شصت و چند سال پیش که شادران علامه محمد قزوینی نسخه خطی مورخ 827 هجری متعلق به مرحوم عبدالرحیم خلخالی را اساس کار خود در تصحیح دیوان حافظ قرار داد، چون به بیت بالا رسید، به پیروی از آن نسخه که متعاقبا به صورت عکسی هم چاپ شد، ضبط خروج را در متن جای داد و فروغ (نسخه های خ و ق) و بروج (بعضی نسخ دیگر) را در حاشیه. پیش تر از آن، خلخالی (1306) و پژمان بختیاری (1315) ضبط خروج را برگزیده بودند.اما تقریبا همه مصححان دیگر از جمله خانلری، نیساری، عیوضی (در هر سه چاپ)، جلالی نائینی و نورانی وصال، نذیر احمد، مسعود فرزاد، انجوی (چاپ جدید)، ایرج افشار، یحیی قریب، سایه، و مجاهد ضبط بروج را بر خروج ترجیح داده اند. وجه ترجیح آنان، علاوه بر ضبط اکثر نسخ، لابد مناسبت آشکار لفظ بروج با آسمان، زمین، اختر میمون، و طالع مسعود بوده است چنان که، در حاشیه چاپ قریب، به همین معنی اشاره شده است.
سومین دفتر از مجموعه «متون ایرانی» در سال 1391 به کوشش جواد بشری توسط انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی به زیور طبع آراسته شده است. این دفتر شامل دو بخش است که بخش نخست آن دربرگیرنده ده متن تصحیح شده است. دومین متنی که در بخش نخست این دفتر آمده، حدود هزار بیت از اشعار شمس الدین (جلال الدین) ورکانی، شاعر سده های ششم و هفتم می باشد که توسط اسماعیل شموشکی، تصحیح شده است. در این کار، دو نسخه از خلاصه الاشعار مورد استفاده مصحح بوده که یکی متعلق به کتابخانه مجلس شورای اسلامی و دیگری نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران است. نویسنده در نوشتار حاضر، ملاحظات خویش را در باب تصحیح اشعار شمس الدین ورکانی به رشته تحریر درآورده است. در راستای این نقد، با ارائه شاهد مثال هایی از متن، به خطای کاتب یا غلط خوانی مصحح و تصحیح های قیاسی وی اشاره می کند. نویسنده در انتها، حدسیات خود را در جهت رفع اشکال ابیاتی که برای مصحح مبهم بوده است، بیان می دارد.
نویسنده در نوشتار حاضر در تاش است کتاب کلیات شعر میرکرمانی که توسط وحید قنبری و انتشارات سخن در سال 1397 به زیور طبع آراسته شده است را در بوته نقد و بررسی قرار دهد. وی در راستای این هدف، نخست با ارائه شاهد مثال هایی از صفحات متن کتاب، غلط خوانی های راه یافته به آن را متذکر می شود. سپس، تعدادی از ضبط های نادرست یا مشکوک چاپ کتاب و تکرار اشتباهات کاتب و ... را برمی شمارد. نویسنده در انتها، نقد خود را با بیان اشکالات راه یافته به حواشی صفحات کتاب، به پایان می رساند.
خلاصه الاشعار و زبده الافکار، مفصل ترین تذکره سخنسرایان پارسی گو تألیف میرتقی الدین کاشی است. بخشی از تذکره که خاتمه نام دارد شامل دوازده اصل است که هر اصل به یکی از نواحی جغرافیای ایران اختصاص یافته است. اصل نهم مربوط به شاعران شیراز و نواحی آن است که توسط نفیسه ایرانی تصحیح و انتشارات میراث مکتوب آن را به چاپ رسانده است. نویسنده در نوشتار حاضر در راستای نقد تصحیح مذکور، غلط خوانی ها و سایر اشکالات راه یافته در تصحیح را با ذکر شاهد مثال هایی از متن کتاب، به تصویر می کشد.
میرزا ابوصالح رضوی فرزند میزا محسن نواب و نوادهء دختریِ شاه عباس اول است. او و پدرش هر دو متولی آستان قدس رضوی بودند.جز این، میرزا ابوصالح بانی مدرسهء صالحیهء نوّاب و نیز ایوان مصلا در مشهد مقدس است.وی در ۱۰۹۰ق وفات یافت. محمد صالح رضوی فرزند میرزا محمدباقر متولی و برادرِ میرشاه تقی الدین محمد متولی است و تالیفاتی چون لطایف الخیال، جواهرالخیال، دقایق الخیال و معارج الخیال دارد. از دیرباز، شرح حال این دو، با یکدیگر آمیختگی یافته و باعث بروز اشتباههایی در بابِ معرفیِ مولف جواهرالخیال ، لطایف الخیال و دقایق الخیال شده است. در این مقاله، ضمن بررسی سرچشمه های این اشبتاه، حقیقت مساله بیان شده است.
«می باقی»، مجموعه مقالاتی درباره حافظ، چکیده قلم بهاءالدین خُرّمشاهی است. ما در این مقاله به بررسی این کتاب پرداخته ایم و هر جا با نویسنده آن هم داستان نبوده ایم، نظر خویش را به دلایل و شواهد متّکی نموده و بیان کرده ایم.
احسن القصص، ترجمهء فارسیِ کتابی است در باب حضرت یوسف (ع). این متن کهن فارسی، که متعلق به پایان قرن۵ یا آغاز قرن ۶ق است، اخیرا به چاپ رسیده، اما متاسفانه کاستیهایی قابل توجه بدان راه یافته است.در این مقاله برآنیم تا پاره ای از آن کاستیها را نشان دهیم.
نظامی گنجوی در برخی آثار خویش از اصفهان یاد کرده و به توصیف آن پرداخته است. در این مقاله، ابیات متضمن ذکر اصفهان در آن آثار را از نظر گذرانده و توصیفات نظامی را با منابع دیگر سنجیده ایم. نیز این پرسش را درانداخته ایم که آیا نظامی با شیوه ای که به اصفهان پرداخته، مقصودی خاص داشته؛ و اگر چنین است، آن مقصود چه می توانسته باشد.