بسیارى از صاحب نظران علت موفقیت و شکست نهادها را در تفاوت مدیریت آنها مى دانند، چرا که به واقع مدیریت عضو حیات بخش هر سازمان محسوب مى شود. امروزه با گسترش روزافزون نهادهاى رسانه اى به ویژه، مطبوعات که یکى از اثرگذارترین سیستم هاى فرهنگى جامعه محسوب مى شوند، وجود مدیران لایق و کارآمدى را مى طلبد که بتوانند موفقیت این نهادها را تضمین نمایند. از آنجایى که یکى از علل اصلى توسعه نیافتگى رسانه ها و خصوصأ مطبوعات کشور ما نیز به نوع ساختار سازمانى و شیوه نامطلوب مدیریت آنها بازمى گردد، لذا وجود پژوهشى بنیادى و کاربردى که بتواند با آسیب شناسى جریان مدیریت مطبوعات، به طرح نقایص، کاستى ها پرداخته و حداقل زمینه را براى اصلاح این نماد کلیدى جامعه فراهم آورد، ضرورى می نماید. مقاله حاضر چکیده تحقیقی است که بدین منظور در قالب یک رساله دکتری تدوین شده است . فرضیه اساسی تحقیق این است که اثبات کند ساختار و شیوه مدیریت روزنامه ها درایران ، فاقد ویژگی های اثر بخشی است . هدف از این تحقیق آن است که در ضمن بررسی ساختار با الگوهای نظری موجود ، نحوه مدیریت آنها مورد ارزیابی قرار داده و در عین حال ، رابطه و تعامل بین مدیریت مطبوعات را با مالکیت آنها بسنجد و در نهایت ، با بررسی ضعفها و مشکلات موجود در مالکیت و مدیریت سازمانهای مطبوعاتی کشور ، را ه حل های کاربردی و مناسب ، به منظور اصلاح ساختار سازمانی و شیوه مدیریت مطبوعات و در جهت نزدیکتر ساختن آنها به استانداردهای مدیریت مطلوب ، ارائه نماید . روش مورد استفاده در بخش میدانی این تحقیق ، روش دلفی است. روش دلفی ، روش پیش بینی رخدادهای آینده از طریق جمع آوری قضاوت گروهی از متخصصان و کارشناسان می باشد . به عبارت دیگر ، روشی است که از مصاحبه و پرسشنامه چند مرحله ای استفاده می شود .
فرایند جهانیسازی، مفهوم و پدپدة تازهای است که متکی بر فشردگی فزاینده زمان و فضا و افزایش آگاهی حاصل از انقلاب اطلاعات بوده و بر رویههای سیاسی ـ اقتصادی و به ویژه فرهنگ جوامع تأثیر به سزایی دارد.
این فرایند از یک سو با موفقیتهای قابلتوجهی مانند گسترش فناوریها (به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی) و پدیدههای جدید و تسهیلکننده در دورترین نقاط جهان روبهرو است و از سوی دیگر با اشکالات و ایرادهای بزرگی مانند افزایش شکاف طبقاتی در عرصههای ملی، پیدایش پدیده فقر مدرن، سلطه ثروتمندان، گسستگی، آشفتگی و بینظمی هنجاری، ارزشی، هویتی و یکسانسازی و یکپارچه کردن فرهنگها.
از این رو میتوان گفت کلیه کشورها در رویارویی با این پدیده که شالوده و سازههای اجتماعی جوامع یعنی هویت آنها را متأثر میسازد، با فرصتها و چالشهایی جدی مواجهند.
در جهان امروز، با توجه به ویژگیهای جهانی شدن و عصر اطلاعات که ماهیت ارتباطات را متحول ساخته است، از یک سو، اطلاعرسانی و ارتباطات منبع اصلی قدرت به حساب میآید و از سوی دیگر، هویتسازی و هویتمندی تابعی از ساختار قدرت تلقی میشود.
بدیهی است در این میان، آن دسته از جوامع که از یک طرف در تقویت زیرساختهای ارتباطی و رقابت مؤثر در میدان ارتباطات و اطلاعرسانی با شیوههای نوین و از طرف دیگر، در امر هویتمندی و هویتسازی ناتوانند، دچار آسیبهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جبرانناپذیری خواهند شد.
در این نوشتار، به بررسی جهانی شدن فرهنگ و چالشهای پیش روی آن و هم چنین بحران هویت در عصر اطلاعات و نقش رسانهها به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی مانند ماهوارهها به عنوان ابزار تسهیلکننده و یا محدودکننده این فرایند میپردازیم.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی مجازی بر تغییرات هویت فرهنگی کاربران انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ اجرا ، پیمایشی می باشد , داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری شد . جامعه آماری این پژوهش را 117 نفر از دانشجویان ارشد دانشکده ارتباطات تشکیل میدهد . در این پژوهش فرضیه هایی را مورد بررسی قرار دادیم , در نهایت پیشنهادات کاربردی در این زمینه ارائه شده است .. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تغییرات هویت فرهنگی کاربران همبستگی معنی داری وجود دارد . همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی مجازی بر مولفه های هویت فرهنگی کاربران از جمله دین، زبان، آداب و رسوم گذشته و سنت ها تاثیر گذار می باشند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss وسپس برای سنجش میزان همبستگی فرضیه های تایید شده از ضریب همبستگی کرامراستفاده شد.
"بسیاری از صاحبنظران علت موفقیت و شکست نهادها را در تفاوت مدیریت آنها میدانند، زیرا در واقع مدیریت عضو حیاتبخش هر سازمان محسوب میشود. امروزه گسترش روزافزون نهادهای رسانهای به ویژه مطبوعات که یکی از سیستمهای اثرگذار فرهنگی جامعه محسوب میشوند، وجود مدیران لایق و کارآمدی را میطلبد که موفقیت این نهادها را تضمین کنند.
از آنجا که یکی از علل اصلی توسعهنیافتگی رسانهها و به خصوص مطبوعات کشور ما نیز به نوع ساختار سازمانی و شیوه نامطلوب مدیریت آنها بازمیگردد، وجود پژوهشی بنیادی و کاربردی که بتواند با آسیبشناسی جریان مدیریت مطبوعات، به طرح نقایص و کاستیها بپردازد و حداقل زمینه را برای اصلاح این نماد کلیدی جامعه فراهم آورد، ضروری مینماید.
مقاله حاضر چکیده تحقیقی است که بدین منظور در قالب یک رساله دکترا1 تدوین شده است.
فرضیه اساسی تحقیق این است که ساختار و شیوه مدیریت روزنامهها در ایران، فاقد ویژگیهای اثربخشی است. هدف از این تحقیق آن است که ضمن بررسی ساختار سازمانهای مطبوعاتی ایران و مطابقت این ساختار با الگوهای نظری موجود، نحوه مدیریت آنها را مورد ارزیابی قرار دهد و در عین حال، رابطه و تعامل بین مدیریت مطبوعات را با مالکیت آنها بسنجد و در نهایت، با بررسی ضعفها و مشکلات مربوط به مالکیت و مدیریت سازمانهای مطبوعاتی کشور، راهحلهای کاربردی و مناسب را به منظور اصلاح ساختار سازمانی و شیوه مدیریت مطبوعات در جهت نزدیکتر ساختن آنها به استانداردهای مدیریت مطلوب، ارائه دهد.
"
"نویسنده در این مقاله درصدد تبیین ضرورت حضور فعال و مؤثر زنان در رسانه به ویژه در حوزههای تصمیمگیری و برنامهسازی است.
وی ابتدا به تعریف واژة رسانه و اهمیت رسانهها در جهان تکقطبی امروز میپردازد و سپس خاطرنشان میکند تصاویر ارائه شده از زنان در رسانهها، از دیرباز، تناسبی با روحیات، نیازها و مسائل واقعی آنان نداشته است. این امر در جهان غرب ملموستر و شدیدتر است.
وی در ادامه راهکار اساسی برای زدودن مفاهیم تبعیض جنسی از محصولات رسانهای و همچنین برنامهسازی بر اساس شخصیت و نیازهای واقعی زنان را حضور آنان در عرصة تصمیمسازی و سیاستگذاریهای کلان رسانه میداند.
نویسنده برای نشان دادن ضعف حضور زنان در چنین عرصههایی، اطلاعات و آمار مستندی از تعداد زنان شاغل در مطبوعات و رادیو و تلویزیون ایران به دست میدهد و سپس پیش زمینههای دستیابی به جایگاه مطلوب زن در رسانه را برمیشمارد.
"
با توسعه رسانه ها، ارتباطات میان فرهنگی نیز دچار تحولات جدی شده است. گسسته شدن مرزهای زمان و مکان این امکان را فراهم آورده است که ارتباط میان فرهنگ ها تسهیل شود. مقاله حاضر با همین هدف و با تاکید بر روی نقش رسانه ملی در توسعه ارتباطات میان فرهنگی در ایران صورت پذیرفته است. تکنیک به کار رفته در مطالعه حاضر دلفی بوده و جامعه آماری شامل صاحب نظران و کارشناسان مدیریت رسانه، مدیران شبکه های تلویزیونی، مدیران ارشد سازمان صدا و سیما و به طور کل کلیه افرادی بوده که در حوزه سازمان صدا و سیما و ارتباطات میان فرهنگی صاحب نظر بوده اند. نمونه تحقیق توسط لیستی منتخب از 30 نفر از خبرگان این عرصه انتخاب شده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد بازتعریف مفهوم قوم گرایی (93.4 درصد)، همگرایی اقوام (90 درصد)، افزایش سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی (87.4 درصد)، بازتعریف مفهوم هویت ملی و افزایش آن (86.6 درصد)، افزایش میزان همدلی فرهنگی و قومی (80.2 درصد)، ارائه و انعکاس مشترکات فرهنگی و عدم نمایش تعارضات میان فرهنگی (76.9 درصد) مهم ترین کارکردهای رسانه ملی از منظر خبرگان بوده اند. لذا بر مبنای یافته ها، پیشنهاداتی برای کاربست در رسانه ملی ارائه شده است.
در این رساله به تدوین و اعتباریابی الگویی برای توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی برای سازمان صدا و سیما پرداخته شده. روش تحقیق از نوع آمیخته (ترکیبی) است و ابتدا بر اساس روش کیفی و مشخصاً بر مبنای روش کیفی گرندد تئوری یا GT و بر اساس نسخه سیستماتیک و با انجام مصاحبه با خبرگان موضوع، به استخراج مولفه ها و شاخص های توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی پرداخته شده و در مرحله کمّی، با تدوین پرسشنامهء برگرفته از شاخص های کیفی، از 281 نفر مورد پیمایش قرار گرفتند و به اعتباریابی و بررسی ساختار عاملی الگوی مذکور پرداخته . برای تحلیل داده های کیفی از نرم افزار MAXQDA2018 برای تحلیل داده های بخش کمّی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده گردید. برای تحلیل داده های کمّی علاوه بر روش های توصیفی، از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. یافته های تحقیق بخش کیفی نشان داد که الگوی توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی برای سازمان صدا و سیما دارای 5 بعُد و 34 مولفه است. یافته های بخش کمّی نشان دادند که در تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، بارهای عاملیِ همه شاخص ها بالاتر از 0/3 بود و شاخص های نیکویی برازش الگو نیز، برازش مناسبی را نشان می داد. همچنین شاخص ها، پایایی (میزان آلفای کرونباخ) مناسبی در الگوی مذکور داشتند و می توان گفت که یافته های بخش کمّی نشان از برازش خوب الگوی ساختاریِ با داده های جامعه آماری داشته الگوی مذکور تبیین مناسبی در جامعه آماری دارد.
در عصر حاضر که جوامع با پدیده های تازه ای در حوزه ارتباطات رو به رو هستند لزوم بازنگری کلی به مباحث جانبی رسانه ها از جمله اخلاق رسانه ای احساس می شود. طنز اگرچه موضوع جدیدی در تاریخ اجتماعی ایران نیست ولی در عرصه ی رسانه ای، از پیشینه ی کمتری برخوردار است. حضور این تازه وارد جدید به روزنامه ها، مسائل جدیدی را با خود به همراه آورده است. با ظهور نشریات و طنزنویسی در آن ها قواعد جدیدی باید پایه گذاری شود که در آن روزنامه ها علاوه بر رعایت حقوق مخاطب و شهروندان از دایره اخلاق اجتماعی نیز خارج نشوند. در این مقاله پس از تعاریفی در حوزه های طنز و اخلاق رسانه ای به جایگاه و نقش اخلاق رسانه ای در زمینه طنز مکتوب اشاره می کنیم و با طرح فرضیه هایی آن را از نظر می گذرانیم. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده و پرسشنامه ها در بین تمام کسانی که در مطبوعات سراسری به صورت حرفه ای مشغول به فعالیت هستند توزیع شده است.
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی[1] در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و درراستای ارتقای وضع موجود انجام شده است. پژوهش حاضر، ازنظر هدف، کاربردی؛ ازنظر نوع داده ها، کیفی و ازنظر شیوه پژوهش، تحلیل محتواست. مشارکت کنندگان در این پژوهش براساس قاعده و اصل اشباع نظری شامل 15 نفر از افراد صاحب نظر و خبرگان دردسترس در حوزه توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی در سازمان صداوسیما بودند که با روش نمونه گیری هدف مند و نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت مند است. داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA ، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تجزیه وتحلیل شد. اعتبار داده ها با استفاده از روش تأییدپذیری توسط مشارکت کنندگان صورت پذیرفت. براساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های توسعه راهبردی مدیریت منابع انسانی در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در پنج بعد شامل: بعد توسعه راهبردی منابع انسانی، بعد شرایط علّی، بعد شرایط زمینه ای، بعد عوامل مداخله گر و بعد پیامدها و نتایج، شناسایی شد.
تنوع رسانه ها و شرایط جهانی شدن، سبب شده اند که ارتباطات میان فرهنگی دامنه گسترده تری پیدا کند. در ایران، رسانه های داخلی و برون مرزی متعددی توسعه پیدا کرده اند که یکی از کارکردهای اصلی آنها توسعه ارتباطات میان فرهنگی است. تحقیق حاضر با هدف رتبه بندی جایگاه رسانه های داخلی (تلویزیون و رادیو) و رسانه های خارجی (برون مرزی) درخصوص اثرگذاری بر توسعه ارتباطات میان فرهنگی انجام شده است. این پژوهش به روش تحلیل سلسله مراتبی فازی اجرا شده است. اطلاعات این تحقیق با استفاده از پرسشنامه تهیه شده توسط محقق بر اساس مقایسه دو بعدی نمونه های متشکل از 13 متخصص در زمینه مدیریت رسانه (گروه کیفی) و 66 کارشناس در مدیریت رسانه (گروه کمی) در سال 1399 جمع آوری شده است.نتایج این تحقیق نشان داده است که بیشترین تأثیر بر توسعه ارتباطات میان فرهنگی در ایران، متعلق به تلویزیون داخلی است. پس از تلویزیون داخلی، رادیو در رتبه بعدی عوامل موثر بر توسعه ارتباطات میان فرهنگی در ایران قرار دارد. لازم به ذکر است که رسانه های برون مرزی از منظر کارشناسان، در رتبه بندی مذکور، در جایگاه آخر قرار گرفته اند. براساس این یافته ها، پیشنهاداتی برای مدیران رسانه جهت افزایش اثرگذاری در حوزه ارتباطات میان فرهنگی ارائه شده است.
بنابر آمار سازمان ملل متحد، تعداد سالمندان تا سال ۲۰۵۰ بیش از دو برابر می شود و از ۸۴۱ میلیون نفر به ۲ میلیارد نفر می رسد. ازجمله مسائل مهمی که در دوره سالمندی نیز مطرح است سبک زندگی است. محققان در این پژوهش از مدل بومی استاندارد داخلی موجود در خصوص سبک زندگی سالمندان استفاده کردند که دارای 5 بُعد پیش گیری؛ فعالیت های جسمی، تفریحی، سرگرمی و ورزشی؛ تغذیه سالم؛ مدیریت تنش و روابط اجتماعی و بین فردی است. در این پژوهش، از دو راهکار هم بستگی و توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری تمام شهروندان تهرانی با حداقل 60 سال سن هستند. نتایج نشان داد که رسانه ها در ابعاد پیش گیری، تغذیه سالم و روابط اجتماعی و بین فردی نقش دارند؛ درحالی که بر ابعاد فعالیت های جسمی، تفریحی، سرگرمی و ورزشی و مدیریت تنش تأثیر معناداری ندارند.
دیدگاه های تجاری و مدیریتی در مورد فرارسانه ای، این رویکرد را پاسخی برای تغییر شرایط بازار می بینند که به دفاع از مدل های تجاری قدیمی و روش های ارزش آفرینی پایان داده و آغازکننده شیوه های جدیدی است که در آن رضایت مخاطب در اولویت قرار دارد. از طرفی داستانسرایی فرارسانه ای را می توان یک الگوی تجاری برای تولیدکنندگان رسانه تلقی نمود که وضعیت موجود در بازارهای همگرا را موردمطالعه و هدف خود قرار داده اند. در دهه اخیر با ورود رسانه های نوینِ دیجیتال به ایران و شکل گیری مباحث همگرایی رسانه ای، لزوم و نیاز به پژوهش درزمینه فرارسانه ای بیش از قبل احساس می شود. در این پژوهش، با سنتز نظری همگرایی و داستانسرایی فرارسانه ای به دنبال واکاوی این فرم در تولیدات رسانه ای ایران و چالش های به کارگیری آن هستیم. این تحلیل به تولیدکنندگان و صاحبنظران حوزه رسانه ها کمک می کند تا بتوانند تولیداتی همسو باسلیقه و نیاز مخاطب داشته باشند. روش تحقیق کیفی و گردآوری داده های تحقیق از روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحبنظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و با روش تحلیل مضمونی یافته های تحقیق در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شد. بر اساس نتایج تحقیق، چالش های ایجاد و گسترش داستانسرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران عبارت اند از انحصارگرایی، عدم تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، میزان تحقق همگرایی رسانه ای و داستانسرایی فرارسانه ای در ایران، نامناسب و ناکارآمد بودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تکثر نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و معنوی و حق نشر، توجه نکردن به بخش خصوصی است.
ما برای ارائه محتوای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر به مخاطبان و اقناع آنان در راستای اهداف خود، به شکل های نوینی نیاز داریم. داستان سرایی فرارسانه ای یکی از شکل های شاخص، استاندارد و جهانی است که جای آن در فضای علمی، دانشگاهی و تولیدات رسانه ای ایران خالی است. این شکل به دلیل برخورداری از تمام شکل های رسانه ای در بطن خود، به مدیران رسانه این توانایی را می دهد تا بتوانند محتوای موردنظر را بدون محدودشدن در بستر رسانه ای خاص، روایت کنند. این مقاله با هدف بررسی توسعه داستان سرایی فرارسانه ای و کارایی آن در رسانه های ایران نوشته شده است. با بررسی نظری انواع هم گرایی و داستان سرایی فرارسانه ای، به دنبال واکاوی این شکل در تولیدات رسانه ای ایران، توسعه و به کارگیری آن هستیم. نوع تحقیق، اکتشافی توصیفی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی است و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و یافته های آن در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شده است. انحصارگرایی، ضعف در تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، نامناسب و ناکارآمدبودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تعدد نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و حق نشر و کم توجهی به بخش خصوصی از موانع توسعه و به کارگیری داستان سرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران است. پیشنهادهای راهبردی لازم برای سیاست گذاری رسانه ها جهت توسعه شکل فرارسانه ای، بر اساس یافته های تحقیق آورده شده است.