فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۶۹۵ مورد.
انجمنهای ایالتی و ولایتی به روایت رزم آرا
منبع:
گفتگو ۱۳۷۷ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
انجمنهای ایالتی و ولایتی نیز مانند پارهای از دیگر دستاوردهای انقلاب مشروطیت ایران، از جمله مواردی بود که در خلال دشواریها و مشکلاتی که بعدها برای نظام مشروطه پیشآمد به دست فراموشی سپرده شد . تنها در سالهای بعد از شهرور 1320، یعنی در پی فروپاشی استبداد رضاشاهی بود که در جریان تلاشهایی که برای اعاده پارهای از ارزشهای مشروطیت آغاز شد، بار دیگر لزوم تشکیل یک چنین نهادهایی مطرح گردید. در این بررسی طرح این موضوع در دو مقطع مختلف از این دوره – سالهای بحران آذربایجان و دوره نخست وزیری حاجعلی رزمآرا- مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی و تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار در عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
زیر سایه مسکو
حوزههای تخصصی:
ورقی از تاریخ ارتش ایران: تاریخچه سربازگیری در ایران
حوزههای تخصصی:
ارتش سرخ شوروی و چگونگی ابداع «آذربایجان جنوبی»
منبع:
گفتگو ۱۳۸۱ شماره ۳۳
حوزههای تخصصی:
فراز و فرور فرقه دموکرات آذربایجان در مراحل پایانی جنگ جهانی اول جهانی نه فقط از نظر تحولات تاریخی ایران معاصر، بلکه در چارچوب تاریخچه سرآغاز جنگ سرد نیز تحولی مهم محسوب میشود. در این مقاله با بررسی برنامههای مقامات نظامی و اطلاعاتی شوروی در زمینه بهره برداری احتمالی از گرایش های قومی در ایران چگونگی شکلگیری اصطلاح" آذربایجان جنوبی" برای پیشبرد اهداف دراز مدت اتحاد شوروی در آن حدود مورد بحث قرار گرقته است .
پان ترکیسم و پان آذریسم
حوزههای تخصصی:
اهداف و کارکرد سازمان شاهنشاهی در دوره پهلوی دوم
حوزههای تخصصی:
در تاریخ معاصر سازمان بازرسی به صورت تشکیلاتی که وظیفه نظارت بر حسن اجرای امور سازمان های اداری و همچنین اجرای صحیح قوانین را به عهده دارد، از مؤسساتی است که پس از تصویب قانون تأسیس سازمان بازرسی شاهنشاهی در دوره محمدرضا پهلوی در سال 1347 و در مجلس بیست ودوم در 14 ماده و 2 تبصره به طور قانونی شروع به کار کرد. این مقاله با روش کتابخانه ای با استفاده از منابع و اسناد این دوره درصدد پاسخگویی به این پرسش است که هدف دولت مرکزی از تشکیل سازمان بازرسی شاهنشاهی چه بود؟ و همچنین کارکرد این سازمان در طول حیات آن چه بود؟ در واقع این سازمان پس از انقلاب سفید شاه و در راستای نظارت بر اجرای برنامه های انقلاب سفید با هدف نظارت حکومت مرکزی بر عملکرد سازمان های دولتی و ممانعت از گسترش روزافزون فساد مالی و اداری موجود در کشور و همچنین آرام کردن اعتراضات از طریق جلب اعتماد مردم و در نتیجه تثبیت و تداوم قدرت حکومت مرکزی در دوره محمدرضا شاه تشکیل گردید.
عملکرد سازمان بازرسی شاهنشاهی در دوره ریاست ارتشبد حسین فردوست (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاکمان استفاده از نهادهای ناظر و کنترل کننده را با هدف شناسایی مسائل مختلف قلمرو حکومتی خود، امری لازم می دانستند و همواره به آن توجه می کردند. بازرسی شاهنشاهی، یکی از مجموعه سازمان های اطّلاعاتی عصر پهلوی دوم بود. این مرکز در سال 1337ش/1958م، بنابه فرمان محمدرضاشاه تأسیس و مجدداً در اواخر دهه 1340ش، بعد از وقفه ای کوتاه، احیا شد. انگیزه ها و اهداف شاه از احیای این سازمان در واقع تلاش برای حذف مخالفت ها، رفع موانعِ تداوم و تثبیت رژیم، مبارزه با فساد و نارسایی، تأمین سلامتی نظام اداری و... بود. این جدای از بدگمانی و ترسی بود که به ویژه بعد از کودتای 28 مرداد، شاه به شخصیت های متنفذ و نهادهای کشور یافت. این سازمان اختیارات بسیار و تقریباً نامحدودی داشت؛ بنابراین مسئله بسیار مهم، در ارتباط با نام سازمان، عملکرد آن است؛ یعنی مجموعه اقداماتی که سازمان، در راستای انجام وظایف کرد. در واقع، با بررسی کارکرد اداره ها و سازمان هاست که می توان پویایی یا رکود آن ها را نشان داد. سازمان در طول عمر خود به ویژه در دوره دوم، یعنی از سال 1351ش تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹م و همزمان با ریاست فردوست، اقدامات بسیاری انجام داد و در جریان وضعیت داخلی کشور قرار گرفت. مقاله حاضر با روش تاریخی، درصدد بررسی علل تأسیس مجدد سازمان و واکاوی عملکرد و تأثیر این مرکز در دوره دوم عمر و زمان ریاست حسین فردوست است.
مقالات ویژه: سنت و سیاست
حوزههای تخصصی:
یک نامه از محمدامین رسولزاده
منبع:
گفتگو ۱۳۸۱ شماره ۳۳
حوزههای تخصصی:
اگر چه محمد امین رسولزاده در مقام یکی از رهبران متنفذ حزب مساوات در تغییر نام اران به "آذربایجان" و استقرار یک جمهوری مستقل به همان نام در بخشهای مسلماننشین قفقاز نقشی موثر ایفا کرد و به همین دلیل نیز هدف انتقادهای اساسی از سوی ایرانیان بود ولی رسول زاده بنا به دلایلی چند، از جمله مشارکت وی در دوران مهم از انقلاب مشروطیت ایران در مراحل بعد خواهان حصول به نوعی تفاهم با ایران بود و نامهای که از او منتشر میشود بیانگر این تمایل است.
15 خرداد؛ نقطه عطفی در تاریخ
حوزههای تخصصی:
با انجام کودتای انگلیسی امریکایی 28 مرداد و سقوط دولت ملی دکتر مصدق، شاه که خود را برکشیده و وامدار غربیان بویژه امریکاییها میدانست، مقدرات کشور را به طور کامل به آنان سپرد، ولی یک مانع عمده بر سر راه تحقق اهداف شوم امریکا در ایران وجود داشت که همانا وجود آیتالله العظمی بروجردی بود، زیرا نفوذ گسترده آیتالله، راه را بر هر توطئهای میبست.
الگوهای نوآوری سیاسی در ایران: نگاهی به تجربه نهضت خداپرستان سوسیالیست 1322-1332
منبع:
گفتگو ۱۳۷۶ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
برای رویارویی با اقبال روزافزودن حزب توده، بسیاری از سازمانهای سیاسی ملیگرا و مذهبی تحرکات جدیدی را در دهه 1320 در ایران آغاز کردند . الگوی بسیاری از این تحرکات، ادغام برخی جوانب مادی گرایانه در اندیشههای شان بود برای آنکه بتوانند به تحلیل و ارزیابی مسائل روز بپردازند . "جنبش خداپرستان سوسیالیست" که یکی از این گروهها بود تلاش کرد . فلسفه ماتریالیسم را با خداپرستی ادغام نماید . با اینهمه، علیرغم کسب محبوبیت اولیه، نتیجه تفکر این گروه جز رادیکالیسم روزافزون نبود و به همین دلیل نیز نتوانست نقش موثری در سیاست ایران در این سالها ایفا کرد