فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در هرج و مرج های دوره ی جانشینان کریم خان زند کرمانشاهان نقش غیر قابل انکاری داشت. این ایالت به چند علت کانون توجهات بود؛ اول اینکه مدعیان جانشینی کریم خان زند قصد داشتند با کمک نیروهای نظامی پر تعداد آن به تخت سلطنت ایران برسند و بعد نیز حاکم کرمانشاهان الله قلی خان زنگنه با پشتیبانی ایل خود زنگنه وایلات هم پیمانی همچون کلهر و وند ها ادعای پادشاهی داشت و رقیبی قدرتمند برای جانشینان کریم خان بود.
ایلات و طوایف کرمانشاهی ساکن شیراز هم در درگیری خوانین زندیه شرکت داشتند و هر ایل و طایفه-ای بنابر مصالح و منافع خود جانب یکی از مدعیان سلطنت را می گرفت. مقاله حاضر در نظر دارد با بررسی این رویدادها اهمیت سیاسی و نظامی کرمانشاهان را در این دوره مورد تحلیل قرار دهد.
بررسی تطبیقی رویکرد سیاسی مورخان در تاریخ نگاری محلی گیلان از قرن نهم تا یازدهم هـ ق با تکیه بر روش و بینش مورخان
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری محلی گیلان در فاصله ی قرن های نهم تا یازدهم هـ.ق قه طور چشمگیری رشد یافت.ضعف حکومت مرکزی و قدرت گرفتن حکومت های محلی در این منطقه را می توان از مهم ترین عوامل رشد تاریخ نگاری محلی این منطقه در این دوره دانست.برای شناخت تاریخ نگاری گیلان، بررسی سه مأخذ مهم این دوره تاریخ گیلان و دیلمستان، تاریخ خانی و تاریخ گیلان ضروری به نظر می رسد. بر اساس مطالعات انجام شده و بررسی تطبیقی ساختار سیاسی این متون، به نظر می رسد مورخان تاریخ گیلان و دیلمستان و تاریخ خانی، بیشتر تحت تأثیر جو حاکم و اقتدار حاکمان کیائی قرار گرفته اند.از نظر محتوایی، جریان های سیاسی در آثار این مورخان اولویت ویژه ای دارند.در نتیجه، صورت تاریخ های دودمانی به خود گرفته اند.جانب داری مورخانی نظیر مرعشی و لاهیجی از حاکمان کیائی در کتاب هایشان به طور واضح مشهود است.این نگرش آن ها موجب شده است سمت و سوی گزارش های تاریخی آن ها کم وبیش در جهت حمایت از امیران خود باشد، اما در تاریخ گیلانِ فومنی مورخ در پی آشفتگی اوضاع سیاسی و سقوط حکومت های محلی وقت، از دیدگاهی متفاوت در جریان های تاریخی نگریسته است.این مورخ از دیدگاهی وسیع تر و با نگرشی اجتماعی و جامعه شناختی نیز به تحلیل رویدادها پرداخته است.تأمل در نگرش فومنی به پدیده های تاریخی، و مقایسه ی بینش و روش وی با دو مورخ پیشین، سیری تکاملی را در اندیشه ی تاریخ نگاری محلی این سرزمین نشان می دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که چه عاملی موجب توجه تاریخ نگاران محلی گیلان به رویدادهای سیاسی و تأکید بر آن ها در آثارشان بوده است.در پاسخ به این پرسش می توان این فرضیه را مطرح کرد که تأثیرپذیری مورخان از شرایط سیاسی و خدمت در دربار حاکمان وقت و نیز وقوع رویدادهای مهم سیاسی در این دوران موجب شده است که آن ها حاکمان وقت را محور نوشته های خود قرار دهند. ما در پژوهش می کوشیم با بررسی تطبیقی آثار موردنظر، و مطالعات نظری انجام گرفته در زمینه ی تاریخ نگاری، بینش و روش تاریخ نگاری این مورخان و بازتاب شرایط سیاسی در هر یک از آن ها را نقد و بررسی کنیم.
تأثیرات مذهبی حکومت امپراتوری عثمانی بر قبرس(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عثمانی ها (687-1343ه .ق/1288-1924م) یکی از قبایل ترک غز بودند که به خدمت سلجوقیان روم درآمدند و یک امیرنشین در آسیای صغیر تأسیس کردند. این امیرنشین از آغاز قرن هشتم هجری قمری/ چهاردهم میلادی گسترش یافت و به مرور به امپراتوری بزرگی تبدیل شد که بسیاری از سرزمین های قاره های آسیا، اروپا و آفریقا را در برمی گرفت. عثمانی ها در دوران حکومت سلطان سلیم دوم به قبرس لشکر کشیدند. این لشکرکشی حدود سه قرن حکومت مسلمانان را بر این سرزمین به دنبال داشت. حکومت عثمانی، تأثیرات مهمی در جنبه های سیاسی، اقتصادی و مذهبی بر جامعه قبرس گذاشت. این پژوهش به تأثیرات مذهبی حضور عثمانی در قبرس می پردازد. به نظر می رسد ورود عثمانی ها به قبرس از نظر مذهبی، مسیحیان ارتودکس را از سلطه کلیسای کاتولیک خارج ساخت و با اسکان مسلمانان در قبرس و پذیرش اسلام به وسیله گروهی از مسیحیان جزیره، عنصر ثابت مذهبی به قبرس وارد شد. به طوری که امروزه مسلمانان، پس از مسیحیان ارتودکس بزرگ ترین گروه مذهبی قبرس را تشکیل می دهند.
برده داری خانگی در اسناد الله آباد؛ اواخر دورة تیموریان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برده داری در شبه قارة هند، تابعی از شرایط گوناگون مذاهب و نظام اجتماعی و حقوقی است، این امر منجر به نظامی پویا مطابق با دوران اجتماعی سیاسی خاصِ خود است. هدف اصلی مقاله در پیِ بازتعریفی از بردگی، ذیل عنوان برده داری خانگی است که در مطالعاتِ تاریخ اجتماعی و نظام برده داریِ اسلامی کمتر بدان پرداخته شده است. در اسناد بدست آمده از شهر الله آباد در شمال هند، اَشکال پراکنده ای از نظام برده داری در قالبِ مفاهیم خویشاوندی شکل گرفت؛ به نحوی که بردگی خانگی در «پیوستارِ خویشی» تداوم یافت. در این نظام، برده داری بازتاب فرایندی از «کالاشدگی» و «مالکیت» است. افزون بر آن، در این اسناد سعی شده است تا با واکاوی استعاره ها و مفاهیمی، همچون بردگان مقاطعه ای، بردگان فروشی، بردگان هبه ای، بردگان بدهی، و بردگان نکاحی؛ زمینه های پژوهشی و خوانشی تازه از این نوع نظام برده داری فراهم آید. همچنین نتایج برآمده، ما را در مواجهه با مولفة ارادیِ برده داری و مقولات تجاری و غیرتجاریِ بردگان خانگی قرار می دهد. مدعیات ما در این مقاله مشخصاً بر اساس زمان-بندیِ اواخر تیموریان هند، سدة هیجدهم و نیمة نخست سدة نوزدهم میلادی (تحت نفوذ بریتانیا)، پی ریزی شده است. تأکید می شود مباحث حقوقی فقهیِ برده داری اسلامی خارج از موضوع مقاله است.
تحلیل فرهنگی و تاریخی از وضع خوراک و پوشاک در هورامانِ دوره قاجار و پهلوی اول (با استفاده دیوان ملا حسن دزلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هورامان با جغرافیای کوهستانی و صعب العبور و با مردمانی که طریقه زندگی آن ها همواره همچون راز بوده، در مطالعات تاریخ محلی، تاریخ اجتماعی، قوم نگاری و مردم شناسی محل توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هر گاه سخن از زندگی اجتماعی قومی به میان می آید تقریباً هیچ داده تاریخی از وضع زیست آن ها در دست نیست، ادبیات مکتوب و شفاهی می تواند رهیافتی برای بررسی و تحلیل تاریخ اجتماعی و واکاوی زندگی اجتماعی ارائه دهد. در این نوع پژوهش ها، بدون مراجعه به منابع غیرتاریخ نگارانه به ویژه ادبیات، بحث از زندگی اجتماعی ممکن نیست. پرسش این مقاله آن است که وضعیتِ زیست مردم هورامان در دوره قاجار و پهلوی اوّل چگونه بوده است؟ این مقاله می کوشد با خوانش متن دیوان ملا حسن دزلی، تحلیل فرهنگی - تاریخی از وضعیتِ زیستِ مردم هورامان در دوره قاجار و پهلوی اوّل ارائه دهد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته و ابتدا داده ها و اطلاعات مرتبط با واژگان خوراک و پوشاک را از متن دیوان استخراج و سپس با طبقه بندی انواع خوراک و پوشاک، اوضاع فرهنگی، شیوه زیست و زندگی روزانه مردم هورامان، در دوره مذکور را ارزیابی کرده است. یافته ها نشام می دهد مردم هورامان در این دوره به رغم تنوع خوراک و پوشاک، برخوردار از گونه های مختلف آن نبودند و میان بودها و باید ها فاصله دیده می شد.
ارمنستان در طول دوره های سلجوقیان و مغولان
حوزههای تخصصی:
از اواسط قرن یازدهم تا قرن چهاردهم میلادی، سرزمین ارمنستان دستخوش حملات متعدد ترک مغول شد. سلجوقیان و اتباع آنان، چادرنشینان ترکمان، در نتیجه سیاست های تجزیه طلبانه امپراتوری بیزانس در ارمنستان و نیز اختلاف میان گروه های مختلف ارمنی توانستند ارمنستان را مورد تاراج و تاخت و تاز خود قرار دهند. در طول حملات و حاکمیت سلجوقیان، بسیاری از خانواده های ارمنی پراکنده شدند و از جمله به گرجستان پناه بردند و در آنجا برای استقلال سرزمینشان اقدام کردند. در دوره های بعد مغولان نیز در پی تعقیب خوارزمشاه پا به نواحی ارمنستان گذاشتند. به رغم تلفات جانی و مالی که بر مردم ارمنستان وارد شد، مغولان توانستند به دلایل تساهل مذهبی و آزادی تجاری حمایت روحانیون، تجار، و برخی اشراف ارمنی را به خود جلب کنند، اما در ادامه با گرایش ایلخانان به اسلام، سخت گیری های مالی و مذهبی بیشتری بر مردم ارمنستان وارد شد. در طول این قرون متمادی از سلجوقیان تا مغولان، تغییرات عمده ای در ترکیب قومی و جمعیتی، اقتصاد، و اوضاع سیاسی و اجتماعی ارمنستان پدید آمده بود.
نقش محال ثلاث، به مزکزیت تنکابن، در دوره اول جنبش جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان جنگ جهانی اول،هیأت اتحاد اسلام جنبش جنگل، برای مقابله با بیگانگان، حفظ استقلال کشور و رعایت اصول مشروطیت وشعائر اسلامی در گیلان تشکیل شد.
در این زمان،به خاطر ضعف کابینه های دولت و اشغال ایران و همچنین ضعف و بدبینی دولتمردان محلی در محال ثلاث(مازندران غربی)،عده ای از سران مشروطه سابق چون سالار فاتح به قصد تضعیف خاندان خلعتبری و کسب قدرت درمحال ثلاث، با جنبش اتحاد اسلام جنگل همکاری کردند و فعالیت جنبش جنگل به این منطقه کشیده شد.
این پژوهش در پی پاسخگویی به این مسأله است که محال ثلاث به مرکزیت تنکابن چه نقشی در دوره اول جنبش جنگل داشته است؟ به دنبال آن این فرضیه مطرح می گردد،محال ثلاث درتشکیل و تضعیف اتحاد اسلام جنبش جنگل تأثیرگذار بوده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد،با تغییرسیاست انگلیس در ایران و روی کار آمدن کابینه وثوق الدوله وحمایتش از مخالفین جنبش جنگل و همچنین تسلیم شدن برخی از سران جنبش اتحاد اسلام جنگل،تاکتیک نامناسب عقب نشینی به سمت محال ثلاث بخصوص تنکابن و عدم شناخت صحیح منطقه،سبب نابودی اتحاد اسلام جنبش جنگل در دوره اول شد.
منابع درآمد مالی امویان در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان پس از فتوح، تحت اداره خلافت اسلامی قرار گرفت و به خاطر دارا بودن منابع طبیعی و قرارگرفتن در مسیر تجارت بین المللی اهمیت ویژه ای پیدا کرد. این منطقه در صنایع محلی، محصولات کشاورزى و انتقال کالاهای شرقی سرآمد بود و منابع مورد نیاز سرزمینهای اسلامی را فراهم می نمود. برخی از سیاستهای امویان در خراسان برای بهره مندی از این امکانات و تقویت بنیه اقتصادی دولت خود بود. منابع درآمد مالی امویان در خراسان به سه دسته منابع شرعی، جعلی و عرفی تقسیم می شد. این مقاله بر آن است تا ضمن بازشناسی این منابع، زمینه ها و نتایج مترتب برآن را نیز بازگو نماید. روش تحقیق، مطالعه تاریخی و به صورت تحلیلی و توصیفی می باشد که با استفاده از منابع اسلامی انجام گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخش مهمی از سیاست مالی امویان در خراسان برگرفته از تغییر در احکام مالی و به کارگیری قواعد سنتی و عرفی بود. در نتیجه به جز در موارد خاص و محدود پذیرش اسلام، تغییری در منابع مالی خراسان ایجاد نکرد. پیامد این امر گسترش نارضایتی های عمومی و ظهور جنبشهای اجتماعی متعدد بود.
ساسانیان و سیاست زردشتی کردن ارمنستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اواسط دوره اشکانی که روابط ایران و روم آغاز شد تا اواخر دوره ساسانی، ارمنستان همواره به عنوان کانون اصلی مناقشات این دو قدرت بزرگ باستان مطرح بوده است. این سرزمین که در دوره هخامنشی و تحت عنوان «ارمنیا» جزو یکی از ساتراپی های هخامنشیان محسوب می شد، از نیمه دوم سده اول میلادی شاخه ای از خاندان پادشاهان اشکانی با توافق دولت روم به حکومت آنجا گماشته شدند. با روی کار آمدن ساسانیان، ارمنیها، که آنان را غاصب حکومت اشکانیان می دانستند، به مخالفت با آنها پرداختند. به دنبال پذیرش مسیحیت در ارمنستان در زمان تیرداد کبیر (سال 301 م) و سپس رسمیت یافتن مسیحیت در امپراتوری روم، مسئله مذهب نیز بر تشدید تنش ها میان ساسانیان و روم افزود؛ در واکنش به این شرایط برخی از پادشاهان ساسانی چاره را بر این دیدند تا به سیاست زردشتی کردن کانون این بحران ها یعنی ارمنستان دست زنند.
در واقع، این پژوهش در پی آن است تا به روند سیاست زردشتی کردن ارمنستان توسط ساسانیان و میزان موفقیت آن بپردازد. برای نیل به این هدف تلاش شده است از شیوه پژوهش های تاریخی (توصیفی ـ تحلیلی) و بر اساس شواهد موجود و نظریات پژوهشگران، استفاده شود. در این پژوهش نشان داده خواهدشد که روی هم رفته ساسانیان نتوانستند در سیاست زردشتی کردن ارمنستان کامیاب شوند و این سرزمین مسیحی باقی ماند، هرچند که علقه های آن با ایران هرگز نگسست.
سبزوار پایگاه تشیع: مسجد فرومد سبزوار (از کتاب آثار ایران)
حوزههای تخصصی:
بررسی حوادث تاریخی بویراحمد در سروده های محلی عصر قاجار (1308- 1208 هجری قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بویراحمد، از اقوام قدیمی ایران و بزرگ ترین قبیله لر است که از بهبهان تا کوهپایه های دنا سکونت دارند. درعصر قاجار، حوادث و اتفاقات زیادی در حیات سیاسی-اجتماعی این قوم رخ داده ،که تنها اندکی از آنها در سروده های محلی ضبط شده است. از اواخر زندیه تا پایان پادشاهی ناصرالدین شاه چند تن از اشخاص مشهور بویراحمد، مانند هادی خان و شاهین خان، حاکمیت منطقه را برعهده داشتند که بخشی از حوادث سیاسی آنان در مرثیه هایی که در سوگ شان سروده شده و بر سنگ مزار آنان حک گردیده، انعکاس یافته است. خداکرم خان بویراحمدی که با حاکمان معروف فارس، چون فرهاد میرزا معتمد الدوله و فرزندش سلطان اویس میرزا احتشام الدوله، دوستی نزدیک داشت، خود شاعر شهیر محلی بود که بخشی از رخدادهای بویراحمد را در اشعارخویش انعکاس داد ه است . شاعران گمنام دیگر نیز در توصیف وقایع آن روزگار - خاصه جنگ های خداکرم خان و فرزندانش - اشعار بسیار سروده اند ، که معدودی از آنها ضبط و سینه به سینه انتقال یافته است. از آنچه که تا امروز در مکتوبات و منقولات محلی بر جای مانده برمی آید که وقایع مهم و شخصیت های مؤثر در ذهن و زبان عامه و شاعران این قوم محفوظ و بازتاب داشته است.اشعار و سروده های موجود، هم به زبان فارسی است و هم به گویش محلی (= لری بویراحمدی). این مقاله، بر مبنای روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی - تحلیلی، به بازتاب حوادث تاریخی بویراحمد در فاصله زمانی مورد نظر پرداخته است. بخشی از سروده هایی که در این مقاله بررسی شده، پیش تر در برخی منابع محلی آمده و بخشی دیگر در نتیجه تحقیقات میدانی نگارنده گان کشف و تدوین شده است. مفروض مقاله این است که بویراحمدی ها در باب رخدادهای مهم سیاسی، اجتماعی، نظامی و نیز شخصت های بزرگ و مشهور خود به سرایش اشعار پرداخته و حماسه سرایی کرده اند. در نتیجه، باید دانست که بویراحمدی ها ادب عامیانه ویژ ای را درباب حوادث تاریخی و سرنوشت ساز و افراد موثر و بارز به ظهور رسانیده اند، که خود جزئی از فرهنگ و سنن عامیانه محسوب می شود.
سیر تحول نساجی در دورة قاجار با تأکید بر نقش یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرتمند شدن صفویه توسط پادشاهانی مانند شاه عباس اول باعث اتحاد سیاسی کشور، رونق تجارت، امنیت جاده ها و در نتیجه بازرگانی شد. در این میان، یزد با قدمت چند هزار ساله در نساجی، در دورة صفویه بزرگترین طراح پارچه در تاریخ ایران؛ یعنی غیاث الدین نقشبند یزدی را پرورش داد. در دورة قاجار به دلیل واردات منسوجات خارجی، نساجی در ایران تا حد زیادی از رونق افتاد؛ ولی شهرهایی مثل یزد و کاشان رشد مثبتی داشتند. ده ها نوع پارچه که برخی منحصر به فرد بود؛ همچون مخمل و ... در یزد تولید شد. در عصر قاجار، امیرکبیر کارخانه های بزرگ نساجی در شهرهایی مثل یزد و کرمان و کاشان و.. احداث نمود. اساتیدی مثل محمد خان نقشبند و ... که شهرت جهانی داشتند، در یزد ظاهر شدند. تحولات در نساجی در این دوره (قاجار) این دو سؤال را مطرح می نماید که تحولات نساجی در یزد و نقش هنرمندان یزدی دراین عصر چگونه توصیف شده است؟ محصولات و دستاوردهای این تحولات درکشور و در یزد چه بود؟ تبیین فرضیات مطرح توصیفی-تحلیلی مبتنی بر آثار اسنادی و کتابخانه ای است.
ریشه یابی دلایل اصلاحات اقتصادی نصربن سیار در خراسان و علل ناکامی اصلاحات او
حوزههای تخصصی:
در اواخر حاکمیت امویان، منطقه خراسان شاهد بروز قیام های مخالفان، علیه حکومت اموی بود. مخالفان از ظرفیت نارضایتی های مردم خراسان که نشأت گرفته از سیاست های اقتصادی حکمرانان عرب خراسان بود استفاده کرده و با تبلیغات و فعالیت های خود، پایه های رژیم را سست کرده بودند. بنابراین خلیفه سیّاس اموی، یعنی هشام بن عبدالملک، برای جلوگیری از سقوط حکومت یکی از افراد عاقل و وفادار به حاکمیت خویش، یعنی نصربن سیار، را به حکمرانی خراسان انتخاب کرد. نصر با آگاهی از عمق بحران های خراسان و برای جلوگیری از خطر سقوط حاکمیت امویان که خود وی نیز یکی از اجزاء آن بود دست به اصلاحات اقتصادی در منطقه زد؛ اما اصلاحات او به علل مختلف با ناکامی مواجه شد. اکنون برغم مطرح بودن سوالات گوناگون، در این مقاله دست کم به دو پرسش اساسی توجه خواهیم کرد: نخست اینکه کم وکیف سیاست های اقتصادی کلان اموی ها، در آن مقطع چه بود و چگونه اجرا شد که سبب نارضایتی گسترده مردم آن منطقه بود و به تبع آن، بستر و زمینه قیام ها و شورش ها را فراهم آورد. دوم اینکه علل ناکامی اصلاحات نصربن سیار چه بود که باوجود تلاش های فراوان او منجر به شکست شد. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با بهره مندی از منابع کتابخانه ای، درباره شخصیت نصربن سیار کنکاش می کنیم و به سؤالات مذکور نیز پاسخ در خور توجهی می دهیم.
روند اسلام پذیری مردم همدان (21-334 ه . ق)
حوزههای تخصصی:
همدان به عنوان یکی از کهن ترین شهرهای ایران، و مرکز حکومت مادها، که بی شک از دوران هخامنشیان بر حسب وضع جغرافیایی، در اندیشه مردم، مقام «دل ایران» احراز کرده بود. در اواخر عهد ساسانیان به آسانی در معرض تاخت و تاز قرار گرفته و با فتح آن به دست مسلمانان، کانونی برای لشکر کشی به مناطق دیگر از جمله آذربایجان و اصفهان و... شد. گسترش اسلام در ایران و منطقه مورد مطالعه همدان، روندی نسبتاً آرام و تدریجی و مبتنی بر علل مشخص را طی کرد. یکی از مسائل دخیل در این روند، که از دوره خلفای راشدین آغاز شد، مهاجرت و سکونت دسته جمعی قبایل عرب بود، که در شهرهای جبال و منطقه همدان شاهد سکونتِ شماری از طوایف مانند «ربیعه» و «بنی عجل» هستیم. در ادامه، گروه های زیادی از تیره های عرب به دلیل فرار از ظلم و ستم خلفا و حاکمان محلی، بدین مناطق مهاجرت می کردند. حضور علویان و سادات در همدان و حتی خاندان امارت پیشه عجلیان، که به پاداش خدمات خویش در زمان خلیفه مأمون بر جبال استیلاء یافتند، از جمله موارد قابل ذکر می باشد.
حوادث و بلایای طبیعی ایالت جبال از ظهور اسلام تا حمله مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوادث طبیعی به مجموعه حوادثی گفته می شود که منشأ انسانی ندارند و معمولاً غیر قابل پیش بینی اند. این گونه پدیده های طبیعی از آن جا که آثار منفی بر زندگی انسان دارند، به عنوان بلایای طبیعی معرفی شده اند. بنا به گزارش های تاریخی، در سده اول تا هفتم هجری قمری حوادث طبیعی زیادی در ایالت جبال که یکی از ایالت های بزرگ ایران بوده، روی داده است. در این گزارش ها که بیشتر جنبه توصیفی دارند، حجم انبوهی از بلایا به همراه شدت آسیب های وارده و کشتار فراوان مردم ذکر شده و جنبه تحلیلی آن ها بسیار ضعیف است. لذا این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال اساسی است که حوادث طبیعی چه تأثیری بر اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایالت جبال در دوره مورد نظر داشته است. در نهایت از مجموع تحلیل ها، نتایجی به دست آمده که در متن حاضر در قالب سه دسته پیامدهای اجتماعی- فرهنگی، پیامدهای اقتصادی و پیامدهای سیاسی طبقه بندی شده اند.
مطالعه تطبیقی مکان گزینی دو پایتخت شیعی در قرن چهارم هجری قمری: شیراز بویهی و حلب حمدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام در قرن چهارم هجری با تعدد پایتخت هایی مواجه است که هریک از آنها در عرصه سیاسی و فرهنگی به جد نقش آفرین هستند. جغرافیای وسیع، لزوم بقای دولت های مستقل و نیمه مستقل اسلامی و بالاگرفتن رقابت های سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی مذهبی موجب شد تا برخی از شهرهای سیاسی به پایتختی مطرح در جهان اسلام تبدیل شوند. درمیان پایتخت های هم طراز دو پایتخت شیعی جهان اسلام شیراز به عنوان پایتخت بویهیان و حلب به عنوان پایتخت حمدانیان به دلیل شباهت ها و تفاوت های در خور توجه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند. تقارن زمانی، تقارن دیدگاه های مذهبی، فعالیت های مشابه فرهنگی و نام و آوازه بلند عضدالدوله بویهی و سیف الدوله حمدانی امرای حاکم بر این دو پایتخت در میان سایر حکومت های متقارن قرن چهارم هجری قمری از شباهت های مشترک آن ها به شمار می رود. یکی دیگر از وجوه مهم شباهت ها و تفاوت های این دو پایتخت به عوامل موثر در مکان گزینی آن ها و نقش و اهمیت این پایتخت ها در تمدن اسلامی قرن چهارم هجری باز می گردد. از همین رو در مقاله پیش رو بر آنیم که با روش توصیفی- تحلیلی ایتدا عوامل موثر بر مکان گزینی پایتخت عضدالدوله دیلمی در شیراز را به تفصیل مورد بررسی قرار داده و آنگاه به صورت تطبیقی عوامل موثر بر مکان گزینی پایتخت سیف الدوله حمدانی در حلب را با این عوامل مورد مقایسه قرار دهیم.