خداباوری و مسئله ی درد و رنج حیوانات: آیا نباید درد و رنج حیوانات را به شمار آورد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
175 - 192
حوزههای تخصصی:
فیلسوفان در بررسی کلاسیک مسئله ی شر و نسبت آن با علم مطلق، قدرت مطلق و خیر مطلق خدا بیشتر به درد و رنج انسانی پرداخته اند. حتی، پس از تقسیم شرور به شر اخلاقی (انسانی) و شر طبیعی، بیشتر به این موضوع توجه کرده اند که شرور طبیعی چگونه موجب درد و رنج در زندگی انسان می شود. با این حال، می توان پیش دستانه این پرسش را مطرح کرد که در اصل کدام درد و رنج ها را باید به شمار آورد و اگر درد و رنج انسانی شر شمرده می شود، آیا می توان درد و رنج غیرانسانی (به طور خاص، حیوانی) را نیز در زمره ی شرور به شمار آورد. در اینجا دو پاسخ متفاوت به این پرسش را برمی رسیم. در پاسخ نخست گفته می شود: حیوانات متحمل درد و رنج هایی گزاف می شوند و این می تواند استدلال از طریق شر در ردِّ وجود خدا را تقویت کند. در پاسخ دوم گفته می شود: نسبت دادن درد و رنج اقتضائاتی دارد که حیوانات و به طریق اولی، گیاهان فاقد آن اند و بنابراین، آنچه به منزله درد و رنج حیوانی درک و دریافت می شود نمی تواند مصداقی از شر و شاهدی در ردِّ وجود خدا باشد. پاسخ نخست را با طرح و بررسی دیدگاهی از رابرت فرانچسکوتی صورتبندی می کنیم و برای پاسخ دوم از دیدگاه و استدلال های سی. اس. لوییس استفاده می کنیم. در بخش پایانی مقاله این پرسش مرتبط را مطرح می کنیم که فارغ از درد و رنج های کنونی و پیامدهای الهیاتی آن ها، آیا خداباوران برای تحمیل درد و رنج به حیوانات به منظور دست یافتن به خیرهای انسانیِ بیشتر حقی (جوازی) دارند. نتیجه سیر مباحث مقاله این است که چون حیوانات موجوداتی مُدرِک هستند، نه تنها باید درد و رنج آن ها را در ارزیابی الهیاتی مسئله شر دخیل دانست بلکه خداباوران نیز مانند دیگران، تا آنجا که در توان دارند، موظف اند حیوانات را موجوداتی مستقل در نظر آورند که نباید دستاویز رسیدن به خیرهای انسانیِ مفروض قرار گیرند.