پس از تاسیس صفویه در ایران و شکل گیری سلسله گورکانیان در هند، با توجه به پیشینه روابط دو سلسله که تا روزگار امیر تیمور گورکان و خواجه علی صفوی قدمت داشت، رابطه ای استوار و صمیمانه میان پادشاهان صفوی و امپراتوران گورکانی هند به وجود آمد. اما این رابطه گاهی فراز و فرودهایی می یافت که در این میان، قندهار نقش نسبتاً مهمی در این نوسانات ارتباطی پیدا ی کرد. مقاله حاضر، تحولات روابط دو سلسله را در رابطه با قندهار و در روزگار چند تن از پادشاهان صفوی و امپراتوران گورکانی هند بررسی می کند.
اگرچه هیچ تحقیق با تالیفی که به طور مستقیم به انواع مشاغل جامعه روزگار صفویان پرداخته باشد وجود ندارد اما به طور غیر مستقیم و از لایه لای منابع دیگر می توان تا حد زیادی به نوع و تقسیمات مشاغل آن دوره پی برد. یکی از مهم ترین این منابع تحفه سامی است که توسط سام میرزا فرزند شاه اسماعیل در حدود سال 960 تالیف شده است. این اثر که تذکره شاعران ایران است در صحیفه های مختلف خود به ذکر مراتب اجتماعی شاعران می پردازد که بر اساس آن حرفه های رایج در آن روزگار اعم از مناسب دیوانی و پیشه های بازاری را می توان بازشناخت.
تامل در فرایند تعامل و رویارویی قدرتها نکات متعددی را درخصوص تحلیل پدیده ها و روابط قدرت آشکار می سازد که یکی از موارد مهم آن، چندبعدنگری به رویدادهاست. روابط ایران عصر صفوی و سلسله عثمانی را به رغم صبغه مذهبی شان که مخاصمات آنها را جلوه ای مذهبی بخشیده است، نمی توان مطلقاً مذهبی تلقی نمود. در این شماره، گفت وگویی با دکتر امیر اردوش انجام گرفته که طی آن روابط میان دو قدرت مذهبی و ابعاد رویاروییهای آنها بررسی شده است.محمدحسین امیر اردوش، عضو هیات علمی دانشگاه مذاهب اسلامی است که تالیفات متعددی نظیر کتابهای «اوزون حسن آق قویونلو و سیاست های شرقی ــ غربی، مناسبات ایران و عثمانی در دوره اوزون حسن آق قویونلو»، «تاملی بر مساله وحدت اسلامی از دیرباز تا دیروز، با تکیه بر جنبش اتحاد اسلام»، «ترکیه در یک نگاه» و مقالات متعددی چون «زمینه های طرح مساله وحدت اسلامی در ایران قاجاری و امپراطوری عثمانی»، «مولفه ها و مقوم های نظریه وحدت اسلامی در سده سیزدهم هجری»، «تاملی در ناهمسازگری ها و پیشینه تلاش های همسازگرایانه در جهان اسلام»، «طرح نادری برای وحدت اسلامی» دارد.