مطالب مرتبط با کلیدواژه

فلج مغزی


۴۱.

تجربه زیسته بیماران فلج مغزی از فرآیند درمان: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته فلج مغزی پدیدارشناسی درمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه: مطالعه تجربه زندگی بیماران فلج مغزی از فرآیند درمان، اهمیت بسیاری در ارتقای بهبود و کیفیت زندگی این افراد دارد. این نوع مطالعات، با ارائه دیدگاه ها و تجارب واقعی بیماران، می تواند به پزشکان و متخصصان سلامت کمک کند تا بهترین روش های درمانی را با توجه به نیازها و تجربیات واقعی بیماران بررسی و به کار بگیرند. هدف: هدف پژوهش حاضر مروری بر تجربه زیسته افراد با فلج مغزی از درمان و متخصصان در شهر جدید پرند بود. روش: روش مطالعه حاضر پدیدارشناسی از نوع توصیفی بود، میدان پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به فلج مغزی در شهر پرند بود که از میان آنها 15 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود و با استفاده از روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها به شناسایی 3 مضمون شامل اضطراب ها و نگرانی ها، انتظارات و امید به درمان و 11 زیرمضمون، افزایش شدت معلولیت، هزینه های درمان و نداشتن بیمه درمانی مکمل، ترک همسر به دلیل افزایش شدت معلولیت، نبود متخصص، اطمینان از درمان قطعی، رایگان کردن خدمات درمانی، بی تفاوتی نسبت به درمان به دلیل افزایش سن، نبود درمان قطعی در بین افراد، به دلیل مراجعه مکرر و نگرفتن جواب قطعی ناامید شدن، ناتوانی متخصصین در تشخیص و درمان به موقع، ایمان به معجزه و پیشرفت علم استخراج شد. نتیجه گیری: این نتایج می توانند به پزشکان و متخصصان سلامت کمک کنند تا راه حل های مناسب تری را برای درمان و مدیریت بهتر بیماران فلج مغزی پیشنهاد دهند.
۴۲.

تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای فلج مغزی کارکردهای اجرایی BRIEF عملکردهای اجرایی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه: در حال حاضر به طور گسترده پذیرفته شده که فلج مغزی بسیار بیشتر از یک "اختلال در وضعیت و حرکت" است و اغلب با طیف گسترده ای از اختلالات، مانند اختلالات شناختی، ارتباطی و حسی_ادراکی همراه است. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی صورت گرفت. روش کار: مطالعه حاضر از نوع آزمایشی دو گروهی بود. شرکت کنندگان کودکان مبتلا به فلج مغزی 7 تا 18 سال ساکن شهر تهران بودند، 36 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (tDCS) (هر گروه 18 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش10 جلسه 20 دقیقه ای به صورت پنج بار در هفته به مدت 2 هفته tDCS دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF فرم والدین انجام شد و داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد در گروه آزمایش زیر مولفه بازداری (7/2±26/77)، انتقال توجه (61/1±21/54)، کنترل هیجان (6/1 20±/80)، آغازگری (35/2±16/77)، حافظه کاری (14/2±20/54)، سازمان دهی (98/1±38/16) و نمره کل عملکرد اجرایی (73/92±3/170) بالاتر از گروه کنترل بوده است؛ این در حالی است که در زیر مولفه های برنامه ریزی (56/3±23/31) و کنترل (02/62±2/17) بود که این میزان از گروه کنترل پایین تر بوده است؛ با این وجود نتایج آزمون واریانس یک راهه نشان داد دو گروه به جز در زیرمولفه سازمان دهی در سایر زیرمولفه ها با یکدیگر تفاوت معناداری نداشته اند (05/0≤P). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد tDCS به عنوان یک وسیله کمکی برای توان بخشی کودکان فلج مغزی چشم انداز کاربردی خوبی دارد و اگرچه نتایج بررسی های این مطالعه معنادار نبود در زمینه تاثیر tDCSبر عملکردهای اجرایی شناختی کودکان مبتلا به فلج مغزی نیاز به مطالعات بیشتری وجود دارد.
۴۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلج مغزی نشانگان خستگی مزمن تنیدگی والدگری انگ اجتماعی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: نگرانی های مربوط به امکانات درمانی، تحمیل تغییرات در زندگی روزمره، فشارهای مالی، و کیفیت زندگی موجب کاهش سلامت روانی مراقبین کودکان دارای فلج مغزی می شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک فلج مغزی شهر رشت در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 34 مادر که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس نشانگان خستگی مزمن (چالدر و همکاران، 1993)، شاخص تنیدگی والدگری (آبیدین، 2012)، و پرسشنامه انگ اجتماعی (مک و ووک، 2010) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش خستگی جسمی (85/31=F)، خستگی ذهنی (43/46=F)، آشفتگی والدین (71/30=F)، تعاملات ناکارآمد والد- کودک (09/37=F)، ویژگی های کودک مشکل آفرین (47/45=F)، و انگ اجتماعی (87/32=F) مادران دارای فلج مغزی شد (01/0>P). نتیجه گیری: با اجرای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی قادر به کاهش خستگی جسمی و ذهنی، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی بودند. این نتایج نشان می دهد که این نوع درمان می تواند یک راهکار مؤثر در مدیریت و کاهش نگرانی ها و مشکلات روانی مادران داشته باشد و از طریق افزایش سلامت روانی، کیفیت مراقبت از کودکان را بهبود بخشد.
۴۴.

تأثیر معنویت درمانی بر نشخوار فکری و تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: معنویت نشخوار فکری تاب آوری فلج مغزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
اهداف مادران کودکان با فلج مغزی به دلیل وجود کودک مبتلا به فلج مغزی، مستعد فشارهای هیجانی مانند استرس و افسردگی هستند که به فعال شدن طرح واره های هیجانی مانند نشخوار فکری و احساس گناه منجر می شود. این باورهای منفی در مورد هیجانات سبب افکار ناکارآمد و کاهش تاب آوری در مادر می شود. در این صورت انجام مداخله هایی همچون معنویت درمانی می تواند تاب آوری و نشخوار فکری در مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی را بهبود بخشد. مواد و روش ها در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود که بر روی 60 نفر از مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مراجعه کننده به بیمارستان امام علی (ع) شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله معنویت درمانی قرار گرفتند. مادران قبل و 1 ماه بعد از مداخله پرسش نامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو و پرسش نامه تاب آوری کانور دیویدسون را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی زوجی و تی مستقل تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها در گروه مداخله بعد از معنویت درمانی، نشخوار فکری در همه ابعاد، کاهش و تاب آوری افزایش یافته بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (001/P<0) اما در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد معنویت درمانی می تواند در کاهش نشخوار ذهنی و افزایش تاب آوری مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی مؤثر باشد. بااین حال، به دلیل محدودیت های مطالعه، تعمیم این نتایج به سایر روش های معنویت درمانی یا جمعیت های دیگر مستلزم احتیاط است.