ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۹۸۷ مورد.
۹۶۱.

تحلیل تحول مفهومی سلامت در شهرها با تمرکز بر شهر 15 دقیقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۷
شهرهای وابسته به خودرو پیامدهای مخربی نظیر گسترش بی رویه، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت زندگی را به همراه داشته اند. مدل شهر ۱۵دقیقه ای به عنوان راهکاری نوین، بر بهبود کیفیت محیط ساخته شده و ارتقای عدالت فضایی از طریق کاهش وابستگی به خودرو، تقویت پیاده مداری و دوچرخه سواری تأکید دارد. این پژوهش با هدف بررسی تحول مفهوم سلامت عمومی با تمرکز بر نقش مدل شهر ۱۵دقیقه ای در ارتقای پایداری شهری در دوران پساکرونا انجام شده است. مطالعه از نوع مرور سیستماتیک بیبلیومتریک است و با تحلیل ۱۵۶ مقاله منتشر شده در بازه ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، از ابزارهایی مانند VOSviewer و SciMAT برای تجزیه وتحلیل داده ها و روندهای موضوعی استفاده کرده است. تحقیقات به سه دوره زمانی تقسیم شده اند. دوره اول (۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰) ؛ تأکید بر تشویق فعالیت بدنی برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان، دوره دوم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸) ؛ گسترش عدالت اجتماعی و برنامه ریزی محله محور و دوره سوم (۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵) ؛ اهمیت مشارکت اجتماعی و نقش عوامل فرهنگی در توسعه پایدار است. همچنین، تحلیل ها پنج خوشه موضوعی کلیدی شامل شهر پانزده دقیقه ای و دسترس پذیری شهری، محیط ساخته شده و روان شناسی محیطی، سلامت عمومی و ریسک های مرتبط، فعلیت فیزیکی و سلامتی، حمل ونقل و سیاست گذاری را شناسایی کردند. این تحقیق نشان می دهد که مدل شهر ۱۵دقیقه ای می تواند با ادغام رویکردهای سلامت عمومی و برنامه ریزی شهری، نابرابری ها را کاهش و پایداری شهری را در همه ابعاد ارتقا دهد. پیشنهاد می شود تا مطالعات بیشتری درباره تأثیر بلندمدت این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی و تحلیل موانع اجرایی آن صورت گیرد.
۹۶۲.

تحلیل تطبیقی منظر فرهنگی با اتکاء بر هم سنجی دیدگاه متخصصان، شواهد میدانی و رویکردهای عمومی هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
منظر فرهنگی به عنوان مفهومی پویا، چندلایه و انعطاف پذیر که از تعامل دیالکتیکی انسان و طبیعت در بستر زمان و مکان شکل می گیرد، شامل عناصر مادی (مانند معماری و چشم اندازها)، ناملموس (ارزش ها، باورها و آیین ها) و ادراکی (هویت جمعی و تجربیات ذهنی) است و در مطالعات معماری، شهرسازی و میراث فرهنگی جایگاه ویژه ای دارد. این پژوهش با هدف بازتعریف هویت منظر فرهنگی و شناسایی مؤلفه های آن، از رویکردی ترکیبی (کیفی- کمی) و میان رشته ای بهره گرفته است. روش تحقیق شامل مرور نظام مند ادبیات، تحلیل تاریخی نظری، بررسی تعاریف عمومی ارائه شده توسط هوش های مصنوعی (مانند ChatGPT، Google Gemini، Microsoft Bing، DeepSeek و Grok) و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان است. یافته ها منظر فرهنگی را سیستمی انطباق پذیر نشان می دهند که بازتاب تاریخ، فرهنگ و انتخاب های جوامع است و بستری برای حفظ تنوع زیستی فرهنگی، تقویت هویت جمعی و توسعه پایدار فراهم می کند. پنج مؤلفه کلیدی شناسایی شد: ۱. تعامل انسان و طبیعت؛ ۲. ابعاد تاریخی؛ ۳. ارزش های نمادین؛ ۴. ادراکات ذهنی؛ ۵. جنبه های کارکردی. تعامل انسان و طبیعت به عنوان هسته مرکزی، سایر مؤلفه ها را به صورت لایه های به هم پیوسته احاطه می کند. مدل مفهومی پیشنهادی، این ساختار را به صورت بصری نظام مند نمایش می دهد و چهارچوبی منسجم برای مطالعات میان رشته ای، طراحی معماری، برنامه ریزی شهری و حفاظت میراث فرهنگی ارائه می کند. پیشنهادهای کاربردی شامل طراحی فضاهای عمومی با حفظ تعامل انسان طبیعت و عناصر تاریخی، ارتقای تجربیات ذهنی و هویت جمعی از طریق فضاهای چندلایه، تقویت ارزش های نمادین برای تعلق اجتماعی و برنامه ریزی کارکردی برای توسعه پایدار است. مسیرهای تحقیقات آینده بر فناوری های نوین،مانند هوش مصنوعی برای ادراکات ذهنی، مطالعات تطبیقی محلی جهانی و ابزارهای حفاظت پایدار با مشارکت محلی تمرکز دارند. درنهایت، این پژوهش با تلفیق داده های متنوع، منظر فرهنگی را آینه ای از تعاملات انسانی طبیعی و بستری پویا برای میراث جهانی و جوامع معاصر معرفی می کند.
۹۶۳.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۹۶۴.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۹۶۵.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۹۶۶.

بازآفرینی هویت شهری از طریق میراث معماری: مطالعه کمّی و کیفی تجربه بازدیدکنندگان از عمارت های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
با وجود نقش مهم میراث معماری در شکل دهی هویت شهری، شناخت تجربه زیسته بازدیدکنندگان و تأثیر آن بر برداشت آنان از شهر همچنان محدود است. این پژوهش با رویکرد آمیخته هم گرای موازی، به تحلیل تجربه بازدید از خانه های تاریخی تهران و اثر آن بر نگرش و احساسات بازدیدکنندگان می پردازد. داده های کمی از ۹۹ بازدیدکننده (۷۰.۸درصد زن، میانگین سنی ۳۶ تا۴۰ سال) با پرسش نامه اعتبارسنجی شده گردآوری شده و با آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. داده های کیفی نیز از ۷ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا اشباع نظری، جمع آوری شده و از طریق تحلیل مضمون به آن پرداخته است. یافته های کمی نشان داد ۹۷.۹درصد تمایل به بازدید مجدد دارند، ۸۰.۲درصد بازدید را به دیگران توصیه می کنند و رضایت از راهنمایی تور بسیار زیاد (میانگین ۴.۶۴ از ۵) است. تحلیل کیفی شش مضمون اصلی را آشکار کرد: ۱. محوریت روایتگری مؤثر؛ ۲. تحول نگرش و تعمیق آگاهی؛ ۳. پیوند عاطفی، هویتی و غرور تاریخی؛ ۴. انگیزش برای کشف بیشتر؛ ۵. حس مسئولیت اجتماعی و نگرش انتقادی و ۶. اهمیت کیفیت طراحی و اجرا. ترکیب نتایج نشان داده است تمایل زیاد به بازدید مجدد (یافته کمی)، عمدتاً از پیوند عاطفی و تحول نگرشی ناشی از روایتگری غنی (یافته کیفی) سرچشمه می گیرد. این پژوهش داشته که سیاست های حفاظت و معرفی میراث شهری، فراتر از اقدامات فیزیکی، باید بر تجربه سازی های روایی و احساسی تمرکز کنند تا به تقویت معنادار هویت شهری بینجامد.
۹۶۷.

امکان سنجی شهر هوشمند پیاده مدار در شهر ارومیه مبتنی بر رویکر پیوند مردم-فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: رشد فزاینده جمعیت شهری و سلطه خودروهای موتوری، کیفیت فضاهای پیاده و تعاملات اجتماعی را به شدت کاهش داده است. بازگشت به رویکرد پیاده مدار، راهکاری برای مقابله با مشکلاتی چون ازدحام، آلودگی و گسست اجتماعی تلقی می شود. پیاده مداری به عنوان شکلی پایدار، کم هزینه و انسانی از جابه جایی، نقشی کلیدی در ارتقای سرزندگی شهری دارد. این رویکرد با تأکید بر طراحی انسان محور و عدالت فضایی، محور بسیاری از سیاست های توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر شده است. هدف: این تحقیق در راستای ارتقاء کیفیت زندگی به بررسی امکان سنجی پیاده مداری در ارومیه می پردازد و هدف آن شناسایی شاخص های کلیدی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان شهروندان و فضاهای عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی ترکیبی و توصیفی–تحلیلی، انجام شده است. داده ها از سه منبع مکانی، میدانی و ادراکی گردآوری و با استفاده از GIS و مدل چیدمان فضا تحلیل شدند. نمونه گیری خوشه ای در دو منطقه بافت سنتی و مدرن انجام و شاخص های چهارگانه شهر هوشمند پیاده مدار ارزیابی شد. درنهایت، تلفیق تحلیل های فضایی و ادراکی، امکان ارزیابی هم زمان ابعاد کالبدی و انسانی فضاهای شهری را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حکمروایی هوشمند و توزیع عادلانه خدمات شهری مهم ترین پیش شرط های شکل گیری فضاهای پیاده مدار پایدار هستند؛ چراکه هوشمندسازی صرف، بدون پشتوانه زیرساختی و عدالت فضایی، قادر به ایجاد فضاهای سرزنده نیست. بافت سنتی با امتیاز 6/55، به دلیل انسجام فضایی و پیوندهای ارگانیک، پتانسیل بیشتری از بافت مدرن (5/82) برای بازآفرینی پیاده مدار دارد، هرچند فاصله ۱۵٪ با وضعیت مطلوب و نابرابری های چشمگیر در دسترسی به فضای سبز بیانگر چالش های جدی است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاکی از آن است که تحقق الگوی شهر هوشمند پیاده مدار در نهایت بیش از فناوری های پیچیده و پرخرج، نیازمند عزمی راسخ برای بازتوزیع عادلانه فضا و خدمات شهری و همچنین تلفیق هوشمندانه «داده های کلان» با «تجربه های خرد و روزمره شهروندان» است.
۹۶۸.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۹۶۹.

تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.
۹۷۰.

بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با الهام از نقش مایه های منسوجات ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مساله: هویت ملی در فضای شهری از طریق نمادها و عناصر هنری بازنمایی می شود و یکی از عرصه های مهم برای تحقق این هدف، طراحی مبلمان شهری است. مبلمان شهری به عنوان یکی از عناصر ملموس و در تماس با شهروندان ظرفیت بالایی برای القای ارزش های فرهنگی و تاریخی جامعه دارد. بازنمایی شاخصه های فرهنگی و تاریخی یک جامعه در قالب فرم، رنگ، نقش مایه نه تنها به افزایش زیبایی فضاهای عمومی کمک می کند بلکه حس تعلق به تاریخ فرهنگی را در میان شهروندان تقویت می سازد. با توجه به هجوم تصاویر و نمادهای غربی بیگانه، شناخت مولفه های هویتی در جامعه امری ضروری به حساب می آید. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با ایده از نقش مایه های منسوجات ساسانی می پردازد. هدف: هدف پژوهش، شناسایی نقش مایه های منسوجات ساسانی از منظر بصری و بررسی ظرفیت آن ها برای انطباق با فرم و عملکرد در مبلمان شهری و بهره برداری از نقش مایه ها در راستای اثربخشی فرآیندهای تقویت حس تعلق فرهنگی و بازنمایی هویت ملی در فضاهای شهری است. هدف پژوهش کاربردی و تبیین ویژگی های بصری نقش مایه های منسوجات ساسانی و بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری است. روش: روش پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی توصیفی است و با رویکرد تحلیل محتوای بصری نقوش منسوجات ساسانی صورت گرفته است همچنین پژوهش از نظر هدف کاربردی است و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تصویری گرداوری شده است. یافته ها: با تحلیل محتوای بصری نقش مایه ها ظرفیت بازنمایی هویت ملی و قابلیت ترجمه به زبان طراحی معاصر در قالب فرم های ساده شده و هندسی ارائه شد. مولفه های فرم و عملکرد می توانند منجر به نشانه ای از شکل گیری هویت ملی در فضای شهری باشند و هنگامی که نقش مایه ها با الزامات عملکردی مبلمان شهری هماهنگ شوند طراحی آن ها در در دوره معاصر کارامد می شود. نتیجه گیری: استفاده آگاهانه از نقش مایه های ساسانی و ایجاد هماهنگی با فرم و عملکرد حس تعلق فرهنگی، ارتقای زیبایی محیط و بازسازی حافظه تاریخی شهروندان را موجب می شود .نقش مایه های ساسانی به دلیل ادغام زیبایی شناسی بصری، غنای معنایی، قابلیت بالایی در طراحی معاصر دارند.
۹۷۱.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۹۷۲.

کاربست سیاست انتقال حقوق توسعه در چارچوب حفاظت از باغات و اراضی کشاورزی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: گسترش شهرنشینی و تخریب اراضی کشاورزی و باغات در قزوین، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین برای حفاظت از این اراضی حیاتی را نمایان ساخته است. انتقال حق توسعه به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع و توسعه پایدار شهری مطرح می شود. هدف پژوهش: امکان سنجی و طراحی الگوی اجرایی انتقال حق توسعه در قزوین است تا به حفاظت از اراضی کشاورزی و باغات و هدایت توسعه شهری به سمت اراضی کم بازده کمک کند. روش شناسی: روش تحقیق از نوع ترکیبی و شامل دو فاز است. در فاز نخست، داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه با کارشناسان از نهادها جمع آوری شد و با استفاده از مدل های اقتصادی عرضه و تقاضا، حقوق توسعه قابل عرضه و تقاضا در چهار نسبت انتقال متفاوت محاسبه گردید. سپس داده های مالی نرمال سازی گردیدند. در فاز دوم، برای تعیین بهینه ترین گزینه اجرایی انتقال حق توسعه، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. معیارهای کلیدی شامل سودآوری اقتصادی، تعادل بازار و پیامدهای اجتماعی وزن دهی و گزینه ها رتبه بندی شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵، بهترین تعادل پویا بین عرضه و تقاضای حق توسعه ایجاد می کند. این گزینه، علاوه بر تعادل بازار، بالاترین سودآوری اقتصادی را برای پروژه های ساخت وساز به ارمغان می آورد و از افزایش غیرضروری هزینه های توسعه انتقالی جلوگیری می کند. نتایج مدل AHP نیز این برتری را تأیید کرد و گزینه ۲۵ به ۷۵ را به دلیل عملکرد مطلوب در معیارهای اقتصادی، بازار و اجتماعی، مناسب ترین و پایدارترین گزینه برای اجرای برنامه انتقال حق توسعه در قزوین معرفی نمود. نتیجه گیری: به کارگیری الگوی انتقال حق توسعه با نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵ می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در حفاظت از اراضی کشاورزی و ارتقاء بهره وری اقتصادی در شهر قزوین به کار گرفته شود. این یافته ها، مبنایی محکم برای سیاست گذاری های آگاهانه و برنامه ریزی دقیق تر مدیریت توسعه شهری و حفظ منابع طبیعی در شهر قزوین و شهرهای مشابه فراهم می آورد.
۹۷۳.

تبیین ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری با کاربست اصول کشاورزی شهری؛ مطالعه موردی: گذر تاریخی سید ذوالفقار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۶
کشاورزی شهری فعالیتی است که شامل تولید، رشد، فراوری و توزیع غذا و سایر محصولات می شود. این فعالیت از طریق کاشت گیاهان و پرورش احشام درون یا حومه شهرها به منظور رفع نیاز روزانه ساکنان انجام می گیرد. وجه تمایز کشاورزی شهری با کشاورزی روستایی، تنها در کلمه «شهر» نیست؛ بلکه در ادغام آن با سیستم شهری است. این مقاله، کاربست اصول کشاورزی شهری را در طراحی منظر مولد یکپارچه شهری، به عنوان رهیافتی در برنامه ریزی فضای شهری تعریف می کند. کشاورزی شهری به عنوان یکی از زیرساخت های پایدار در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش، ارائه ضوابط طراحی منظر مولد یکپارچه شهری برای گذر تاریخی سیدذوالفقار شیراز، با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای باز دارای پتانسیل آن و ایجاد فضاهای باز مولد شهری است. در این پژوهش کاربردی، ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در قالب مطالعات کتابخانه ای، به ارائه شاخص ها و مصادیق کشاورزی شهری و منظر مولد یکپارچه به عنوان بستری برای تحقق کشاورزی شهری پرداخته شده است. شاخص ها دربردارنده پنج بعد سلامتی، اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی هستند. در مرحله بعد با استفاده از روش پیمایشی، فضاهای دارای پتانسیل شناسایی شده و نقشه ها با استفاده از نرم افزار GIS تحلیل شده اند. در انتها نیز الگوها و نمودهای طراحانه در قالب ضوابط عملیاتی تدوین شده است. نتایج تحقیق نشان داد که با کاربست اصول کشاورزی شهری در فضاهای ناشی از تخریب در بافت های تاریخی، فضاهای بازمولد ایجاد می شود و با تشکیل شبکه ای ازین فضاها، منظر مولد یکپارچه ارائه می گردد. توسعه و گسترش این مفهوم، فرصتی مناسب برای حفظ میراث تاریخی در کنار مزایای تولیدی و زیست محیطی فراهم می آورد.
۹۷۴.

عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری؛ تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
نابرابری در دسترسی و کیفیت و محیط فضاهای ورزشی روباز در محله های محروم، حضور و فعالیت بدنی زنان سالمند را کاهش می دهد. این نابرابری درنهایت احساس امنیت، تعلق و سلامت آن ها را هم دچار افت می کند. بسیاری از سیاست ها فقط به افزایش تعداد فضاها می پردازند و نیازهای ادراکی، فرهنگی و جنسیتی را نادیده می گیرند. لذا پژوهش حاضر با هدف عدالت فضایی در فضاهای ورزشی عمومی روباز محله های محروم و حاشیه نشین شهری، از طریق تجربه زیسته بانوان سالمند درباره کیفیت و زیست پذیری فضاهای شهری پرداخت. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۴ زن سالمند ساکن در محلات کم برخوردار استان مازندران گردآوری شد. طبق یافته های پژوهش، ۹۶ مضمون فرعی در قالب ۱۱ مضمون اصلی دسترس پذیری و عدالت فضایی، کیفیت زیست محیطی و منظر فضاها، کالبد فضایی، هویت و فرهنگ بومی در فضا، مدیریت شهری، امنیت و ایمنی، بازتاب های روانی و هیجانی، اقتصاد و عدالت اجتماعی، سلامت و توانبخشی، تعاملات اجتماعی و درنهایت پایداری و تاب آوری شهری شناسایی شد. ازهمین رو، عدالت فضایی در ورزش شهری صرفاً با افزایش تعداد فضاها محقق نمی شود و نیازمند توجه هم زمان به کیفیت طراحی، امنیت ادراک شده، تناسب فرهنگی، مشارکت اجتماعی و سیاست گذاری عدالت محور است. این پژوهش بر ضرورت بازطراحی فضاهای ورزشی عمومی و تقویت فرایندهای مشارکتی و پیوند عدالت فضایی با عدالت اجتماعی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت جسمی و روانی، افزایش حس تعلق و بهبود زیست پذیری در محلات محروم شهری شود.
۹۷۵.

سنجش کارایی مدیریت محیط زیست شهری در ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری با رویکرد طراحی شهری؛ فاز یک شهر جدید سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
در دهه های اخیر، تشدید مسائل زیست محیطی در شهرهای جدید کشور، ضرورت ارزیابی کارایی مدیریت محیط زیست شهری را در پیوند با ارتقای کیفیت زندگی و زیست پذیری دوچندان کرده است. شهر جدید سهند نیز با وجود برخورداری از زیرساخت های پایه، در تجربه زیسته ساکنان با چالش هایی درزمینه کیفیت فضاهای شهری، آسایش محیطی و قابلیت زیست پذیری روبه روست. براین اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش توصیفی تحلیلی انجام گرفت و داده ها از طریق پیمایش میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش های آماری پیشرفته و مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که مدیریت محیط زیست شهری نقش مهمی در ارتقای زیست پذیری دارد و زیست پذیری نیز به عنوان یکی از عوامل بنیادین، بر بهبود کیفیت زندگی شهری اثرگذار است. بااین حال، مشخص شد که مدیریت محیط زیست، تأثیر مستقیم قابل توجهی بر کیفیت زندگی ندارد و تنها از مسیرهای غیرمستقیم، به ویژه از طریق تقویت زیست پذیری، می تواند موجب بهبود ادراک ساکنان از شرایط زندگی شهری شود. تفسیر این الگو بیانگر آن است که حکمرانی محیطی کارآمد، حمل ونقل شهری سازگار با محیط، سامانه های کارآمد آب و فاضلاب و بهبود کیفیت فضاهای سبز از مهم ترین زمینه هایی هستند که می توانند تجربه زیستی ساکنان را دگرگون سازند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخلات مدیریتی هنگامی افزایش می یابد که طراحی شهری بتواند امکان تجربه ای ایمن، آسوده و انسانی از فضا را برای شهروندان فراهم آورد و بدین ترتیب مسیرهای ارتقای کیفیت زندگی از طریق تقویت زیست پذیری هموار شود.
۹۷۶.

شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر ساماندهی منظر شهری موردپژوهی؛ جداره محور دانشسرای شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۰
بیان مسئله: پرداخت به منظر شهری از جنبه توجه به بدنه ها و جداره های شهری به جهت برقراری بیشترین ارتباط بصری با شهروندان و انتقال اطلاعات بسیار از محیط شهر به مخاطب، همواره از دغدغه های پژوهشیِ صاحب نظران حوزه معماری و شهرسازی است. از معضلات اصلیِ حال حاضر در شهرهای کشور نیز، چه در مقیاس خرد و چه کلان، بی توجهیِ صرف به کالبد بدنه ها، آلودگی و اغتشاش خیابان هاست. هدف: پژوهش حاضر در پی سامان دادن به جداره های شهری، ابتدا به شناسایی چالش ها و مسائل و مشکلات کلان طراحی منظر و جداره و همجنین مشکلات خاص نمونه موردی و سپس اولویت بندی عواملی که در این امر موثر هستند، می پردازد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و پیمایشی است. پس از مطالعات کتابخانه ای، 12 تن از اساتید دانشکده معماری و هنر دانشگاه گیلان به عنوان متخصصین پانل دلفی انتخاب شدند و طراحی و شناسایی شاخص ها به کمک پرسش نامه های باز انجام گرفت. با ادغام شاخص های مستخرج از مبانی نظری و تحلیل آراء متخصصین، 26 شاخص اثرگذار در ساماندهی جداره ها در 3 دسته استخراج گردید. سپس خبرگان در قالب پرسش نامه های بسته و طیف 5 درجه ایِ لیکرت به امتیازدهی معیارها پرداختند و داده ها با تکنیک تاپسیس (TOPSIS) اولویت بندی شد. یافته ها: مطابق تحلیل، شاخص های "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" و "کاربست مصالح مناسب و همگون در تعمیرات و بازسازی" دارای بالاترین اولویت ها هستند و کمترین تاثیرات نیز به شاخص های "عقب نشینی طبقات و تامین وسعت دید آسمان" و "طرح استحکام بصری" مربوط است. نتیجه گیری: "تدوین ضوابط اجرایی برای انواع الحاقات جداره" به عنوان اصلی ترین اولویت انتخابی، حکایت از این دارد که متخصصین در رسیدن به یک کلیت هماهنگ و یکپارچه در بدنه محور دانشسرای شهر رشت، نگران نگاه جزءنگر غیرهماهنگ هستند. پالایش جداره از انواع الحاقات ناهماهنگِ موجود، ارزش های پنهانِ بدنه را قابل روی ت می سازد و بدین ترتیب با نمایان شدن ناهمگونی میان مصالح جدید و ابنیه حاشیه محور، کاربست دو شاخصه دوم؛ "مصالح همگون در تعمیرات و بازسازی" و "مصالح نمایاننده قدمت بنا"، مخاطب را به سوی درک یک انضباط مشخص سوق می دهد.
۹۷۷.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۹۷۸.

بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن (نمونه مطالعاتی: محله ولیعصر شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: بازار مسکن به عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد، نقش تعیین کننده ای در ابعاد اجتماعی و اقتصادی ایفا می کند. تصمیم گیری برای خرید مسکن، برخلاف سایر کالاها، به دلیل ماهیت غیربازاری و پیچیدگی عوامل مؤثر، نیازمند تحلیل دقیق متغیرهای چندبعدی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن در محله ولیعصر شهر شیراز با استفاده از روش قیمت گذاری هدانیک (HPM) صورت گرفته است. روش: این پژوهش کاربردی با رویکردی نظام مند، ابتدا به تبیین مبانی نظری مسکن، ارزش و روش های ارزش گذاری اقتصادی پرداخته و با بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر ارزش مسکن، متغیرهای فضایی را در دو دسته درونی (شاخص های فیزیکی-ساختاری) و بیرونی (شاخص های دسترسی و محیطی-مکانی) طبقه بندی نمود. داده های تحقیق از طریق مصاحبه های ساختاریافته با مشاورین املاک و بررسی معاملات واقعی مسکن در محدوده مطالعاتی طی سال 2022 گردآوری شد. تحلیل فضایی با استفاده از نرم افزار GIS و داده های Open Street Map انجام گرفت که در آن فاصله پیاده روی واحدهای مسکونی تا مراکز خدمات شهری از طریق تحلیل شبکه محاسبه شد. در نهایت، با به کارگیری نرم افزار SPSS 26، مدل سازی قیمت گذاری هدانیک با استفاده از روش های مختلف آماری صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داده است که مدل نیمه لگاریتمی بهترین تغییرات قیمت مسکن توسط متغیرهای مستقل در نمونه مورد بررسی را توجیه می کند و از بین 27 متغیر مستقل، 6 متغیر رابطه معناداری با قیمت مسکن دارد. این یافته ها حاکی از آن است که عوامل کالبدی-فضایی بر ارزش مسکن در محدوده مطالعاتی تأثیرگذار بوده اند. نتیجه گیری: تحلیل مدل نهایی قیمت گذاری هدانیک نشان می دهد که از بین متغیرهای معنادار شناسایی شده، چهار متغیر دارای اثر مثبت و مستقیم بر قیمت مسکن هستند: مساحت مفید زیربنا، سال ساخت، عرض معبر، امنیت یا وجود نگهبانی کوچه در مقابل دو متغیر «گونه مسکن و نوع سازه» تاثیر منفی بر قیمت مسکن داشته اند. این الگوهای تأثیرگذاری نشان می دهد که در محدوده مطالعاتی، ویژگی های کمی و کیفی فیزیکی (مانند مساحت و سال ساخت) همراه با عوامل ایمنی-محیطی (مانند امنیت و عرض معبر) بیشترین تأثیر مثبت را بر ارزش مسکن داشته اند، در حالی که برخی ویژگی های ساختاری خاص اثر کاهنده بر قیمت داشته اند.
۹۷۹.

راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: پیوند میان گذشته و امروز می تواند موجب هویت بخشی، تداوم اصول معماری و زیبایی بناها و بافت های شهری گردد. عدم توجه به گذشته، علاوه بر ناهمگونی و از بین رفتن تدریجی هویت شهرها، عدم تطابق فرهنگی را نیز به دنبال خواهد داشت. معماری تاریخی و بومی هر محل، در یک تداوم تاریخی و در راستای یک سیاست مبتنی بر استمرار به تدریج و در طول سالیان متمادی با طبیعت و محیط اطراف شکل گرفته است. ساخت و سازهای جدید بدون برنامه در هر منطقه و به خصوص در بافت تاریخی می تواند به دلیل عدم هماهنگی به ارزش های معماری موجود صدمات شدیدی را وارد نماید. هدف: هدف از این پژوهش تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی می باشد. روش: در بخش نخست، مبانی نظری پژوهش تشریح و فرآیند تدوین راهبردهای طراحی ارائه می شود. داده های این بخش با روش کتابخانه ای گردآوری شده و با رویکرد توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرار می گیرند. در بخش دوم (استخراج اصول و قواعد معماری تاریخی)، 15 بنای تاریخی شهر رشت به عنوان نمونه موردی مطالعه و بررسی می شوند، روش تحقیق در این مرحله به صورت کمی و میزان کاربرد و فراوانی هرکدام از مؤلفه ها در بناهای معماری می باشد. در مرحله نهایی، راهبردهای طراحی بناهای معماری در شهر رشت با استفاده از ویژگی های به دست آمده در مرحله دوم پژوهش، تدوین و ارائه می گردد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بناهای تاریخی رشت دارای مؤلفه های کالبدی بخصوصی در اندازه، ارتفاع و محل قرارگیری می باشند. استفاده از فضاهای نیمه باز (ایوان) به عنوان یکی از مشخصه های اصلی بنا با اشکال و صورت های متنوع و عملکردهای متفاوت نقش مهمی در شکل گیری کالبد و نمای بیرونی بنا دارد. تنوع سطوح در جداره بیرونی برای ایجاد غنای بصری، بازشوهای متنوع و آرایه های تزئیناتی از ویژگی های بارز آن ها می باشد. نتیجه گیری: تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با توجه به معماری تاریخی و استفاده از این راهبردها در طراحی و ساخت بناهای معماری امروز به شکل نوین می تواند منجر به انسجام و هماهنگی در بافت شهری شود و همچنین پیوستگی سیمای شهری را به دنبال داشته باشد، گردد.
۹۸۰.

تحلیل ابعاد تاب آوری شهری در برابر مخاطرات محیطی در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۴
بیان مسئله: مخاطرات طبیعی همه ساله خسارات زیادی را در سراسر جهان و از جمله ایران بوجود می آورد. استان لرستان به دلیل خصوصیات متنوع زمین شناسی نظیر لیتولوژی, تکتونیک و شرایط خاص آب و هوایی, از جمله مناطق دارای پتانسیل مخاطرات زیست محیطی است. برای کاهش خسارات ناشی از این مخاطرات، اولین و مهم ترین کار تعیین مناطق با پتانسیل بالای خطر است. هدف: این پژوهش ارزیابی ملاحظات ایمنی و پدافند غیرعامل در مخاطرات محیطی با رویکر آمایشی استان لرستان است. روش: براین اساس پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی-توسعه ای است و از لحاظ ماهیت و روش، توصیف- تحلیلی است. ابزار و روش های گردآوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و آمار و اطلاعات سازمان های شهری، سرشماری، مرکز آمار ایران و آیین نامه 2800 ساخت و ساز در کشور می باشد. به منظور تحلیل خطر زلزله خیزی در استان لرستان از لایه اطلاعاتی مربوط به پهنه بندی خطر زلزله، سیل، فرونشست و خشکسالی براساس آیین نامه 2800 مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در سطح کشور استفاده شده و وضعیت استان و مراکز جمعیتی آن از این منظر مورد تحلیل قرار گرفته است. پدیده مخاطرات محیطی از قبیل سیل، زلزله، خشکسالی و فرونشست در لرستان، پیامد موقعیت جغرافیایی و پویش های انسانی آن بوده است. لذا در این پژوهش مدیریت ریسک و بحران مخاطرات طبیعی و محیط زیست با نرم افزار ArcGIS تحلیل شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مشخص کرد که پهنه بندی کلیه مخاطرات طبیعی 10 شهر، پلدختر، شول آباد، سپیددشت، بیرانشهر، چالاچولان، فیروزآباد، نورآباد، هفت چشمه، ونایی و برخوردار در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند. همچنین در بین شهرک ها و نواحی صنعتی استان دو شهرک صنعتی خرم آباد3 و دورود1 و ناحیه صنعتی علی میرزایی نورآباد در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که بیش از 600 آبادی در استان لرستان با جمعیتی بالغ بر 105 هزار نفر در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره واقع شده اند که در بین آنها سه روستای رباط (شهرستان خرم آباد)، پاچه لک غربی (شهرستان ازنا) و همت آباد (شهرستان بروجرد) با جمعیتی بیش از 200 نفر پرجمعیت ترین روستاهای واقع در پهنه های پرمخاطره و بسیار پرمخاطره بوده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان