مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
اختلال شخصیت مرزی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال شخصیت یک الگوی پایدار از تجربه رفتار شخصی است که آشکارا با انتظارات اجتماعی و فرهنگی مغایرت دارد و در طول زمان باعث درماندگی فرد می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری دلبستگی به والدین با همدلی سرد در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با میانجی گری نظریه ذهن شناختی-عاطفی صورت گرفته است. روش: تحقیق حاضر از نوع مطالعات کاربردی با ماهیت توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی (سال 1403-1402) دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بودند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان از بین آن ها 303 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک مدار انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس همدلی بهر (EQ)، آزمون تشخیص لغزش (FPT) و فرم بزرگسالان آزمون چشم ها (ET-R) و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری با کمترین مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS-3 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که دلبستگی به والدین بر همدلی سرد افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی تاثیر مستقیم ندارد؛ ولی بر نظریه ی ذهن شناختی و عاطفی این افراد تاثیر مستقیم دارد. همچنین نتایج نشان داد که دلبستگی به والدین با میانجی گری نظریه ذهن شناختی و عاطفی بر همدلی سرد افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی تاثیر غیر مستقیم دارد. نتیجه گیری: دلبستگی زیاد به والدین می تواند موجب فقدان رشد توانایی ذهنی سازی و همدلی در روابط بین فردی در بیماران اختلال شخصیت مرزی همراه باشد.
تظاهرات بالینی و خصایص شخصیتی بیماران بستری مبتلا به اختلال شخصیت مرزی: مطالعه ای مقطعی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف هدف مطالعه حاضر، بررسی توصیفی تظاهرات بالینی و نیمرخ شخصیتی اختلال شخصیت مرزی در بیماران بستری مبتلا به این اختلال و همچنین بررسی تفاوت های جنسیتی در تظاهرات بالینی در بیماران زن و مرد است. مواد و روش ها پژوهش حاضر یک پژوهش مقطعی است. 78 بیمار بستری مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شرکت کردند. فراوانی علائم بالینی اختلال شخصیت مرزی و هم ابتلایی با سایر اختلالات شخصیت با استفاده از پرسش نامه غربالگری اختلالات شخصیت در DSM-5 و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت DSM-5 ارزیابی شدند و از پرسش نامه شخصیتی برای DSM-5 جهت سنجش خصیصه ها و حوزه های شخصیتی استفاده شد. در کنار استفاده از آمار توصیفی، داده ها با استفاده از آزمون های کای اسکوئر و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شدند. یافته ها علائم و خصایص شخصیتی مرتبط با بدتنظیمی هیجانی بیشترین فراوانی و بالاترین میانگین را در بین علائم و خصایص شخصیتی داشتند. هم ابتلایی با اختلالات شخصیت خودشیفته (51 درصد)، پارانویید (51 درصد) و ضداجتماعی (33 درصد) بیشتر از دیگر اختلالات شخصیت مشاهده شد. بین جنسیت و علائم اختلال شخصیت مرزی ارتباط معنی داری یافت نشد. نتایج تحلیل واریانس نیز نشان داد توجه طلبی در زنان (4/44=(1،85)P=0/038, F) و خودبزرگ بینی در مردان (5/39=(1،85)P=0/023, F) به طورمعنی داری بیشتر از جنسیت مقابل است. نتیجه گیری بدتنظیمی هیجانی، ویژگی عمده تظاهرات بالینی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در بخش های بستری است. علائم بالینی و خصایص شخصیتی برون ریز می تواند در زنان بستری مبتلا به BPD مشابه با تظاهرات بالینی بیماران مرد باشد.
تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین الگوی رابطه اختلال خواب و اختلال شخصیت مرزی با اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران شهر کرمانشاه انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر اجرا پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه پرستاران حاضر و اعزامی به محل وقوع حادثه رخ داده در شهر کرمانشاه می باشد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس بود و تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 150 نفر به دست آمد و بر اساس ملاک های ورود و خروج به پرسشنامه های مقیاس اختلال استرس پس از سانحه می سی سی پی، پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ و مقیاس شخصیت مرزی جکسون و کلاریج (1991) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اختلال پس از سانحه چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم با اختلال افکار شخصیت مرزی و اختلال خواب رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین در برازش مدل طراحی شده مشخص شد چون مقدار شاخص GFI و AGFI به دست آمده نزدیک به یک می باشد و به علاوه مقدار ریشه میانگین مربعات خطای براورد یا RMSEA کمتر از 08/0 و در دامنه قابل قبول است، می توان گفت که متغیرهای مدل به خوبی توسط داده ها براز شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت سلامت پرستاران بر سلامت جامعه، ارزیابی و شناخت و درمان کیفیت خواب و اختلال شخصیت مرزی و ارتباط آن با اختلال استرس پس از سانحه می تواند رهنمودهای ارزشمندی را در زمینه بهبود اختلال استرس پس از سانحه در پرستاران به همراه داشته باشد.
اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
180-198
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلابه اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش شناسی: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون گروه کنترل و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با اختلال شخصیت مرزی ساکن شهر تهران با حداقل 8 طرحواره ناسازگار در سال 1400 بودند و از میان آن ها 34 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. پروتکل درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود برای گروه آزمایشی طی 15 جلسه، هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI) لیشنرینگ (1999) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در علائم بالینی آشفتگی هویت (727/12=F)، مکانیزم دفاعی اولیه (325/13=F)، ترس از صمیمیت (56/10=F) زنان با اختلال شخصیت مرزی وجود داشت (01/0>P). نتیجه گیری : با توجه به مؤثر بودن شیوه درمانی در بهبود علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی، از این بسته درمانی می توان به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در مراکز سلامت جهت برای کاهش علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی استفاده کرد.
نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه بین آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
23 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه با آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 301 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI، لیشنرنیگ، 1999)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم قادر به پیش بینی خصیصه های اختلال شخصیت مرزی بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک دلبستگی ناایمن توانست از طریق نقص در شفقت خود به صورت غیرمستقیم، خصیصه های اختلال شخصیت مرزی پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ناایمن با توجه به نقش مهم نقص در شفقت خود می تواند تبیین کننده خصیصه های اختلال شخصیت مرزی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد: نقش میانجی کنترل بازداری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی با ناپایداری هیجانی، تکانشگری و مشکلات بین فردی همراه است. حساسیت به طرد و ضعف کنترل بازداری از عوامل اصلی تداوم این علائم اند و بررسی آن ها به درک مکانیزم های زمینه ساز و طراحی مداخلات مؤثر کمک می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی علائم شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد و با نقش میانجی کنترل بازداری انجام گرفت. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. نمونه ای به حجم ۱۵۳ نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. (طبق قاعده کلاین، نمونه ۱۵۳ نفری کفایت لازم برای انجام مدل یابی معادلات ساختاری را داراست). ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شخصیت مرزی (STB)، مقیاس حساسیت به طرد و آزمون برو/نرو بودند. داده ها با رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS 28 و SmartPLS 3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل کلی از برازش مطلوبی برخوردار است. حساسیت به طرد اثر مثبت و معناداری بر علائم مرزی داشت (β = 0.36)، در حالی که کنترل بازداری اثر منفی و معناداری بر این علائم نشان داد (β = −0.33). همچنین نقش میانجی گری کنترل بازداری در رابطه حساسیت به طرد و علائم مرزی تأیید شد (β = 0.12). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد حساسیت به طرد در بروز و تداوم علائم شخصیت مرزی نقش دارد و کنترل بازداری به عنوان میانجی این ارتباط عمل می کند. بنابراین، کاهش حساسیت به طرد و تقویت بازداری شناختی می تواند از مؤلفه های اساسی در طراحی مداخلات درمانی برای بهبود علائم این اختلال باشد.