مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
گیان
حوزههای تخصصی:
عصر مفرغ به دلیل همزمانی آن با تحولات آغاز شهر نشینی در مطالعات باستان شناسی جایگاه ویژه ای دارد؛نکته قابل توجه ، ان است که این تحولات درتمامی فلات ایران به رغم ظهور خط در منطقه جنوب غربی ایران به یک میزان،تاثیر گذارند به یک میزان،تاثیرگذار نیستندو ما از تاثیرات و کنش فرهنگ های محلی و یا تاثیرگذار خارجی بر این پدیده اطلاعات کافی نداریم.زاگرس مرکزی و دشت نهاوند به لحاظ موقعیت جغرافیایی و وجود منابع زیست محیطی لازم،یکی از مناطق کلیدی جهت بررسی این پدیده به حساب می آید.فرهنگ یانیق یک از فرهنگ هایی است که از طریق شمال غرب ایران تاثیرات خودرابرمنطقه نهاده است که ماازمیزان آن و همچنین گسترش جغرافیایی و رابطه آن با میانرودان و جنوب غربی ایران،آگاهی های کافی در اختیار نداریم.فرهنگ گودین III که نام خود را از محوطه گودین تپه – دردشت کنگاور و در مجاورت این منطقه – اخذ کرده است بالافاصله پس از فرهنگ یانیق ، زاگرس مرکزی را تحت تاثیر قرار داده و این تاثیرات در حدود یکهزار سال به طول انجامیده است.در طی یک بررسی پیمایشی در دشت نهاوند در سال 1384مجموعااز 36محوطه بازدید شد که آثار آن از دوران مس سنگی تا دوران اسلامی رادربرمی گرفت.16محوطه شناسایی شده،معرف آثار عصر مفرغ در منطقه بود.مقاله حاضر به شناسایی الگوهای استقراری منطقه در عصر مفرغ به کمک تحلیل داده های باستانشناختی می پردازد.
نگاهی به واژگان لغت فرس چاپ شادروان استاد عباس اقبال
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۰۷)
329 - 396
حوزههای تخصصی:
کتاب لغت فُرس تألیف ابومنصور علی بن احمد اسدی طوسی به تصحیح و اهتمام شادروان عباس اقبال در سال 1319 به چاپ رسید. چنانکه در مقدمه کتاب آمده، این چاپ بر اساس سه نسخه خطی و یک نسخه چاپی که پاول هورن از مستشرقین آلمانی در سال 1898 به طبع رسانیده، تصحیح شده است. یادداشت ذیل نگاهی به برخی از واژه های این کتاب با بهره وری از متن های فارسی قدیم و کهن است.
برآورد کربنات کلسیم خاک با استفاده از تصاویر ماهواره ای و طیف سنجی فروسرخ نزدیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: از مزایای دانش سنجش از دور و طیف سنجی مرئی – فروسرخ نزدیک، سرعت و سادگی و هزینه اندک آن، در مقایسه با روش قدیمی است. سنجش از دور دانش گردآوری داده ها، با حداقل تماس مستقیم فیزیکی با اشیای مورد اندازه گیری است. طیف سنجی مرئی – فروسرخ نزدیک دامنه ای از جذب را با سرعت آنالیز بالا، در مقایسه با روش سنتی، برآورد می کند. هدف از این تحقیق به کاربردن داده های ماهواره لندست 8 و طیف فروسرخ نزدیک، در کاربری های کشاورزی و جنگل در دشت گیان نهاوند، استان همدان، برای تخمین کربنات کلسیم خاک است.مواد و روش ها: 48 نمونه خاک از عمق 30- 0 سانتی متری برداشته و سپس هواخشک، و از الک دومیلی متری عبور داده شد. برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک ها اندازه گرفته شد. به منظور مطالعات سنجش از دور، تصویر لندست 8 متعلق به تاریخ نمونه برداری (سپتامبر 2019) به کار رفت. مقادیر محاسبه شده هریک از قطعات نمونه در محیط ERDAS imagine 9.1 ایجاد شد. ارزش هر باند، برای 48 نقطه، در محیط اکسل وارد و در نهایت، مراحل توصیف های آماری متغیرها انجام شد. در روش سنجش از دور، انعکاس طیفی نمونه ها روی ده باند اصلی استخراج و پردازش شد. سپس همبستگی بین ارزش باندهای اصلی، ترکیب باندها، و شاخص های کلسیت با مقدار کلسیت خاک انجام شد. با برازش انواع رگرسیون های چندمتغیره بدون حذف داده های پرت، بهترین مدل انتخاب شد. آنالیز طیفی خاک های مورد نظر با استفاده از دستگاه طیف سنج زمینی، با دامنه طول موج 2500-350 نانومتر، انجام شد. پس از ثبت طیف ها، انواع روش های پیش پردازش مورد ارزیابی قرار گرفت. همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی در محیط SPSS 24.1 سنجیده شد.نتایج و بحث: نتایج آزمایشگاهی نشان داد که میانگین کربنات کلسیم خاک، در کاربری کشاورزی و جنگل، به ترتیب 30 و 22/22% است. طبق نتایج، باندهای 10 و 11 رابطه معنی داری با کلسیت خاک در کاربری جنگل داشته اند (05/0>p). دوازده ترکیب باندی در سطح 5% و شش ترکیب باندی در سطح 1% با میزان کلسیت خاک، ارتباط معنی داری نشان دادند. همچنین شاخص R1 ((باند 2/ باند 5)/(باند 4/ باند 5))، با کلسیت خاک، رابطه معنی داری داشت (05/0>p). رگرسیون بین کلسیت محاسبه شده در آزمایشگاه و معادله حاصل از تصویر ماهواره ای، در کاربری های کشاورزی، برابر (45/0=r2) به دست آمد. در روش طیف سنجی، بیشترین همبستگی در طول موج 612 نانومتر (**85/0=r2) مشاهده شد. براساس مدل سازی با رگرسیون حداقل مربعات جزئی (PLSR)، مقدار ضریب تبیین در گروه کالیبراسیون درمورد کلسیت 8/0 و مقادیر RMSE برابر با 8/4%، مقدار ضریب تبیین در گروه اعتبارسنجی برابر با 5/0 و مقدار RMSE برابر با 8/7% محاسبه شد. از بین مدل های برازش یافته با رگرسیون چندمتغیره، در تصاویر ماهواره ای، مدل SMLR برای برآورد کلسیت مناسب به نظر می رسد. مدل رگرسیونی حداقل مربعات جزئی، برای برآورد کلسیت به روش طیف سنجی نیز، تقریباً مناسب بوده است.نتیجه گیری: نتایج کلی نشان داد که مدل برآوردشده از روش آماری رگرسیون، در سنجش از دور، توانسته است میزان کلسیت خاک را در اراضی کشاورزی برآورد کند و میزان به دست آمده براساس روش سنجش از دور و آزمایشگاه اختلاف ناچیزی با یکدیگر دارند. بنابراین می توان گفت روش سنجش از دور، در برآورد کلسیت خاک، موفق بوده است. نتایج طیف سنجی نیز نشان داد که مدل PLSR، در برآورد مقدار کلسیت خاک، مدل مناسبی است؛ به شرط آنکه تعداد نمونه ها بیشتر باشد. در برآورد کلی، می توان نتیجه گرفت روش طیف سنجی مرئی – فروسرخ نزدیک دارای صحت بیشتری از روش سنجش از دور و تیتراسیون است؛ منتها به تعداد نمونه های بیشتری نیاز دارد. توصیه می شود، برای افزایش صحت کار، تعداد نمونه های طیف سنجی افزایش یابد و برای مقایسه بهتر بین دو کاربری نیز، تعداد نمونه های انتخابی برابر باشد.
بازنگری در منشأ هنر مهرسازی دوره شوش A: نقش و تأثیر سنت های زاگرس در تحولات اداری دشت شوشان در اواخر هزارۀ پنجم پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
7 - 32
حوزههای تخصصی:
مُهرها از شاخص ترین یافته های باستان شناختی به شمار می آیند که حامل پیام های بصری بوده و در قالب نقش مایه های متنوع تجسم یافته اند. زبان تصویر، زبانی فراسوی مرزهای زبانی و بی نیاز از کلام است، اما درک معنا و کارکرد آن مستلزم شناخت مؤلفه های نمادینی است که در فرهنگ های گذشته واجد معانی مشخص بودند و بازتابی از باورها و اندیشه های سازندگان خود محسوب می شدند. مُهرها، که از نیمه دوم هزاره پنجم پیش ازمیلاد رواج یافته اند، نه تنها ابزارهای عملی نظام های اقتصادی و اداری جوامع کهن بودند، بلکه صحنه هایی از حیات اجتماعی را با نقش مایه های هندسی، گیاهی، انسانی، حیوانی، اساطیری و آئینی- اسطوره ای، گاه در ترکیب با صحنه های رزم، به شکلی هنرمندانه بازنمایی کرده اند. این پژوهش با تمرکز بر منشأ هنر مهرسازی در دوره شوش A، پیشینه های احتمالی آن در نواحی مرتفع زاگرس مرکزی را بررسی می کند؛ هرچند فرهنگ شوش A (حدود اواخر هزاره پنجم تا آغاز هزاره چهارم پیش ازمیلاد) معمولاً در بستر تحولات تاریخی دشت شوشان تحلیل می شود، این مطالعه بر نقش برجسته و تأثیرگذار ارتفاعات در شکل گیری سنت های مهرسازی تأکید دارد. از رهگذر تحلیل تطبیقی طرح ها و نقش مایه های مهرها از محوطه های کلیدی زاگرس هم چون: تپه گیان، هکلان و پرچینه، و مقایسه آن ها با یافته های شوش، این جستار به تداوم های صوری و شمایلی اشاره می کند که مؤید منشأ ارتفاعات یا دست کم پیوندهای فرهنگی مستحکم میان این مناطق است. شواهد حاصل از ساختارهای ترکیبی مشترک، مضامین انسان وار و جانوری، و ویژگی های سبکی ویژه، فرضیه ای را تقویت می کند که مهرسازی در شوش A، نه صرفاً محصول فرآیندی بومی در دشت شوشان، بلکه بازتاب تعاملات فرهنگی و هنری گسترده تر با ارتفاعات زاگرس بوده است. با بهره گیری از رویکرد تاریخی - تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، این پژوهش از رهگذر تبارشناسی نقش مایه های مُهرهای استامپی مناطق مرتفع زاگرس و دشت شوشان، تصویری تازه از پویایی های فرهنگی جنوب غرب ایران ارائه می دهد و مدل های رایج مبتنی بر نوآوری یا انتشار فرهنگی صرف از مناطق کم ارتفاع دشت شوشان را به چالش می کشد.