مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
۵۰.
انتقال دانش
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱۸
31 - 48
حوزههای تخصصی:
امروزه در فضای ابر رقابتی، تسهیم دانش میان کارکنان سازمان نه یک گزینه، بلکه نوعی ضرورت استراتژیک است. هدف این مقاله آزمون اثرات انگیزه درونی و بیرونی کارشناسان موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی در انتقال دانش است. این تحقیق از نظر هدف شناختی یک تحقیق کاربردی و از نظر روش شناختی یک تحقیق توصیفی-میدانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 100 نفر از کارشناسان موسسه مذکور بود که با توجه به جدول مورگان نمونه آماری 80 نفره به روش تصادفی نظام مند انتخاب و پرسش نامه ها میان آنان توزیع شد. برای سنجش روایی محتوایی پرسش نامه، از نظر خبرگان و برای سنجش پایایی پرسش نامه از آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج تحقیق مبتنی بر تحلیل رگرسیون خطی نشان می دهد که انگیزه درونی افراد در انتقال دانش میان کارشناسان نقش کلیدی داشته و انگیزه بیرونی در انتقال دانش معنادار نیست. از این رو، برای تسهیل در فرایند انتقال دانش میان کارشناسان، ضروری است برای تأمین حس استقلال در افراد، ارتقای اعتماد به نفس در آنان، ترویج فرهنگ صداقت، و ایجاد حس عضویت در سازمان، سازوکارهای لازم طراحی و به اجرا گذاشته شوند.
مروری بر استراتژی های تحرک دانش در سازمان های دانش محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۶
1 - 30
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوق دادن دانش خلق شده در سازمان به سوی کاربران و کاربردی ساختن آن به وجود استراژی مناسب نیاز دارد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی استراتژی های دسترس پذیری و تحرک دانش و ارائه چارچوبی برای تسهیل دسترسی به این استراتژی ها است. روش شناسی: پژوهش حاضر نوعی مطالعه مروری است که از نظر هدف کاربردی است و با روش فراترکیب انجام شده است. منابع اطلاعاتی این پژوهش را مطالعات انجام شده در خصوص استراتژی های تحرک دانش بین سال های ۲۰۰6 تا ۲۰۲۰ تشکیل می دهند که با استفاده از کلمات کلیدی مشخص تعداد 25 مقاله شناسایی شد و پس از غربالگری در نهایت ۱۳ منبع مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: به منظور سهولت دسترسی به استراتژی های استخراج شده، بر اساس شباهت ویژگی های آن ها چارچوبی ارائه شده که استراتژی ها را بر پایه موضوع، در سه مقوله پژوهش محور و خدمت رسان، مشارکت محور، و آموزش محور و آگاهی رسان دسته بندی می کند. نتیجه گیری: استفاده از استراتژی های تحرک دانش به رشد دانش و به توانمندسازی افراد برای کاربرد دانش جهت حل مسائل زندگی واقعی شان کمک می کند. بدین منظور ایجاد زیرساخت ها و فرهنگ سازی در زمینه کاربردی کردن دانش نظری تولیدشده در سازمان ها ضروری است.
شناسایی تأثیر مؤلفه های کلیدی شهر دانش بر انتقال دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
187 - 207
حوزههای تخصصی:
هدف: شهر دانش امروزه یکی از موضوعات مهم در توسعه شهری به شمار می رود. شهر دانشی، شهری است که به منظور توسعه دانایی محور اقدام به تشویق، تولید مداوم دانش، خلاقیت مستمر، اشتراک گذاری، ارزیابی، نوسازی و به روزرسانی دانش کرده است. با توجه به اهمیت دانش در شهر دانش هدف پژوهش حاضر این است که به شناسایی تأثیر مؤلفه های کلیدی شهر دانش در انتقال دانش بپردازد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی است. جهت گردآوری اطلاعات از شیوه های کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش یک پرسشنامه بسته بود که متشکل از 110 پرسش است. جهت تعیین اعتبار و روایی پرسشنامه در این پژوهش از روش روایی محتوا با نظر خبرگان استفاده شده است. در این پژوهش برای تعیین پایایی پرسشنامه از دو معیار پایایی مرکب (CR) و میانگین واریانس استخراج شده (AVE) استفاده گردیده است. اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی که در حوزه مدیریت دانش دارای تخصص بودند، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. در پژوهش حاضر تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد.
یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشانگر آن است که مؤلفه های کلیدی شناسایی شده شهر دانش شامل 7 مؤلفه عبارت از شرایط اجتماعی، وضعیت استراتژیک، وضعیت تکنولوژیک، شرایط سیاسی، وضعیت مالی، شرایط محیطی و در نهایت مدیریت شهری است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هر کدام از مؤلفه ها بر انتقال دانش پرداخت که مؤلفه های وضعیت استراتژیک، مؤلفه شرایط سیاسی، مؤلفه وضعیت مالی و مؤلفه شرایط محیطی تأثیر معنی داری بر انتقال دانش دارند و در مقابل مؤلفه های شرایط اجتماعی، مؤلفه شرایط تکنولوژیک و مؤلفه مدیریت شهری تأثیری بر انتقال دانش ندارند.
نتیجه گیری: نتایج کسب شده نشان داد که در انتقال دانش نیز مؤلفه های شهر دانشی می توانند نقش مهمی را ایفا کنند. به نظر می رسد که باید به تقویت بسترسازی مؤلفه های وضعیت استراتژیک، مؤلفه شرایط سیاسی، مؤلفه وضعیت مالی و مؤلفه شرایط محیطی که در انتقال دانش تأثیر مثبت و معنی داری دارند، پرداخته شود، چرا که انتقال دانش می تواند در توسعه و بهره وری شهر دانش نقش مهمی را داشته باشد.
ضرورت آموزش کارگاهی در توانمندسازی دانشجویان شهرسازی در کاربرد دانش از منظر مدل های یادگیری سازنده گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۴ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۵
۷۲-۵۷
حوزههای تخصصی:
کاربردی نبودن دانش آموخته شده در محیط دانشگاه عامل اصلی خلأ بین حرفه و آموزش در بسیاری از رشته ها است. در رشته شهرسازی با توجه به تلفیق دو حوزه نظر و عمل ضمن آموزش دانشجویان شهرسازی این فرصت فراهم است تا دانشجویان بتوانند دانش آموخته شده در کلاس های نظری را مورد تجریه، تحلیل و ارزیابی قرار داده و آن را بصورت ساخت های ذهنی انسجام دهند و سپس در موقعیتی شبه واقعی در کارگاه های عملی به کار برند. بنابراین می توان ریشه ضعف دانش آموختگان شهرسازی در انتقال دانش به حرفه را در فرایند آموزش آنها جستجو نمود. با توجه به رقابتی شدن محیط های حرفه ای و خواست کارفرمایان برای بکارگیری نیروهای حرفه ای، توانمند سازی دانشجویان در امر انتقال آموخته هایشان ضرورتی جدی دارد. مزیت ها، ضرورت و اهمیت وجود آموزش های عملی در برنامه درسی شهرسازی و همچنین کیفیت های مورد انتظار از کارگاه های عملی شهرسازی ابتدا در آثار نظریه پردازان آموزش شهرسازی و سپس از منظر مدل های یادگیری سازنده گرا مورد مطالعه قرار گرفته است و راهبردهای اصلی در این باره براساس مدل های یادگیری سازنده گرا پیشنهاد گردیده است.
بررسی تاثیر انتقال دانش و تکنولوژِی بر نوآوری سبز، مدیریت زنجیره تامین سبز و عملکرد سبز (مطالعه موردی کسب و کارهای کوچک و متوسط استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
17 - 34
حوزههای تخصصی:
تخریب محیط زیست به یک تهدید بزرگ برای بقای انسان تبدیل شده، بر این اساس تعداد زیادی از سازمان ها به سمت نوآوری سبز و تغییر مدیریت زنجیره تأمین سنتی و تبدیل آن به مدیریت زنجیره تأمین سبز به عنوان استراتژی هایی برای حفاظت از محیط زیست و رشد اقتصادی حرکت کرده اند بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انتقال دانش و فنّاوری، نوآوری بر مدیریت زنجیره تأمین سبز و عملکرد سبز در کسب وکارهای کوچک و متوسط مستقر در شهرک های صنعتی استان مازندران است. روش تحقیق معادلات ساختاری از نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل شرکتهای فعال در شهرکهای صنعتی استان مازندران است. لیست این شرکتها در سایت شرکت صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران قرار دارد که تعداد این شرکتها 5789 شرکت است. نمونه آماری موردنظر با استفاده از جدول مورگان 369 شرکت تعیینشده اما برای اطمینان بیشتر 460 پرسشنامه بهصورت نمونهگیری طبقهای تصادفی در میان مدیران و یا فرد معرفی شده به عنوان مطلع از سوی مدیر توزیعشده است که درنهایت 373 پرسشنامه جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد به انتقال تکنولوژی گوپالاکریشنان و سانتورو (2004) نوآوری سبز رن (2009) مدیریت زنجیره تأمین سبز ژو و همکاران (2010) عملکرد زیست محیطی چین (2014) بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار پی ال اس اسمارت نشان داد که انتقال تکنولوژی بر نوآوری سبز (38/8)، انتقال دانش بر نوآوری سبز (28/17) که انتقال تکنولوژی بر مدیریت زنجیره تأمین سبز (000/3)، انتقال دانش بر مدیریت زنجیره تأمین سبز (47/4)، نوآوری سبز بر مدیریت زنجیره تأمین سبز (57/2)، نوآوری سبز (90/8) و مدیریت زنجیره تأمین سبز (68/7) بر عملکرد سبز تأثیر دارد. حصول اطمینان از انتقال دانش و تکنولوژی، تأثیر بسزایی در افزایش نوآوری سبز و دستیابی به زنجیره تأمین سبز درنتیجه عملکرد سبز دارد.
بررسی تأثیر اعتماد بین فردی بر انتقال دانش ضمنی معلمان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از عوامل مهم در شکل گیری روابط شغلی و انتقال دانش ضمنی در سازمان اعتماد است. اعتماد عامل ضروری در فرایند انتقال دانش ضمنی بین افراد است. با توجه به نقش اعتماد بین فردی در انتقال دانش ضمنی، این پژوهش به بررسی ارتباط بین اعتماد بین فردی و انتقال دانش ضمنی در میان معلمان دوره متوسطه استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است.روش شناسی: پژوهش حاضر ازنظر ماهیت، یک پژوهش کاربردی است که به روش توصیفی همبستگی به بررسی ارتباط میان اعتماد بین فردی و انتقال دانش ضمنی معلمان دوره متوسطه آموزش وپرورش استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است. نمونه مورد پژوهش شامل 148 نفر از معلمان می باشند که به روش تصادفی انتخاب شده اند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه اعتماد بین فردی (1995) و پرسشنامه انتقال دانش ضمنی اسپاریتو (2000) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه های مورد استفاده با کمک روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، و 86/0 به دست آمده است. علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که بین اعتماد مبتنی بر شناخت و تمایل کارکنان برای اشتراک دانش و به کارگیری دانش ضمنی رابطه مثبت و معناداری به میزان همبستگی 744/0 و 631/0 وجود دارد. بین اعتماد مبتنی بر عاطفه و تمایل معلمان برای اشتراک گذاری و به کارگیری دانش ضمنی رابطه مثبت و معناداری به میزان همبستگی 789/0 و 784/0 وجود دارد. بنابراین، اعتماد مبتنی بر عاطفه نسبت به اعتماد مبتنی بر شناخت تأثیر قوی تری بر تمایل به اشتراک دانش و به کارگیری دانش ضمنی معلمان دارد. معلمان در مرحله عاطفی تمایل بیشتری به اشتراک و به کارگیری دانش ضمنی نسبت به مرحله شناختی دارند.نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که اعتماد بین فردی در هر دو بعد مبتنی بر شناخت و عاطفه تأثیر مثبت و معناداری بر اشتراک و به کارگیری دانش ضمنی معلمان دارد.
طراحی مدل پارادایمی مدیریت دانش در رویدادهای ورزشی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت ورزشی مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۸۶
43 - 62
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش می تواند به عملکرد بهتر پروژه هایی همچون رویدادهای ورزشی کمک کند؛ به طوری که از اختراع مجدد سیستم ها، ایده ها و همچنین از تکرار خطاها جلوگیری می کند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل پارادایمی مدیریت دانش در رویدادهای ورزشی بین المللی در کشور انجام شد. روش تحقیق از لحاظ نوع و تحلیل داده ها، کیفی با رویکرد نظریه سازی داده بنیاد بود که با استفاده از رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین انجام گرفت. مدیران ورزشی و اعضای هیئت علمی آگاه به حیطه پژوهش، جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه گیری هدفمند به شیوه گلوله برفی استفاده شد. تعداد 14 مصاحبه عمیق به صورت نیمه ساختاریافته انجام شد و داده های حاصل از مصاحبه ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. براساس نتایج پژوهش، شرایط علّی شامل عوامل مدیریتی و منابع انسانی، شرایط زمینه ای شامل فناوری و بستر قانونی، شرایط مداخله گر شامل فرهنگ و ویژگی های پروژه، راهبردها شامل برنامه ریزی، مدیریت منابع انسانی و نظارت و ارزیابی و پیامدها شامل ارتقای کیفی رویدادها، ارتقای منابع انسانی و ارتقای وجهه و جایگاه بین المللی کشور بود. در انتها مدل مدیریت دانش در رویدادهای ورزشی در کشور ارائه شد. نتایج پژوهش حاضر ارائه دهنده مدلی جامع و مبتنی بر نظر خبرگان برای ارتقای سطح مدیریت دانش در رویدادهای ورزشی است.
چالش های اثربخشی تحقیقات در علوم انسانی و اجتماعی در ایران: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی چالش های دستیابی تحقیقات علوم انسانی و اجتماعی به اثربخشی در کشور است. به همین منظور، چالش ها نه تنها از دیدگاه افراد دخیل در حوزه پژوهش، بلکه از دیدگاه کاربران بالقوه نتایج تحقیقات مورد بررسی قرار گرفتند. روش شناسی: این پژوهش کیفی و دارای رویکردی تفسیرگرایانه است. مشارکت کنندگان شامل محققان حوزه های علوم انسانی و اجتماعی، مدیران حوزه پژوهش و نمایندگان سازمان هایی بودند که نقش اصلی را در تولید علم و یا به کارگیری نتایج تحقیقات به عهده داشتند. انتخاب مشارکت کنندگان بر مبنای نمونه گیری زنجیره ای بود و مصاحبه ها با 16 مشارکت کننده انجام شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری گردید. تحلیل داده ها نیز از طریق روش داده بنیاد انجام و سپس نظریه نهایی پژوهش ارائه شد. نتایج:با تحلیل داده های جمع آوری شده، در مرحله کدگذاری باز، تعداد 59 کد از محتوای مصاحبه ها استخراج گردید و در ادامه فرآیند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری محوری، دسته ها در قالب هشت مفهوم انتزاعی تر طبقه بندی شدند. در نهایت، این مفاهیم در شش دسته مقوله هسته، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی گردیدند. نتیجه گیری: مدل ارائه شده در این پژوهش مشخص می کند که مانع بنیادین در دستیابی پژوهش های علوم انسانی و اجتماعی به اثربخشی در جامعه، عدم به کارگیری تعریفی مناسب از انتقال دانش برای نتایج علوم انسانی و اجتماعی می باشد. تعاریف و ساختارهای انتقال دانش در حال حاضر در دانشگاه ها با ویژگی های نتایج تحقیقات در این حوزه ها هماهنگ نبوده و همچنین مشوق ها و حمایت های معناداری را ارائه نمی دهند.
بررسی وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی: مطالعه موردی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
455 - 479
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه از یک طرف به دلیل حجم عظیم و پیچیدگی دانش تولید شده در پژوهش های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و از طرف دیگر وجود مشکلات و محدودیت ها در تهیه منابع و فراهم آوری زیرساخت های لازم، به ویژه برای پژوهش های مهندسی در صنایع و سازمان ها، استفاده بهینه از دانش برای بهره برداری از نتایج و دستاوردهای پژوهشی در چارچوب ترجمان دانش حائز اهمیت است. بدین جهت که سرمایه گذاری در گروه های مهندسی و صنایع به هدر نرود و در ادامه، این پژوهش ها به سمت تجاری سازی هدایت شوند. لذا، پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت ترجمان دانش اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی با رویکرد توصیفی است. جامعه پژوهش را اعضای هیأت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه شهید چمران اهواز تشکیل دادند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد اعضای هیأت علمی گروه های مهندسی در حیطه «سوال پژوهش» با میانگین و انحراف معیار11/5± 39/19، در حیطه «تولید دانش» با میانگین و انحراف معیار96/5± 98/24، در حیطه «انتقال دانش» با میانگین و انحراف معیار34/10 ±52/39 و همچنین در حیطه «ترویج استفاده از شواهد» با میانگین و انحراف معیار50/4 ±04/12، همگی در سطح مطلوب قرار دارند. در بررسی نهایی، عملکرد پژوهشگران در کل فرآیند ترجمان دانش با میانگین و انحراف معیار25/23 ±94/95 نیز در سطح مطلوب معرفی شد. نتیجه گیری: پیش از هر چیز به منظور ارتقای وضعیت ترجمان دانش به سطح بسیار مطلوب، دانشگاه شهید چمران اهواز می بایست با ایجاد ساختار مناسب مانند کمیته ترجمان دانش و مشارکت واسطه گران دانش و همچنین پیگیری فعالیت های متمرکز گروه ارتباط با صنعت و جامعه، به انطباق تشکیلات پژوهشی با نیازهای موجود بپردازد. عامل مهم دیگر، فراهم آوری هزینه ها و حمایت مالی پژوهش ها با اهداف ترجمان دانش است. علاوه بر این، به منظور تشویق پژوهشگران و ایجاد انگیزه در تصمیمات آنان می توان با همکاری معاونت تحقیقات و فناوری و معاونت آموزشی دانشگاه به افزایش گرنت پژوهشی طرح های کاربردی و عملیاتی و جهت گیری بخشی از مقررات ارتقاء و استخدام اعضای هیأت علمی به سوی ترجمان دانش پرداخت.
شناسایی ابعاد درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی بر نظام نوآوری بخشی بر مبنای روش داده بنیاد چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، دست یابی به فناوری های نوین در بخش های گوناگون به توسعه دانش آن فناوری وابسته است. مرزشکنی های علمی می توانند مسیرهای جدیدی را به دنیای پیچیده و وسیع علوم باز کنند و از طریق دستیابی به دانشی که برای انسان قابل دسترس است، سطوح پیشرفته ای از فناوری را در صنایع مختلف تحقق بخشند. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی نظام نوآوری بخشی است. بدین منظور با روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد داده بنیاد چندگانه، در دو فاز فراترکیب و نظریه داده بنیاد به استخراج ابعاد و سنجه های مدل می پردازد. ابتدا پس از جمع آوری ادبیات موضوعی پژوهش و مرور پژوهش های موجود، پژوهش های مرتبط شناسایی و تحلیل شدند و سپس، با انجام مصاحبه هایی با ۱۸ نفر از خبرگان حوزه مورد بررسی، مقوله ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شدند و در پایان مدل مورد نظر استخراج گردید. مدل نهایی پژوهش با 93 شاخص با محوریت مقوله های علّی، شرایط زمینه ای، شرایط واسطه ای، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. به منظور بررسی اعتبار مدل، مدل توسط سه تن از نخبگان و اساتید دانشگاه مورد بررسی دوباره قرار گرفت و پس از حذف و اضافه شدن برخی کدهای اولیه و تأیید سایر مولفه های استخراجی، در پایان مدل با 74 شاخص (کد باز) تدوین گردید. به منظور درونی سازی دانش در انتقال فناوری در نظام نوآوری بخشی ایجاد پلتفرم های همکاری مشترک به همراه بهره مندی از شایستگی ها و قابلیت های کلیدی پیشنهاد می شود. ایجاد ظرفیت های فناورانه جدید، شکل گیری نهادهای حمایتی و شبکه های ارتباطی و همچنین تخصیص منابع بهینه به ظرفیت ها از راه برنامه های ملّی و خط مشی های پشتیانی از جمله عوامل کلیدی در ارتقاء موضوع درونی سازی دانش در انتقال فناوری است که می تواند توسعه فناوری در کشور را به شکل قابل ملاحظه ای ارتقاء دهد.