مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
هویت اخلاقی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفه های رفتار شارلاتانی و بررسی تأثیر رهبری اصیل با نقش تعدیل گری هویت اخلاقی بر آن در قلمرو سازمان های دولتی استان خراسان جنوبی صورت گرفت. فلسفه تحقیق پراگماتیسم و رویکرد آن آمیخته اکتشافی است. استراتژی بخش کیفی پدیدارشناسی است که بر اساس تجربه زیسته 16 نفر از شاغلین بخش دولتی که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و روش کلایزی تحلیل گردید. بر اساس نتایج بخش کیفی، مدل اولیه رفتار شارلاتانی در سازمان در قالب چهار مؤلفه، پانزده زیرمؤلفه و در مجموع سی و چهار درون مایه اصلی استخراج گردید. سپس در بخش کمی یک پرسشنامه محقق ساخته که بر اساس مدل اولیه استخراج و روایی و پایایی آن تأیید شده بود، در بین 612 نفر از کارکنان این بخش که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند، توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده های کمی و انجام تحلیل عامل تأییدی به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار ایموس صورت گرفت. بر اساس نتایج تحلیل عامل تأییدی همه 34 درون مایه اصلی رفتار شارلاتانی مورد تأیید قرار گرفت. شاخص برازش تطبیقی برای مدل تحقیق 0/983 برآورد شد که نشان از برازش مطلوب مدل دارد. نتایج بخش کمی نشان داد که رهبری اصیل بر رفتار شارلاتانی تأثیر منفی و معناداری دارد. هویت اخلاقی کارکنان نیز تأثیر رهبری اصیل بر رفتار شارلاتانی را تعدیل می نماید. این تحقیق با توجه به زمینه محور بودن آن سبب شد زوایا و مفاهیم جدیدی برای رفتار شارلاتانی در بخش دولتی شناسایی گردد.
نقش رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی در سوت زنی سازمانی با میانجیگری هویت اخلاقی: مطالعه ای در حوزه اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مدل علْی سوت زنی سازمانی براساس رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با نقش میانجی هویت اخلاقی انجام گرفت. پژوهش ازلحاظ هدف بنیادی و ازلحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی به روش همبستگی رویکرد معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش شده، متشکل از کلیه کارمندان دانشگاه کاشان در سال 1404-1403 به تعداد 600 نفر بودند که 234 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه رهبری اخلاقی کالشون و همکاران (2011)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، پرسش نامه سوت زنی سازمانی ایزدپناه و همکاران (1395) و مقیاس هویت اخلاقی آکینو و رید (2002) استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که همه شاخص های برازش مدل در وضعیت مطلوبی قرار دارند و مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. هویت اخلاقی در رابطه بین رهبری اخلاقی و هوش اخلاقی با سوت زنی سازمانی نقش میانجی دارد و 46درصد از تغییرات واریانس سوت زنی سازمانی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود. می توان نتیجه گرفت که سوت زنی سازمانی به عنوان یکی از متغیرهای مهم در سازمان، نقش مهمی در پیشگیری از فساد و انحرافات در دانشگاه داشته و مدیران دانشگاه برای افزایش سوت زنی سازمانی و کاهش خطاهای سازمانی لازم است توجه ویژه ای به متغیرهای رهبری اخلاقی، هوش اخلاقی و هویت اخلاقی در کارکنان داشته باشند.
اثربخشی برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی دختران در تعامل با خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی در تعامل با خودتنظیمی هیجانی بود. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تعداد 76 نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. بدین ترتیب ابتدا به منظور غربالگری، پرسش نامه خودتنظیمی هیجانی برای دانش آموزان پنج مدرسه منتخب اجرا شد. از میان آن ها، 36 نفر با نمره خودتنظیمی هیجانی بالا (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) و 36 نفر با نمره خودتنظیمی هیجانی پایین (19 نفر گروه آزمایش و 19 نفر گروه کنترل) به صورت تصادفی انتخاب شدند. بسته آموزشی شامل تعدادی داستان ایرانی با مضامین فلسفی از کتاب های مثنوی مولانا و منطق الطیر عطار بود که گروه های آزمایش طی 15 جلسه یک ساعته در معرض آن قرار گرفتند. در این پژوهش، از پرسش نامه های خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان و پرسش نامه هویت اخلاقی آکوئینو و رید استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره (عاملی) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش فلسفه برای کودکان موجب افزایش هویت اخلاقی شد اما سطوح خودتنظیمی هیجانی (بالا و پایین) قادر به تعدیلگری آموزش فلسفه برای کودکان بر هویت اخلاقی نبود.
تدوین الگوی بومی هویت اخلاقی جوانان تهرانی بر اساس تحلیل فرهنگی شکاف دانش و کنش اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موازات پیشرفت فناوری و در نتیجه آن، تغییرات عمیق و سریعی در ساختار اجتماعی شکل گرفته و بر این اساس اصیل ترین عرصه حیات بشری به نام «هویت اخلاقی» با چالش جدی روبه رو شده است. هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی بومی هویت اخلاقی جوانان تهرانی بر اساس تحلیل فرهنگی شکاف دانش و کنش اخلاقی بود و بدین منظور با طراحی و توزیع فرم مصاحبه پرسش نامه میان اقشار مختلف اجتماعی در شهر تهران به مطالعه میدانی پرداخته شد. روش تحقیق حاضر، بر اساس هدف از نوع تحقیق کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری داده ها از نوع روش توصیفی از شاخه پیمایشی محسوب می شود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار اسمارت PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق در قالب الگوی بومی بر اساس تحلیل فرهنگی شکاف دانش و کنش اخلاقی ارائه شد. شاخص های برازش در مدل حکایت از روایی و پایایی مناسب و نیز برازش و اعتبار مناسب داشتند.
بررسی نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
120 - 145
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، رفتارهای غیراخلاقی مانند تقلب و بی صداقتی تحصیلی در میان دانشجویان، شایع شده است؛ به طوری که می توان آن را یک پدیده ی اجتماعی دانست. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان بود. روش این پژوهش توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بود. با توجه به هدف پژوهش از این جامعه تعداد ۴۰۰ نفر دانشجو به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های بی صداقتی تحصیلی مک کابی و تروینو(۱۹۹۶)، هویت اخلاقی آکینو و رید(۲۰۰۲) و انگیزش اخلاقی انگیزش اخلاقی یانوف بولمن و کارنس(۲۰۱۶) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، از طریق روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار ایموس انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد نقش واسطه ای انگیزش اخلاقی در رابطه بین هویت اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی معنادار بود. همچنین هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه منفی معنادار، انگیزش اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه منفی معنادار و هویت اخلاقی با انگیزش اخلاقی رابطه مثبت معنادار دارد. نتیجه اینکه هویت اخلاقی هم به صورت مستقیم و هم با واسطه انگیزش اخلاقی با رفتارهای بی صداقتی تحصیلی دانشجویان رابطه دارد، لذا برای افزایش انگیزش اخلاقی و همچنین کاهش بی صداقتی تحصیلی آنها، توجه به افزایش هویت اخلاقی دانشجویان، می تواند مفید و موثر باشد.
بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضد اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
145 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای همدلی در رابطه بین هویت اخلاقی و مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از این جامعه، نمونه ای به حجم 567 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های هویت اخلاقی آکینو و رید (2002)، پرسشنامه مهارگری تلاشگر الیس و رتبارت (2001)، پرسشنامه همدلی تورنتو (2009) و پرسشنامه رفتارهای ضداجتماعی بارت و دونلان (2009) بودند که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و در نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است و اثر مستقیم هویت اخلاقی بر همدلی (β = 1/58, p = 0/001) و همدلی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/59, p = 0/001) معنی دار و هویت اخلاقی بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/03, p = 0/81)، مهارگری تلاشگر بر همدلی (β = 0/02, p = 0/92) و مهارگری تلاشگر بر رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/04, p = 0/75) غیرمعنی دار می باشد. دیگر یافته ها نشان داد همدلی در رابطه هویت اخلاقی و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/53, p = 0/001) نقش واسطه ای دارد اما همدلی در رابطه مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (β = -0/01, p = 0/91) نقش واسطه ای ندارد. به این ترتیب، تقویت هویت اخلاقی و همدلی می توانند به عنوان راهبرد های مؤثر برای مقابله با رفتارهای ضداجتماعی عمل کند. این دو عامل می توانند به افزایش درک و احترام متقابل در جامعه کمک کرده و به نوبه خود، به کاهش تعارضات و ترویج روابط سالم تر منجر شوند.