجتماعی اراک نقشی اساسی ایفا نوده است. این پژوهش با اتکا به اسناد و مدارک تاریخی، مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی و متون اداری عصر قاجار، نقش او و خاندان محسنی را در مدیریت شبکه گسترده املاک و موقوفات و تأثیر آن بر ساختار قدرت محلی در اراک را  بررسی کرده است. و مقرر است به این شوال پاسخ دهد که: این موقوفات، در دوره پیش و پس از حیات حاج آقا محسن، چه تاثیری  بر استمرار یا تحول الگوهای قدرت محلی  داشته اند؟  و انقلاب مشروطه تا چه حد توانست در مناسبات سنتی ارباب رعیتی و نظام وقف مداخله نماید؟ یافته های پژوهش نشان می دهد خاندان محسنی با تکیه بر دارایی های گسترده خود، علی رغم اعتراضات رعایا، تا پایان دوره ناصری و حتی پس از مشروطه توانستند جایگاه اجتماعی و سیاسی خویش را حفظ کنند. بررسی مشروح مذاکرات مجلس نیز بیانگر آن است که علی رغم  انتقادهای متعدد نسبت به شیوه زمین داری و نحوه مدیریت موقوفات این خاندان، اراده ای مؤثر برای دگرگونی ساختاری در میان نمایندگان وجود نداشت و اعتراضات علیه آنان عملاً بی نتیجه ماند. بدین ترتیب، ورثه حاج آقا محسن در سایه تحولات سیاسی عصر مشروطه همچنان نفوذ اقتصادی و اجتماعی خود را تداوم بخشیدند و شکایات دادخواهان نیز به نتیجه ای نرسید.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۵