خلیل اسماعیل پور

خلیل اسماعیل پور

مدرک تحصیلی: دانشیار روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۹ مورد از کل ۴۹ مورد.
۴۱.

The Effectiveness of Academic Life Skills and Self-Regulation of Motivation Training on Academic Motivation of Senior High School Female Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۹۳
In today's educational world, the importance of academic life skills and self-regulated motivation for students, especially in the senior high school, has been noted repeatedly. Thus, the purpose of this research was to investigate the effectiveness of teaching life skills and self-regulation of motivation on the academic motivation of female students of the senior high schools. This research is a quantitative applied study adopting a quasi-experimental design, with a pre-test/post-test and a control group. The statistical population included 31180 female students of the senior of high schools in Tabriz in the academic year of 2021-2022. From this population, 90 students were selected by multi-stage cluster random sampling method and were randomly divided into three groups with 30 participants. The control group received its traditional instruction while the first and second experimental groups received educational life skills and self-regulated motivation interventions respectively for eight sessions of two hours. The instruments included the academic motivation questionnaire (Vallerand et al., 1992). For data analysis, in addition to descriptive statistics, Shapiro-Wilk test, MANOVA, regression slope homogeneity test, Box's M Test, Leven test, MANCOVA, and Bonferroni post hoc test were used. The findings showed that the educational life skills and self-regulation of motivation training programs had a positive effect on the academic motivation of female students of the senior high schools. Also, motivational self-regulation training has a higher effectiveness in the academic motivation of the participants than teaching life skills. According to the results, it is concluded that the integration of educational self-regulation motivation and academic life skills training programs in the school environment can have positive effects on students. Schools and educational centers should look for ways to incorporate these skills into their curricula, so that students can develop the skills to manage their motivation and behaviors in a supportive and interactive environment. Also, it is important that teachers and trainers receive the necessary training to be able to effectively impart these skills to students.
۴۲.

مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۰۰
زمینه: افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و اضطراب فراگیر از سوگیری توجه رنج می برند. در این راستا، فقدان مطالعات مشابه در بررسی سوگیری توجه در گروههای مورد مطالعه، مقایسه وضعیت سوگیری توجه در گروه های با اختلال با افراد بهنجار را ضرورت می بخشد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها)، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای (پس- رویدادی) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. جهت تعیین حجم نمونه، از بین پاسخدهندگان، به صورت هدفمند 15 نفر برای هر یک از چهار گروه (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها، اضطرابی ها و بهنجار) انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های وسواسی-اجباری (مادزلی، 1997) و اضطراب (بک، 1990) به روش در دسترس جهت غربالگری دانشجویان با اختلال توزیع شد. در نهایت آزمون استروپ هیجانی (استروپ، 1935) با چهار دسته واژه شامل واژه های انزجاری، اضطرابی، وارسی و خنثی به منظور بررسی سوگیری توجه بر روی این افراد اجرا گردید. پس از اجرای آزمون ها داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه شستشوکننده در مقایسه با سه گروه دیگر به شکل معناداری دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های انزجاری (0/001≥P) بود. گروه وارسی کننده نیز دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های وارسی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) و گروه اضطرابی دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های اضطرابی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده مبنی بر سوگیری توجه بیشتر در افراد دارای اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) و اختلال اضطراب فراگیر نسبت به گروه بهنجار، پیشنهاد می گردد از طریق اجرای مداخلات درمانی و توانبخشی شناختی مبتنی بر ارتقاء تمرکز به کاهش سوگیری توجه در دو گروه اقدام نمود.
۴۳.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی بر اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۴
هدف از این تحقیق مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی تحصیلی و خودتنظیمی انگیزشی بر اضطراب امتحان بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه عبارت از کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نواحی پنج گانه آموزش و پرورش شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۰ – ۱۴۰۱ بود. از بین جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، تعداد ۷۷ دانش آموز که نمره بیشتری از نمره برش مقیاس اضطراب امتحان داشتند، به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری داده ها پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون بود. بسته آموزش مهارت های زندگی تحصیلی در گروه آزمایشی اول و بسته آموزش راهبردهای خودتنظیمی انگیزش بر روی گروه آزمایشی دوم انجام شد. بر روی گروه کنترل مداخله ای صورت نگرفت. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر مهارت های زندگی تحصیلی و راهبرد های خودتنظیمی انگیزش بر اضطراب امتحان (01/0P< ، 67/8 = (48 و 1)F) متفاوت بوده است. می توان نتیجه گرفت که تأثیر راهبردهای خودتنظیمی انگیزش بر اضطراب امتحان بیشتر از آموزش مهارت زندگی تحصیلی بوده است.
۴۴.

نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۲۲
زمینه و هدف: خودکشی، یکی از مسائل جدی و مهم در حوزه سلامت روان دانشجویان است. بنابراین شناسایی عوامل خطر مؤثر در خودکشی دانشجویان می تواند زمینه لازم را برای اعمال مداخلات مناسب با هدف پیشگیری و کنترل پدیده خودکشی فراهم نماید. هدف این پژوهش، تعیین نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان بود. مواد و روش: این مطالعه با توجه به هدف از نوع بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی -همبستگی بود . جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در نیمسال تحصیلی اول 1402-1403 بود که از بین آن ها، ۳۷۶ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس افکار خودکشی (بک،1979)، پرسش نامه ترومای کودکی ( برنشتاین و همکاران،2003)، پرسشنامه سبک های اسنادی (پیترسون و همکاران،1982) و مقیاس شرم درونی شده (کوک، 1993) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و روش تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تجارب آسیب زای دوران کودکی (آزار عاطفی، آزار جنسی، آزار فیزیکی، غفلت عاطفی، غفلت جسمی)، سبک اسنادی منفی و شرم درونی با افکار خودکشی ، همبستگی مثبت و معنی دار و بین سبک اسنادی مثبت با افکار خودکشی ، همبستگی منفی و معنی دار وجود دارد (P<0.01). هم چنین ، تحلیل رگرسیون نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده، پیش بینی کننده معنادار افکار خودکشی دانشجویان هستند (P<0.01). نتیجه گیری : تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده به عنوان عوامل پیش بینی کننده مهم در افکار خودکشی دانشجویان مطرح هستند. پیشنهاد می شود که روان شناسان و متخصصان جهت کاهش افکار خودکشی دانشجویان نقش این متغیرها را مورد توجه قرار دهند.
۴۵.

نقش سبک های دلبستگی در اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.
۴۶.

رابطه بین سبک های فرزندپروری و خودجرحی بدون قصد خودکشی در نوجوانان با میانجی گری سبک های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های فرزندپروری و خودجرحی بدون قصد خودکشی در نوجوانان با میانجی گری سبک های هویتی انجام شد. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم (پایه دهم تا دوازدهم)، در سنین 14 تا 19 سال شهر بیرجند در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آن ها 397 نفر با روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (PSQ، 1991)، پرسشنامه سبک های هویتی بروزنسکی (ISI، 1989) و سیاهه خودگزارشی رفتارهای خودآسیب رسان کلونسکی و گلن (ISAS، 2009) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک های فرزندپروری مختلف (مقتدرانه، مستبدانه، سهل گیرانه) می توانند هم به طور مستقیم و هم از طریق سبک های هویت (اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی) به طور غیرمستقیم رفتار خودجرحی در نوجوانان را پیش بینی کنند (001/0>P). سبک های هویت نیز به تنهایی با خودجرحی ارتباط معنادار دارند. بنابراین، سبک فرزندپروری با نقش میانجی سبک هویت، در تبیین خودجرحی نوجوانان نقش مهمی دارد.
۴۷.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی بر اضطراب جدایی، حساسیت اضطرابی و تنظیم هیجانی کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کودکان پیش دبستانی مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شهر تبریز در سال 1402 بودند. از این جامعه آماری، 45 کودک به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی (درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه، طرحواره درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه های آزمایشی با توجه به گروهی که در آن قرار داشتند 9 جلسه درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه یا 8 جلسه طرحواره درمانی را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سنجش اضطراب جدایی- نسخه والدین، چک لیست تنظیم هیجان و مقیاس حساسیت اضطرابی کودکان بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه و طرحواره درمانی در مقایسه با گروه کنترل بر کاهش اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی مؤثر هستند. همچنین درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش حساسیت اضطرابی و مؤلفه منفی گرایی تنظیم هیجانی نسبت به طرحواره درمانی مؤثرتر عمل کرده است. نتیجه گیری: مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کنش انعکاسی مادرانه در کاهش نشانه های اضطرابی و مشکلات هیجانی کودکان پیش دبستانی رویکرد درمانی مناسب تری است.
۴۸.

رابطه خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته با نشانه های اختلال شخصیت مرزی به واسطه همدلی و تحمل پریشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
تظاهر اصلی اختلال شخصیت مرزی، الگوی نافذ از بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره، عواطف و تکانشگری بارز است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه خودشیفتگی آسیب پذیر، مکانیسم های دفاعی رشدنیافته با نشانه های اختلال شخصیت مرزی به واسطه همدلی و تحمل پریشانی بود. جامعه پژوهش را دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 340 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل خودشیفتگی مرضی پینکوس و همکاران (2009)، مقیاس اختلال شخصیت مرزی کلاریچ و بروکس (1984)، پرسشنامه سبک های دفاعی (اندروز، سینگ و باند، 1993)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و پرسشنامه همدلی جولیف و فارینگتون (2006) بود. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و Amos-24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثر مستقیم متغیرهای خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته بر نشانه های اختلال شخصیت مرزی معنی دار است. اثر مستقیم متغیر های خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته بر همدلی و تحمل پریشانی معنی دار است. همچنین، خودشیفتگی آسیب پذیر و مکانیسم دفاعی رشدنیافته به صورت غیرمستقیم از طریق نقش میانجی همدلی و تحمل پریشانی توانایی پیش بینی نشانه های اختلال شخصیت مرزی را دارند. لذا یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی و طراحی مداخلات درمانی مورد استفاده قرار گیرد تا دانشجویان کمتر در معرض آسیب های حاصل از نشانه های اختلال شخصیت مرزی قرار گیرند.
۴۹.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدّت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به متخصص مغز و اعصاب شهر ارومیه به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی را به مدت یازده جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند و در گروه کنترل مداخله ای ارائه نشد. گردآوری داده ها با پرسشنامه های درد مک گیل (MPQ)، کنترل هیجانی (ECQ2) و سردرد میگرن اهواز (AMQ) استفاده شد. تحلیل کواریانس نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی بازداری هیجانی، نشخوار ذهنی، سردرد و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی را به طور معناداری کاهش می دهد (P<0.05). یافته های پژوهش حاضر گویای آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی رویکردی اثربخش برای بهبود کنترل هیجانی و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی بوده و می تواند در این گروه به طور کاربردی و موثری مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان