امیر مرادی

امیر مرادی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۴۲.

Phenomenology of the Challenges of Education in the E-learning Ecosystem and the Competencies Required for Effective Participation in this System(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۸
The present research aims to explore phenomenologically the challenges of education in the ecosystem of electronic learning and the competencies required for effective participation in it. For this purpose, a qualitative approach was employed, utilizing phenomenological methods to identify and represent the phenomenon under investigation. Data were collected through purposeful sampling and semi-structured in-depth interviews with sixteen active teachers and principals in the new ecosystem and were analyzed based on the Colaizzi model. The tenth interview achieved theoretical saturation of the data; however, to ensure the validity of the findings, interviews continued until the sixteenth participant." The analysis of data obtained from the interviews led to identifying two categories (challenges and competencies) and ten main themes. The challenges of the new ecosystem include the lack of traditional communication, the neglect of the topic of education, the prevalence of academic dishonesty, the invasion of privacy, the lack of seriousness regarding the ecosystem, and the emergence of false confidence. The competencies required for the new ecosystem include operational, cognitive, collaborative, and self-directed competencies. In conclusion, it can be stated that education in the new ecosystem faces numerous challenges and requires a form of transformation in educational design. Therefore, improving its quality necessitates a shift in perspective from the authorities and moving away from these views that take education as temporary, part-time, or of secondary importance.
۴۳.

آسیب شناسی کلاس های چندپایه در زیست بوم جدید و راهکارهای بهبود کیفیت آموزش آن: مطالعه ای پدیدارشناسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی کلاس های چندپایه در زیست بوم جدید در دوران پاندمی کرونا و شناسایی راهکارهای بهبود کیفیت آموزش آن در دوران پساکرونا انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کیفی است که با روش پدیدارشناسی انجام شد. داده ها با استفاده از روش نمونه گیری زنجیره ای یا گلوله برفی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با چهارده نفر از آموزگاران سرآمد کلاس های چندپایه گردآوری و بر اساس الگوی کلایزی تحلیل گردید. در یازدهمین مصاحبه، اشباع نظری داده ها حاصل شد، اما به منظور اعتباربخشی یافته ها، مصاحبه تا چهاردهمین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی دو مقوله، شش مضمون اصلی و بیست مضمون فرعی گردید. آسیب های شناسایی شده کلاس های چندپایه در زیست بوم جدید شامل عدم امکان تدریس تلفیقی، فقدان فنون مدیریت کلاس الکترونیکی، تشدید نابرابری و بی عدالتی آموزشی، دشواری برنامه ریزی درسی، دشواری مدیریت زمان (آسیب های آموزشی)، غفلت از تفاوت های فردی، مغفول ماندن دروس آزمایشگاهی و عملی، رشد اهمال کاری تحصیلی و تهدید سلامت روان (آسیب های فردی)، کاهش مشارکت خانواده ها و بدبینی به زیست بوم جدید (آسیب های خانوادگی) بود. راهکارهای بهبود کیفیت آموزش آن شامل بهره گیری از یادگیری ترکیبی، توانمندسازی آموزگاران، تلفیق محتوا در دروس چندپایه، توجه به دروس آزمایشگاهی، عملی و تربیتی و راه اندازی و تجهیز کتابخانه کلاسی (راهکارهای آموزشی)، تدوین و توزیع بسته یادگیری خودآموز و ارتقای بهداشت روان (راهکارهای فردی)، تقویت سواد فناورانه خانواده ها و تعالی تعامل خانواده و مدرسه (راهکارهای خانوادگی) بود. نتیجه گیری پایانی نشان داد؛ آموزش الکترونیکی به عنوان مکمل آموزش حضوری امکانات و قابلیت های کم نظیری برای بهبود کیفیت آموزش در کلاس های چندپایه دارد
۴۴.

بررسی تطبیقی تربیت قرآنی از دیدگاه شهید مرتضی مطهری و محمد قطب

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۷
ضرورت پرداختن به بحث تربیت قرآنی بر کسی پوشیده نیست، اما به پژوهش های جامع، نوپردازانه و اصیل در منابع دینی نیاز است. هدف پژوهش، بررسی مقایسه ای آراء شهید مطهری و قطب درباره تربیت قرآنی است. سوال اصلی پژوهش این است که وجوه اشتراک و افتراق دیدگاه های شهید مطهری و قطب در زمینه تربیت قرآنی چیست؟ روش پژوهش کیفی، از نوع توصیفی- تحلیلی- استنباطی می باشد که پس از مطالعه اسنادی (کتابخانه ای)، بر اساس روش تطبیقی و مقایسه ای تلاش شده است تا وجوه اشتراک و افتراق آراء این دو اندیشمند در حوزه های مختلف تربیت قرآنی استخراج شود. نتایج پژوهش نشان داد؛ که در بحث انسان شناسی، هر دو معتقد به ابعاد وجود انسان (جسمی، عقلی، روحی) و پرورش آن ها می باشند و برای پرورش آن برنامه دارند، اما مطهری انسان کامل را پیامبر (ص) و امامان (ع) می داند که هیچ کس به پای آن ها نمی رسد، در حالی که قطب معتقد است؛ بعد از پیامبر (ص) می توان با تربیت ابعاد سه گانه انسان طبق قرآن و سنت، جایگاه او را خیلی بالا برد. در مجموع؛ هر دو متفکر تقریباً نگاهی نزدیک به هم دارند که بیشتر برگرفته از قرآن و سنت می باشد، اما شهید مطهری از فلسفه و سایر منابع نیز استفاده می کند، بنابراین دیدگاه وی گسترده تر و جامع تر از دیدگاه قطب است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان