برای ارزیابی عملکرد طرح های اقتصادی- توسعه ای و رتبه بندی آنها در مقایسه با یکدیگر، روش های گوناگونی وجود دارد. این روش ها هم بر رویکردهای کمی است و هم کیفی. اما با توجه به اینکه واقعیت های پیرامون ما بر عدم دقت بنا نهاده شده و روشهای کمی بر خلاف نامشان، از صحت کافی برخوردار نیستند، بنابراین کارایی لازم در فضای تصمیم گیری کیفی را ندارند و روش های کیفی ارجح ترند. به همین دلیل بهکارگیری روشهای کیفی به منظور استفاده از طیف گسترده تری از نظرات افراد خبره در فراگرد تصمیم سازی و تصمیم گیری، سبب ارتقای سطح اعتبار یافته های علمی پژوهشگران و افزایش قابلیت اطمینان فضای تصمیم گیری مدیران و سیاستگذاران می شود. این مقاله، یافتههای مطالعه ای را ارایه می کند که با استفاده از روش تحلیل محتوا، ابتدا با رویکردی سیستمی و تکیه بر "مدل ریاضی اصیل"، به ارزیابی و تحلیل عملکرد طرح های اقتصادی- توسعه ای غرب مازندران پرداخته و در ادامه با استفاده از روش یاگر، به امتیازدهی و رتبه-بندی آنها میپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد طرح های اقتصادی- توسعه ای آن منطقه بیش از آنکه منفعت زا عمل کنند، گاهی توسع? ناحیه ای و محلی را در آن منطقه به سمت ناپایداری سوق داده اند. ارایه سیاست های بهینه برای انتقال وضع موجود در آن منطقه به سمت موقعیتی مطلوب تر (از نظر پایداری توسعه)، از یافته های تکمیلی این مطالعه است.
به رغم این که مفهوم راهبردهای توسعه شهری حدود 2 دهه است وارد ادبیات مدیریت شهری شده اما رویکرد غالب به توسعه در سیستمهای مدیریت شهری در کشور ما به گونهای استکه تنها در حد هدایت و راهبری طرح های هادی یا جامع شهری، تغییرات کاربری واحدها و گسترش سرمایههای فیزیکی محدود مانده است. به عبارت دیگر پارادایمهای غالب در فرایند توسعه شهری در ایران، طوری شکل گرفته استکه بیشتر به بعد اقتصادی توسعه توجه دارد. این در حالی استکه در دنیای امروز، استراتژی¬های توسعه اقتصادی بدون در نظر داشتن ابعاد انسانی، اجتماعی و زیست محیطی آن، پویاییهایی را ایجاد می¬کند که به موجب آن، عوامل اصلی توسعهیافتگی به جای آن که به عنوان پیشران برای فرآیند توسعه عمل کنند، با تأخیرهای زمانی، در مقابل توسعه قرار میگیرند. در این حالت، اینگونه توسعهها را ناپایدار تلقی میکنند. این نوشتار یافتههای مطالعهای را ارایه میکند که با استفاده از روش وزندهی ترجیحی(PW)، وضعیت پایداری توسعه محلی را در کلاردشت مورد سنجش و بررسی قرار داده است. در این مطالعه پس از نمونهگیری، سنجش، پردازش و پایش دستاوردها و پیامدهای منفی حاصل از توسعه محلی کلاردشت در20 سال گذشته و مقایسه آن با استانداردهای بینالمللی ارایه شده برای سنجش پایداری توسعه، جهت میل توسعة محلی این منطقه از کشورمان به سمت پایداری، سیاست های مناسب پیشنهاد میشود.
WTO به عنوان یکی از 118 مؤلفه پارادایم موج سوم و همچنین تغییر نقش خودروسازان و تأمین¬کنندگان در زنجیره¬ ارزش خودرو و ظهور خودروسازان صاحب برند با محصولات جدید و متفاوت با قرن 20 در صنایع خودروسازی جهانی، جدی¬ترین چالشهای استراتژیک برای خودروسازان نوپای منطقه¬ای، بویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب می¬آیند. این مقاله یافتههای مطالعهای را ارائه میدهد که موتورهای رشد و موانع یادگیری را در شرکتهای خودروساز ایرانی بررسی کرده است. همچنین این پژوهش ابتدا با استفاده از متدولوژی SD اوضاع رقابت را در شرکت ایران خودرو (که به عنوان پایلوت جهت بهکارگیری نتایج حاصل از تحقیق درنظر گرفته شده)، درمقایسه با سایر رقبای داخلی آن مدلسازی و بررسی کرده است؛ سپس با اعمال دو گزینه استراتژیک سناریو به مدل، اوضاع رقابت پذیری بخش صنعت خودروی ایران را در یک محیط رقابتی واقعی و با حضور سایر رقبای خارجی شبیه¬سازی میکند. این دو سناریو بیان می¬دارند که اگر زیرساختهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه WTO در بخش صنعت خودرو، تقویت بشوند و یا نشوند، موتورها و موانع رشد برای شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودروی ایران (در حوزه کلان) چه میباشند؟ در نهایت سیاستهای تکمیلی جهت رشد شرکتهای خودروساز ایرانی در شرایط رقابت کامل مورد آزمون و بررسی قرار گرفته و پیشنهادهای لازم جهت بقای آنان ارائه می¬شود.
در این مقاله الزامات بسترسازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودروسازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی (WTO) مورد بررسی قرار خواهد گرفت . ابتدا با استفاده از روش شناسی (متدولوژی) SD اوضاع رقابتی شرکت ایران خودرو (به عنوان پایلوت جهت بکارگیری نتایج حاصل از تحقیق) برای زمانهای قبل از پیوستن ایران به WTO و در مقایسه با سایر رقبای داخلی ، مدل سازی شده و سپس با اعمال دو سناریو به مدل ، مبنی بر اینکه اگر بستر سازیهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه WTO در بخش صنعت خودرو صورت بپذیرد و یا نپذیرد ، ...
"رشد ایستای سرمایه های انسانی و کاهش سرمایه های اجتماعی و طبیعی از پیامدهای توجه و تمرکز صرف سیاستگذاران کلان کشورمان به بعد اقتصادی توسعه است. همچنین همسان انگاری برخی مفاهیم مرتبط با توسعه (همچون: گردشگری طبیعی(Ecotourism)) با مفاهیم نامرتبط با توسعه(همچون: فعل اعیان نشینی(Second Home) ) در کشور ما، سبب شده تا سیاستهای مبتنی بر سرمایه گذاری، با تاخیرهای زمانی منجر به تهی سازی سرمایه های کلیدی شود که تبعات اجتماعی را نیز به دنبال دارد.
منطقه کلاردشت در غرب استان مازندران نمونه بارز این مدعاست. این مقاله که در دو بخش به نگارش درآمده، یافته های مطالعه ای را ارایه می کند که ابتدا با رویکردی سیستمی، به عارضه یابی وضع موجود سیستمهای مدیریتی و نظام های اجتماعی کلاردشت، در 22 سال گذشته می پردازد و سپس بر ارایه مدل های دقیق ریاضی برای اندازه گیری بهره وری طرح های توسعه ای آن منطقه، متمرکز می شود.
"
"بخش نخست این مقاله در شماره پیش، به عارضه یابی وضعیت موجود سیستم های مدیریتی، نظام های اجتماعی و طرح های توسعه ای منطقه کلاردشت پرداخت و دلایل بروز ناپایداری در توسعه این منطقه عنوان شد.
در بخش دوم این مقاله که پیش روی شماست، بر ارائه مدل های دقیق ریاضی برای اندازه گیری بهره وری طرح های توسعه ای آن منطقه، متمرکز می شود.
"
سازمان تجارت جهانی ( WTO ) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم (1) ، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است ، استراتژیک ترین چالشها ، برای خودروسازان نوپای منطقه ای به ویژه شرکتهای خودروسازان نوپای منطقه ای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب می آیند . این مقاله گزیده های مطالعه ای را ارایه می دهد که الزامات بستر سازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودرو سازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است ...
در دنیای امروز هیچ چیز به اندازه خوشبختی نسل بشر اهمیت ندارد. در چند دهه گذشته و قبل از آن تنها سرانه تولید ناخالص ملی بالا نشانه کامیابی ملتها به حساب می آمد. اما دغدغه توسعه در پارادایم جدید، خوشبختی چند جانبه نسل بشر است. مقاله پیش رو، ضمن معرفی الگوهای نوظهور در مفاهیم توسعه به مرور مبانی و لزوم توجه به پایداری توسعه توسط ملتها و دلتها می پردازد.