در این مقاله پس از مروری کوتاه بر زمینه های تاریخی اختلافات ایران و عراق ادوار کلی جنگ هشت ساله ایران و عراق مورد بررسی قرار گرفته است . در حالی که دستاوردهای اولیه ارتش عراق، کمتر از انتظار آن ها بود در تلاش های بعدی ایران برای دفع متجاوزین به آزادی خرمشهر منجر شد . از این مرحله به بعد یک جنگ فرسایشی طولانی آغاز گردید که تنها در مواردی چند- مانند فتح خاور با دست آوردهایی نظامی توام شد .
یکی از دستاوردهای بزرگ قیام امام خمینی(ره) که پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی را به دنبال داشت، ایجاد تحول در گفتمان سیاسی درباره فلسفه حکومت و نقش مردم در حکومت و جامعه است. شناخت اندیشه و گفتمان سیاسی امام خمینی(ره) و پایبندی به آن مىتواند برای همه کسانی که داعیه پیروی از امام و اندیشههای او و دلبستگی به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را دارند، چراغ راه والگوی عمل باشد،زیرا فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی ایران با فلسفه سیاسی امام خمینی(ره) پیوندی ناگسستنی داشته و قوام انقلاب ونظام جمهوری اسلامی به دوام اندیشههای سیاسی امام خمینی(ره) وابسته است.
روز 7 خردادماه مقارن بود با گشایش نخستین دوره مجلس شورای اسلامی ایران، مجلسی که پس از ناکامی مجالس شورای ملی در دوران پهلوی، بر آن بود تا الگویی از مردمسالاری دینی را به نمایش گذارد. پیش از برگزاری انتخابات مجلس، خبرگان قانون اساسی، حدود و ثغور قوه مقننه و نسبت آن با سایر قوای کشور را مشخص ساخته و تعاریف و چارچوبهای قانونی این نهاد را پی ریزی کرده بود.
وقتی که در آبان ماه سال 1356 فرزند ارشد امام خمینی(ره) به گونه ای اسرارآمیز به شهادت رسید، دستگاه حکومت پهلوی گمان می کرد که ضربه ای سخت به رهبری قدرتمند مخالفان مذهبی اش وارد ساخته که شاید او را به نرمی و انزوا بکشاند اما قضیه کاملا برعکس بود.امام(ره) بااینکه مرحوم سیدمصطفی را امید آینده اسلام می دانستند و از ویژگیهای منحصربه فرد و فوق العاده فرزند خود آگاه بودند، با اعلام این پیام که شهادت مصطفی از الطاف خفیه الهی بوده است، همه را مبهوت صبر و استواری خود نمود و بدین شکل ستمکاران دستگاه پهلوی را ناامید کرد.مردم و علما به تجلیل و بزرگداشت مقام مرحوم آقامصطفی پرداختند و عموم مجالس بزرگداشت ایشان، به صحنه حمایت از امام(ره) و نهضت او مبدل گردید.اقبال عمومی به مرجعیت امام که در اثر واقعه شهادت سیدمصطفی(ره) فزونی یافته بود، رژیم ستمشاهی را در پشیمانی سیاسی قرار داد و نظریه ضربه دوم را برای آنها به وجود آورد که براساس آن در روز هفدهم دی ماه به مناسبت سالروز کشف حجاب توسط رضاخان، مقاله ای توهین آمیز در مورد حضرت امام(ره) و علمای دینی در روزنامه اطلاعات درج شدکه در آن روحانیت اسلام را ارتجاع سیاه و همدست با ارتجاع سرخ معرفی نموده و به حضرت امام خمینی(ره) توهین روا داشته شده بود. این مقاله طوفان بزرگی در میان طلاب جوان برپا کرد و آنان را به سوی بیت علما و مدرسین حوزه در تهران و قم کشاند. مدرسین حوزه نیز درسهای خود را تعطیل کرده و همراه با طلاب و سایر اقشار متدین به سوی بیت مراجع عظام رهسپار شدند تا تکلیف اهانتها و خودسریهای حکومت بی ایمان پهلوی را روشن کنند. مردم دو روز پیاپی در خانه مراجع اجتماع کردند. در روز نوزدهم دیماه بازار تعطیل شد و مراجع نیز درس خود را تعطیل نموده و سیل جمعیت به سوی فیضیه حرکت نمودند. نیروهای امنیتی رژیم با آمادگی قبلی ابتدا به پرتاب گاز اشک آور و سپس تیراندازی به سوی مردم پرداختند و خیابانها صحنه کشتار طلاب و روحانیون و متدینین گردید. شامگاه که فرا رسید، مردم مانده بودند و خیل شهیدان و مجروحان بی دفاع. هاله ای از غم و اندوه فضای شهر را فراگرفته بود. این حادثه موجب جریحه دار شدن قلب عموم مردم ایران و موضع گیری دانشجویان و دانشگاهیان و گروههای سیاسی مخالف با شاه گردید و بزرگداشت چهلم شهدای این واقعه در شهرهای مختلف ایران برگزار شد و بدین ترتیب زمزمه های انقلاب به تمامی نقاط کشور سرایت کرد، زمزمه هایی که یکسال بعد به سیل خروشان مردم انجامید و تاج و تخت پادشاهی را با خود برد. مقاله ای که ملاحظه می فرمایید، به تشریح این رویداد مهم تاریخ انقلاب اسلامی می پردازد.
بسیاری از علاقمندان تاریخ، از تعریف دقیق و حد و حدود دوره های تاریخی بی اطلاعند و همچنین ویژگیهای یک تاریخ نگاشته استاندارد را نمی دانند. اما در ارتباط با ایرانیان حادترین جنبه این مساله به ویژه درخصوص تاریخ معاصر جلوه می کند و اغلب معلوم نیست که تاریخ معاصر ایران معادل چه دوره ای است و شروع آن را باید از کجا و از چه زمانی دانست؛ چنانکه این مساله به بحثی مفصل و جدی تبدیل شده که پای بسیاری از موضوعات دیگر مرتبط با تاریخنگاری معاصر را نیز به میان کشیده است. مقاله حاضر در ارتباط با موضوع تاریخ معاصر ایران و نقد آن شکل گرفته است.
فضاهای سیاسی همواره آکنده از دالهای شناور است. عموماً گفتمانهای سیاسی، با هدف تثبیت و معنابخشی و چهارچوب دهی، پیرامون این دالها، شکل می گیرد. بنابراین، ما همواره شاهد گفتمانهای سیاسی رقیب در جامعه هستیم. گفتمانهایی که در آنها تلاش می شود تا دالهای شناور را با چهارچوب دهی به هویت خود درآورند. حاصل این تلاشها رقابت گفتمانی است که چندان دوامی ندارد و سرانجام یک گفتمان بر گفتمانهای دیگر مسلط می شود. ایران بعد از شهریور 1320 شاهد رقابت گفتمانی میان چند گفتار سیاسی رقیب بود. گفتمانهایی که تلاش می کردند دالهای شناوری چون ترقی و پیشرفت، آزادی و دموکراسی، عدالت اجتماعی و نفی سلطه و استعمار را چهارچوب دهی نموده به هویت خود درآورند. گفتمانهای سیاسی مارکسیسم ـ لنینیسم را حزب توده، ناسیونال ـ لیبرالیسم را جبهه ملی، و باستان گرایی تجددخواه را نهاد سلطنت نمایندگی می کردند. یکی از گفتمانهای سیاسی رقیب در این دوره، گفتمان سیاسی حکومت اسلامی بود که توسط شخص حضرت امام(س) هدایت می شد. در این رقابت، سرانجام، گفتمان سیاسی حضرت امام(س) به دلیل ویژگیهای خاص آن بر دیگر گفتمانها مسلط شد. موضوع این مقاله، بررسی علل این تسلط است.
تشخیص لایه های زیرین و مبادی رفتارهای انحرافی، امری دشوار و خطیر است که توفیق رهبری جنبش های مختلف در گرو آن می باشد. بصیرت سیاسی امام خمینی(ره) در رهبری نهضت انقلابی و اسلامی موجب گردید فرقه بهائیت را به لحاظ هدف و کارکرد شناسایی نموده و آسیب های احتمالی را مورد توجه قرار دهد و گوشزد نماید. مقاله پیش رو، مروری بر این دوراندیشی و آینده نگری امام خمینی(ره) قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در مورد فرقه بهائیت است.
بر اساس اطلاعات به دست آمده از نتایج سرشماری های اخیر در استان خوزستان، شهر اهواز نسبت به دیگر شهرهای این استان برتری و حاکمیت مطلقی را داراست. هدف کلی این پژوهش ارزیابی وضعیت نخست شهری در کانون های شهری استان خوزستان در طی سال های 1335 تا 1390 است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از لحاظ روش مطالعة توصیفی ـ تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات، ضمن مطالعه آثار کتابخانه ای و استفاده از آمارنامه ها (سالنامه آماری و سرشماری نفوس و مسکن در همه دوره های سرشماری)، از بانک های اطلاعاتی واقع در استانداری نیز استفاده شده است. در ادامه، با بررسی اطلاعات و همچنین تجزیه و تحلیل آنها با استفاده از نرم افزار Excel، در تبیین مناسب داده ها تلاش شده است. برای پی بردن به وضعیت نخست شهری در استان خوزستان، از مدل های مرتبه- اندازه و مدل های رایج نخست شهری شامل شاخص های نخست شهر، دو شهر، کینزبرگ، موما و الوصابی و مهتا استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد توزیع فضایی جمعیت در سطح شبکه شهری استان خوزستان در طی این سال ها به سمت تمرکز بیشتر در شهر اهواز و کاهش جمعیت در دیگر شهرهای متوسط و کوچک استان در حرکت بوده است. سرانجام، با توجه به ارزیابی های صورت گرفته از وضعیت نخست شهری در استان خوزستان، برای بهبود وضعیت، نسبت به ارائه راهکارهای مناسب تلاش شده است.